خودارضایی-فن-بیان

خودارضایی و فن بیان

در این مقاله یکی از عوارض خودارضایی با عنوان کاهش قدرت بیان یا کاهش اعتماد به نفس در صحبت کردن رو مورد بحث قرار می‏دیم.

قبلاً هم اشاره‏ای بهش داشتیم، اما در این بحث بیشتر موضوع رو باز می‎‏کنیم. وقتی خودارضایی انجام می‏شه، یک کار غیر الهی در وجود انسان اتفاق افتاده و اون وجدان یا ذات و فطرت پاک الهی انسان خودبخود واکنش نشون می‏ده. هر چه قدر هم ما رفته باشیم، گول خورده باشیم و چیزهایی رو توی اینترنت خونده باشیم که خودارضایی اشکالی نداره و تحت اون انحرافات علمی فیک قرار گرفته باشیم و خودمون رو توجیه کرده باشیم که خودارضایی مشکلی نداره، فطرت انسان می‏فهمه که یک کاری رو بر خلاف اون انجام دادی. و بلافاصله حالت دفاعی می‏گیره و احساس عذاب وجدان، پشیمانی و احساس گناه سراغ انسان می‏آد.

حالا گناه بحث مذهبی نیست. درسته که دین ما خودارضایی رو گناه کبیره در نظر گرفته، ولی وقتی که می‏گیم احساس گناه، منظور احساس پشیمانی و احساس نارضایتی بسیار شدید از خود انسان هست. چرا؟ چون خودبخود روح انسان تاریک می‏شه. وقتی که روح تاریک بشه، حال انسان بد می‏شه. انگار ارتباط با خداوند یک لحظه قطع می‏شه. و در نهایت خودارضایی باعث می‏شه که همه این احساس‏ها با هم جمع بشه و تبدیل می‏شه به یک حس حقارت بسیار عمیق درونی، که فرد از خودش ناراحته که چرا این کار رو کرده؛ پیش وجدان و فطرت خودش شرمساره؛ و به این دلیله وقتی که در یک جمعی قرار می‏گیره، همه دارن صحبت می‏کنن و نظر می‏دن، این هم می‏خواد حرفی رو بزنه و حقش هم هست که بگه، پیش خودش یک حالتی مثل گفتن اینکه: “من به اندازه کافی خوب نیستم” توی وجودش شکل گرفته. چرا؟

چون خودارضایی یک کار مخفیانه و حمل کردن یک راز سنگین با انسان هست و وقتی که انسان اون راز رو با خودش حمل می‏کنه، انگار باید یک زندگی دوگانه رو داشته باشه و توی جامعه باید ماسک خوبی، خوش اخلاق بودن و هیچ مشکلی نداشتن رو بزنه و توی خونه و خلوت خودش درونش بهش می‏گه: تو که می‏دونی حالت بده! تو که می‏دونی داره اون کار بد رو انجام می‏دی! و شیطان هم اینجا بیکار نمی‏شینه. بنابراین هندل کردن این دوگانگی شخصیت خیلی سخته. جاهایی که نیاز هست که اون فرد اعتماد به نفس داشته باشه و حرفش رو بزنه و راحت باشه، اون نداهای درونی همینطور می‏گه: تو که می‏دونی کارت درست نیست! تو که می‏دونی دیشب تو خونه خیلی اون کار رو انجام دادی! چی می‏خوای بگی؟ بشین سرجات! این ندای درونی که در اصل از شیطان می‏آد و به انسان تزریق می‏شه، باعث می‏شه که اون فرد قدرت بیان نداشته باشه، اعتماد به نفس نداشته باشه و از حقش نتونه دفاع کنه.

و کلاً توی بحث خودارضایی و شهوت‏رانی، شیطان مثل یک اره دو سر می‏مونه، از این طرف وسوسه می‏کنه و می‏گه: انجام بده انجام بده انجام بده، تو الان نیاز داری، اگه الان انجام ندی، عصبی می‏شی، دیوونه می‏شی… انجام بده، خیلی خوش می‏گذره، انجام بده… به محض اینکه انجام دادی، می‏آد می‏گه: خاک تو سرت که انجام دادی! آخه تو چرا این کار رو انجام دادی؟ دیدی تو اصلاً به هیچ دردی نمی‏خوری؟ دیدی تو اصلاً چه انسان بدی هستی؟ دیدی چقدر از خدا دور شدی؟ فایده نداره. تو اصلاً خدا دوستت نداره، دیگه اصلاً خدا به تو محل نمی‏ذاره! حالا بیا یک‏ بار دیگه انجام بده شاید یک کم بهتر شدی… دوباره وسوسه رو شروع می‏کنه. یعنی این اره دو سر از این طرف می‏گه: انجام بده خوبه و بعد از اینکه انجام دادی، می‏گه: وای بر تو که انجام دادی! حالا که حالت بده بیا انجام بده دوباره… این یک سیکله. این سیکل همین جور می‏چرخه می‏چرخه و می‏چرخه و به خاطر همینه که هنرپیشه‏ های پورن خودشون رو می‏آن می‏کشن.

با اون سیکلی که داره انجام می‏شه، اون سیکل حقارت و تکرار اون سیکل اعتیاد جنسی، طرف نمی‏تونه ازش نجات پیدا کنه. اگر خدا نیاد این سیکل رو نشکنه و نجاتش نده، خودش میخواد خودش رو نجات بده و خودش رو می‏کشه. خودارضایی هم همینه. البته خودارضایی هم وقتی به مراحل بالای خودش برسه، همین سر انجام رو داره. حالا فردی بود که می‏گفت: برید بیمارستان‏ها رو ببینید، کسانی که بیماری خودارضایی در اون‏ها تکرار شده و به مراحل نهایی خودش رسیده، دیگه اصلاً دست و پاشون رو به تخت می‏بندن. یعنی اینجوری می‏شه که طرف رعشه میگیره و تمام سیستم بدنش به هم می‏ریزه و همین‏طوری اینکار رو انجام می‏ده تا بمیره. دستهاشو به تخت می‏بندن و حالت جنون روانی پیدا می‏کنه.

حالا این‏ها رو می‏گم که رنج ناشی از خودارضایی رو بزرگ نمایی کنیم که بدونیم توی چه مسیری افتادیم… اگر شما دوست عزیزی که خودارضایی می‏کنی، آخرش اینه. آخر مسیر رو برای شما باز کردیم. در نهایتش اینه که دست‏هاشون رو باید به تخت ببندن و تحت نظر دکترها باشن. روانی می‏شن و کلاً حالت دیوانگی به اون‏ها دست می‏ده. این چیزهایی که ما داریم می‏گیم، قدرت بیان و حس حقارت و… تازه این‏ها اول کاره. این چیزهایی هست که انسان می‏تونه هنوز توی جامعه خودش رو نگهداره و بکشونه و کار رو انجام بده. ولی همین‏جور که ادامه پیدا کنه، روز به روز حافظه ضعیف می‏شه، دید چشم کمتر می‏شه. حالا امشب قبل از اینکه من این مباحث و مطالب رو آماده کنم، یکی از کاربرها که چند وقتی بود با من صحبت می‏کرد و می‏گفت که من ترک کردم و… پیام داده بود: الان دید چشم من خوب شده و دیگه جایی رو تار نمی‏بینم. الان دارم ورزش می‏کنم و عضلات بدنم داره خط می‏ندازه و بدنم داره شکل می‏گیره. این مهمه. این دلیل و مدرکی هست که ما دنبالش هستیم. و خدا رو بابت این قضیه شکر می‏کنم. ببینید دید چشمش تار شده و حالا برگشته و داره بهتر دنیا رو می‏بینه و حتی از نظر فیزیکی هم انشان چقدر تغییر می‏کنه.

امیدوارم اگر که ما دچار خودارضایی هستیم، با تمام قوا درد ناشی از ترک رو تحمل کنیم. هر دردی می‏خواد داشته باشه. اگر لازمه حتی خودمون هم به تخت ببنیدیم، داد بزنیم، مثل این فیلم‏هایی که نشون می‏دادن مواد مخدر رو ترک می‏کردن و داد می‏زدن و… اگر اون کار هم لازمه، انجام بدیم. این درد خیلی شیرین‏تر از اون درد سوزانی هست که می‏خواد انسان رو نابود کنه. این درد دردیه که روز به روز مقدارش کم می‏شه و داره لذت و معنویتش زیاد می‏شه و واقعاً معامله بسیار با ارزشیه که انسان درد خماری ترک شهوت رو بکشه. درد بکشه، اشکال نداره. نترسیم بابا نترسیم. از درد ترک کردن ما نباید بترسیم. افسردگی، بد خلقی، عصبانیتو بهم ریختن نظم و سیکل خواب ممکنه سراغ انسان بیاد، شاید بدن نتونه تحمل کنه و زمین و زمان توی گوش تو می‏گن که تو نیاز داری، باید این کار رو انجام بدی… همه این‏ها رو باید تحمل کرد و رها شد از شر این بیماری بسیار پلیدی که در وجود انسان هست. برای همه کسانی که دچار  خودارضایی  هستن دعا می‏کنیم و به خدای بزرگ می‏سپارمتون.

2 پاسخ
  1. Amirfarhad
    Amirfarhad says:

    باسلام خدمت شما آقای زارع عزیز
    براتون آرزوی بهترین هارو دارم و توفیق بیشتر از خداوند براتون دعا میکنم.
    دارید موضوع هایی رو مطرح میکنید که خیلی ها جراتش رو ندارن بگن و چقد مهم و اساسی هم هست.
    خدا خیرتون بده…

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

پاسخ دهید