اعتماد به یار

اعتماد به یار

در این فایل صوتی در رابطه با اعتماد کردن به همسر یا نامزد صحبت می کنیم. بحث اعتماد یکی از مهم ترین مباحثی هستش که توی رابطه خیلی مهمه و می تونه رابطه رو خیلی تقویت کنه. و در عین حال اگر اعتماد نباشه، می تونهن رابطه رو به طور کلی متلاشی کنه. ببینید نکته کلی که باید در نظر اشته باشیم اینه که همسر ما قابل اعتماد باشه، بخش بزرگش از طرف ما انجام میشه. و ما توی ذهنمون جوری می تونیم به همسرمون خط بدیم و ایشون رو توی ذهنمون بسازیم که قابل اعتماد باشه یا نباشه.

بذارید یه مثال براتون بزنم. توی کتاب مدیریت زمان نوشته آقای برایان تریسی گفتن: وقتی شما رئیس یک شرکت هستید، می خواید به کارمنداتون کار بدید. مبحثی به اسم تفویض اختیار رو گفته بودن. یعنی: اختیار کارها رو کلاً به او دادن. گفته بودک شما بشینید با کارمندتون صحبت کنید، وظایفش رو بهش بگید که چه چیزی از او می خواهید و ازش بخواهید که برای شما توضیح بدید که چه چیزی از او می خواهید، اگر متوجه شد و بیان کرد که چه چیزی ازش انتظار دارید، دیگه توی کارش دخالت نکنید و بذارید کارش رو خودش انجام بده و کمترین نظارت ممکن رو داشته باشید. یعنی اختیارات کامل رو به او بدید.

حالا این باعث چی میشه؟ باعث میشه که اون کارمند اولاً اینکه احساس ارزش می کنه و میگه: دمش گرم این مدیر! چقدر منو قبول داشت که کلاً کار رو سپرده دست من و گفته خودت انجام بده. خلاقیتش رشد می کنه و ایده هایی برای خودش به وجود میاره که می تونه کارو بهتر انجام بده. و هر چه اون مدیر کمتر نظارت کنه و از دور حواسش باشه که کلاً اشتباه نره، این باعث میشه که بهترین نتیجه رو بگیره. ولی اگه دم به دقیقه بیاد به کارمندش گیر بده که چرا فلان کارو نکردی؟ هم اون عصبی میشه و هم خلاقیتش کور میشه و فضای نا مناسبیه و اون فرد احساس ارزش نمی کنه.

و حالا توی بحث همسرداری هم همینه. ببینید یک بخش بزرگی از اعتماد، اینکه مرد بتونه به خانم و خانم بتونه به مردش اعتماد کنه، توی ذهن انسان ساخته میشه. حالا چظوری؟ فرض کنید یک مرد، چونکه مردها بیشتر شک می کنن و یه جورایی شاید اعتمادشون دیرتر ساخته باشه. زن ها بالفطره و عموماً اینطوریه که چون توی ذات زن کمتر ممکنه خیانت کنه و بی وفایی کنه. چونکه اینطوری آفریده شده، چونکه توی وجودش نیست، ممکنه کمتر شک کنه. ولی چوم مردها ذاتاً این توی وجودشون هست، شاید بیشتر شک کنن. کلاً طبیعیه دیگه! مرد غیریتیه و دوست داره هیچکس طرف همسرش نیاد.

حالا چطوری این اعتماد رو بسازه؟ یک بخش بزرگش رو مثلاً مردی که می خواد به زنش اعتماد داشته باشه، توی ذهن اون مرد ساخته میشه. ببینید مرد وظیفه ای که داره اینه که اگر کسی رو برای ازدواج انتخاب کرد، باید و باید صد در صد به او اطمینان کنه. یعنی اگر طرف باشه، نباشه، خونه پدر و مادر باشه، نزدیکش باشه، دور باشه، در هر شرایطی باید پیش خودش بگه: من به این خانم اعتماد کامل دارم. و تحت هر شرایطی ایشون به من وفادار هست و هیچگونه خدشه ای در روابط بسیار عالی ما وارد نخواهد شد.

حالا این کار چه خاصیتی داره؟ دو حالت داره. یا اینکه اون خانم، خانمی هستش که قابل اعتماد هست؛ که اکثراً هم همینطور هستن، قابل اعتماد هست و شما توی ذهنتون به او اعتماد می کنید و قضیه تموم میشه. حالا فرض کنید اون خانم به خاطر یه سری اشتباهات یا هر چیزی… قابل اعتماد هم باشه، ولی ولی کمتر قابل اعتماد باشه و احتمال اینکه یه کم پاش بلغزه، باشه. باز هم مرد اینجا می تونه توی ذهنش بگه: حالا که با من وارد رابطه شدی، من صد در صد به تو اعتماد می کنم.

این باعث چی میشه؟ باعث میشه که احساس عزت نفس توی اون خانم شروع کنه به رشد کردن و چیش خودش می دونید چی میگه: خوب این به من اعتماد داره! من تا کی می تونم بهش دروغ بگم؟ خودش تضاد و تناقض رو توی وجود اون فرد تشکیل میشه و به خاطر اینکه ایشون در هر شرایط این احساس اعتماد رو از طرف همسرش داره،  یعنی سیگنال اعتماد رو داره می فرسته سمت این خانم، این خانم خودش کم کم بر می گرده و میگه: خوب این اعتمادی که ایشون داره، من هماهنگ و همسو با اون هستم.

این مطلب هم عالیه:  تبدیل نیروی جنسی به ثروت - قسمت 12 - راننده تاکسی و علم استحاله در کار خود

دقیقاً داستانی از این داستان های قدیمی هست که میگن: رئیس کاروانی رفت پیش فضیل ایاز که یک راهزنی بود، کیسه ای رو به او داد و گفت: این یه سری چیزهای با ارزش توی این دارم. و نمی دونست که ایشون فضیل ایاز و سر دسته راهزن ها هست، گفت: این پول ها رو برای من نگه می داری؟ من می ترسم که بهمون حمله کنن. و نگو که رفته بود پیش سر دسته دزدها که قافله ها رو غارت می کردن. و چه اتفاقی افتاد؟ وقتی که اون آقا رفت، اطرافیانش بهش گفتن: عجب مرد ابلهی بود! اومد با دست خودش مالش رو تقدیم کرد! حالا بیایم پول ها رو تقسیم کنیم و…ولی رئیس دزدها گفت: نه! اون به من اعتماد کرده. من این اعتمادش رو نمی خوام بشکنم. حتی سریالش هم فکر کنم که پخش می شد. خیلی درس توی این داستان هست.

حتی اگر همسر شما، خانم یا آقا فرقی نمی کنه، یه ذره شیطنت داره، وقتی که ما یه ذره بهش اعتماد کنیم و سعی کنیم اینقدر بهش سیگنال قابل اعتماد بودن بهش بفرستیم که به امید خدا اون فرد کم کم درونش متحول میشه و قدر این اعتماد رو خواهد دونست. حالا مثلاً من شنیدم توی صحبت های عامیانه که میگن: جامعه خیلی بد شده! به هیچکس اعتماد نکن! مگر اینکه طرف به تو ثابت کنه که قابل اعتماده! حالا یه دیدگاه دیگه این هستش که میگن: به همه اعتماد بکن، مگر اینکه خلافش ثابت بشه. حالا اینطور نه که ما بیایم بدون برنامه ریزی و اینکه طرف رو بشناسیم اعتماد کنیم.

نگرش اینطوری هم داشته باشیم، بد نیست. تا اینکه فکر کنیم هیچکس قابل اعتماد نیست توی این دنیا و به هیجکس نمیشه اعتماد کرد، مگر اینکه فرد به من ثابت کنه که قابل اعتماده. این اصلاً طرز فکر خوبی نیست و انسان رو دور می کنه از زندگی راحت. خود من تجربه شخصی که دارم و باور قلبی من هست، اینه که به همه اعتماد کن، مگر اینکه خلافش ثابت بشه، ولی در عین حال عقل رو هم کنارش بگذار. حتی شده بود که کاربری به ما گفته بود: من می خوام دوره شما رو تهیه کنم، شما به من اعتماد کنید و با من کنار بیاید که من بتونم در دو قسط بدم. ما هم گفتیم: باشه، بذار بهش اعتماد کنیم و دوره رو بهشون بدیم.

و از روی دیدگاهی که خودم دارم، میگم: قضاوت اول رو بر مبنای اعتماد می گذارم. شده مثلاً دو ما گذشته و اصلاً من یادم نبوده و تموم شده و رفته… و ایشون پیام دادن که من قسط دوم رو واریز کردم! چقدر قشنگه این قضیه و خیلی هاشون تحت تأثیر قرار می گرفتن که تو چطور اعتماد می کنی؟ یا حتی محصولمون رو گذاشتیم توی یک کانال تلگرامی، طرف می تونه وقتی که خرید اگه بخواد شیطنت کنه، می تونه فایل ها رو کپی کنه و… ما این کارو نکردیم که سی دی قفل دار تهیه کنیم و… ما مبنا رو بر اعتماد گذاشتیم. و بهشون هم گفتیم ما راضی نیسیتیم برای کسی بفرستید و کپی کنید و… دیگه خودتون می دونید.

وقتی انسان اینطوری به قضایا نگاه کنه، این می تونه یک فرهنگ سازی باشه برای خودش که مثلاً مبنای کار این فرد روی اعتماده! و وقتی که مبنای کارو بر اعتماد می گذاری، و افرادی جذب شما و وارد زندگی شما میشن که خودشون ثابت می کنن اعتماد داشتن خیلی هم خوبه.

 

فایل صوتی اعتماد به یار را دانلود کنید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

پاسخ دهید