معرفی آموزشها: اسرار روابط عاشقانه، استحاله نیروی جنسی و خلوت درون

توی این ویدیو که اولین ویدویی هست که در وب سایت مس به طلا ارائه می کنم، میخواستم خیلی خاص و مختصر در رابطه با مطالبی که در کانال و وب سایتمون قراره با شما دوستان عزیزم در میون بگذارم، صحبت کنم. توی مجموعه مس به طلا ما میخوایم به شما آموزش بدیم که بیایم دوستان،  مس وجود خودمون رو به طلا تبدیل کنیم. حالا این مس وجو ما میتونه چی باشه؟

یک بخشی از اون میتونه استحاله نیروی جنسی باشه که مقوله بسیار مهمی هست ولی کمتر در رابطه با اون صحبت شده. چرا؟ چون از بچگی شاید به ما گفته شده که نیروی جنسی خیلی نیروی قبیح و زشتیه و در رابطه باهاش صحبت نکنیم، اصلاً تا میشه خیلی در رابطه با اون پنهان کاری شده. در صورتی که اینطور نیست دوستان. ببینید خداوند که جهان هستی رو آفریده، یک گوشه از توانایی خودش رو که همون خلقت باشه، و خلق کردن یک موجود جدید باشه در خلال یک رابطه جنسی میآد به نمایش میگذاره. یعنی پدر و مادر، یک زن و شوهر با هم رابطه جنسی برقرار میکنند و در خلال این رابطه جنسی خلقت اتفاق میفته: تولد یک انسان جدید!! بنابراین چه چیز مقدستر از نیروی جنسی و رابطه جنسی ما داریم؟ این یکی از مقوله هایی هست که من در رابطه با اون با شما صحبت خواهم کرد.

مقوله دیگر در رابطه با روابط زوجین، روابط زن و شوهر که چه جوری همدیگر رو دوست داشته باشن، چه جوری عمق رابطه شون رو اینقدر عمیق بکنن که حتی از مرحله سکس هم بگذرند. و سکس به جایی برسه که همونطور که روانشناسهای روز دنیا دارن ترویج میکنن، سکس محصول یک رابطه جانبی بسیار عمیق، عاشقانه و حاصل وحدت میان یک زن و شوهر هست، به اون سطح از عشق دسترسی پیدا کنند.

موضوع دیگه ای که در سایت مس به طلا میخوایم در رابطه با اون با شما صحبت کنیم، در رابطه با عزیزانی هست که متاسفانه شاید از همسرشون جدا شده باشن و جدایی و طلاق براشون اتفاق افتاده. که برای اطلاعتتون میگم: خود من هم جزو این افراد هستم. من سه سال پیش از همسرم جدا شدم و خیلی خلاصه بگم: توی این سه سال آنقدر که خداوند برکاتی رو بر من نازل کرده، بی اغراق میگم: آنچنان برکات روحی، جسمی، خودسازی، مالی، موفقیت، حال خوب، روحانیت و از همه این چیزها که خداوند در این سه سال گذشته بر من برکت نازل کرده که الان خداوند رو به خاطر اون مصیبت، که مصیبت نبود واقعاً؛ موهبتی بود که بر من نازل شده بود، که خداوند رو به خاطرش سپاسگزارم.

در رابطه با این هم خیلی براتون حرف دارم دوستان؛ دوست دارم که تجربه شخصی خودم با مطالعاتی که به دست آوردم و تجربیاتی که خودم شخصاً در زندگیم پیاده کردم، دوست دارم این اطلاعات رو با شما دوستان عزیز در میون بگذارم. میدونید چرا؟ چون دوستان راستش رو بخواید من خیلی درد کشیدم. اون موقعی که از خانمم جدا شدم، در خارج از کشور زندگی میکردیم و طی اختلافاتی که بین ما پیش اومد، خانمم به ایران برگشتند و من تنها موندم. یعنی من تنهایی رو با گوشت و خون و پوست و استخوون عمیقاً درک کردم. تنهایی… جدایی… یعنی من که اینجا میآم با شما در رابطه با جدایی صحبت میکنم و تجربیات خودم رو از استحاله جدایی به موهبت الهی در اختیار شما قرار بدم،  اصلاً تئوریک صحبت نمیکنم که بیا اینجا بگم: من یه چیزهایی خوندم، فلان کتاب این رو گفته، فلان کتاب اون رو گفته… هر چند کتاب هم زیاد خوندم، ولی نمونه زندهاش خودم هستم. یعنی صحبتی که من با شما میکنم، تجربه شخصی خودم هست که زنده میتونم از اعماق وجودم از ته قلبم برای شما توضیحش بدم. پس یکی از زمینه هایی که من در رابطه با اون در وب سایت و کانالمون آموزشهای رایگان در اختیار شما قرار میدم، همین مسأله جدایی هست که ما چکار کنیم این جدایی که به ظاهر خیلی تلخ و زشت و سیاه به نظر میآد، به طلا و یک موهبت الهی تبدیل کنیم.

موضوع دیگه در رابطه با مجردهایی هست که شاید به هر دلیلی نتونستن توی سن مناسب ازدواج، ازدواج کنن و الان شاید کمی سنشون بالا رفته و خیلی نگران هستن توی جامعه، توی جمع دوستان و گوشه کنایههای دوستان: پس کی زن میگیری؟ پس کی شوهر میکنی؟ اینها ناراحتیها و نگرانیهایی هست که چرا من الان مجرد هستم؟ خدایا چرا الان یکی کنار من نیست که زندگیم تکمیل بشه؟ در این رابطه هم دوستان تجربه شخصی خودم به اضافه اطلاعات و دانشی که در طی این سه سال که کسب کردم رو در اختیارتون میگذارم و خیلی خلاصه در این رابطه بگم: دوستان مجرد بودن، حالا چه مجرد بودن و یا جدا شدن از همسر و پس از اون مجرد شدن، آخر دنیا نیست. اصلاً فکر نکنید که اگر شما مجرد هستید، یک چیزی توی زندگیتون کمه. خیلی خودمونی بگم: من دوست دارم این باور غلط و قدیمی رو در وجود و ذهن شما بشکنم که: نیمه گمشده من کیه؟ همچین چیزی نیست دوستان. خداوند همه انسانها رو، من و شما رو و هر انسانی رو برای خودش به شکل یک انسان کامل آفریده. روح ما کامله و نیازی به هیچ¬کس دیگری نداره. ما اگر بتونیم، تلاش کنیم و روی خودمون کار کنیم و سیگنا¬ل¬های ارتباطی خودمون رو با اعماق درون خودمون و با خداوند و جهان هستی برقرار کنیم، نیاز به هیچکس نداریم. این رو من با ایمان کامل میگم. چرا؟ چون خودم توی این دو سه سال این رو تجربه کردم. ببینید من از همسرم جدا شدم و خارج از کشور هم زندگی کردم و فرصت برای اینکه هر کاری بکنم توی زندگیم بود. ولی لطف خدا شامل حال من شد و آگاهیدهایی به من رسید که من این کار رو نکردم. ترجیح دادم مجرد بمونم ولی نه مجردی که درد میکشه! نه مجردی که فکر میکنه: ای وای نیمه گمشده من کو؟ چرا زندگی من لنگ میزنه؟ اصلاً لنگ زدنی نیست. کی گفته انسان باید نیمه گمشده اش باشه تا شاد و خوشحال زندگی کنه؟ به خدا دوستان اینطور نیست. نیمه گمشده ما خداوند و الوهیت درونمون هست.

نمیخوام اینجا بحث مذهبی و روحانی بکنم. هر چند که روحانیت مهم ترین و لذت بخش ترین رازی هست که من در زندگیم کسب کردم و دارم ازش لذت میبرم. منتهاش دوست دارم خیلی خودمونی با شما دوستان عزیز صحبت کنم: ای خانم مجردی که سن ازدواجت گذشته و نگرانی که چرا یکی نمیآد منو بگیره و چرا من شوهر ندارم؟ ای آقایی که سن ازدواجت گذشته و اینقدر خوب و بد کردی و الان نمیدونی چیکار کنی. من به شما توصیه میکنم که برای یک مدتی، چند ماهی و حتی اگه شد یکسال روی خودت کار کن دوست عزیز. اعماق وجود خودت رو بشناس؛ عشق درونی خودت رو نسبت به خودت افزایش بده؛ عاشق خودت بشو؛ اول خودت رو بشناس که خودت کی هستی، بعد که خودت رو شناختی عاشق خودت بشو؛ وقتی که عاشق خودت باشی این عشق از وجود تو لبریز میشه و اون وقته که تو میتونی یک نفر دیگه رو دوست داشته باشی و عاشقش بشی. من نمیخوام ترویج مجرد بودن بکنم، ترویج تارک دنیا بودن و رهبانیت رو بکنم؛ مثل بعضی از ادیان که کشیش هاشون تا آخر عمر مجرد میمونن. به هیچ عنوان.

این مطلب هم عالیه:  زیربنای خیانت به همسر: هوسرانی و خلأ عاطفی

به نظر من که متاهل بودن خیلی هم خوبه. ولی یک مرحله هست که ما اون رو جا انداختیم، ما اون رو نشناختیم. ما هنوز عاشق خودمون نشدیم، عاشق خدای خودمون نشدیم، چطور میتونیم عاشق شخص دیگه ای باشیم؟ و قبل از اینکه عاشق خودمون بشیم، ما باید خودمون رو بشناسیم؛ من وقتی خودم رو نشناسم، اعماق وجودم رو نشناسم، ریزه کاریهای افکار، عقاید و رفتارهای خودم رو نشناسم چطور میتونم یکنفر دیگه رو بشناسم؟ چطور می تونم انتظار داشته باشم طرف مقابل من رو بشناسه و با من توی هارمونی قرار بگیره؟ امکان نداره. اتفاقی که می افته مثل من: ازدواج میکنیم، بعد از یک سال ریزه کاری های شخصیت ما رو شد و تموم اون عشق گردبادی که بود، خاموش شد و فروکش کرد و ریزه کاری های من و خانومم اومد بالا و با هم تضاد پیدا کرد و اینقدر که این ریزه کاری ها با هم تضاد پیدا کرد، که ما از هم جدا شدیم.

در صورتی که امروز بعد از سه سال که به لطف خداوند من روی خودم کار کردم، خودم رو شناختم و اعماق وجود خودم رو شناختم و عاشق خودم هستم؛ الان دوستان من عاشق خودم هستم، الان متوجه میشم، بر میگردم و خودم رو نگاه میکنم، میبینم که چقدر من اشتباه کردم، چقدر من ناآگاه بودم و چقدر آگاهی من توی اون دورانی که متأهل بودم کم بود. من نمی خوام این اتفاق برای شما دوست عزیز بیفته. اگر شما الان مجرد هستی، هول نشو دوست من. ریلکس… آروم باش… شش ماه یک سال روی خودت کار کن. به خدا قسم هیچ چیزی رو از دست نمی دی. چه از نظر احساس، چه از نظر عاطفی و چه از نظر فیزیکی و رابطه جنسی. خیلی واضح دارم میگم: هیچ قافله ای نیست که شما فکر کنید این قافله عشق و نیروی جنسی و رابطه جنسی داره می تازونه و شما ازش عقب افتادین. هیچ چیزی در کار نیست. آروم باشید. ریلکس باشید. و به خودتون برسید. هیچ چیزی رو از دست نمی دید.

حتی در رابطه با نیروی جنسی. که بحث استحاله رو من در موردش توضیح دادم. من توصیه می کنم که نیروی جنسی خودتون رو با توجه به آموزش هایی که ما توی کانال و وب سایت و دوره استحاله نیروی جنسی  ارائه میدیم، استحاله کنید. اون وقته که میتونید لذت واقعی روحانیت رو درک کنید، عاشق خودتون بشید و از لحظه به لحظه زندگیتون لذت ببرید. از تموم ساعتهای زندگیتون که داره می گذره لذت ببرید و در هوشیاری کامل به سر ببرید و حالتون خوب باشه. عاشق خودتون باشید. از درون پر باشید. از درون لبریز از عشق خودتون و عشق خدایی باشید و اون وقت چه بخواهید و چه نخواهید جنس مخالف و کیس هایی که برای شما مناسب باشند، به شما جذب میشن. چه بخواهید، چه نخواهید. شما تبدیل به نور خدایی میشید و یک نوری از شما سرریز میشه که خواه ناخواه دیگران به شما جذب میشن.

ولی به این راحتیها هم نیست دوستان عزیز؛ باید یک کم تلاش کنید، یک کم زحمت بکشید، یک کم نیروی جنسی رو استحاله کنید. یک کم پرهیز داشته باشید، یک سری پرهیزهایی که من بهتون آموزش میدم داشته باشید. آقایون مجرد چشمتون رو کنترل کنید. باز هم میگم من بحث مذهبی و آموزشهای دینی نمیخوام اینجا به شما بدم. ولی یکم چشمتون رو کنترل کنید. یکم خانمهایی که توی خیابون از کنار شما رد میشن، بدون توجه به اینکه چقدر ظاهرشون جذابه، چقدر تحریک کننده هستن، به چشم یک انسان بهشون نگاه کنید. براشون دعا کنید؛ مهم نیست اون خانوم چقدر زیبا پوشیده، چقدر به چشم شما جذاب میآد. اگر در زاویه دید شما قرار گرفتن، براشون دعا کنید. بگید خواهر من امیدوارم که توی زندگی خوشبخت بشید، تو مثل خواهر منی، مثل مادر منی. امیدوارم خوشبخت بشی. اون عشق الهی که خداوند به عنوان یک زن برای تو در نظر گرفته، تجربه کنی و رد شید برید. یک سری تمرینات اینجوری من میخوام به شما بدم. یک کم سخته، ولی باور کنید که میارزه. باور کنید دوستان که می ارزه.

در رابطه با خودم بگم: من ۸ سال خارج از کشور زندگی کردم. قبل از عید سال ۱۳۹۵ به ایران برگشتم و از برگشتنم به ایران بسیار راضی ام. می دونید چرا؟ فقط به خاطر یک کلمه؛ پدرم به من گفت: جواد دلم برات تنگ شده. خواهش می کنم برگرد دیگه دوری بسه. و من برگشتم؛ هر چند دلیل برگشتنم کارهای اداری و کارهای دیگهای هم بود، منتهاش دلیل موندنم احترام به حرف پدر و مادره. میدونید چرا؟ من ۸ سال پیش که ایران رو ترک کردم، دل پدر و مادرم رو یه جورایی شکستم. اونها دوست نداشتن من برم. من کارمند رسمی دولت ایران بودم. توی کارخانه ذوب آهن اصفهان کار میکردم، درآمدم خوب بود. ۲۷ سالم بود. اون موقع پدر و مادرم دوست داشتن من ازدواج کنم و کنارشون بمونم. منتهاش من قدرت ریسک بالایی دارم، ایمان دارم به اینکه به اهداف و رؤیاهام جامه عمل بپوشونم، توی اون سن من رفتم. و کاری ندارم که توی اون ۸ سال چه اتفاقاتی برای من افتاد. ولی خدا رو شکر لیسانسم رو گرفتم. الان دارم فوق لیسانسم رو میخونم. ولی پدر و مادرم راضی نبودن. اون موقع من به این سطح آگاهی نرسیده بودم. به نظر من پدر و مادر بعد از خداوند مقدس ترین موجودیت برای یک انسان هستند. من خداوند برام مقدسه، پیامبران برام مقدسند. بعدش پدر و مادر برام مقدس هستند. این درک امروزم رو مدیون اون کارهای که روی خودم انجام دادم، پرهیزهایی که روی خود انجام دادم هستم.

صحبت طولانی شد. میخواستم این ویدیو ۵ دقیقه بشه، ولی ۱۵ دقیقه شد. من نمیخوام اینجا هیچ چهارچوبی رو اینجا رعایت کنم، نمیخوام خیلی خشک و کلاسیک و کلیشه ای صحبت کنم. حتی من عذرخواهی میکنم. این ویدیو اصلاً حرفه ای نیست. این ویدیو نورپردازی نداره و من دارم با دوربین موبایلم این ویدیو رو می¬گیرم. ولی اصلاً مهم نیست. من میخوام پیامم به شما برسه. من نیومدم اینجا هنرپیشگی کنم، نیومدم فیلم هالیوودی بسازم. نیومدم اینجا مورد نقد فیلمسازان و سینماچیان قرار بگیرم. من موبایلم رو گذاشتم توی اتاق خودم و دارم ویدیو میگیرم. چون که خیلی حرف براتون دارم دوستان عزیز. منتظر ویدیوهای بعدی من باشید. به امید خدا مطالب فوق العاده خوبی رو براتون در نظر گرفتیم که قدم به قدم همش رو براتون آموزش میدم در طبقه بندی ها و دسته های مناسب خودشون. خیلی ممنون که وقت گذاشتید و این ویدیو رو تماشا کردید. به خداوند بزرگ میسپارمتون.

 

این ویدیو را از آپارات دانلود کنید.

3 پاسخ
  1. نگین
    نگین says:

    سلام آقای زارع من از صحبتهای بینظیر شما تشکر میکنم….و همچنین میخواستم یه چیزی بهتون بگم اونم اینه به مردم آموزش چله گرفتن بدین….خیلی خیلی کمک میکنه….من خودم سالها این کار رو انجام میدم و به لطف خدا به خیلی چیزها دست پیدا کردم….خیلی چیزها منظورم ثروت و عشق نیست. ..منظورم این است به عشق انبیا رسیدم و یه جورایی فکر و ذکرم فقط آنها هستش…..
    من اینطور چله میگفتم. …بار اول
    یه سوره برای رفتگان
    حدیث کسا برای تعجیل ظهور
    زیارت عاشورا برای طهارت پیدا کردن
    دعا عهد برای خودم و امام زمان
    زیارت امین هر روز به نیت یکی از معصومین و حضرت عباس و …
    سوره یاسین برای اینکه خدا بهم علم بده ….
    دعای توسل هر روز برای یک قسمت از بدنم مثلا زبانم اگه دروغ گفتم خدا منو ببخشه ….
    خلاصه الان سالها مدام چله میگیرم….دایم الچله شدم…
    فقط از مردم بخواه هر چله که میگیرن فقط یه حاجت نخوان…چند تا حاجت بگیرن
    هم مردم حاجت میگیرن و هم رابطش با معصومین قویتر میشه….
    و هم میفهمم اصلا از خدا چی بخوان…من الان یاد گرفتم یه عالمه نیت وجود داره به غیر ازدواج…
    آقای زارع اولین چله که بگیری خودتو کنترل کنی دروغ نگی بخدا خدا خودش کاری میکنه تا مرحله اخرشون بری….
    بازم ممنون از حرفها شیرینتان

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

پاسخ دهید