ازدواج آسان قسمت ۶ – مهریه

دوستان در ادامه مباحث ازدواج آسان در این قسمت بحث مهریه رو مطرح می کنیم. بحثی که بسیار هم و چالش بر انگیز هست و باعث میشه که بسیاری از ازدواج ها سرانجام نگیره و به قول معروف دو نفر به هم نرسن خیلی وقت ها. به خاطر عدم توافق در مهریه. یا شده کسانی که بسیار با هم خوب بودن و سر بحث مهریه که رسیدن به توافق نرسیدن یا نامزدیشون یا دوستی و آشناییشون تموم شده. خیلی بحث مهمیه.

مهریه در اصل یک هدیه بسیار بزرگی هست که مرد تقدیم به خانمش می کنه و اون خانم برای اینکه می خوان با هم باشن و رابطه ای داشته باشن و کلاً وارد رابطه مقدس ازدواج بشن، مثل یک هدیه بسیار بزرگ هست برای شاد کردن دل همسر که یک سنت بسیار زیبا و چیز بسیار قشنگی هست. منتهاش اتفاقی که توی کشور ما افتاده اینه که فکر می کنن مهریه یک عاملی هست مثل یک طناب که زن و مرد رو در کنار همدیگه نگه میداره! فکر می کنن که مهریه باعث نهداشتن زن و مرد در کنار یکدیگر میشه! برای همینه که مهریه رو سنگین تر و سنگین تر می گیرن.

مثلاً دختر فکر کنه که شوهرم باید بترسه که به من خیانت نکنه و با من باشه. هر چی این مهریه سنگین تر باشه و تعداد سکه ها بیشتر، پس این مرد بیشتر می ترسه و بیشتر به من خوبی می کنه! این تفکر کاملاً اشتباهه و اصلاً اینطور نیستش که این پول یا رقم بتونه دو نفرو کنار هم نگداره! اگر مردی بخواد خیانت کنه و رفتار خوبی نداشته باشه و دنبال کار خلاف بره و با زنش خوب نباشه، صد هزار تا سکه هم باشه، فرقی نمی کنه! اون مرد میره کار خودشو می کنه و تعداد سکه ها اصلاً اهمیتی نداره. وقتی کار به دادگاه و به اجرا گذاشتن مهریه می رسه، همه می دونن که چندین سال طول می کشه و اون فرد نداره و می گیرنش و آزادش می کنن و… یعنی پولی در کار نیست! اون توهمی بیش نیست که اون عدد سکه ها چقدر هست.

مگر اینکه اون پسر واقعاً داشته باشه و اون زن بتونه پولشو بگیره. که این هم اشتباهه. پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: مهریه سنگین باعث کدورت میشه. چرا باعث کدورت میشه؟ من نشستم فکر کردم و طبق درک خودم به این نتیجه رسیدم. ببینید شیطان میاد چه جوری یک نفرو گول می زنه. شیطان می خواد قلابشو بندازه به یک فرد و بکشونه سمت خودش. اگر در وجود فرد یک دستگیره ای وجود داشته باشه که این قلاب بیفته بهش، شیطان می تونه اون فردرو بکشونه سمت خودش. ولی اگر دستگیره ای وجود نداشته باشه، شیطان نمی تونه.

البته این که من میگم برای همه زن ها صحیح نیست. برای زنی میگم که یه ذره حواسش نیست و یطان میاد گولش می زنه. اون دستگیره چی میشه؟ اون مبلغ بزرگ مهریه! به محض اینکه توی زندگی به مشکلاتی برخوردن و اخلاقاشون با هم نساخت، مشکلات که اصلاً جزو لاینفک هر رابطه ایه! هر راطه ای که فکرشو بکنید، مشکلاتی داره! یعنی زن و شوهر کارشون توی زندگی چیه؟ مشکل حل کردن! انسان باید هی مشکل حل کنه! ولی اون زن میگه: به جای اینکه من هی بخوام مشکل حل کنم، چه کاریه؟ من میرم مهریمو میذارم به اجرا!

این مطلب هم عالیه:  در مس به طلا چه می آموزیم؟

و این توهم در ذهن زن ایجاد میشه: هفتصد سکه! هزار سکه! این ذهنش حالت توهمی پیدا می کنه. فکر می کنه و میگه: من به جای اینکه بیام غر زدن های این مردو تحمل کنم، میام مهریمو به اجرا می ذارم، یه پول گنده میاد و خوشبخت میشم. و این در عمل اتفاق نمی افته! چرا؟ جون هی میرن توی دادگاه و سه چهار سال طول می کشه و میرن و میان و درگیری و اعصاب خوردی و آخرش هم می بینن توهمی بیش نبود و چهار پنج سال از عمرشون تلف شد! که این اتفاق برای خیلی ها افتاده و برای من هم در گذشته افتاد و آخرش هم با یک مبلغ بسیار اندکی شاید ده دوازده تا سکه تموم شد و رضایت دادیم و رفت! چهار سال طول کشید! عمر من و ایشون تلف شد.

هیچ چیزی نیست که فکر کنیم کسی چیزی به دست میاره. و این خیلی مهمه که زن و مرد به این درک برسن که اگر مردی می خواد کنار زنی باشه، از روی عشق باشه. اگر زنی می خواد در کنار مردی باشه، از روی عشق باشه. اون مهریه یک هدیه بسیار بزرگه. و همه می دونیم الگوی همه ما حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها هستن. و مولا علی علیه السلام چیکار کردن؟ یک زره داشتن، بردن فروختن و کلشو هدیه دادن به حضرت زهرا به عنوان مهریه. و حضرت زهرا (س) چیکار کردن؟ رفتن کل اون مبلغ رو دادن برای جهیزیه. یعنی یک رابطه بسیار متقابل و زیبا که هر دو نفر راضی و خشنود بودن.

پس اینو در نظر داشته باشم که مهریه سنگین هیچ تضمینی نیست برای استحکام رابطه! بلکه عاملیه برای کسانی که حواسشون یست و شیطون می تونه گولشون بزنه. یک عاملی برای جدایی هست. همونطور که پیامبر ما فرمودن. حالا دوستان از من پرسیدن و من هم توی ویدیوها و فایل های قبلی گفتم: من و همسرم تعداد سکه های مهریه رو چهارده تا سکه در نظر گرفتیم. و همسر من بسیار خانم فهمیده و خانواده ایشون بسیار فهمیده بودن و اینقدر درکشون بالا بود که خودشون این موضوع رو پذیرفتن و اصلاً دوست داشتن که همسر من اینجور باشه. و این مطلب رو درک کرده بودن. با اینکه خواهر ایشون اینجوری نبودن و تعداد سکه بالاتری رو گذاشته بودن. و ایشون از خانواده سطح بالا و متوقع و خیلی خوب هستن.

و ایشون اگر می خواستن از این حرف ها بزنن و منو اذیت کنن، کاملاً راحت می تونستن و من اصلاً نمی تونستم حرفی بزنم . خیلی راحت می تونستن بگن: پانصد تا سکه، هزار تا. می تونستن، ولی گفتم: من به این درک معنوی که رسیدم، می خوام اینو توی زندگیم پیاده کنم که حالا کاربرهای کانال ما بتونن الگو بگیرن که توی همین قرن بیست و یکم هم میشه مهریه ساده و ازدواج آسان رو انجام داد. که اگر ویدیوهای ازدواج آسان رو دنبال کنید، مهریه یکی از اونها بود و بقیه مراحل رو در ویدیوهای بعدی خواهم گفت.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید