being-single-excuse-for-stopping

مجردی بهانه توقف

در این مقاله راجع به این سؤال صحبت می کنیم که آیا استحاله نیروی جنسی و اینکه ما میگیم پرهیز جنسی داشته باشیم، منافاتی نداره با بحث ازدواج که اینهمه در مکاتب توصیه شده و گفتن که ازدواج خیلی خوبه. پس اگر ازدواج خوبه، چرا ما توی این کانال میگیم پرهیز جنسی داشته باشیم؟ اینها منافاتی ندارن؟ این سؤال خیلی مهمه. چرا؟ چونکه اگر ما مفهموم استحاله نیروی جنسی رو درست بازش نکنیم، این شبهات ممکنه پیش بیاد که بالاخره رابطه جنسی خوب هست یا نیست؟ بالاخره چیکار کنیم؟

ببینید ازدواج فوق العاده عمل پسندیده و خوبی هستش، توی همه مکاتب، در مسیحیت، یهودیت، در اسلام، در مکاتب شرقی، در دنیای مدرن، همه گفتن که ازدواج خوبه و انسان آفریده شده که ازدواج کنه. زن و مرد دو جنس مخالف هستن که در کنار هم می تونن به سعادت و خوشبختی برسن. منتهاش چیزی که هست اینه که ما میایم میگیم: اگر در حال حاضر ما مجرد هستیم و به هر دلیلی شرایط ازدواج برامون فراهم نشده، یا طرف مورد نظرمون رو پیدا نکردیم، یا سنمون به سن ازدواج نرسیده، یا درگیر درس، کار یا پروژه ای هستیم که به هر دلیلی نمی تونیم ازدواج کنیم، ما روی صحبتمون روی این قسمته برای مجردها. ببینید ما میایم میگیم: اگر ما مجرد هستیم، این مجرد بودن هیچگونه بهانه ای نمی تونه باشه برای ما که برای مسیر خودشناسی و رسیدن به خداوند یک چیزی کم داریم! نه. اصلاً اینطور نیست. اگر اینجور بود که خداوند نمی اومد توی قرآن کریم بگه: تقوا پیشه کنید و پرهیزکاری داشته باشید. اصلاض همچین چیزی نیست.

اگر کسی مجرد هست، هم از نظر اینکه کسی توی زندگیش باشه روی بحث سالیتیود باید کار کنه و به این درک برسه که تا وقتی ازدواج نکرده، هیچ کسی رو نیاز نداره. چونکه تا خداوند وقتی توی زندگی حضور داشته باشه و تا وقتی که خداوند تمام لحظات انسان رو پر کنه، دیگه من مجرد نمی تونم بهونه کنم و بگم: من تنها هستم، بنابراین نمی تونم در مسیر رسیدن به خداوند، خودشناسی و خداشناسی پیشرفت کنم! اصلاً همچین بهانه ای پذیرفته نیست واقعاً. چرا؟ چون اگر کسی مجرد باشه می تونه واقعاً واقعاً اینقدر روی خودش کار کنه توی همون بحث سالیتیود و تنهایی، خداوند رو توی زندگیش داشته باشه و انسان می تونه لحظه لحظه با خدا، اون معشوقی که همیشه حضور داره، با اون می تونه رابطه داشته باشه. انسان می تونه اون بال های خیالش رو، بال های عشقبازی با خداوند رو پرواز بده در آسمان ملکوت و همیشه و همیشه در طول روز، در هنگام کار، در کوچه، خیابون، همه جا می تونه خیالش رو بفرسته پیش خدا و تنها نباشه. و چه معشوقی بهتر از خداوند؟ چه معشوقی باوفاتر، قدرتمند تر، زیباتر و هر چیزی که ما در نظر بگیریم، بهترینش رو خداوند داره. چه معشوقی بهتر از او؟ که اگر آدم از ته دل باهاش حرف بزنه، قشنگ آدم می تونه بفهمه که شنید و قشنگ جواب میده. خداوند خیلی مهربونه. خدا مثل یک معشوقی می مونه که بیست و چهار ساعت همیشه و لحظه به لحظه منتظره که ما باهاش صحبت کنیم. ولی گاهی وقتا ما فراموش می کنیم و باهاش صحبت نمی کنیم. و بعد میگیم: خدا منو فرموش کرده. در صورتی که خدا ما رو فراموش نکرده. کدوم معشوقیه که همونطوری منتظر ما باشه؟ شما فرض کنید یک نفر با یک جنس مخالف قرار می گذاره توی کافی شاپ، شما نیم ساعت دیر کنید، شاید طرف تا نیمساعت بمونه، چهل دقیقه، اگه یکساعت بشه طرف اصلاً بهش بر می خوره و رفته. بهش بر می خوره. یکساعت اینجا الاف موندم و نیومدش، خداحافظ. منتهاش خداوند معشوقیه که همیشه و همیشه منتظره؛ از همون روز اولی که نطفه ما بسته شد تا اون روزی که پا به دنیا گذاشتیم، تا وقتی که جسم فیزیکی ما تاریخ مصرفش تموم شه، جسم ما رو به خاک بسپارن و روح ما پیش خدا برگرده، توی کل این مسیر خداوند معشوقیه که همیشه و همیشه منتظر ماست. با نیمساعت، یکساعت خسته نمیشه، قهر نمی کنه و بره. بنابراین معشوق به این بزرگی تا وقتی که توی وجود انسان هست، دیگه انسان چه بهونه ای می تونه بیاره بگه من الان مجرد هستم و چونکه من مجرد هستم، نمی تونم برم به سمت خدا. به سمت خداشناسی برم و روی روحانیت خودم کار کنم و اون حس های زیبای روحانی رو صیقلی کنم و تقویت کنم. این از بحث تنها بودنش. توی بحث رابطه جنسی هم به همین صورت هست. درسته آدم وقتی ازدواج کرد، دیگه اصلاً غایت و نهایت مسیر این هستش که انسان ازدواج کنه. بله. ما باید ازدواج کنیم. ولی حالا که ازدواج نکردیم، آیا می تونیم بیایم بگیم: حالا که من ازدواج نکردم میل جنسی منو خواهد کشت و از فشار جنسی من می میرم. اصلاً همچین چیزی نیست. چون اگر انسان بتونه اولاً اون بحث هوسرانی و شهوترانی رو روش کار کنه، که شهوت رو توی وجود خودش کمرنگ کنه، یک بخش زیادی از این عطش رابطه جنسی فروکش می کنه و انسان به تعادل می رسه. و پس از اون میل جنسی که توی وجودش هست رو بتونه طبق استحاله نیروی جنسی که ما اصلاً یک محصول رو براش آماده کردیم و یک دوره آموزشی استحاله رو آماده کردیم و توی کانال عرضه می کنیم، طبق اون ما اصلاً می تونیم این میل جنسی رو استفاده بسیار بهینه با بازدهی بسیار بالا می تونیم زندگیمون رو پیش ببریم. چرا؟ چون حالا که ما مجردیم و همسری نداریم که باهاش رابطه زناشویی داشته باشیم، این گنج بزرگ به ما داده شده و توی وجود ما هست. لزومی نداره بریم هدرش بدیم با خودارضایی، با پورن، با رابطه های قبل از ازدواج… لزومی نداره ما اینکارو انجام بدیم. هیچکس با انجام ندادن رابطه جنسی تا الان نمرده. هم از نظر علمی میگم، هم از نظر تجربی. از نظر تجربی که خیلی ها هستن که ماه ها و سال ها هیچگونه رابطه جنسی نداشتن، در پرهیز کامل جنسی، نگاهی، افکاری و پرهیز کامل و همه جانبه سال ها زندگی کردن و حال روحانی بسیار خوبی رو تجربه کردن و هیچوقت هم نمردن. این شایعاتی که آدم فکر می کنه که مثلاً اگر من میل جنسیم تخلیه نشه می میرم یا دیوانه میشم، اینها همش دروغ هایی بیش نیست که در طول تاریخ گفته شده. ولی هیچوقت هیچکس بخاطر نداشتن رابطه جنسی نمرده. چرا! اگر انسان بیاد میل جنسی خودشو سرکوب کنه، بله. اون عوارضی خواهد داشت. عوارض روحی و جسمی. ولی اگر انسان بیاد میل جنسی رو استحاله کنه، یعنی متعالی کنه، جهتش رو عوض کنه. مثل یک ژنراتور انرژی قدرتمندی که ما از این انرژی که تولید می کنه، استفاده می کنیم. باهاش یک چرخی رو به حرکت در میاریم، یک آسیابی رو می چرخونیم، یک کاری رو باهاش صورت میدیم. وقتی که ژنراتوری که داره انرژی تولید می کنه، انرژیشو استفاده کنیم، دیگه چه اشکالی داره؟ چه مشکلی پیش میاد؟ و بحث استحاله نیروی جنسی هم همینو میگه. پس ما وقتی مجرد هم هستیم، با استحاله کردن و متعادل کردن این میل جنسی، می تونیم نه تنها عملکرد خودمون رو نسبت به کسانی که میل جنسیشون رو هدر میدن بسیار بالاتر ببریم، بلکه می تونیم حس روحانی بسیار خوبی رو هم تجربه کنیم. باز دوباره بیشتر و بیشتر به آغوش خدا نزدیک تر بشیم. چرا؟ چون وقتی که من مجرد بیام و خودارضایی کنم و بیام فیلم های پورن نگاه کنم. و اصلاً اینها هم نه، بیام رابطه های قبل از ازدواج داشته باشم. دوست دختر، دوست پسر و رابطه ها و دوستی های اجتماعی، این چت هایی که توی فایل های دیگه گفتیم، هرشب و هر روز با دیگران چت کنیم، تموم اینها داره انرژی های ذهنی انسان رو خالی می کنه و انرژی فیزیکی انسان رو تخلیه می کنه. ولی وقتی یک مجردی بیاد  اینکارو نکنه، یعنی درب های خروجی این انرژی رو ببنده، دیگه تموم شد، هر چی انرژی تخلیه شد بسه، درها بسته شد و این سد یا حوضی که خالی بوده و تهش سوراخ بوده، مرمت میشه و بسته میشه. حالا آب جمع میشه میاد بالا و انرژی جنسی توی وجود انسان جمع میشه. میگه: دیگه من حاضر نیستم انرژی جنسیمو هدر بدم. حاضر نیستم به هیچ عنوان این انرژی که به حالت اتمی توی وجودم هست، دیگه هدرش نمیدم. دیگه من می خوام عاقلانه فکر کنم و این انرژی رو در راه های درست استفاده کنم. همونطور که گفتیم در راه کارآفرینی، خلاقیت، دل و جرأت داشتن! اینکه آدم می خواد یک کاری رو راه بندازه، دل و جرأت داشته باشه. یک کار جدید رو بخواد راه بندازه، با این انرژی جنسی ذخیره شده توی وجودش خیلی کارها می تونه انجام بده. اصلاً شکی در این نیست. مثلاً من یک کارآفرین هستم و می خوام یک بیزینسی رو شروع کنم. و در عین حال که می خوام بیزینسمو استارت کنم، خوب استارت یک بیزینس و یک تجارت انرژی بسیار ذهنی و فیزیکی بسیار زیادی می خواد. فرض کنید حالا رو روز اول کارمه و می خوام کارمو انجام بدم و در غین حال قراره با پنج نفر هم چت کنم. یک کم کار می کنم، یک کم چت می کنم. یا چت هم نکنم، می خوام کار کنم و فکر اینم که فلان رابطه ای که امشب یا فردا می خوام بذارم، اونو چیکار کنم؟ اونو کی برم؟ یک بخشی از ذهن انسان اونجوری هدر میشه. و اگر هم افراط در کار باشه و طرف بیاد هر شب و هر شب رابطه جنسی بگذاره خارج از ازدواج؛ که دوباره شب که انرژیش تخلیه شد، صبح تا بدن میاد خودشو ریکاور کنه، اینهمه انرژی تخلیه شده رو برگردونه به وجود خودش، یک روز، دو روز، سه روز طول می کشه. که اصلاض تو مکاتب هم گفتن: اگه جوون هستید، دیگه جوونها دیگه خیلی بخوان خودشونو غرق رابطه جنسی کنن، سه چهار روز یکبار. تازه اون هم اینقدر نیازی نیست. و اون سه چهار روز یکبار با همسرشون، نه با رابطه های خارج از ازدواج. می دونید رابطه خارج از ازدواج پتانسیل این رو داره که انرژی که آدم میذاره توی اون رابطه جنسی، هدر میشه و میره. چرا؟ چون توی اون بانک زناشویی ذخیره نمیشه این کار. چون دوامی نخواهد داشت. تضمینی نیست که این رابطه ادامه داشته باشه. چه بسا کسی که زیاد رابطه های خارج از ازدواج می گذاره، چه بسا یک بخش زیادی از تلاش ها، عشق ها، صمیمیت و چیزهایی که به پای اون طرفش می ریزه، سه ماه بعد تموم بشه و اون طرف بره سراغ فرد دیگری. پس جواب سرالی که ما توی این فایل گفتیم این هستش که ما اگر مجرد هستیم و همسری کنارمون نیست، این بهانه ای نمیشه برای اینکه ما مسیر کسب موفقیت، مسیر کسب ثروت، مسیر روحانیت و رسیدن به خداوند، مسیر معنوی و هرکدوم از این مسیرها رو بخوایم وارد بشیم، بیایم بگیم: نه من نمی تونم. خدا گفته حتماً ازدواج کنید. حالا که من ازدواج نکردم و کسی کنارم نیست، من نمی تونم این مسیرو برم. و اینو دست آویزی قرار بدیم برای اینکه اینهمه برکتی که به زندگی ما وارد میشه رو بیخیالشون بشیم و از دست بدیم. و کلاً توی این کانال بحث سالیتیود و بحث استحاله نیروی جنسی درسته که دو موضوع مختلف هستن، ولی خیلی به هم مربوط هستن. چونکه سالیتیود بحث روانیش رو میاد میگه. و میگه: از نظر روانی اگر آدم تنها هست و هنوز شرایط ازدواج ندارد، خداوند کنارش هست و اون بحث احساسی و روانیش هست که خداوند می تونه بیاد تموم نیازهای انسان رو ارضا کنه و برآورده کنه. نیاز به محبت، نیاز به عاشقی. و در کنارش بحث فیزیکی و جنسی و رابطه زناشویی توی بحث استحاله قرار می گیره و ما میگیم: میل جنسیمون رو به هدایتش کنیم به راه درست. و سالیتیود و استحاله نیروی جنسی یک سبکی از زندگی هست که کسانی که مجرد هستن و کسانی که به هر دلیلی نتونستن هنوز ازدواج کنن. یا نشده، پیش نیومده، قسمت نشده، می تونن خیلی استفاده کنن از این فرصت طلایی. واقعاً آدم می تونه استفاده کنه و چه عشقبازی هایی که آدم می تونه با خداوند انجام بده. با پیامبران الهی، با تموم فرستادگان الهی، ادم می تونه چه عشقبازی هایی انجام بده! که همون خداوند وقتی دیگه انسان غرق خدا شد، خدا اگه جور کردف که انشاالله جور می کنه و ازدواج هم می کنه طرف. ولی تا ازدواج نکرده، نمی تونه بگه: من همه خوشی ها، شادی ها، حال های خوش روحانی، همه رو نگهداشتم که فقط بعد از اون اتفاق ازدواج بیفته و بعد من شروع کنم به زندگی کردن. این کاملاً اشتباهه. اصلاً ناشکریه به درگاه خدا. امیدوارم این مقاله بحث سالیتیود و استحاله نیروی جنسی رو بیشتر براتون باز کرده باشه.

این مطلب هم عالیه:  پنج مرحله ترمیم روح بعد از طلاق

این فایل صوتی را از اینجا دانلود کنید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

پاسخ دهید