تجربیات من از روزه داری در ماه مبارک رمضان

 

 

توی این ویدیو می خواستم تجربه خودم رو از ماه رمضان و روزه داری در این ماه بگم وبگم روزه چقدر اثرات مفیدی روی خود من داشته، که تشویقی باشه برای کسانی که توی روزه گرفتن می ترسن یا نمی خوان روزه بگیرن یا به قول خودمون از زیرش در میرن.

ببینید دوستان انسان وقتی می خواد روزه بگیره، شاید چند روز اولش خیلی بهش فشار بیاد، خیلی شاید انسان احساس محرومیت بسیار شدیدی می کنه. چونکه صبح از پا میشه می خواد بخوره، نمی تونه. خیلی انسان اصلاً آمیخته شده با اون عادت هایی که قبلاً داشته. عادت خوردن که یکی دو روز اول خیلی براش سخته. ولی از دو سه روز که گذشت، فوق العاده تجربه زیبا و لذت بخشیه. خوب. برای من چی بوده؟توی یکی از فایل ها گفته بودم که یک شیرینی رو آوردم بالا و خیلی خوشمزه و وشبو بود، ولی گذاشتمش سر جاش. و گفتم نمی خورم. اون تمرین رو به شکل بسیار قدرتمندتر، یعنی صد برابر قویترش انسان توی ماه رمضان خواه ناخواه تمرین می کنه. اونقدر اون عزت نفسی که قبلاًراجع بهش صحبت کرده بودیم؛ اینقدر انسان روی نفسش کار می کنه، یعنی اونقدر توی طول روزخوردنی می بینی که هی نفست می خواد و شما می زنی تو سرش، که دیگه واقعاً انسان قوی میشه.

الان روز بیست و پنجم ماه رمضانه که من دارم این ویدیو رو ضبط می کنم. جوری شده که اون نفس شکم پرور آروم شده، خوابیده. انگار باور کرده که خبری جایی نیست. غذایی نیست. و دیگه انگار نمی خواد. و این تجربه خیلی مهمه. این تجربه رو اگر بخوایم توی بحث ترک شهوترانی تعمیمش بدیم، ببینید چقدر مهمه. وقتی که مثلاً وسوسه خودارضایی میاد میگه خودارضایی کن. چت کن. با خانم شوهردار چت کن. با مرد زن دار برو رابطه بذار. و به این وسوسه ها میگی: نه نه نه... هر بار که بهش بگی نه، اون نفس ضعیف و ضعیف و ضعیف تر و کوچیک میشه و دیگه اون نفس باور می کنه و می پذیره که دیگه نه. اینکار شدنی نیست و حالا معمولاً نفس اینجوریه که از راه های دیگه میاد. مثلاً شهوت رو باهاش کنار میای، خوردن میاد بالا. خوردن رو روش کار می کنی، پول پرستی میاد، پول پرستی رو باهاش کنار میای، شهوت مشهور بودن و… میاد. به هر کدوم که نه بگیم، همشون فروکش می کنن.

پس این اولین تجربه بود که اون عضله نه گفتن به نفس، فوق العاده قوی میشه. خیلی قوی میشه. اصلاً باور نکردنیه. حالا توی این باغی که من هستم، چندین بار اومدم اینجا فیلم گرفتم، اواع و اقسام میوه ها هست. زردآلو، آلبالو… و اینا یک نمونه خیلی کوچیکشه. دهنم خشکه، تشنمه و اینکه مسیر طولانیه تا برگردم خونه. ولی می دونید پذیرفتم. اصلاً به این فکر هم نمی کنم که انگار تشنه میشی باید آب هم بخوری. انگار دیگه جا افتاده برام.

تجربه دومی که من داشتم، در رابطه با ورزش کردن بود. من خوب قبل از ماه رمضون به دلایلی تغییر مکان و… ریتم ورزشم خیلی بهم خورده بود و درگیر یک سری عادت هایی شده بودم که نمی تونستم ورزش رو جا بدم توی زندگیم. توی ماه رمضون این اتفاق افتاد و جوری شد که حتی ورزش هامو ساعت یازده و دوازده شب انجام می دادم. چون هشت و نیم دیگه افطاره و بعد از غذا هم بخوای ورزش کنی، اصلاً امکان پذیر نیست. ولی جوری شد که ورزشمم به لطف خدا انجام شد. خیلی تجربه خوبی بود و یازده و دوازده شب توی اون حیاطی که داریم می دویدم. توی خونه ام دمبل و اینا میزدم و نمی ذاشتم که یک روز بدون ورزش سپری بشه. حتی اگر دوازده و نیم شب هم بود، کاری ندارم که از نظر پزشکی خوبه یانه… من به اینها کاری ندارم. چیزی که مهمه اینه که کاری که برنامه ریزی شده باید انجام بشه.  این عزت نفسه که شما کار رو انجام بدی. حالا من برنامه هم زدم روی دیوار و برنامه هامو دونه به دونه دارم انجام میدم. خیلی هم لذت بخشه.

این مطلب هم عالیه:  تیپ جیغ و نیاز به دیده شدن

تجربه سومی که داشتم در رابطه با شب زنده داری بود. که خوب دیگه اون ماه رمضون یعنی وحشت اون قسمت از نفس ما که عاشق خوابیدنه، اون هم تربیت شد تو این ماه. چونکه من خیلی بیدار موندم. اکثر شب ها رو دیگه نمی صرفید که بخوابم و بیدار بشم. دیگه مثلاً صبح می خوابیدم. و اون وحشتی که توی وجود انسان هست که ای وای اگه چهار صبح بیدار شی چی میشه! از بی خوابی می میری. نفسه دیگه. اون نفس انسان رو می ترسونه. یا شیطان میگه: نکنه یه وقت چهار نصفه شب بیدار باشی! خوابت کم میشه! می میری از بی خوابی! برای سلامتیت بده! اینها همش چرت و پرتهاییه که نفس میگه. شما وقتی که چند روز شب تا صبح بیدار موندی، اصلاً خوابت رو در اختیار خودت قرار دادی، می بینی که از عادت خواب هم رها میشی و ای کاش آدم بتونه این تجربیات رو بعد از ماه رمضان ادامه بده و خیلی سخته.

من پارسال دقیقاً همین حس رو داشتم، ولی وقتی دو روز از ماه رمضون گذشت، شل شد، شل شد و به جایی رسید که حتی نماز صبح هام قضا شد. من سال ۲۰۰۹ توبه کردم، توی این چند سالی که روزه گرفتم، هر سال دارم چیزهای قشنگ تری یاد می گیرم. مثل یک کسی که هی میره پیش یک استادی آموزش می بینه و قوی و قوی تر میشه، منم دارم چیزهای بهتری رو تجربه می کنم. اینهایی هم که میگم، دوستان برای بحث ریا و بخوام از خودم تعریف کنم نیست. کار من از این حرف ها گذشته. من آدمی هستمکه توی زندگیم خیلی گناه کردم و به لطف خداوند توبه کردم و الان رسالت خودمو توی این می بینم که اون چیزهای کوچیک در حد خیلی کمی که الان خودم هستم، اینها رو به دوستان و کاربران بگم. دلگرمی بهشون بدم. اونی که میگن: آن را که خبر شد خبرش باز نیامد، برای من و امثال من نیست. برای عارف های بزرگی مثل امام خمینی (رض) هست. ایشون این حرفو زده، بله. ایشون با امام زمان رابطه داشتن. باهشون صحبت می کردن. ایشون نباید چیزی بگه. ولی این تجربیات کوچیکی که منتوی زندگیم دارم، دوست دارم که به همه بگم. حالا هر کی هر قضاوتی می خواد بکنه، مشکلی نداره.

من دوست دارم تجربیاتمو به جوونها بگم. ببینید روزه خوبه. روزه خیلی به شما کمک می کنه. توی درس، توی کار، توی بیزینس و توی رشد کاری خودم و توی بیزینس خودم توی ماه رمضون فوق العاده خوب بود. حالا از نظر پولی بخوایم حساب کنیم یا از نظرکیفیت کار؛ بیشتر من روی کیفیت و زیر ساخت های مس به طلا کار می کردم. فوق العاده عالی بود. الکسای سایت چندین هزار بهتر شدو فروش های آنلاین شروع شد و خیلی من خوشحالم از این بابت. و ماه رمضون رو دست کم نگیرید. اینکه میگن: درهای آسمون بازه و شیطان دست و پاش بسته شده، این همه فرصت هست، نباید از دست بدیم. و جوری شده که من میگم: ای کاش بعدشم ادامه بدیم. نه اینکه هر روز روزه بگیریم. هفته ای یک روز، دو روز آدم روزه بگیره. مثل یک سربازی می مونه که حالا ورزیده شده و حیف بره خونه بگیره بخوابه و ادامه بده.

2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید