در این فایل صوتی،  داستان سفر خودم از عالم بی خدایی تا ایمان به خدا را بیان می کنم. داستان اینکه چطور در تاریک ترین نقطه زندگی، جایی که هیچ یار و یاوری برای انسان باقی نمی ماند، تنها کسی که با عشق و بی منت دست انسان را می گیرد خداوند مهربان است . آن دوست با معرفتی که حتی در تمام سالهایی که به او پشت کرده بودم، مراقب من بود و صبورانه منتظر بازگشت من به سمت خودش بود. در نهایت هنگامی که دور از وطن،  تک و تنها، در نیمه شب بین دوراهی خلاص کردن خود از زندگی، و درخواست کمک کردن از خدواند گیر کرده بودم ، او بود که لطف کرده و مجوزماندن و به سمت او بازگشتن را برای من صادر کرد و دست مرا گرفت.

و این داستان همه ماست. آنجا که در مشکلات، نا امیدی، افسردگی و تاریک ترین دوران زندگی خود هستیم و هیچ کس درد ما را نمی فهمد، تنها خداوند قادر و مهربان است که ما را در آغوش می کشد.

 

برای دیدن این قسمت باید عضو شوید

در صورتي که عضو سايت هستيد می توانید لاگین شويد.
در غير اين صورت در کمتر از 1 دقيقه مي توانيد در سايت عضو شويد.


 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *