solitude-attracting-missing-half

جذب نیمه گمشده

در این فایل به ادامه پاسخ به سؤالاتی که کاربران عزیز پرسیده بودند، می پردازیم. باز هم تشکر می کنم از دوستانی که لطف داشتن و به من محبت داشتن و فیدبک دادن و خیلی پیام های مثبتی گرفتم. و واقعاً خدا رو شکر می کنم و از شما هم ممنونم. خیلی خوشحالم که این آموزش ها داره به خیلی ها کمک می کنه، خیلی ها متأثر شدن و خیلی خدا رو بابتش شکر می کنم.

امروز در حوزه خلوت درون یا همون سالیتود قبل از ازدواج سؤالات رو پاسخ میدیم. چهار تا سؤال هست که در اصل دو تاش شبیه به هم هست، میشه سه تا سؤال. سؤال ها رو می خونم و بعد جواب سؤال ها رو میدم.

سوال ۱: خانمی پرسیده بودن که در رابطه با نحوه جذب خواستگار صحبت کنیم. و خانم دیگه ای هم سؤالشون مشابه با سؤال قبلی بود و گفته بودن: من سن ازدواجم بالا رفته و می ترسم. می ترسم که بمونم توی خونه و کسی نیاد که با من ازدواج کنه و می ترسم که ازدواج نکنم و بمونم. چکار کنم؟ راهماییم کنید، می ترسم، نگرانم.

سوال ۲: خانم دیگری در رابطه با خودشناسی و شناختن ریزه کاری های شخصیتی و دوست داشتن خود که مباحث اصلی دوره سالیتیود هستند، پرسیده بودن.

سوال ۳: یک آقای سی و یک ساله هم بودن که گفته بودن: خانمم دو ساله که منو ترک کرده و خانمم بهم میگه تو جذاب نیستی و هیچ کششی یه جورایی نسبت به من نداره و علاوه بر این خانم های دیگری هم از من دوری می کنن و از من فرار می کنن و من از تنهایی و بی کسی دارم دق می کنم، چکار کنم؟ چرا خانم ها از من فرار می کنن.

سؤال اول که در مورد نحوه جذب خواستگار و اون خانمی که نگران بودن مجرد موندن، جوابش این هستش که: شاید قبلاً هم گفته باشم در آموزش هام. ما در دوران مجردی نیاز به هیچکسی نداریم که بخوایم حال ما خوب باشه. ما اگر بتونیم (شما یا ما) اگر بتونید خداوند رو پیدا کنید توی زندگیتون، دیگه اون کد اصلی رو که باید پیدا کنید رو پیدا کردید. دیگه اصلاً اهمیتی نداره که آیا شما مجرد هستید یا متأهل هستید. یک لحظه تصور بکنید چطور میشه که یک انسانی فقط و فقط خوشبختی و به موفقیت رسیدن رو در این ببینه که ازدواج کنه. من با ازدواج مخالف نیستم و اصلاً یکی از طرفدارهای پر و پا قرص ازدواج هستم و خیلی به ازدواج ایمان و اعتقاد دارم و به همه هم توصیه می کنم. ولی مخصوصاً خانم ها تا وقتی که کسی نیومده از شما خواستگاری کنه، این دلیل نمیشه که شما فکر کنید زندگیتون یک چیزی از بقیه کم داره یا نگران این باشین که ای خدا چرا من موندم؟ چرا کسی نیومد منو بگیره؟ خوب… همین نگرانی که شما دارید و همین نگرانی که فکر می کنید، می ترسید و این ترس و نگرانی باعث میشه یک ارتعاشی از شما ساطع بشه که اگر هم کسی قراره وارد زندگی شما بشه، این اتفاق نمی افته و این ارتعاش اونها رو از شما دور می کنه.

و حالا به بیان دیگه ای که بخوایم اینه که: رضایت که در فایل های قبلی هم در رابطه با اون صحبت کرده بودم، زاضی باشید. یعنی از تمام وجود راضی باشید. هر روز خدا رو شکر کنید که من همینی که الان هستم، خدایا شکرت. اگر مجردم به نداشته های خودتون فکر نکنید. که اگه من مجردم و کسی کنار من نیست، چرا به اون نداشتن فکر می کنید؟ به اون چیزی که الان دارید فکر کنید. به سلامتی، به شغل، به زنده بودن! اصلاً هیچی هم که نداشته باشید، همینکه فرصت زندگی به ما داده شده، خیلی ارزش داره. زندگی ارزشش خیلی بالاست. بنابراین ما خیلی چیزها داریم که هر روز می تونیم لیست سپاسگزاری اصلاً بنویسیم. وقتی ما هر روز لیست سپاسگزاری بنویسیم. لیست چیزهایی که توی زندگیمون داریم. مثلاً می تونید یک دفترچه کوچیک بخرید، هر روز صبح توش بنویسید مثلاً تاریخ امروز، لیست سپاسگزاری من. ۱) بالشت توی رختخوابم. ۲) لباس هایم… از کوچیکترین چیزی که شما توی زندگیتون دارید، بگیرید تا بره به اون چیزهای بزرگ و سلامتی و مال و اموال و… اینها رو لیست کنید و به خودتون بگید من فردا یک لیست جدید می نویسم. امروز ده تا جدید نوشتم و فردا ده تا دیگه می نویسم. اونوقت می بینید که خداوند چقدر نعمت به شما داده. نبودن یک همسر در زندگی شما اصلاً معیاری نیست که شما نگران باشید و ترس برتون داشته باشه.

در آموزش های استحاله هم گفتم: حتی از لحاظ جنسی هم شما نیاز به کسی ندارید. اگر نیروی جنسی خودتون رو هدایت کنید به سمت کسب موفقیت و ثروت و استحاله اش کنید و برش گردونید به وجود خودتون و هدرش ندید، دیگه حتی نگران این هم نباشید که من مجردم و رابطه جنسی هم ندارم. همونطور که خداوند جوانها رو در دوران مجردی توصیه به تقوا کرده. یعنی اینکه استحاله کنید. البته بیشتر پرهیز کنید. نیروی جنسی خودتون رو هدر ندید، وارد هیچ رابطه ای نشید و برش گردونید به وجود خودتون.

پس شمایی که مجرد هستید و نگران این هستید که چرا من مجرد موندم و چه جوری یک خواستگار جذب کنم، بهترین کاری که می تونید بکنید اینه که اولاً از همین شرایطی که الان دارید راضی باشید و لیست سپاسگزاری رو بنویسید که چه چیزهایی دارید و چه نعمت هایی خداوند به شما داده. و بعدش شروع کنید روی خودتون کار کنید. حالا چطوری روی خود کار کردن رو توی سؤال بعدی جواب میدم. ولی به دسته اول هم که گفتن ما چکار کنیم که نیمه گمشده خودمون رو پیدا کنیم، به اونها هم جوابش می خوره. پس نگران نباشید. یه چیزی می خواستم بگم: اصلاً پیدا کردن خداوند باید دغدغه اصلی ما انسان ها باشه. پیدا کردن خداوند و شناخت خداوند. معرفت به خداوند. این چیزی هست که باید ما رو نگران کنه که اگر من این رو دنبالش نرفتم، باختم. بقیه چیزها اصلاً مهم نیست.

یک سخنرانی گوش می کردم که اون استاد چقدر زیبا می گفتن: مثلاً طرف که می میره، فرض کنید اونی که رفته توی جبهه و شهید شده. می نویسن جوان ناکام! این به این معنیه که آیا تمام کام این دنیا توی ازدواج خلاصه میشه؟ اصلاً اینطور نیست. اتفاقاً این جوان کامیاب ترین جوان دنیاست. چونکه توی راه هدفش و توی راه عشقی که به خداوند داشته، جونشو گذاشته. دیگه از این خوشبخت تر و از این کامیاب تر چی داریم ما توی این جهان هستی؟

ببینید این تفکراتی که توی جامعه ما گسترش داده شده که اگر مجرد باشی، انگار جذامی هستی! اصلاً این چه تفکریه؟ این دیدگاه از کجا اومده؟ تا وقتی که مجرد هستید از مجرد بودن خودتون لذت ببرید، راضی باشید و دنبال خدا برید. تا انشاالله خداوند خودش جور می کنه یه کسی هم میاد توی زندگی شما. یا میاد یا نمیاد. حالا فرض کنیم که میاد. وقتی که ازدواج کردید دو نفری با همسرتون دوباره راه رسیدن به خدا رو پیش بگیرید و همگام بشید با هم. هدف اصلی اینه که ما توی راه رسیدن به خدا حرکت کنیم. چه مجردی چه متأهلی. بنابراین شما اگر هدف زندگی و غایت شما از زندگی درکی از خداوند باشه و وصل شدن به اون الوهیت الهی باشه، دیگه چه تفاوتی می کنه که شما مجردین یا متأهلین؟ حتی ما داشتیم آیت الهی که الان اسمشون یادم نیست، تا آخر عمرشون مجرد بودن. آیت الله! و یکی از عارف های بزرگ کشور ما! ولی ایشون هم سطح معنوی بسیار بالایی داشتن. حالا برای کسانی که از نظر دینی می خوان بهش نگاه کنن. و حتی خارج از دین ما توی مکاتب و تمام کشورها داریم کسانی که مجرد بودن و آدم های بسیار موفقی بودن. بنابراین شما وقتی که نگران باشید و اگر نگرش شما روی این باشه که من تا وقتی که مجرد هستم، یه چیزی توی زندگیم کمه و زندگیم مثل یک وسیله نقلیه ایه که چرخ هاش پنچره و یک چرخ نداره، اگه اینجوری بهش نگاه کنید که خداوند هم میگه: خوب پس شمایی که مجردی به گوهر وجودی خودت پی نبردی، فکر کردی که هدف زندگی متأهل شدنه. اگه ما خداوند رو از زندگیمون حذف کنیم و فکر کنیم که هدف از زندگی اینه که ازدواج کنیم و بچه بیاریم؛ پس این چه تفاوتی داره با بقیه جانوران؟ مگه همه حیوانات و جانوران هم همین کارو نمی کنن؟ جفت پیدا می کنن، جفت گیری می کنن و بچه میارن. اونها ولی معرفت خدا رو ندارن. دنبال معرفت خدا نمیرن. اگه ما هم دنبال معرفت خدا نریم، پس چه فرقی با اونها داریم؟ مخلوقات خداوند توی کره زمین؟

پس اصلاض نگران این نباشید که شما مجرد هستید. و اگر هم که می خواید نیمه گمشده خودتون رو جذب کنید، قبل از جذب نیمه گمشده خودتون توی انسان ها، خداوند رو به خودتون جذب کنید و قبلاً هم توی یک ویدیو گفته بودم: با خداوند به نوعی ازدواج کنید. خداوند رو در آغوش بگیرید. شما وقتی که خداوند توی زندگی شما وارد بشه، دیگه اونوقته که هر کجا بوی خدا می آید، خلق بین بی سر و پا می آید. شما اگر بوی خدا بدید، همه اون کسانی که درک می کنن شما بوی خدا میدید، اونها میفتن دنبال شما و اونوقت دیگه شما باید انتخاب کنید و گلچین کنید واقعاً. ولی تا وقتی ما بوی نفس بدیم، اونوقت کسانی که دنبال نفس خودشون هستن، سر راه ما قرار میگیرن و به احتمال زیاد ما رو انتخاب نمی کنن. چرا؟ چون وقتی که هر کسی یک منی باشه در وجود خودش، یک نفس باشه، دو تا نفس، دو تا من میان در کنار هم و هیچوقت ما نمیشن. چونکه اون منیت اجازه نمیده. اون من بودن یک دیواری میشه بین افراد. به قول دکتر الهی قمشه ای: اگر ما بتونیم هممون دلمون رو یکجا بند کنیم، اونجاست که می تونیم با هم یکی بشیم. یعنی من دلم پیش خدا گیره و دلم اونجا بنده، یعنی دلمو برده خدا؛ یک نفر دیگه هم دل اونو برده خدا، پس دیگه ما یکی هستیم در اصل. اونجوری شما می تونید نیمه گمشده خودتون رو جذب کنید. و واقعاً خودبخود انسان های اطراف شما گلچین میشن. فقط کسانی که دلشون اونجایی که دل شما بنده، وارد زندگی شما میشن و شما فرکانس اونها رو میگیرید. چرا؟ چونکه دلتون یکجا بنده. دیگه منیت شما وجود نداره. شما دنبال خدایی. منیت و نفس ضعیف شده، نیست شده اصلاً و خدا فقط اومده. دیگه اونوقت شناسایی کسانی که منیت خودشونو فراموش کردن و دنبال خدا هستن، خیلی راحت میشه و خیلی راحت نیمه گمشده خودتون رو پیدا می کنید.

سعی کنید تا می تونید روی عرفان (حالا عرفان نه اینکه ما می خوایم عارف پرورش بدیم)، روی شناخت خدا کار کنید. شما خدا رو بشناسید. وقتی شما خدا رو بشناسید، انشاالله از این مراحل می گذرید. مجرد، متأهل، شکل ظاهری چطوری باشه؟ قدم کوتاه باشه، قدم بلند باشه… دیگه از خیلی مسائل راحت میشید. مسائلی مثل عمل کردن دماغ. درسته به زیبایی زن اضافه می کنه، ولی اگر شما اگه دلتون جای درستی بند شد، اصلاً نیازی به هیچکدوم از این کارها ندارید. خودتون رو همونطور که هستید، بدون دست خوردن و همونطوری دوست دارید و عاشق خودتون خواهید بود. و وقتی شما عاشق خودتون شدید، اونوقته که اون ارتعاش و فرکانسی که از شما خارج میشه، جذاب میشه.

این مطلب هم عالیه:  تبدیل نیروی جنسی به ثروت - قسمت 9 - استحاله نیروی جنسی، چه چیزی «نیست»؟

ببینید یک نکته رو هم به شما خانم ها بگم: بدونید که مردها درسته جذب خانم زیبا میشن. ولی مهم تر از زیبایی، مردها جذب خانمی میشن که اعتماد به نفس داره. یعنی اعتماد بنفس زن خیلی برای مرد جذابه. حالا این اعتماد به نفس چیه؟ دوست داشتن خودشه. خودشو هر جوری که هست بپذیره. پس ظاهر و… اصلاً مهم نیست. و خلاصه بگم: برای جذب نیمه گمشده و برای نگرانی قبل از ازدواج خداوند رو شناسایی کنید، دنبال خداوند برید و خداشناسی رو پیش بگیرید. همه چیز خودش درست میشه. علاوه بر اینکه خداوند هم کمک می کنه. میگه: این بنده ای که بین همه خواسته های دنیوی و نفسانی من رو انتخاب کرده و به سمت من داره میاد، اونجایی که لازم داره توی مسیرش، دیگه حالا تنهایی کافیه و نیاز داره که یک همسری کنارش باشه، من همسرش هم کنارش می گذارم و این میشه جواب دو تا سؤال کاربرای عزیزی که گفته بودن نحوه جذب خواستگار و اینکه سنم بالا رفته چیکار کنم.


سوال دوم: خانمی که گفته بودن در مورد خودشناسی و شناختن ریزه کاری های شخصیتی و دوست داشتن خود چیکارکنیم؛ در مورد دوست داشتن خود هم الان گفتم که خودتون رو چطوری دوست داشته باشید. اینکه خودتون رو همینطور که هست، بپذیرید. حالا قدم های عملی داره که واقعاً توی یک فایل صوتی نمیشه توضیح داد. من سعی می کنم توی کتابم یا توی آموزش های صوتیم آموزش بدم. بیشتر توی کتاب؛ چون که نوشتن زیاد داره. شما باید یه عالمه بنویسید در رابطه با خودتون. یعنی با برگشتن به گذشته خودتون و اتفاقاتی که در گذشته افتاده، هر کدوم از اون اتفاقات رو مثل یک کیسی که می خواید روش جراحی کنید، میاید میذارید روی میز، یعنی روی کاغذ می نویسد دربارش و انگار جراحیش می کنید، می کشید بیرون و از دل اون اتفاقات خودشناسی شما صورت می گیره.

یک پروسه بسیار طولانی و می تونم بگم چالش برانگیزیه. و من اینو حتماً توی کتابم آموزش خواهم داد. ولی کلیاتش اینه که شما مثلاً بر می گردین از بچگی تا اونجایی که یادتون میاد، از سه سالگی، از چهار سالگی شروع می کنید تموم اتفاقات زندگی خودتون رو لیست می کنید. تموم افرادی که شما باهاشون مراوده داشتید، از اونها دلخور هستید، از اونها خوشتون میاد، از اونها بدتون میاد، دایی، عمه، خاله، توی حوزه های مختلف، مدرسه، کار، دانشگاه؛ مثلاً یک لیستی از افراد رو می نویسید. مثلاً این لیست سیصد نفر میشن. از کل زندگی شما تا الان این سیصد نفر اومدن و یه جورایی شما یه مطلبی یه چیزی با اینها داشتید که امروز توی ذهن شما هستن. و معمولاً هم کینه، دلخوری و شاید خجالت هم شاملش میشه. مثلاً یه جایی آبروتون جلو چند نفر رفته و خیط شدید و اون چند نفر توی ذهن شما موندن. این یک لیست طولانی داره که می نویسید و تک تک این افراد و اتفاقاتی که افتاد رو در مورد اونها می نویسید و از دل اون نوشته یک سری خصوصیات اخلاقی مثبت و منفی رو لیست می کنید. و بعد از اینکه این سیصد نفر یا کلاً هر تعداد از افرادی که توی زندگیتون بودن، اینها رو نوشتید، به یک آگاهی بسیار قوی وقدرتمندی در رابطه با خودتون دسترسی پیدا می کنید. و جزئیاتش رو من حتماً آموزش میدم که ما چه جوری بنویسید و چه جوری این خصوصیات اخلاقی رو بکشید بیرون.برای این تمرین هم حسابی باید وقت بذارید. ولی خوب ارزششو داره. ما توی این دنیا اومدیم که روی خودمون کار کنیم و بهتر بشیم. کاری از این مهم تر که نداریم. مهم ترین کاریه که ما باید توی زندگیمون انجام بدیم.


سوال سوم: آقایی که گفته بودن سی و یک ساله هستم و خانم ها از من خوششون نمیاد و همسرم هم دو ساله ترکم کرده و همسرم هم میگه من از تو خوشم نمیاد و جذابیت نداری و رفته. این آقا هم احتمال داره که نگاهش نسبت به خانم ها نگاهی هست که شاید زلال نباشه. نگاهی باشه که آمیخته با شهوت باشه. اگردوست عزیز شما نگاهتون با شهوت آمیخته خانم ها اینو خیلی راحت حس می کنن. نگاه یک مرد رو خانم ها دقیقاً می فهمن که مرد از روی عادی بهشون نگاه کرد، از روی محبت بهشون نگاه کرد یا از روی شهوت بهشون نگاه کرد. سریعاً سیگنال ها و گیرنده هایی دارن که بسیار حساسه. می فهمن. و حالا در رابطه با سؤال شما یک سؤال دیگه ای هم مطرح می کنم از طرف یک از کاربرها که گفتن: من یک خانم چادری هستم! چادری. و می گفت: نگاه های مردها منو اذیت می کنه. حس می کنم که به دید شهوت به من نگاه می کنن. حالا هم جواب اون خانم داده میشه، هم شما. اگر حس می کنید که نگاه شما به خانم ها نگاهی هست که از روی شهوت و از روی این باشه که خالص نباشه، این باعث میشه که خانم ها از شما دوری کنن. یک عاملش می تونه این باشه.

عامل دوم می تونه این باشه که شما از نظر اینکه مجرد هستید و تنها هستید، در حالت مستأصل به سر ببرید. اگر کسی در حالت مستأصل بودن باشه، یعنی در آرزوی این باشه که ای کاش یکی کنار من بود، این یک ارتعاش بسیار بدی رو از شما ساطع می کنه که مثل این می مونه که یک نفر خیلی گرسنشه و شما هم یک غذای خوشمزه دستتونه و می خواید خودتون بخورید و سعی می کنید که نزدیک این نرید که از شما بقاپه و بخوره. می دونید یه همچین حسی هست. اگر این حس رو داشته باشید و هر چه بیشتر نگران این باشید که وای من چیکار کنم؟ خدایا چرا یکی نیست کنار من؟ اعصابم خورده! و شبانه روز به این فکر کنید که یکی کنارتون نیست، و در حسرت این باشید که چرا یکی کنار من نیست، این یک ارتعاش بسیار بدی رو از شما ساطع می کنه و این ارتعاش حتی بدتر از اون شهوته و حتی اینو از شصت کیلومتری، خانم ها تشخیص میدن. که اگر یک مردی مستأصل باشه برای رسیدن به خانم ها. اصلاً خانم ها ذاتشون اینه که فرار می کنن. چرا؟ چون اون بخش سکیوریتی و امنیت وجودشون تهدید میشه. میگن: این آقا چرا اینقدر به قول خودمونی (نمی خوام این کلمه رو بگم) تو کفه یه جورایی. این تو کف بودن یک ارتعاش بسیار بدی رو برای خانم ها داره و شما این ارتعاش رو ساطع می کنید و خانم ها می ترسن. میگن: چی می خواد از جون ما.

خانم ها دوست دارن پیش مردی برن که که چشم و دل سیر باشه. زن اونجا احساس امنیت می کنه. و شما چیکار کنید که این رو از وجود خودتون پاک کنید؟ دقیقاً همون جوابی که به اون دو تا خانوم توی سؤالات قبلی گفتم. شما خدا رو توی زندگی خودتون پیدا کنید. اگه خدا رو توی زندگی خودتون پیدا کنید و دنبال اون باشید و اصلاً بگذرید از اینکه مجردید یا متأهلید؛ اصلاً اینجور نیست که بگید: من مجردم و دارم می میرم از بی کسی. اصلاً همچین صحبتی نفرمایید شما. چرا؟ چون خدا اصلاً بدش میاد. خدای به این مهربونی؛ خدایی که هم نیازهای روحی و جسمی و هر نیازی که شما فکر کنید، خدا می تونه برای ما برآورده کنه. اونوقت ما اون رو فراموش می کنیم و فکر می کنیم اگر یک خانم کنار ما باشه، زندگی ما تکمیله و اگر نباشه ما از بی کسی می میریم. اصلاً اینجور نیست. اصلاً خدا بدش میاد ما اینجوری قضاوت کنیم و زندگی کنیم.

 یک قانون کلی هم توی کائنات وجود داره که هر چیزی رو که ما نسبت به اون مستأصل شدیم و برای رسیدن به اون دست و پای بیخودی بزنیم و خودمون رو به آب و آتیش بزنیم که به اون یه چیز برسیم، انگار اینجوری به نظر می رسه که اون چیز از دست ما فرار می کنه. خوب این نمی دونم چه قانونینه؟ چه جوریه که یکی از قوانینی هست برای بعضی ها اینجوری اتفاق می افته. اگه خیلی دنبال این باشید و بیش از حد دنبال اون باشید، چون ارتعاشی که به کائنات ساطع می کنید، ارتعاشی هست که از روی اعتماد به نفس نیست، از روی آرامش نیست. از روی نیاز بیش از حده و کائنات هم انگار به شما نمیده. و اگر به محض اینکه رهاش کنید، شنیدید که میگن: اگر یک پرنده رو رها کنید، اگر مال شما باشه، به سمت شما بر می گرده؟ اینم همینه. کسانی که مجرد هستن، اصلاً این موضوع مجرد بودن خودتون رو رها کنید، بسپارید به دست خداوند. بگید: خدایا ما اصلاً از خیر این قضیه گذشتیم که مجرد باشیم یا متأهل. ما تو رو می خوایم. خدایا من تو رو می خوام. خدایا تو بیا توی زندگی من. تو که از رگ گردن به من نزدیکتری. یعنی اینقدر خداوند به ما نزدیکه که از خودمون به خودمون نزدیکتره. اصلاً جدای از ما نیست. اینجوریه. اونو در آغوش بکشین. اونوقته که کم کم وقتی اینجور کردید و از عشق به خداوند سرریز و لبریز شدید، دوباره مثل سؤال قبل که پاسخ دادم، اونوقته که ما انسان هایی که یک کم سیمشون وصل شده و خداوند اومده تو زندگیشون، اونا وارد زندگی شما میشن و همگام با شما باز هم هدفتون همون معرفت خدا و رسیدن به خداونده.

 نهایت و غایت زندگی انسان توی کره زمین اصلاً همینه. هیچ هدف دیگه ای بالاتر از نیست. ما اصلاً اومدیم که به خدا برسیم. همه از خداییم و به سوی او باز می گردیم. ما هدفمون اینه که به سمت خدا بریم. نه اینکه بعد از مردن. همین حالا توی زنده بودن. اصلاً راه رسیدن به خدا توی همین دنیا و همین زندگی مادی هست که الان داریم. معنویت رو ما باید تجربه کنیم. توی همین دنیا. نه اینکه بگیم: من این دنیا رو بی خیال میشم، همینجوری توی ناراحتی و افسردگی تموم می کنی و اون دنیا میریم پیش خدا. نخیر! توی همین دنیا ما باید خدا رو بشناسیم. همونطور که امام علی علیه السلام فرمودن: اگر من بچه بودم و در بچگی از دنیا می رفتم و یک راست می رفتم توی بهشت، ترجیح نمی دادم به اینکه الان تو دنیا موندم، بزرگ شدم، رشد کردم و توی همین دنیا خداوند رو پیدا کردم و شناختم و بعدش حالا اگر بهشتی هم بخوام برم، برم. ولی ایشون دنیا ارزش بزرگ شدن و ماندن توی این دنیا رو خیلی بالاتر از این می دونه که توی همون بچگی وارد بهشت بشه، (شنیدید که میگن: بچه ها اگه بمیرن، یک راست میرن توی بهشت). ایشون می فرمایند که من اینو خیلی بیشتر دوست دارم. یعنی اینکه شناختن خداوند اینقدر لذت بخشه و اینقدر عوالم بسیار گسترده ای برای انسان باز می کنه که اصلاً از این مراحلی که من مجردم یا متأهل، می گذره. و اونوقت که به قول خودمونی سیمتون توی راه خداوند به خداوند وصل بشه، اونوقته که دیگه کافیه از خداوند بخواید. سر موقع خدا خودش ازدواجتون هم جور می کنه.

این فایل صوتی را از اینجا دانلود کنید.

2 پاسخ
  1. Mehdishrg
    Mehdishrg says:

    سلام خدمت جناب زارع عزیز و کاربران گرامی سایت مس به طلا
    موضوعی که خیلی دوست داشتم با شما عزیزان در میان بگذارم این بود که شما میتونید به هر شکل و قیافه ای که دوست دارید تبدیل بشید و هیچ محدودیتی وجود نداره برای شما.
    کلا دوست ندارم چیزی رو به کسی ثابت کنم ولی چن تا توصیه دارم برای کسانی که دوست دارن به چهره ی مورد علاقشون دست یابند و اون هم اینه که توی گوگل کلمه ی “stigmata” یا استیگما رو سرچ کنند (استیگما نادر هست که در افراد مسیحی دیده شده) یا اینکه مقاله ای به نام
    ” Any woman may make herself beautiful by thought”
    از Hereward Carrington
    یا اینکه توی یوتیوب فایل های هیپنوتیزم درباره ی این موضوع سرچ کنید.و در مورد این موضوع تفکر کنید و از قلبتون یاری بگیرید برای یافتن حقیقت.
    از خدا میخوام به من و همه ی شما دوستان عزیز کمک کنه که به حالت مقدس سالیتود برسیم و تموم عادت هایی که تخریب کننده ی ایمان هستند مثل خودارضایی رو ترک کنیم
    چون بتونیم با قدرت بیشتری درباره ی قدرت و بزرگی او صحبت کنیم و از او در جنبه های مختلف زندگی کمک بگیریم.
    متشکرم از استاد عزیزم دریاره ی توضیحات ارزشمندشون.
    و همچنین از خدا که کمک کرد در این مسیر حرکت کنم و روز به روز بهتر شوم.

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

پاسخ دهید