زلزله کرمانشاه

تسلیت بابت زلزله غرب کشور

 

دانلود فایل صوتی تسلیت بابت زلزله غرب کشور

 

در این فایل صوتی اول از همه به کل مردم ایران تسلیت میگم، به خاطر زلزله دیشب در کرمانشاه و شهرها و روستاهای اطرافشون، خیلی آسیب دیدن و هنوز که هنوزه عملیات امداد ادامه داره و برای همه اونها دعا می کنیم برای اونهایی که هنوز در قید حیات هستن و نیاز به کمک و یاری و دارو و پوشاک و همه چیز دارن، امیدواریم کمک ها بهشون برسه و از این وضعیت نجات پیدا کنن.

و اونهایی که از بین ما رفتن واقعاً خداوند همشون رو بیامرزه و خیلی غم انگیز بود این مصیبتی که دیشب اتفاق افتاد. من خودم عقیده ام اینه که وقتی همچین مصیبتی برای یکی پیش میاد، حداقلش اینه که خودمونو بی تفاوت نشون ندیم. چونکه راحت ترین کار اینه که بگیم: ما که نیستیم که، من اصفهانم، تهرانم، این اتفاق ها از ما دوره، کارمونو بکنیم و زندگیمونو بکنیم. این خیلی فرقشه تا کسی که از نظر دلی احساس مسؤلیت کنه و بگه من چیکار کنم؟ همدلی و همدردی کردن با کسی که مصیبت دیده، خیلی اون فرد رو آروم می کنه. همین که اون فرد بدونه که دیگران فراموشش نکردن و نرفتن دنبال زندگی خودشون.

حالا مثلاً من توی تلگرام دیدم که خون می خوان و گروه خونی o در اولویته. هر کسی در حدی که می تونه اگه کمک کنه، این سینرژی کل کشور وقتی که جمع بشه، همدردی، کمک ها، دلسوزی برای خیلی برای اینها گسیل بشه، خیلی توی حال و روز اون عزیزانی که مصیبت زده هستن، خیلی بهشون کمک می کنه. همون عزیزانی که این فایل به دستشون می رسه بهشون تسلیت میگم و رفتگان شما رفتن و می دونم که خیلی غم انگیزه. واقعاً مصیبت خیلی سنگینیه که ناگهان همه چیز خراب بشه و آدم نزدیک ترین کسانش رو از دست بده.

من خونه خودمون نبودم. جای دیگری بودم که خبری نبود، مادرم با من تماس گرفت و گفت: خونه خود ما هم توی اصفهان یه تکون هایی خورده. فرقی نمی کنه اگر این تکان ها یک ذره توی اصفهان هم بیشتر بود، خدای نکرده توی اصفهان و تهران هم خرابی داشتیم و شاید تلفات داشتیم.

وقتی می خوام به این مسأله فکر کنم، توی این فایل تسلیت، بیاین به یه چیز فکر کنیم. ببینیم که آرزوهایی که ما انسان ها توی دنیا می چینیم، آرزوهایی که واقعاً تمومی نداره، ما رو اینقدر به خودمون مشغول می کنه، اینقدر به آرزوهای طولانی و دراز مشغول می کنه که اصلاً به فکر اینکه یک روزی مرگ سراغ ما خواهد آمد، دیگه نیستیم و به فکر آخرت دیگه نیستیم. واقعاً الان هم دشمنان ما توی ین بیست، سی سال گذشته، یعنی بعد از اینکه انقلاب اتفاق افتاد، خیلی با قدرت شدید روی باورهای معنوی مردم ما کارکردن و حتی تا حدود زیادی موفق شدن!

حالا خدا رو شکر توی جامعه ما اعتقاد به خدا و آخرت هنوز هست، از بین نرفته. ولی خوب یک بخش از جامعه هم متاسفانه اغفال شده و خیلی ناراحت کننده هست این قضیه. چون که انسان اگر به عاقبت خودش فکر کنه و بدونه که بعد از مرگ سریعاً به یک دنیای دیگری متولد میشه و به سمت خداوند حرکتش رو ادامه میده، خیلی فرق می کنه که توی این دنیا چطوری زندگی کنه، چطوری با مردم رفت و آمد کنه، چطور کسب و کار انجام بده، چطور رفتار کنه که حق الناسی گردنش نیفته. اینها اصلاً باعث میشه که تفکر و طرز فکر آدم ها فرق کنه. و اگر خدای نکرده اینطور مصیبت هایی سر انسان بیاد، اگر انسان با خدا باشه و روح خودش رو با خداوند و آخرت هماهنگ کرده باشه، خیلی غم کمتری رو داره.

چونکه خداوند یک سری مصیبت هایی که توی این دنیا به ما میده، دقیقاً توی آخرت ثواب ها و اجرهای زیادی رو در ازاش میده. مخصوصاً برای کسانی که بر مصیبت ها صبر می کنن و حتی شکرگزاری می کنن. شکرگزاری نه اینکه بگم: شکر خدا که این مصیبت اومد. به خاطر اینکه با شرایط فعلیشون شکر می کن که بدترش پیش نیومد. شکر کردن و سپاسگزار بودن و همون مقام رضا که والاترین مقوله ها هست در علوم انسانی، خیلی مقام ارزشمندی هست. صبر کردن بر مصیبتی که خدا براش رقم زده.

و باور کنید که من خودم میگم که مثل خیلی از مردم اولین کسی که اغفال شد، خود من بود. من خودم خیلی چیزهای خارجی می خوندم و مغزم رو داده بودم دست خارجی ها، اونه قشنگ برام برنامه ریزی کرده بودن. قشنگ اصلاً سایتی بود که شما رو قدم به قدم به سمت بی خدایی می برد. از دین ها بد می گفت و اسلام رو جنایتکار معرفی می کرد و همین چرت و پرت هایی که به نظر من الان چرت و پرته. و انسان تا نره و مطالعه نکنه و حقایق رو کشف نکنه، خیلی گول می خوره. مثل من که گول خوردم.

ولی باور کنید امروز خود من که تجربه کردم و از بی خدایی به خدا رسیدم، به دین رسیدم و دیدم که پیامبرها چقدر بر حق اند. و امروز به این باور رسیدم که خداوند حقه، قیامت حقه، انبیاء الهی حق اند و تا خود آدم وارد اینها نشه، تجربه نکنه، یه سری چیزهایی رو نخونه، ذهنش باز نشه و یک سری تجربیات روحانی و معنوی براش اتفاق نیفته، خوب خیلی سخته که قبول کنه. ولی چیزی که به لطف خدا امروز شامل حال من شده اینه که حداقل به این باور رسیدم که خدا و قیامت و… حق هستن.

اینها شوخی بردار نیست! هر لحظه ممکنه انسان جونشو از دست بده. توی هر حادثه ای، هر مصیبتی، هر چیزی. چقدر ما داریم که روزانه، هفتگی، سالانه توی اتومبیل انسان ها از دنیا میرن، تصادف های اتومبیلی، بلاهای طبیعی مثل این زلزله که دیشب اتفاق افتاد. همینطوری همه دارن کوچ می کنن اون طرف، به سمت خداوند بر می گردن. و خیلی جالبه اصلاً ما دقت کردیم به این آیه ای که میگه: ما همه از خداییم و به سوی خدا باز می گردیم؟ این باز می گردیم یعنی چی؟

یعنی ما پیش خدا بودیم، جایگاه اصلی ما اونجا بوده، حالا موقتاً آوردنمون اینجا و توی این عالم ناسوت. توی این عالم ناسوت هستیم ما روحمون از جبروت و ملکوت رد شده و حالا جسم بهش دادن و اومده توی این عالم ناسوت قرار گرفته. و به محض اینکه جسم اکسپایر میشه و به هر دلیلی خاموش میشه، روح همون مسیر جیروت و ملکوت رو رد می کنه و بر می گرده و میره به سوی خدا. یعنی ما در حال حرکت هستیم. از اون لحظه ای که انسان متولد میشه، همون لحظه ای که زندگی او استارت خورد در این دنیا، حرکتش به سمت خدا شروع شده، چه بخواد، چه نخواد. چه قبول بکنه، چه نکنه. خیلی مهمه.

این بحث ها رو اساتید خیلی زیادی هستن که تدریس می کنن، ولی من خودم شخصاً با استاد شجاعی خیلی ارتباط برقرار می کنم. خیلی درک می کنم ایشون رو. خیلی قشنگ این مباحث رو باز می کنن. عزیزان برن و مطالب رو گوش کنن. واقعاً می فهمی که چه اتفاقاتی داره می افته، من کی بودم؟ از کجا آمدم؟ آمدنم بهر چه بود؟ به کجا دارم میرم؟

واقعاً اینکه خداوند روح ما رو توی این مسیر قرار داده و توی این دنیا به ما فرصت داده که روحمون رو اینقدر بزرگ کنیم و صفات الهی رو توی روح خودمون تقویت کنیم و هر چه بیشتر شبیه به خدا بشیم. همون مثل اعلا که میگن یعنی بالاترین مثالی که از خدا میشه زد، روح انسانه. روح انسان نه جسم انسان.

همه اینها رو دارم میگم که وقتی مصیبت پیش میاد ما باید به فکر بیفتیم. حالا درسته ناراحتی و … پیش میاد. دو هفته دیگه شاید خیلی ها فراموش کنن و برن پی زندگیشون و دوباره روز از نو، روزی از نو. نه! این پیامه. خیلی پیام بزرگی باید باشه. خیلی باید ما رو تکون بده که مثلاً اگر آوار روی سر من ریخته بود و همین دیشب من رفته بودم، چه خاکی باید روی سرم می ریختم؟

این مطلب هم عالیه:  خشم:‌ مرحله دوم بعد از طلاق

اگه حتی یک صدم درصد حرف هایی که افراد مختلف به ما زدن، توی تلویزیون، روحانیون این ها رو به ما گفتن، اگه یک صدم درصد اینها راست باشن، چه خاکی به سرم بکنم؟ چیکار کنم بعد از مرگ؟ اگه بلافاصله روح جدا شد و زندگی این دنیا تموم شد و ما متولد شدیم به دنیای جدید، اگه راست باشه، اگه امام علی علیه السلام همون موقع ظاهر شد چی؟ اگه فرشته هایی که ظاهر شدن و می خوان سؤال جواب بکنن، چیکار می خوام بکنم؟

واقعاً ببنید چه رسیک بزرگی ما داریم می کنیم؟ واقعاً خیلی ریسک نسنجیده ایه! یعنی یکی از ریسک هاییه که اگه احتمالش رو بخوایم در نظر بگیریم که اون طرف راست باشه، خیلی ما بازنده ایم.

دیشب داشتم یه فایل صوتی گوش می کردم به دلم خیلی نشست این جمله رو که گوش کردم. می گفت: وقتی که میری اون ور، فرشته هایی که میان روح شما رو بدرقه کنن، میگن: چرا دست خالی اومدی؟ چرا دست خالی؟ هیچ کاری نکردی؟ هیچی با خودت نیاوردی؟ نهایت چیزی که اون فرد می تونه بگه: من مستضعف بودم. نمی دونستم. بلد نیودم.

حالا مایی که توی کشور مسلمان و کشوری زندگی می کنیم که آخرین ورژن دین، آخرین ورژن کلام خدا به ما داده شده. مثلاً ویندوز رو در نظر بگیرید، یه زمانی سیستم عامل چی بود؟ ام اس داس بود. اصلاً هیچی نداشت، پنجره ای نداشت. بعد ویندوز سه و یک اومد، بعد ویندوز ایکس پی اومد، بعد ویندوز ویستا اومد، بعد ویندوز سون اومد، بعد ویندوز تن اومد. بینید ما آخرین ورژنی که جدید تر از این نخواهد آمد به ما داده شده.

ما توی یه کشور به دنیا اومدیم. اصلاً نمی تونیم که بخاطر اینکه غربی ها روی مخ ما کار کردن، مثلاً خودشون اومدن یه جوری رفتار کردن که ما فکر کنیم دین ما مشکل داره، اینها پذیرفته نیست. وقتی روح از بدن جدا شد، اونجاست که باید جوابگو باشیم. میگن: ما آخرین ورژن رو به شما دادیم، مگر کتاب نبود که بخونید؟ مگر منابع نبود؟ مگر زمین خدا گسترده نبود؟  چرا نرفتید دنبالش؟

حالا اونی که ته آفریقا به دنیا اومده، به گوشش هم نخورده برای اون چیزی نیست. خدا برای اون با روشی که خودش بلده حساب می کنه، ولی برای ما خیلی قضیه فرق می کنه. حالا نمی خوام صحبتای من حالت موعظه داشته باشه، چیزی که دیشب برای من اتفاق افتاد هی این صحبت ها توی ذهن من مرور میشد که ای کاش اینهایی که دیشب به رحمت خدا رفتن، من براشون دعا می کنم که ای کاش این حقایق رو درک کرده باشن و از دنیا رفته باشن. ای کاش اون دنیا حالشون خیلی خوب باشه،

چون اگر کسی در مسیر خدا درست حرکت کنه، وقتی که می میره بهترن اتفاقیه که براش می افته. روح از این قفس، از این دنیای ناسوت، ما رو از بی نهایت آوردن فشرده کردن و گیرش انداختن توی این دنیایی که پر از محدودیته. دنیای که ما توش زندگی می کنیم، پر از محدودیته. خوب معلومه که روح دوست داره برگرده ه اون بی نهایت، برگرده پیش خدای خودش.    کز نیستان تا مرا ببریده اند    در نفیرم مرد و زن نالیده اند.

من حالا درک شخصی خودمه. میشه این شعرو اینطور تعبیر کرد که ما جامون توی نیستان بود. ما رو بریدن و آوردن اینجا و ما باید هی ناله کنیم.

برای کسی که روی بعد روحی خیلی روی خودش کار کرده باشه، مرگ بهترین اتفاق دنیاست. بهترین خبر دنیاست. حالا اینها رو دارم میگم که هم عزیزانی که مصیبت براشون پیش اومده دلگرم بشن و برای رفتگانشون فاتحه بفرستن و اگر نمازشون رو نخوندن، شروع کنن نمازهاشونو بخونن. اینها شوخی بردار نیست! واقعاً اینها مسائلی هست که اگر من توی یک فایل صوتی بگم شاید خیلی ها قبول نکنن. خیلی ها از این حرف ها بدشون بیاد. چون که خیلی خوب روی مغز ما ایرانی ها کار کردن در طی بیست سی سال گذشته و خیلی ما رو برگردوندن نسبت به دین.

عوامل خودشون رو گذاشتن و مثلاً طرف بدترین کارها رو، غیر اخلاقی ترین کارها رو انجام داده در لباس مذهبی. اینها همه عوامل خود اونهایی هستن که می خوان ما رو از مذهب زده کن. این راحت ترین کاری که میشه یک انسان رو از یک مفهومی زده کرد اینه که اون مفهوم رو مچ کنی با یکی که از خودت بذاری اون مفهوم رو خراب کنی.

مثلاً ما می خوایم وجهه پلیس رو خراب کنیم، راحت ترین کار چیه؟ اینه که لباس پلیس بهش بپوشونیم، بیایم تو خیابون کارهای مسخره بکنیم. مردم رو بزنه، کتک بزنه، دزدی کنه، فحاشی کنه! همه میگن اینه پلیس! اگه این پلیسه ما نخواستیم.

دقیقاً این اتفاق برای دین اسلام افتاده. مخصوصاً برای مذهب شیعه. یه سری دزدی ها، جنایت ها، دروغ ها رو آورن مهره های خودشونو لباس اسلام بهش پوشوندن و آوردن روی کار و همه این کارها رو کردن و حالا مردم هر وقت اسم اسلام میاد، اونهایی که زده شدن، میگن: اگه اسلام اینه که فلانی اختلاس کرد، این به درد خودشون می خوره.

خیلی خنده داره. اصلاً اینها پذیرفته نیست! فرشتگان و خود خداوند میگن: شما می تونستید برید تحقیق کنید، برید ببینید که آیا اصل کار درست بود یا اصل کار درست نبود؟ یا مثلاً امام علی علیه السلام کدوم یکی از این کارها رو کرد؟ یا ائمه دیگر کدوم یکی از این کارها رو کردن؟ شما باید به اصل رجوع می کردین!

حالا دردناک تر اینه که وقتی انسان روحش از این دنیا جدا شد، میفته توی ابدیت و دیگه فرصتی نداره به این دنیا برگرده. این دنیا ورژن کمپکت شده کارهایی که می کنیم، اون دنیا بزرگ میشه، مثل انرژی اتمی هست که میگن وقتی یک اتم رو میشکافن، انرژیشو آزاد می کنن چقدر انرژی میدهً! مثلاً می گفتن ماشین های اتمی ساخته میشه که یک قرص اتم میذارن توش، صد سال کار می کنه!

دقیقاً رابطه کارهایی که ما توی این دنیا می کنیم با اون دنیا اونطوره. وقتی که طرف یک کار کوچیک می کنه، وقتی که توی اون دنیا بزرگ میشه، گسترده میشه، اون وقت میبینی که هزار سال آخرتی خوشی و نعمت در اختیار ما قرار داده میشه.

پس لحظه لحظه این دنیا خیلی ارزشمنده. حالا خیلی طولانی شد ولی اینها رو میخوام بگم که اولاً دلگرم بشیم، اونهایی که عزیزانشونو از دست دادن، براشون دعا کنن، و برای عزیزانی که زنده موندن مثل ما و هنوز فرصت دارید که برید به سمت خدا برید و مسیر حرکت روحیمونو برگردونیم به سمت خداوند و اگه ما این کارو نکنیم، خیلی باید تاوان پس بدیم.

اینکه توی جامعه ما اینقدر فرقه های انحرافی اومده، یا عرفان های من درآوردی آوردن، اینها همشون دارن انسان رو منحرف می کنن و اصلاً اجازه نمیدن روح انسان برگرده و صفات خدایی رو جذب کنه و خیلی درست و حسابی متولد بشه.

برای همه عزیزانی که تحت فشار هستن الان و جای خواب و غذا و لباس احتیاج دارن و ما ازشون دور هستیم، دعا می کنیم و امیدوارم بتونیم از شهرهای خودمون کمک هامونو براشون بفرستیم و از کسانی که می تونن پاشن برن تحت هر ارگانی، انشالله کمک ها سریع تر به اونها برسه و این موضوع به خوبی حل بشه و مردم ما برگردن سر خونه و زندگیشون.

 

3 پاسخ
  1. John Snow
    John Snow says:

    حادثه بسیار دردناکی بود و امیدواریم غم آخری باشه برای ملت عزیزمون ایران. البته همونطور که فرمودید، این حادثه ی دردناک زنگ خطری بود برای اینکه خودمون رو آماده ی کوچ کنیم چرا که انسام از فردای خودش خبر نداره و هر لحظه ممکنه موعد ما هم برسه. البته ان شا الله که هرچه بیشتر عمر کنیم تا بتونیم اندوخته مون رو بیشتر کنیم برای آخرت و روز حساب اما در مجموع باید خودمون رو آماده ی روز حساب کنیم چون مشخص نیست که فردایی داشته باشیم که بتونیم توبه کنیم یا نه.

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

پاسخ دهید