guru-or-lust

راهنما یا شهوت

 در این مقاله در رابطه با موضوع بسیار مهمی صحبت خواهیم کرد که در دوران سالیتیود و مجردی ممکنه اتفاق بیفته که اون کمک کردن و راهنمایی دادن به یک جنس مخالف از روی انسان دوستی هست که این جنس مخالف مجرد هستن یا متأهل، فرقی نمی کنه و اون فردی که در قالب یک راهنمای دلسوز قرار می گیره هم، یا مجرد یا متأهل یا خانم یا آقا فرقی نمی کنه.

این موضوع ممکنه برای هر کسی اتفاق بیفته. فرض کنید که یک آقای مجردی با یک خانمی که همکلاسیشه، دوستشه، هیچ نگرش جنسی و احساسی هم نسبت به اون نداره و فقط می خواد به ایشون کمک کنه. حالا در هر زمینه ای. در زمینه کاری، تحصیلی، درسی اگر اون فرد دچار مشکلاتی توی زندگیش هست، نیاز به کسی داره که درد دل باهاش بکنه، اینجا در ظاهر کار بسیار خوبی هم هست.

مثلاً یک خانمی به یک آقایی میگه: کمکم کن. مشکلات دارم، فقط درد دل می خوام بکنم، اینها همش خوبه. ولی اینها همش برای شروع یک رابطه هست. و ما توی آموزش های کانال میایم میگیم: سعی کنیم فقط و فقط رابطه جنسی فقط بعد از ازدواج باشه. همونطوری که در مکتب ما و در اکثر مکاتب دیگه هم اینجور توصیه رو کردن که رابطه جنسی و زناشویی رو بگذاریم فقط بعد از ازدواج که اون اتفاقات بسیار خوبی که پیرامون این رابطه میفته باعث بشه یک رابطه به ماد ماندنی، مقدس و با خاطره بسیار خوب توی ذهن دختر و پسر حک بشه.

ولی در همچین شرایطی مثلاً فرض کنیم، حالا چون آقایون بیشتر تجربه دارن توی زندگی، معمولاً اینجوری اتفاق میفته که مثلاً آقا هست که در موقعیت یک راهنمای دلسوز قرار می گیره و می خواد به یک خانم تجربیات زندگیش رو منتقل کنه و بگه: سخت نگیر و حالت مشاور و محرم دل برای یک خانم قرار بگیره. این خوبه، چون نیت پشتش خیره. ولی متأسفانه شیطان، شهوت و هوس بیکار نخواهد نشست. اگر ما این رابطه رو ادامه بدیم و مثلا هر شب چت کنیم، اون از نگرانی هاش بگه و ما گوش بدیم، یا ما از نگرانی هامون بگیم و اون طرف گوش کنه، این رابطه ادامه پیدا می کنه و همینطور این تماس ها و ارتباط های تلفنی و چتی باعث میشه که یک وابستگی احساسی بین اون خانم و آقا شکل بگیره.

حتی با نیت پاک و خالص، حتی با نیت کمک کردن به اون طرف. این پیش میره و کم کم باعث میشه که اون وابستگی احساسی و صمیمیت باعث میشه که صمیمیت بیشتر و بیشتر بشه یک جورایی اون دو طرف بیشتر و بیشتر به هم نزدیک بشن. و باعث بشه که اون تعارف و رودرواسی های اول کار کمتر بشه و کم کم با هم روراست تر میشن. و این به جایی می رسه که اگر دو طرف مواظب نباشن که شهوت نیاد اون وسط و خودش رو قاطی کنه و مواظب نباشن، احتمال داره که ر در نهایت اون دو نفر رابطشون از اون رابطه مقدس و حالت یک راهنمای دلسوز و یک فردی که به کمک نیاز داره، از این کشیده بشه به یک رابطه فرعی. که رابطه احساسی می تونه باشه و صحبت ها می تونه کم کم عاشقانه بشه و بعد به جایی کشیده بشه که اگه ادامه بدن، صد در صد به رابطه جنسی هم خواهد کشید.

حالا ما میگیم چه کسانی مواظب باشن که این اتفاق براشون نیفته؟ کسانی که می خوان دوان سالیتیود یا خلوت درون رو بگذرونن و می خوان رابطه شون رو با خودشون و خدای خودشون قوی کنن و هدفشون هم اینه بعد از اینکه دوران سالیتیود رو مدتی گذروندن و به خودشون مسلط شدن، می خوان ازدواج کنن. حالا یک همچین رابطه هایی چه اشکال هایی پیش میاره؟ چون این دو نفر اصلاً قصد ندارن با هم ازدواج کنن و رابطه ای که بین اینها بوده، یک رابطه دوستی بوده. یک دوستی اینترنتی و چتی که فقط هم اول کار نیت این بوده که به هم کمک کنن به همدیگه و درد دل های همدیگه رو گوش کنن، توی کار و درس به همدیگه کمک کنن.

ولی متأسفانه این اتفاق نخواهد افتاد و رابطه به اون شکل نخواهد موند. احتمال اینکه اون رابطه در اون شکل بمونه، یک در هزاره. چرا؟ چون که بنیادی ترین خواست نفس انسان اینه که با یک جنس مخالف یک رابطه ای داشته باشه، ازدواج کنه. دیگه این قوی ترین و عمیق ترین نیاز انسانه. مگه میشه یک خانم و آقا هر شب با هم چت کنن، درد دل کنن، از این در و اون در صحبت کنن و وابستگی و رابطه ای بینشون پیش نیاد؟ مگر تا چه حد آدم می تونه تحمل کنه؟

ببینید مثل این می مونه که یک نفر گرسنه بوده، بهترین غذا رو هم گذاشتی جلوش، بوی غذا هم داره مستش می کنه، ولی بهش گفتی نخور! نمیشه همچین چیزی! اصلاً با دوران سالیتیود جور در نمیاد همچین کاری. و خواه ناخواه طرف اون قاشق رو بر میداره و از اون غذا خواهد خورد. و حالا چرا ما میایم اینو میگیم؟

چون که ببنید قضیه شهوت و هوس اینقدر پیچیده، اینقدر زیر پوستی توی وجود انسان عمیقه که خیلی انسان باید مواظب باشه که دچارش نشه. شما حتماً خوندید یا شنیدید توی داستان هایی که چه عابدها و چه زاهدهایی موقعی که پای شهوت و جنس مخالف به میون اومد، همه چیز رو به باد دادن! اون عارفی که شیطان اومد توی خونه اش و شروع کرد به نماز خوندن، عارف اصلاً مونده بود که این کیه؟ چطور داره نماز می خونه! میون زمین و آسمان وایساده و داره عبادت می کنه. گفت: تو چکار کردی که به این مقام رسیدی؟ شیطان که به شکل یک عابد در اومده بود، بهش گفت: من زنا کردم، تو هم برو فلان جا با فلان خانم زنا کن، بعدش که زنا کردی توبه کن، اونوقت به مقام من می رسی. حالا کاری نداریم داستانش رو می تونید برید بخونید اون آقا وقتی که می خواست بره زنا کنه، اون خانمی که تن فروش بود گفت: بیچاره! اون شیطان بود که گفت بیای پیش من. حالا این داستان خیلی حالت قویه که مثلاً شیطان یک نفرو به سمت زنا هدایت کرد، کاری نداریم.

ولی در حالت های دیگه هم داستان های دیگه هم داشتیم که طرف عابد بوده، دختر مریضی رو پیشش گذاشتن. کسی که سال ها عابد و پرهیزکار بوده و شب نتونست طاقت بیاره، با اون دختر رابطه ای گذاشت و اون دختر رو کشت و همونجا خاکش کرد. می دونید شهوت اینجوریه. آدم اگر بخواد رابطه خودش رو با خدا قوی تر کنه، باید بخش بزرگی از تلاش های خودش رو در مهار شهوت، هوس و جنس مخالف بگذاره. و بدون پرداختن به این مقوله هیچ کس نمی تونه واقعاً عشق خداوند رو درک کنه.

چون به هر بهانه ای که انسان بخواد با یک شخص دیگری رابطه داشته باشه، حالا اون شخص دیگه میگم: اگر قصدشون ازدواج نباشد. اگر قصد فرد ازدواج باشه که داستان کلاً فرق می کنه. حالت آشنایی و نامزدی و … کلاً فرق می کنه. منظور من دوستی هایی هستش که به الان به اسم دوستی های اجتماعی باب شده و ما تازه می خوایم برسیم به اون فرهنگی که غربی ها صدها ساله دارن و توش هم نتیجه نگرفتن تازه ما اول راه اونها رو می خوایم تجربه کنیم چند صد سال! کاملاً اشتباهه.

چون اگر کسی می خواد که خداوند رو داشته باشه، امکان نداره که بتونه رابطه اینجوری داشته باشه. هر روز با جنس مخالف خودش رابطه هایی داشته باشه، چت کنه و بگه: نه. من هیچیم نمیشه. مثل این می مونه که یک نفر بره کنار آتیش وایسه و شعله آتیش زیاد و زیاد تربشه و این بگه: نه. من حواسم هست که نسوزم. هر چقدر هم که طرف زرنگ باشه، با خدا باشه و… آخرش این شعله های آتش یک جاهاییش رو می سوزونه، اگر انسان بره کنار آتیش.

این مطلب هم عالیه:  شبکه های خارجی و ترویج خیانت

بنابراین نکته ای که اینجا بسیار مهمه و حائز اهمیته اینه که: اگر ما می خوایم در راه معنویت و رسیدن به خداوند و سالیتیود حرکت کنیم، این فاکتور هوسرانی و شهوت رو خیلی باید مواظبش باشیم. اگر استاد معنوی توی این زمینه بتونه روی خودش کار کنه و توی این زمینه حرفی برای گفتن داشته باشه، میشه واقعاً متوجه شد که روی خودش کار کرده. چون که خیلی سخت میشه که از قید این قضیه گذشت. گفتیم خیلی ها توی این قسمت پاشون لغزیده و کسانی که همه چیزشون درست بوده، توی عبادات، حلال و حروم همه چیزشون درست بوده، ولی توی این قسمت شهوت لغزیدن. چون که آگاهی نداشتن. نمی دونستن یک سری از کارها رو نباید انجام داد.

یک سری از روابطی که روابط همکاریه. مثلاً یک آقایی با همکار خانم خودش که هر روز تماس می گیره یا خانمی با همکار آقای خودش… خیلی هم سر و سنگین و رسمی یک سری تعاملاتی رو دارن، اگر کشیده بشه به چت های خارج از کار که یک سری چت ها رو در طول روز یا شب داشته باشن، صد در صد شیطان اینجا بیکار نخواهد نشست و کاری می کنه که اصلاً اون طرف مهم نیست چقدر از نظر مذهبی، از نظر اعتقادی قوی باشه، اگر حواسش به این قسمت از قضیه نباشه، پاش می لغزه. احتمال لغزیدن پا خیلی زیاده توی این قضیه.

بنابراین باید خیلی مواظب باشیم. اگر دیدیم رابطه ما با همکار خانم یا آقای ما که قرار نیست با ایشون ازدواج کنیم، به جایی شروع شد که این چت ها شروع شد، همونجا باید کاتش کنیم. و اگر دیدیم که یک وابستگی شکل گرفته و اون طرف دوست داره که ادامه بده، مهم نیست. بلاکش کنیم. اصلاً مهم نیست همکار خودمون هم باشه. اینجاست که آدم ساخته میشه. چون آدم نمی تونه که خدا و خرما رو با هم داشته باشه. خلوص دل و جاری شدن خداوند توی دلمو می خوام و در عین حال می خوام با خانم ها و آقایون هم چت کنم. همچین چیزی اصلاً امکان نداره. چون اون چت هایی که هر روز اتفاق می افته، خودش یکی از موارد لغزیدن هست برای کسانی که می خوان واقعاً روح خودشون رو پاک کنن.

یکی از لغزش ها چت کردن های بی مورد با کسانی هستش که نه همسر ما هستن و نه قراره با اونها ازدواج کنیم. همین چت های عادی و دوستی های معمولی اینها همه مصداق های لغزیدن هست. دقیقاً مثل نگاه کردن پورن و… اون هم یک لغزش روحانی دیگر هستش که واقعاً ضرر می زنه به مسیر روحانی انسان ها. و به کسانی که توی این موقعیت قرار می گیرن،

توصیه ای که ما می کنیم اینه که: کات کنید آقا! لزومی نداره که ما راهنمای دلسوز جنس مخالفمون باشیم! لزومی نداره ما هر شب با هم چت کنیم و توجیهش هم این قرار بدیم که می خوام به این خانم کمک کنم. این خانم تنهاست مثلاً فلان مشکل رو داره و من به عنوان یک برادر می خوام بهش نصیحت کنم. این نصیحت ها اگر ادامه پیدا کرد و هر روز و هر روز بیشتر شد، آدم رو نزدیک می کنه به اینکه پاش بلغزه. نمیگم صد در صد می لغزه، ولی احتمالش خیلی زیاده که انسان پاش بلغزه. چرا؟ چون عمیق ترین خواست وجودی انسان این هستش که با یک جنس مخالفی وارد یک رابطه احساسی بشه و این رابطه احساسی خودبخود به سمت رابطه تماس فیزیکی، دست دادن و بغل کردن و در نهایت رابطه جنسی منتهی میشه. اصلاً شکی در این نیست.

اینجوری انسان آفریده شده. بنابراین حواسمون باشه، اگر واقعاً می خوایم سالیتیود رو تجربه کنیم و خودمون و خدای خودمون رو بشناسیم و روی نفس خودمون مسلط بشیم، قبل از اینکه ازدواج کنیم، رابطه هایی به این عنوان هیچوقت نباید توی زندگی ما وجود داشته باشه. قبلاً هم گفته بودیم برای ترک پورن و خودارضایی و… از تمام گروه ها و کانال هایی که مناسب نیستن لفت بدیم، کانال ها رو پاک کنیم، بعد میاد سراغ کسانی که چت هایی اینجوری هر شب ما می خوایم باهاشون انجام بدیم. چت، پیام، حتی اگر موضوع چت مباحث مذهبی باشه.

اگر مثلا من یک آقایی هستم با یک خانمی بخوام هر روز چیزهای مذهبی رد و بدل کنیم. حتی اگر موضوع صحبت چیزهای مذهبی باشه. مثلاً من خودم رو دارم میگم. اگر من قصد نداشته باشم با یک خانمی ازدواج کنم، پیام های مذهبی با ایشون رد و بدل کنم، آخرش من به ایشون وابسته میشم و بالاخره این شعله شروع میشه. و وقتی که زمان به اندازه کافی صرف بشه و این ارتباطات به اندازه کافی ادامه پیدا کنه، یک روز انسان به خودش میاد و می بینه که وابسته شده. اگر یک روز از اون طرف پیامی دریافت نکنه، حالش بد میشه. و اگه بیشتر و بیشتر این پیام ها تبدیل بشه به پیام های حضوری، مطمئن باشید به اون جاهایی که نباید کشیده میشه.

ما نمیگیم ارتباط داشتن زن و مرد و دختر و پسر بده، ولی در حالتی خوبه که انسان بخواد با دیگری ازدواج کنه. و اکثر کسانی که متأهل میشن و خدای نکرده پاشون می لغزه، اون هم به خاطر همینه. که مثلاً مشکلاتی توی خانواده شون دارن، طرف فرض می کنه که همسرش درکش نمی کنه، میره و بیرون از ازدواج یک نفر رو پیدا می کنه و قصدش هم اصلاً خیانت نیست، فقط یک کسی رو می خواد که درد دلی بکنه، به قول معروف به شانه ای برای گریه کردن نیاز داره. این اصطلاح کلیشه ای که میگن. ولی این شانه برای گریه کردن دیر یا زود تبدیل خواهد شد به اون چیزی که نباید. واقعاً این اتفاق می افته.

اگر کسی بخواد درد دل هاشو خارج از چهارچوب ازدواج با فرد دیگری در میون بگذاره، و هوس هم که با قدرت مشغول به کار هست، به زودی تبدیل خواهد شد به اون کاری که نباید و به اون گناه و کار اشتباهی که روح و روان هر دو طرف رو داغون خواهد کرد. و وقتی هم که اون اتفاق بیفته، خارج شدن از اون حالت دوباره چقدر سخته! توبه کردن چقدر سخته! پس تا به اونجا نرسیده ما کات کنیم. لزومی نداره که ما دوستی های اینجوری داشته باشیم و هر شب بخوای باهاشون چت کنیم. همه اینها باید کات بشه.

می دونم ای حرفی که من می زنم احتمال داره خیلی ها مخالفت کنن و خیلی ها خوششون نیاد، ولی واقعیته دوستان. اگر می خوایم که روحمون پالایش بشه و غیر از خدا کسی توی دل ما نباشه، این دوستی های اجتماعی هیچکدوم به درد نمی خوره. هیچکدوم ما رو به هیچ مقام معنوی نخواهند رسوند. همه باید کات بشه.

اینکه من هر شب بخوام با دو سه نفر چت کنم، با اون در رابطه درس، با اون در رابطه با مسائل مذهبی، با اون یکی در رابطه با مسائل زندگی، همینطوری این چت ها رو ادامه بدیم، نه تنها اینها بخش بزرگی از انرژی ذهنی ما رو می گیره، بلکه آخر اینها، آخر خط همه شون لغزیدن پای ما در مسیر روحانیت هست. که دوباره ما رو بر می گردونه سر خونه اول. از صفر باید توبه کنیم، همه مخاطب ها رو بلاک کنیم، پاک کنیم و از اول شروع کنیم. و امیدوارم ما توی این چرخه نیفتیم.

دانلود فایل صوتی راهنما یا شهوت.

????

6 پاسخ
  1. سیامک
    سیامک says:

    با سلام و عرض ادب و احترام خدمت جناب آقای زارع، استاد و دوست عزیز و گرامی ام 🙂
    در رابطه با فایل فوق (راهنما یا شهوت) میخواستم سوالی را از محضر جنابعالی بپرسم که مشکل تعدادی از دوستان و آشنایان من است. این عزیزان در بازار آزاد کار میکنند و به قول معروف کاسب و بازاری هستند.
    اما مسئله مهم اینجاست که ایشان در صنف هایی مشغول به کار هستند و کسب درآمد میکنند که مستقیماً با خانمها در ارتباط هستند و در طول یک روز کاری، با صدها زن و دختر مختلف (کم سن و سال، میان سال، مسن، زیبا، زشت، متأهل، مجرد، تحصیلکرده، بی سواد، محجوب، خجالتی، سر زبون دار، بیوه، شوهردار و غیره و ذالک . . . ) سر و کار دارند و هر چقدر هم که بخواهند رعایت بکنند و به قول معروف خودشان را نگه دارند، باز برایشان مشکل است که بخواهند به تمامی این خانمها به چشم خواهر و مادر خودشان نگاه کنند و یا زاویه دید و نگاهشان را در ارتباط با آنها درست و پاک نگه دارند. مشاغلی مانند: فروش طلا و جواهرات ، فروش البسه زنانه ، فروش لوزم آرایشی و بهداشتی ، فروش کیف و کفش زنانه و کلیه شغلهایی که به شکلی با خانمها در ارتباط هستند.
    البته من بعد از آشنایی با سایت الهی و بسیار آموزنده و مفید شما (مس به طلا) و استفاده از فایلهای صوتی و تصویری ارزشمند و گرانبهایتان که بصورت رایگان در اختیار کاربران قرار داده اید و همچنین بعد از خرید دوره شگفت انگیز و اثرگذار ” استحاله نیروی جنسی ” به صورت دوستانه و خیلی خودمانی به تعدادی از این دوستان مشاوره هایی دادم که مثلاً چطور نگاهشان را با مشتری های خانم کنترل کنند و یا در نحوه برخوردشان با ایشان چه اعمال و رفتاری را پیش بگیرند که از مسیر درست و الهیِ خدمت رسانی و رفع احتیاجات مشتریانشان منحرف نشوند، که بعضی از این دوستان میگفتند: امکان پرهیز نگاه از مشتری نیست، یا اگر به مشتری نگاه نکنیم و با او حرف نزنیم خرید نمیکند، یا اینکه تا با مشتریهایمان دوست نباشیم و با آنها خودمانی نشویم مشتری دائمی ما نمیشود، اگر به حرفها و درد دلهای مشتری گوش بدهیم او احساس راحتی و امنیت میکند و خریدهای بیشتر و خوبتری انجام میدهد و مسائل و به قول معروف بهانه های دیگری از این قبیل . . .
    اما با اینحال میخواستم از جنابعالی که اطلاعات بسیار گسترده تر و علمی تری در این زمینه داشته و مطالعات و تحقیقات ارزشمندی در این خصوص به عمل آورده اید خواهش کنم تا با دیدگاهی تخصصی تر و حرفه ای، این معضل و مقوله مهم و حساس را تحلیل فرموده و به عزیزانی که به نوعی با آن درگیر هستند و چه بسا زندگی های زناشوئی و پیوندهای خانوادگی شان به خاطر ارتباطات ناصحیح کاری با مشتریانشان مخدوش گردیده وآسیب دیده است، یاری برسانید. بی صبرانه منتظر پاسخ عالی شما استاد خوبم هستم.
    باز هم از اینکه با جنابعالی و سایت الهی و قدرتمندتان ” مس به طلا ” آشنا شده ام خداوند مهربان را بینهایت سپاس میگویم و امیدوارم در سایه عنایات و بذل توجهات حضرت حق، روز به روز پایه های این سایت و کانال تلگرامی آن، قدرتمندتر شده و سریعتر بین مردم عزیز کشورمان شناخته شود.
    ایام به کام و تا درودی دیگر، فعلاً بدرود . . .

  2. بنده خدا
    بنده خدا says:

    سلام
    به عنوان فردی که رابطه ی سالم (در راستای آموزش و در قالب استاد شاگردی) را تجربه کردم اعتقاد قلبی دارم که هر گونه رابطه ای از این قبیل روابط با جنس مخالف وسوسه آفرین (حداقل برای بنده) است، البته در ابتدا واقعا نیت خیر داری و قصد کمک به همنوع را دنبال می کنی ولی به قول استاد زارع شیطان که بیکار ننشسته اتفاقا در کمین همچین سناریوهایی هست تا افکار پلید را در ذهن انسان تحریک کنه و انسان را به سمت روابط عمیق تر که وابستگی ایجاد می کند سوق می دهد، از طرفی انجام هر کار خیری محبتی را در دل فرد پذیرنده این فعل خیر ایجاد می کنه که اگر فرد پذیرنده خیر جنسیت مخالفی داشته باشه ممکن است یکسری وابستگی های عاطفی رو کلید بزنه و در این بین اگر حداقل یکی از طرفین متاهل باشه، تداوم رابطه می تونه بسیار مخرب باشه و اگر هم طرفین مجرد باشند نیتی به جز نیت ازدواج خیلی مخرب خواهد بود.
    با تشکر

  3. 35400
    35400 says:

    باسلام خداقوت میگم به شما عزیزان ببخشید نظربنده راجع به مبحث راهنما یا شهوت اینکه واقعا اینکه شما دوستی های اجتماعی رو رد میکنید منم براین اعتقاد هستم و عمیقا به این موضوع ÷ی بردم متاسفانه تنها اقای زارع مجردها نیستن بقول شما ومن احساس میکنم جمع کثیری از متاهل های جامعه که به نوعی درگیری ومشکلاتی دارن درزندگی زناشویی شون متاسفانه درگیر همچین دوستی هایی شدن به نظر من این دسته از مجردها هم باید بیشتر روشون کار شه البته مجردها مهم هستن ولی این دسته متاهلها یه تعهدی هم به همسرانشون دارن لذا همین موضوع باعث بسیاری از طلاق ها وچه بسا طلاقهای عطفی شده .این مقاله شماکمک بسیار بزرگی بود به من وهمنوعان من که فکر میکنیم خیلی زرنگیم چون مومن هستیم دیگه همه چی تمامه وشیطان باما کاری نداره .نه برعکسه ..با تشکر از زحمات شما.

    • مس به طلا سلمانی
      مس به طلا سلمانی says:

      سلام دوست عزیز….
      بله واقعا نباید بااین افکار که من مومنم و من آگاهم و….خودمونو توجیه کنیم.ما نمیگیم که روابط بین خانم واقا نباشه در اجتماع باشه اما در حد ومرز خودش، اگر در کار هستیم به کار و سلام واحوالپرسی ختم بشه ، اگر در دانشگاه یا همسایه و حتی فامیل هم همینطور به درد دل کردن و صحبت های خانوادگی و…..کشیده نشه.

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید