ترک-چشم-چرانی

ترک چشم چرانی ۷ – تمرین ۱ ثانیه

این مقاله در ادامه مقالات آموزش ترک چشم چرانی هست که تکنیک دیگری رو در این مقاله آموزش میدیم. اسم این تکنیک رو تکنیک یک ثانیه گذاشتیم. حالا این تکنیک یک ثانیه به چه معنی هست؟ یعنی اگر ما داریم توی کوچه، خیابون و بازار راه میریم و یک صحنه ای رو می بینیم و خودمون هم می دونیم که دیدن اون صحنه برای ما مناسب نیست و باعث میشه که افکار ما درگیر یک سری مسائل جانبی مثل مسائل جنسی و… بشه، اولاً ما اجازه نداریم که بیشتر از یک ثانیه یا بیشتر از یک لحظه به اون صحنه نگاه کنیم. و دوم: اجازه نداریم حتی بیشتر از یک لحظه کوتاه به اون صحنه ای که دیدیم فکر کنیم. یعنی همون لحظه ای که اون فرد و اون صحنه رو دیدیم، بلافاصله باید نگاه رو منحرف کنیم و به جای دیگری نگاه کنیم و بلافاصله باید فکرمون رو از اون چیزی که دیدیم تخلیه کنیم. حالا چرا این تمرین رو مطرح می کنیم؟ دیروز که روز عاشورا بود و من خیلی دوست داشتم بدونم که جاهای شلوغ شهر چه اتفاقاتی می افته. و با مترو به سمت میدون شهدا رفتم و از اونجا به میدون خراسان رفتم. آخر شب وقتی داشتیم بر می گشتیم، ساعت سه یا چهار بعد از ظهر بود که همین مسیرو برگشتم و در ورودی ایستگاه متروی شهدا، یعنی یه کم پایین ترش حالت پیاده رو باریک میشه، سر اون جایی که پیاده رو شروع میشه به سمت مترو، یک خانمی ایستاده بودن که ظاهرشون فوق العاده راحت بود، موهاشون بور بود و بیرون بود و… یک لحظه من نگاهم افتاد. یعنی مجبور بودم از خیابون که اومدم این طرف، دیدم ایشون وایسادهسرمو انداختم پایین. یک آقا پسری کنار من راه می رفت و ایشون کامل نگاه کرد و برگشت به من گفت: هر چی عزاداری کردیم صبح تا حالا همش حروم شد! من هم بهش گفتم: خب نگاه نکن که حروم نشه. سرت رو پایین بنداز و زمینو نگاه کن. گفت: نمیشه واقعاً! نمیشه نگاه نکنی! بهش گفتم: خب همینجور آدم ساخته میشه. اگر می خوای ساخته بشی، و به قول خودت عزاداریت حروم نشه، وقتی که می بینی و کسی که یک جوری تیپ زده توی زاویه دیدت قرار گرفت و تو که می دونی برات بده و به قول خودت داره عزاداریت از بین میره، دیگه چرا نگاه می کنی؟ چرا زل می زنی؟ یک ثانیه، پنج ثانیه نگاه می کنی تا وقتی که رد بشی از ایشون؟ حالا اینقدر توضیح هم بهش ندادم. فقط بهش گفتم: سرتو بنداز زمین و موزاییک های زمینو نگاه کن. اینجوری آدم ساخته میشه. دقیقاً این جمله رو بهش گفتم. و بنده خدا رفتتو فکر و دیگه هیچی نگفت و وارد مترو شدیم، جدا شدیم و رفتیم. منظور اینکه: وقتی که اون آقا نگاه کرد و دید که این خانم اینطوری وایساده، چون من ظاهر و لباس اون خانم رو ندیدم. یک لحظه دیدم موهای بوری داشت و کل موهاش بیرون بود و… سریع سرمو انداختم پایین و یک صحنه خیلی کوچیکی دیدم. چرا؟ چونکه یک نگاهی که از روی شهوت باشه، می تونه کلی عبادت و کلی کار کردن روی خود آدم رو تخلیه کنه و ارزش همشو از بین ببره. برای همینه که میگیم: نه تنها کسانی که مستعد بیماری چشم چرانی هستند و حالت وسواس گونه پیدا می کنن نسبت به چشم چرانی کردن و همینطور دنبال این هستن که کسانی رو نگاه کنن و توی زنها و دخترها نگاه کنن، نه تنها اونها؛ بلکه انسان های عادی که حتی مشکلی هم نداشته باشن، باز هم روشون تأثیر می گذاره. اگر به کسی که خیلی اونجوری درست کرده که وقتی بهش نگاه می کنن، حتی برای آدم های عادی هم می تونه یک کم فکرشون رو به یک مقدار کوچکی درگیر کنه. بنابراین برای اینکه ما از همه اینها نجات پیدا کنیم، لزومی هم نداره بخوایم اون فرد رو قضاوت کنیم که چرا اون اونطوری لباس پوشیده؟ ما نمی تونیم مردم رو مجبور کنیم یک جوری لباس بپوشن که ما دچار گناه یا چیزی نشیم. خوب. چرا؟ چون اگر ما بخوایم توی یک کشور آزاد زندگی کنیم، پس چه جوری میشه؟ اون کنترل نگاه باید از مرد شروع بشه. یعنی این ما هستیم که باید نگاهمون رو کنترل کنیم و یاد بگیریم این عضلات کنترل نگاه ما اینقدر قوی بشه که قبلاً هم گفته بودیم اگر توی لس آنجلس هم زندگی کنیم، فرقی نکنه. بنابراین ما نمی خوایم اون خانم رو پیش خودمون قضاوت کنیم که چرا اون اینجوری لباس پوشیده؟ اون اصلاً کاری به ما نداره. خودش می دونه و خدای خودش و اعتقادات خودش و آخرت خودش. هر چیزی که هست مربوط به خودشه. ولی ما می تونیم خودمون رو عوض کنیم، چشم خودمون رو روش کار کنیم که کنترلش کنیم. البته هر چقدر که آدم چشمش رو کنترل کنه و روی روحش کار کنه، واقعاً از یک سری مسائل واقعاً رها میشه. دیگه حتی اون خانمی هم که اونجوری لباس پوشیده، به چشم یک انسان نگاه می کنه. و واقعاً انسان به اونجا هم می رسه. و وقتی که به اون سطح رسید، باز مجوزی نمیشه برای اینکه شروع کنه و هر صحنه ای رو که دلش خواست رو کامل نگاه کنه و زل بزنه به دخترها و زنها! نه. همچین چیزی نیست. ولی انسان به جایی می رسه که از مرحله جنسیت می گذره. دیگه اصلاً براش فرقی نمی کنه که فیزیک اون فردی که جلوش هست، اصلاً چی هست؟ حتی جنسیت هم فرقی نخواهد کرد. چرا؟ چون همه رو یک روح خدایی می بینه. چون در درون همه انسان ها روح خداوند دمیده شده. آدم واقعاً می تونه به اونحا برسه. ولی باید حواسش باشه که همیشه چشمش و افکارش به دیگران از نوع جنسی نگاه کنه. از روی شهوت، ازروی هوس. از روی اینکه وای مثلاً چقدر این خانم زیباست و تخیلاتی که اصلاً الهی نیست. همیشه باید مواظب این باشیم. پس این قانون یکسانی اینه که: اگر خانمی، صحنه ای، چیزی در راستای دید ما قرار گرفت، نه تنها در جامعه، حتی روی صفحه کامپیوتر! مثلاً گاهی وقتا میشه من می خوام عکسی رو سرچ کنم در رابطه با استحاله نیروی جنسی و چیزهایی که اصلاً قصدم چیزی نیست. ولی خوب لابلای عکس ها، حتی اگر یک سرچ غیر مرتبط هم بزنی، آخرش عکس های هست که مثلاً سکسی باشه. اصلاً جوری میشه که وقتی من می خوام روی گوگل عکس سرچ کنم، به هیچکدوم از عکس ها زل نمی زنم. یعنی صفحه مانیتور رو یک جوری نگاه می کنم که دیدم کلی هست. فقط می بینم یک جایی اگر یک عکسی باشه که بدونم جنسی یا سکسی یا هر چیزی باشه، سریع ردش می کنم. یعنی روی هیچکدوم از اون عکس ها نگاهم رو زوم نمی کنم. چرا؟ چون عکس سکسی و عکس پورن رو مساوی با کوکائین، هروئین و مواد مخدر می دونم. بنابراین حتی یک عکس، یک نگاه و یک لحظه رو هم نمی تونم توی وجودم تزریق کنم. چرا؟ چون در فایل های قبلی پرنوگرافی ثابت کردیم که پورنوگرافی و عکس های سکسی و همه اینها مساوی با مواد مخدر هستن. آیا من می تونم بگم: حالا یه کم کوکائین مصرف کنم؟ یه ذره؟ یه کوچولو؟ نمیشه. اصلاً امکانش نیست. همون یه کوچولو، یه کوچولو آدم رو معتاد می کنه. بنابراین توی این مقاله می خواستم این رو بگم: کنترل نگاه خیلی پروژه بزرگی هست توی ماها. مخصوصاً برای مرده. چون مردها بیشتر بصری و چشمی هستن و بیشتر از طریق چشم تحریک میشن. بنابراین خیلی تلاش زیادی می خواد و اگر کسی دچار چشم چرانی در حد خیلی قوی خودش هست، نگاهش فقط باید روی زمین باشه. وقتی توی خیابون راه میره سه تا موزاییک جلوی خودش رو ببینه. تا اینکه کم کم عضلات کنترل چشمش قدرتمند تر بشن و روحش هم قوی تر بشه. چون بعد از یک مدتی که آدم نگاه نکرد، روح انسان تقویت میشه، روح پالایش میشه. و نگاهی که توی جامعه به دیگران می کنه، فرقی براش نمی کنه که زنن یا مردن؟ اصلاً لباس پوشیدن یا نپوشیدن؟ چادری هستن؟ یا توی کشورهای خارج کنار ساحل دارن شنا می کنن؟ دیگه همه رو به چشم یک انسانی نگاه می کنه که روح خداوند در او دمیده شده. و دیگه آدم اصلاً نمی تونه کسی رو به دید جنسی نگاه کنه. خیلی تلاش می بره و کار می بره که انسان به اینجا برسه. ولی امکان پذیره. خیلی ها به این سطح رسیدن و واقعاً هم لذتبخشه رسیدن به اونجایی که دیگه آدم جنسیت براش مطرح نباشه. از مرز زن و مرد و لباس و… می گذره و هر کسی رو می بینه، اون رو به شکل یک روح الهی می بینه.

این مطلب هم عالیه:  ترک چشم چرانی 2 - زیر مجموعه ای از پارافیلیا

فایل صوتی این مقاله را در زیر گوش و دانلود کنید:

دانلود فایل صوتی این مقاله

2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید