ترک-چشم-چرانی

ترک چشم چرانی ۵ – تمرین افق

در این مقاله یک تمرین بسیار عملی در رابطه با کنترل چشم و ترک چشم چرانی ارائه میدیم. تمرینی هست که خود من بارها، ماه ها و مدت ها انجام دادم و به لطف خدا روی اون کاملاً مسلط شدم و خیلی حال روحانی بسیار خوبی برام به ارمغان داشته و واقعاً به آقایون توصیه می کنم که این تمرین رو حتماً انجام بدن. این تمرینی هست که من نمی دونم جایی گفته شده یا توی کتابی گفته شده یا نه؟ تجربه ای هست که خودم داشتم و واقعاً نتیجه گرفتم. و چون تجربه ای هست که خودم انجام دادم، می تونم بیام براتون کامل توضیحش بدم. قبلاً یادم میاد که برادرم کنگفو می رفت، پیش یک استادی که در اصفهان آموزش می دادن. می گفت: یکی از تمرین ها این بوده که همه رو کنار هم شونه به شونه به صف می کرد و می اومد توی چشم های ما نگاه می کرد و می گفت: زاویه دید شما باید به افق باشه و وقتی من میام جلوی چشم شما قرار می گیرم، اگه زاویه دیدت متمرکز بشه روی چشم من، من متوجه میشم. اگه کسی نگاه می کرد، محکم می خوابوند توی شکمش و تنبیهش می کرد. می گفت: اوایلش خیلی سخت بوده، ولی بعداً خیلی راحت شده و این کار بهشون در تمرکز کمک کرده. و کلاسشون هم شب بود و در یک ورزشگاهی که خیلی خلوت بوده و نزدیک سینه کوه این کارو انجام می دادن. این تمرین توی ذهن من موند تا اینکه وارد مباحث چشم چرانی و مطالعاتی که توی این زمینه ها داشتم، سعی کردم جوری باشه، اینطوری که من شنیده بودم، می دونستم کنترل چشم یکی از شاه کلیدهای مهم حال خوب روحانی هست. و شروع کردم به اینو تمرین کردن. حالا تمرین اینطور هست که ما از همون تمرین کنگفو استفاده می کنیم و زاویه دید خودمون رو توی افق نگه میداریم. و اگر از روبرو کسی توی پیاده رو داره میاد، با وسوسه برگشتن و نگاه کردن به اون فرد مبارزه کنیم. چه آقا، چه خانم. هر جفتش. فرقی نمی کنه. ما داریم تمرین می کنیم. ما می خوایم عضلات کنترل چشم خودمون رو تقویت کنیم. و این تمرین واقعاً حال خوبی رو به انسان دست میده. و بعد از اینکه مدت ها اینکارو کردید و مسلط شدید، دیگه حتی توی پیاده رو و یه جایی راه میرید، حتی توی پاساژ بسیار شلوغی هم که دارید راه میرید، دیگه اونوقت نگاهتون روی تک تک این افراد نمی چرخه. دیگه مثلاً از کل فضا به عنوان یک کل استفاده می برید. دیگه نگاهتون به افقه. نگاهتون به اینه که آدم های بسیاری دارن میان و میرن. مغازه ها زیباست. توی حال خودتون هستید. یک هاله ای از پروتکشن دور شما تشکیل میشه. یک هاله محافظ از اینکه شما با خودتون راحت هستید. دیگه لزومی نداره تک تک افراد جامعه رو چک کنید. قیافه هاف لباس ها، چهره ها و همه اینها رو بخواید بررسی کنید. و این تمرین رو اگر تونستید اجرا کنید، اوایلش خوب خیلی سخته. مخصوصاً توی ایران هم که قبلاً گفته بودم: نمی دونم ما چه عادتیه که داریم که فقط دوست داریم به همدیگه نگاه کنیم؟ همینطور همه از سر تا پای همدیگه رو نگاه می کنن! بنابراین یک کم سخته. ولی وقتی آدم کم کم روش کار کنه، دیگه اصلاً با کل جامعه و کل این افراد یکی میشه. همه رو با هم یک جامعه ای می بینه که یک سری انسان دارن حرکت می کنن و من هم جزو اونها هستم. و این احساس خیلی لذتبخشه. و تا فردی تجربش نکنه، نمی تونه درست توضیحش داد. الان که شما نگاهت به افقه، یک جورایی احترام گذاشتن به خودمون میشه. اینکه مثلاض من نگگاهم و چشمم در کنترل خودمه و من در عالم راحتی با خودم دارم زندگی می کنم. اگر یک خانمی داره از روبرو میاد، حالا برای آقایونی که به چشم چرانی مبتلا هستن، هم به اون خانم داری احترام می گذاری، هم به خودت. افق دید من مستقیمه. زوم نمی کنم. مثلاً اگه بخوایم اون فاصله رو اندازه گیری کنیم، مثلاً چشم من داره سی متر، چهل متر جلوتر رو می بینه. و عضلات چشم توی آرامش هست و داره استراحت می کنه و یک خانمی میاد و مثلاً از فاصله سه متری من می خواد رد بشه؛ اگر من این زاویه این سی متر رو بشکونم و بیارم روی سه متر و این خانم، این تمرین یعنی شکست خوردن. لغزش کردم توی این تمرین. نگاه همونجا می مونه. یعنی من به چشم خودم و به آرامشی که برای خودم تعیین کردم و دارم روبروم رو نگاه می کنم، احترام می گذارم. و به اون خانم هم احترام می گذارم. و به اون آقایی هم که داره رد میشه احترام می گذارم. نگاه کردن به اون فرد چه کمکی به من می کنه؟ چه فایده ای داره؟ چه خاصیتی داره که من برگردم و نگاه کنم؟ و کم کم یک احساس عزت نفس بسیار زیبایی در وجود انسان شروع به شکل گرفتن می کنه. واقعاً این رو باید تجربه کرد. که اون حس رو انسان خودش حس کنه که انسان به آرامش و حال خوبی می رسه. چون هر نگاه به فرد دیگری یک درگیری ذهنی به وجود میاره. حالا جدای از چشم چرانی که باعث شعله ور شدن آتیش شهوت میشه، حتی به یک مرد! به هر کسی که نگاه می کنه، یک درگیری فکری براش به وجود میاره. اینکه این فرد مثلاً اگه خیلی پولدار باشه و خیلی لباس های گرونی پوشیده باشه، این درگیری فکری به وجود میاد: چقدر این لباس هاش خوبه و من چی بپوشم؟ و چرا اون اینو داره؟ و هزار تا فکر دیگه سریع در یکصدم ثانیه از ذهن انسان رد میشه. پول، لباس، مقایسه و… اگر طرف فقیر باشه و در سطح بسیار پایین تری از ما باشه، احساس اینکه ای وای… این چرا اینجوریه و… سراغ انسان میاد. در کل هر نگاهی برای انسان یک درگیری فکری به وجود میاره. حالا من میام بگم تا آخر عمر ما این کارو بکنیم و اصلاً برامون مهم نباشه که کی توی جامعه هست. نه! هدف این نیست. هدف اینه که ما یک کم اون عزت نفس درونی رو بسازیم. و بعد از اینکه انسان مدت ها این کارو کرد و قوی شد، اونوقت دیگه کنترل نگاه انسان دست خودشه. اگر یک فقیری کنار خیابون خوابیده، به چشم یک انسان بهش نگاه می کنیم. ولی اگر خانمی که مثلاً خیلی تحریک کننده لباس پوشیده، دیگه نگاهش نمی کنیم. نیازی نداره که نگاه کنیم. این عضلات چشم تقویت شده و اون حال خوش درونی شکل گرفته. و لزومی نداره انسان با چشم چرانی کردن اون حال خوب رو از وجود خودش کنه. و این تمرین رو مثلاً می تونیم اسمش رو مثلاً نگاه به افق بگذاریم. عوض نکردن زاویه دید. یا کوتاه نکردن طول نگاه. هر اسمی که می خوایم روش بگذاریم خیلی تمرین خوبیه. اوایلش خیلی سخته برای آدم که این آدم هایی که از کنارت رد میشن از دست نرن. من اویل اینطور بودم. دوست داشتم نگاه کنم ببینم کی چطوری لباس پوشیده؟ کی چطوری تیپ زده؟ چند سالشه؟ مرده یا زن؟ همه این چیزها رو طبق عادتی که هست دوست داشتم نگاه کنم. همه رو می دیدم دیگه. توی خیابونی می رفتم، مرکز خریدی، جایی. الان دیگه می بینم ینطور نیستم. همین امروز اتفاقاً توی مرکز خریدی بودم که چند تا موبایل قیمت کنم، حالم خیلی خوب بود. یک موسیقی خیلی خوب گوش می کردم. نگاه می کردم. آدم های خیلی زیادی می اومدن رد میشدن. من توی عالم خودم بودم. مثلاً توی فروشگاهی بودم، می رفتم یک گوشی رو بر می داشتم و سؤال می پرسیدم و قیمت می گرفتم. حالا کاری نداریم. بعد اومدم بیرون. دیدم چقدر حالم خوبه. و اصلاً جرقه ای شد که این فایل رو تولید کنم. چون در ادامه فایل های ترک چشم چرانی، من سعی می کنم تجربه هایی از پوست و استخوون رو بیام بگم. حالاکتاب هایی هم باشه توی این زمینه. کتابی هم دارم که باید بخونمش. ولی فعلاً اول باید تجربیاتی که عملی هست و حس توشون داره، اونها رو بیام بگم. و بعد تمرین هایی که خودم دارم اجرا می کنم رو بیام بگم. و بعد میرم مطالب بیشتری رو اضافه می کنم. سعی می کنم که سری مباحث مربوط به ترک چشم چرانی، ترکیبی از تجربیات شخصی، تجربیات روحانی و تجربیاتی که واقعاً کار میده و جواب میده باشه. در کنارش مطالب علمی و چیزهایی که توی علم گفته شده و دانشمندان روی اونها کار کردن، اونها رو هم اضافه کنیم که هر دو حالت رو پوشش داده باشم. پس توی این فایل صوتی در رابطه با این صحبت کردیم: تمرینی بود به اسم نگاه کردن به افق. و اینکه توی جامعه و جاهای مختلف که میریم، نگاهمونو روی افراد مختلف زوم نکنیم. و فقط مستقیم و به افقی دوردست نگاه کنیم. و خودبخود می فهمیم که انسانها میان و از کنار ما رد میشن و میان و میرن. کاری بهشون نداشته باشیم. نگاه ما به افقه. یا مثلاً توی پاساژ هستیم، نگاهمون به مغازه هاست و لذت می بریم. اینجوری حضور انسان خیلی قوی تر میشه. و اونوقت حواس انسان خیلی جمع میشه که توی ویترین این مغازه چی گذاشته شده؟ اصلاً این پاساژ چه جوری ساخته شده؟ چقدر کار شده روش؟ و همه این چیزها باعث میشه که آگاهی انسان بالاتر بره و راحت تر می تونه از زندگی لذت ببره.

این مطلب هم عالیه:  توقع از خداوند

فایل صوتی این مقاله را در زیر گوش و دانلود کنید:

دانلود فایل صوتی این مقاله

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

پاسخ دهید