تبدیل نیروی جنسی به ثروت - قسمت 39 - قانون جذب و قناعت

تبدیل نیروی جنسی به ثروت – قسمت ۳۹ – قانون جذب و قناعت

در این فایل صوتی در رابطه با تفاوت قانون جذب و قناعت داشتن صحبت می کنیم. خوب ما بحث قانون جذب و صحبت های مربوط به جذب ثروت رو به صورت کامل در جلسات پایانی دوره استحاله میل جنسی کاملاً شرح دادیم که به عنوان پیش نیاز باید بلد باشه و باورهای جذب ثروت رو بدونه تا این موضوع رو بیشتر درک کنه، ولی خوب این به عنوان موضوعی که میشه در یک فایل صوتی کوتاه بیان کرد، رو در این فایل بیان می کنم. ولی کاملترش رو می تونید در دوره استحاله میل جنسی استفاده کنید.

قانون جذب میاد چیو میگه: قانون جذب یک قانون پیچیده و من درآوردی و یک تهاجم فرهنگی از غرب و … نیست. قانون جذب میاد میگه: انسان ماشین اثبات باورهاشه. یعنی به هر چیز توجه کنی، همون چیز در زندگی شما پررنگ می شود. اگر شما توی زندگیت به فراوانی توجه کنی، فراوانی توی زندگیت وارد میشه. اگه به فقر و اینها توجه کنی، فقر وارد زندگیت میشه. این خیلی دو دو تا چهار تای بسیار ساده ای هست. اصلاً نیازی نیست که ما بهش فکر کنیم که این قانون جذب چی هست و چی میگه؟ آیا راسته؟ دروغه؟ کلاهبرداریه؟ سرکاریه؟ نه! قانون جذب خیلی ساده است. شما فرض کنید می خواید یک بنز قرمز بخرید، وقتی که شما این تصمیم رو می گیرید (حالا عمدً میگم قرمز که رنگ جیغی باشه)، وقتی شما می خواید یک بنز قرمز بخرید، خودبخود وقتی که شما این تصمیم رو می گیرید، وقتی که میرد توی خیابون و رانندگی می کنید این ور و اون ور، هر بنز قرمزی که توی خیابون و دنیا وجود داشته باشه، اون نظر شما رو جلب می کنه. اونوقت تازه متوجه میشید که چقدر بنز قرمز وجود داره، قبلش اصلاً اینها رو شما نمی دیدید!

یا مثلاً یک نفر پولهاشو جمع کرده می خواد بنز خاکستری بخره. وقتی که این رو میگه، از وقتی که میره توی خیابون فقط پراید های خاکستری به چشمش میان. میگه: عه، اینو نگاه کن، اونو نگاه کن. پراید خاکستری هم خیلی وجود داره ها! به خاطر چی؟ به خاطر اینکه توی ذهنتون اون سیسمتی فعال میشه که میاد از بین بی نهایت اطلاعاتی که اطراف ماوجود داره، اون چیزی که توی ذهنمون روش فوکوس و تمرکز کردیم، اون رو بولد و برجسته می کنه و میاد میگه: تو اینو فقط باید ببینی. و دقیقاً بیاید همین مثال رو در مورد پول درآوردن ببینیم. کسی که می خواد ماهی سی میلیون تومان پول در بیاره، میگه: من دوست دارم ماهی سی میلیون تومان پول دربیارم؛ وقتی که اینو همش میگه و دائماً این تصویر جلوی چشمش هست و به این موضوع فکر می کنه، ایده ها و افراد و شرایطی رو می بینه که اونها منتج میشن به ماهی سی میلیون تومان درآمد. و اگر چنین چیزی نباشه توی ذهنش، هیچ وقت اون چیز رو نمی بینه.

فرض کنید که شما توی پارک نشستید، یک نفرشون ایده اش توی ذهنش اینه که ماهی سی میلیون تومان پول در بیاره، یک نفر دیگه ایده اش اینه که جامعه خیلی خرابه و پول نیست و بیکاریه و رکوده و… و یک فردی میاد که این فرد یک تاجری هستش که اگر کسی باهاش همکاری کنه، می تونه ماهی سی میلیون تومان پول در بیاره. این فرد میاد میشینه کنار این دو تا آدم و مثلاً میگه: من توی کسب و کار فلان هستم و کار ما خیلی کار خوبیه و ما نیاز داریم که کارمونو گسترده کنیم. همین یک جمله رو میگه. این دو نفری که مثالشون رو زدم یکیشون توی ذهنش اینه که من می تونم ماهی سی میلیون تومان پول در بیارم. یکیشون توی ذهنش اینه که من معتقدم ک بیکاریه و فقره و اختلاسه و رکوده و پول اصلاً وجود نداره و خیلی اوضاع خرابه. همین یک جمله رو که اون فرد سوم میگه که من دوست دارم کسب و کارمو گسترش بدم و خیلی کار ما کار خوبیه، اونی که تفکرش سی میلیون در ماهه، سریعاً می بینه و می شنوه و به چشمش میاد و بولد میشه. مثل اون بنز قرمز رنگ به چشمش میاد.

ولی اون دیگری اصلاً اینو نمی شنوه و وقتی که این جمله رو می شنوه از این گوشش میاد و از اون گوشش میره. بولد نمیشه توی ذهنش. مثل کسی نیست که می خواد بنز قرمز بخره و هر بنز قرمزی از جلوش رد بشه نظرشو جلب کنه. براش بی تفاوته و ازش رد میشه.قانون جذب داستانش اینه و اون فرد اول میاد میگه: آقا شما می خوای این کارو بکنی، احیاناً من چه کمکی می تون به شما بکنم؟ و چه همکاری می تونیم با هم داشته باشیم؟ و احتمالاً میرن با هم یه همکاری های تجاری رو شروع می کنن و به ماهی سی میلیون که هیچی، به ماهی سیصد میلیون هم ممکنه برسن.

به هر چیزی که توجه کنی، شرایط، افراد، ایده ها، دیدگاه ها وو چیزهایی رو می بینی که مربوط به اون مسأله باشه. کما اینکه در چیزهای منفی هم این موضوع صدق می کنه. مثلاً فرض کنیم یک فردی خدای نکرده بچه اش مشکل کلیه داره. از اون روزی که این مشکل براش پیش اومده، هر جایی که در مورد کلیه نوشته شده باشه و مطلبی توی رادیو، تلویزیون یا هر جایی گفته بشه، هر چیزی که در مورد کلیه باشه، به چشم اون فرد میاد. در صورتی که فردی مشکلی با کلیه اش نداره، می بینه و رد میشه. مثلاً توی اتوبوس نوشته آب بخورید که کلیه هاتون مشکل پیدا نکنه. مثلاً آدم عادی اون رو می بینه و اصلاً یادش هم نیست. ولی فردی که خدای نکرده بچه اش مشکل کلیه داره، سریعاً میگه: آخ آخ آخ راست میگه! هر جا که اسم کلیه و بیماری های کلیوی بیاد، اون فردی که بهش مبتلا هست، می بینه و به چشمش میاد و میره دنبالش. اون میشه قانون جذب.

یا مثلاً یه آگهی افتاده باشه روی زمین زیر کف پای مردم و روش نوشته شده باشه: ما با داروهای گیاهی درد کلیه رو خوب می کنیم؛ اون فردی که مشکل کلیه داره دولا میشه و اون آگهی رو از زیر پای مردم بر می داره، گل و خاک هاشو پاک می کنه و زنگ می زنه و میره دنبالش. ولی هزاران نفر از روش رد میشن. چرا؟ چون قانون جذب روی اونها اینجوری کار کرده که مشکل نداشتن در رابطه با کلیه. این میشه قانون جذب. حالا ارتباطش با قناعت چیه؟ حالا قانون جذب رو همه می تونن در رابطه با ثروت خیلی خوب استفاده کنن و توی دوره استحاله ما آموزش دادیم و دوره های خیلی زیادی توی کشور هست. برای خیلی از افراد جامعه ما هم که این قانون رو نمی دونن و بلد نیستن پول جذب کنن و مشکل پولی هست، همیشه قانون جذب رو میان در مورد پول خیلی زیاد به کار می برن. و میگن: پول جذب کنید و…

این مطلب هم عالیه:  تبدیل نیروی جنسی به ثروت - قسمت 36 - استحاله عاطفی در خانم ها

بعد این شبهه پیش میاد که: پس قناعت چیه؟ پس ما همش بریم دنبال پول و فضای فکریمون پول باشه؟ یا فضای فکریمون قناعت باشه؟پس پول کجا؟ قناعت کجا؟ بالاخره ما پول داشته باشیم یا نداشته باشیم؟ خیل نکته جالبیه. و نظر شخصی من اینه که: قناعت این نیست که شما به فقر راضی باشید! به نظر من اولین زیر بنای قناعت شکرگزاری و سپاسگزاریه. که من هر چیزی که دارم به همین چیز باید راضی باشم و با دادن ارتعاش رضایت و شکرگزاری از اون چیزی که الان دارم هستش که می تونم به سطوح بالاتر صعود پیدا کنم. من خودم یه زمانی دوچرخه داشتم و ماشین نداشتم. خیلی با این دوچرخه ام حال می کردم. لذت می بردم و فقط خوبی های دوچرخه داشت رو توی زندگیم می دیدم. و قبل از اینکه برم خارج، از خونه خودمون تا کلاس زبان با دوچرخه می رفتم و می اومدم. اینقدر خوشحال بودم، اینقدر عشق می کردم که من دوچرخه دارم، حالا سنم هم بالا بود، بچه نبودم. بالای بیست و سه سال سن داشتم، ولی با این دوچرخه دنده ای ها می رفتم و می اومدم، عشق دنیا رو می کردم. مثلاً عینک آفتابی می زدم. یه تیپ خیلی اسپرت می زدم و می رفتم کلاس زبان. واقعاً می گفتم: بهتر از این زندگی رو نمیشه داشت! یک انسانی اینقدر انرژیش بالا باشه که پاشه با دوچرخه بره کلاس زبان. یک کاری که دوست داره انجام بده و برگرده.

و رفتم خارج. وقتی که اومدم ایران، وقتی برگشتم موتور خریدم. اینقدر این موتور رو دوست داشتم که فقط به خوبی های موتور داشتن فکر می کردم. چقدر خوبه این موتور! یه موتور هشتصد هزار تومانی گرفتم. هونداهای کارا بهش می گفتن. مدل هشت سال پیش. عشق می کردم، زندگی می کردم با این موتور! چقدر این موتور خوبه خدایا! اصلاً لازم نیست پا بزنم، گاز می زنم میره خودش! واقعاً بهتر از این نیست توی دنیا! بهتر از این نوع زندگی دیگه نمیشه متصور شد توی این عالم! چقدر خوبه! قناعت همیشه میاد اینو میگه: شما به همون چیزی که دارید راضی باشید، ولی در عین حال این دلیل نمیشه که به پیشرفت فکر نکنید. و با شکرگزاری از اون چیزی که الان دارید، می تونید بالاتر برید. و وقتی که ماشین خریدم گفتم: خدایا شکرت چقدر خوبه که دیگه اصلاً باد توی کله ام نمیره و ماشین داشتن چقدر خوبه! ولی وقتی که ماشین خریدم به موتور و دوچرخه ام هم اتفاقاً همین چند روز پیش داشتم جفتشونو تمیز می کردم و می گفتم: وای قربونتون برم! چقدر شما به من کمک کردید. این میشه شکرگزاری.

حالا شکرگزاری عملی هم خودش داستان هایی داره که چطوری شکرگزاری کنید. قناعت هم همینه. یا از نظر کاری وقتی که من از مالزی برگشتم به ایران، دو سال پیش خوب اولش حالت کارمند بودم در یک شرکتی در تهران. با اینکه من ذاتاً کارمندی رو دوست ندارم، ولی اون موقع که یک سال کارمندی می کردم، هر روز صبح توی لیست شکرگزاریم خوبی های شغل خودم رو می دیدم. فقط خوبی هاشو. چقدر خوبه میز کارم، چقدر راحته. چقدر کامپیوترم خوبه. چقدر صندلی راحتی دارم. خدایا شکرت که این شغل رو به من دادی. خدایا شکرت که اون موقع ماهی هشتصد دلار می گرفتم. خدایا شکرت که سه میلیون تومان درآمد دارم. خدایا شکرت چقدر خوبه! همش شکرگزاری اون رو می کردم، ولی ته دلم آرزوم این بود که می گفتم: اگر روزی برسه که دیگه من کارمندی نکنم، چقدر خوب میشه! الان به اون رسیدم و از کارمند بودن رهایی پیدا کردم و الان از خودم درآمد دارم، این برای من خیلی باعث شکرگزاریه.

همینطوری در طول روز شکرگزاری می کنم. خدایا شکرت. قناعت یعنی ما از اون چیزی که خداوند بهمون داده، توی اون سطحی که ما رو قرار دادن راضی و خشنود باشیم و همینطوری ارتعاش شکرگزاری بدیم. و من بعداً دوست دارم در آینده کارآفرینی بشم که بتونم باعث ارتزاق هزاران نفر بشم، استخدام کنم، بذارم سرکار و بهشون پول بدم، بیمه کنم، برای هزاران نفر شغل ایجاد کنم. این آرزوی منه. ولی تا الان که به اونجا نرسیدم، الان در همین سطحی که هستم، خودم به عنوان یک شخص از نظر مالی نیاز به کارمندی ندارم، اینو برای خودم خیلی جوری می بینم که بهتر از این نوع زندگی نمیشه متصور شد. عالیه. خوشبخت ترین فرد روی زمین من هستم.

و این پیش میره. و شکرگزاری زیربنا و ارکان قناعت هست. و بخشش کردن و انسان وقتی که پولی رو به دست میاره، همش نخواد اونو برای خودش نگهداره. چرا؟ چون دلبستگی و وابستگی به مال دنیا براش پیش نیاد. اونه که خطرناکه. برای اینه که امام علی علیه السلام میگن: ثروتمندترین انسان دنیا کسیه که قناعت داشته باشه، برای انه که می افتن توی عشق به مال دنیا و هی دوست دارن این عدد رو ببرن بالا و هی دلبستگی ایجاد می کنه. ولی کسانی که می بخشن و دلبستگی ندارن و میگن: اگه کلش رو هم خواستیم می بخشیم میره و مشکلی نداره. اگر انسان به اون درک برسه مثل مولا علی علیه السلام، اون قناعت واقعیه. پس سه تا فاکتور شد. یکی شکرگزاری، یکی بخشش کردن پول و یکی دلبستگی نداشتن به پول و مال دنیا، اینها همش میشه قناعت.

و مهمترین فاکتوری که در مجموع می تونم بگم اینه که قناعت یعنی اینکه ما از روی قدرت نخوریم. از روی قدرت و توانایی بسیار بالا زیاد مادیات دور خودمون جمع نکنیم. از موضع قدرت! نه از موضع ضعف و فقر! مثل مولا علی علیه السلام که همیشه گفتیم: ایشون قنات می کندن، کندن قنات و داشتن قنات اون موقع یکی قنات داشت، خیلی میلیاردر حساب میشد. ایشون قنات رو می کندن و هر کسی که می دید، می گفت: ماشاالله! چقدر امام علی می تونه ثروتمند باشه! ولی توی دهنه چاه هنوز بیرون نیومده، هنوز داره نفس نفس می زنه، می گفتن: قلم و کاغذ بیارید من این چاه رو وقف کنم برای فقرا. ببنید چه قدرتی داشتن ایشون! از موضع قدرت نمی خوردن ایشون. از موضع قدرت و توانایی داشتن کم می خوردن. و شنیدیم دیگه: نون جو خشک می خوردن. نونی که می زدن سر زانوشون می شکستن و می خوردن. در صورتی که می تونستن میلیاردها پول داشته باشن.

از موضع قدرت! قناعت یعنی این. از موضع قدرت ما پول و مادیات دور خودمون جمع نکنیم. کسی که اگه بتونه به اوندرک برسه، خیلی عالیه. برای اینکه شما باورهای ثروت رو بتونید توی وجودتون پیاده کنید و قانون جذب رو پیاده کنید، می تونید به جلسات پایانی دوره استحاله رجوع کنید.

فایل صوتی قانون جذب و قناعت را دانلود کنید.

2 پاسخ
  1. Soleyman
    Soleyman says:

    با سلام خدمت جناب زارع.
    مطالبتون فوق العاده بود و اینم بگم که طبق قانون جذب تمام چیزهایی که وارد زنگیمون میشه خودمون جذب میکنیم و اینها به وسیله واقعیت ذاتی تصاویری که ما در ذهنمون داریم به سمتمون جذب میشن و این اصل رو تو سه عبارت میتوان خلاصه کرد افکار.تبدیل میشن به.اجسام.تشکر از سایت خوبتون.یا علی

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید