رابطه های نامشروع

خروج از رابطه های نامشروع – قسمت ۱ از ۲

به نام خدا

در این مقاله در رابطه با خروج از رابطه نا مشروع صحبت می کنیم. منظور از رابطه نامشروع چیه؟ مثلاً مردی که زن داره رفته با یک خانمی خارج از چهارچوب ازدواج خودش رابطه ای برقرار کرده و این رابطه طولانی شده، وابستگی پیش آورده و دیگه به جایی رسیده که مرد خودش هم توی دو راهی مونده که چیکار کنم؟ رابطه رو کات کنم؟ بمونم باهاش؟ زنمو طلاق بدم؟ چیکار کنم؟

و معمولاً این روابط پیش میرن و پیش میرن و وابستگی خیلی شدید و شدید تر میشه و واقعاً یک مشکل بزرگ توی زندگی ایجاد می کنن. تا جایی که فرد رو سر دو راهی قرار میدن که آیا زن خودم رو طلاق بدم، زن و بچه ام رو ولشون کنم و برم سراغ اون جدیده؟ یا اون که جدید اومده، اون رو باهاش کات کنم؟

بهترین کار اینه که اولاً انسان وارد اینجور رابطه هایی نشه. همون روز اول فرصتش پیش میاد که یک فردی، مثلاً یک آقای متأهلی یک خانم دیگری بهش ابراز تمایل می کنه یا هر چیزی، سریعاً بدونه که آخر این رابطه دردسر و جدایی و دعوا و جیغ و داد و دل شکستن و گناه کردنه. فرض کنیم یک نفر به جایی رسیده که واقعاً به این نتیجه رسیده که می خواد کات کنه. یعنی ما هم توصیه می کنیم که انسان اصلاً کات کنه همچین رابطه ای رو. وارد نشه اصلاً. اگر هم وارد شد، سریعاً کات کنه.

حالا چیکار کنه که کات کنه؟ وقتی که می خواد کات کنه و از این رابطه خارج بشه، سریعاً مغز توجیه هایی میاره که باعث بشه اینکار انجام نشه. مثلاً واضح ترین توجیه اینه که خوب دلم تنگ میشه! واقعی هم هست. توجیهی نیست. این میگه واقعاً دلم تنگ میشه. وابستگی اینقدر زیاده که دل انسان تنگ میشه. دلش می خواد. نمی تونه اون طرف رو نبینه و… حتی اگه از این مرحله هم رد بشه و واقعاً به جایی برسه که می خواد کات کنه، باز هم مغز توجیه هایی دیگری رو میاره. میگه: خدا رو خوش نمیاد، خدایا اون سرش چی میاد؟ که قبلاً هم گفتیم: خدا رو خیلی هم خوش میاد! یا اینکه بدون اون من می میرم. چیکار کنم؟

همه اینها هجوم میاره به مغز و یک موضوعی هست که یکی از حیله های مغز هست که اینو شناسایی کردن اسمشو کاگنتیو دیسوننس (Cognitive dissownance) گذاشتن. یعنی ناسازگاری شناختی. یعنی مغز میاد چیکار می کنه؟ حیله به خرج میده. مثلاً وقتی انسان یک کار اشتباهی رو انجام داده، میاد میگه: اون کار اشتباه نبوده. حتی اگه بدونه که اشتباه بوده، میگه اون کار اشتباه نبوده. می دونید چرا؟ چون مغز دوست نداره بپذیره که مثلاً یک کار احمقانه کرده، یک اشتباه کرده. بخاطر اینکه نپذیره که اون کار اشتباه روکرده، دائماً دلیل و توجیه میاره که اون کارو ادامه بده.\

مثلاً فرض کنید یک نفر یه ماشین خیلی قراضه ای خریده و خیلی ماشین درب و داغونیه و روش نمیشه به همه بگه چه اشتباهی کردم و همه هم می دونن که این ماشین چقدر درب و داغونه، ولی این ماشینو همینطور نگه میداره. و هر کی هم میگه این ماشینو بفروش، چند تا توجیه میاره. مثلاً میگه: ماشین خیلی خوبیه یا هر چی. اینقدر اون کارو ادامه میده که دیگه ضررهای بیشتر و بیشتری رو اون اشتباه به زندگیش بزنه.

این مطلب هم عالیه:  نقش مردان در خیانت زن

حالا برای روابط نامشروع هم این کاگنتیو دیسوننس خیلی کار می کنه روی انسان و دائماً میگه: این رابطه اشتباه نیست، این رابطه عاشقانه هست. این رابطه عشق توش وجود داره و اون منو دوست داره، اون خیلی به من توجه می کنه، خیلی به من اهمیت میده. مثلاً زن خودم اینقدر بهم اهمیت نمیده، ولی اون خانوم چقدر به من اهمیت میده! هر روز صبح بخیر میگه، شب بخیر میگه، اینقدر منو دوست داره و…

تموم اینها توی همون حیطه حیله گری مغز یا حتی اگه شیطان هم اسمشو بذاریم، قرار می گیره. اینکه میاد میگه: اصلاً کاتش نکن و ادامه بده و این اشتباه رو انسان همینطور ادامه میده. حالا بعد از اینهمه مقدمه که میگیم مغز انسان رو داره اینطور فریب میده و می خواد که انسان رو توی اون رابطه اشتباه نگهداره، بیایم ببینیم که چیکار کنیم از شر این رابطه مخرب که زندگی یک انسان رو خراب می کنه و یک خانواده رو متلاشی می کنه، چیکار کنیم که رهایی پیدا کنیم؟

اول از همه بپذیریم که این یک اشتباه بسیار بزرگ بوده که ما مرتکب شدیم و حالا وقتش شده که این اشتباه رو به اتمام برسونیم. پامونو از این اشتباه بیرون بکشیم و جلوی ضرر رو هر وقت بگیریم، منفعته. بپذیریم که این رابطه نامشروع عشق نیست. اسم عشق نباید روی این رابطه بگذاریم. این هوس و شهوترانیه. عشق خیلی مقدس تر از این حرفهاست.

وقتی که یک عشق واقعی بخواد اتفاق بیفته، دیگه هیچکسی نیست که بخواد شکایت کنه و دل کسی این وسط شکسته بشه. گریه و زاری پیش بیاد. یک خانواده متلاشی بشه که یک رابطه ای اسم عشق روش گذاشته بشه. اولاً اینکه عشق واقعی عشق بنده و خالق و عشق یک انسان به خداونده و اون عشق حقیقی و عشق درستی هست که انسان هر چی روش سرمایه گذاری کنه، ضرر نکرده و حالا توی بعد زمینی و مقیاس کوچک زمینیش هم انسان وقتی که می خواد وارد یک رابطه بشه، مؤلفه های عشق اینها نیستند.

تعریف عشق این نیست که انسان بره خارج از رابطه ازدواج خودش بره یک نفر رو پنهانی پیدا کنه و برای پر کردن خلأهای درونی خودش اسم عشق روش بذاره. پس قدم اول اینه که ما بپذیریم این عشق نیست و این اشتباه بوده و اشتباه بسیار بدی هم بوده و باید و باید این رابطه کات بشه. قدم های بعدی رو در فایل بعدی توضیح میدیم که این فایل هم زیاد طولانی نشه. پس این مبحث رو دنبال کنید.

این قایل صوتی را از اینجا دانلود کنید.

1 پاسخ
  1. امیرعباس
    امیرعباس says:

    امیرعباس, [۲۷.۱۱.۱۷ ۱۵:۴۸]
    درمورد روابط بین اقا وخانم
    اصولا درمکتب ما ایرانیان این مساله خیلی سیمای زشتی دارد چراکه از قدیم الایام گفته اند اگر مردی قصد ازدواج داشته باشد اولا با خانواده خود مشورت می کند ودختر مورد نظر ش رامعرفی می کند وخانواده طیق عرف تحقیقاتی انجام می دهند وتمام جوانب رامی سنجندودرصورت هم کفو بودن ورضایت خانواده ها لقدام می کنند ومسیر درست را پیش روی این دوجوان می گذارند وبه انها یا دمی دهند که مشکلات زندگیشان را بامشورت همدیگر حل می کنند وهنگام مشکل از هم فاصله نمی گیرند وفورا راه طلاق را درپیش نمی گیرند اما اگر بدون نظر خانواده باشد مسلما قصد سویی در کاراست وخانم بیشتر دچار زیان وضرر می شود پس این رابطه ها غلط می باشد

    امیرعباس, [۲۷.۱۱.۱۷ ۱۶:۱۷]
    درمورد جدایی
    جدایی در زندگی اکثریت افراد وجود دارد ولی نحوه برخورد با ان در افراد مختلف متفاوت است خیلی ها بعد از جدا شدن ونابود شدن زندگی شان طرف مقابل رامقصر می دانند ومی گویند تا انجایی که توانستم کوتاه امدم ولی تمام تقصیرات با اوست که به خاطر زندگی اش حاضر نشد گذشت کند وهر روز به این فکر است که او مقصر بوده نه من وبا گذشت سال ها هروقت نام او می اید به خود خودمان گر می گیرد وناله ونفرینش به اسمان است که چون زندگیم راخراب کرد کاش زندگیش خراب شود از لحاظ روانشناس هم گفته شده که اینجور کینه و حسد ها باعث سرطان می شود یا حتی اعصاب خوردی ها که برای فرد به وجود می اید باعث چوش صورت می شود ولی اگر فردی بعد ازجداشدن بااین واقعیت کنار بیاید که شاید تیکه هم نبودیم یا هر دومقصر بودیم وبا این قضیه کنار بیاید وبرای خودش واوهم دعا کند صددرصد ارامش می یابد

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

پاسخ دهید