اگر به مدارج بالای علمی برسم منحرف نمیشوم؟

 

دوستان عزیز امروز کنار دریاچه زاینده رود هستیم، پشت سد زاینده رود. هوا بسیار عالیه. حس اینجا خیلی قشنگه، حس واقعاً آرامش بخشیه و آخرین روز تابستان هست و دوست داشتم این موضوع بسیار مهم رو توی این ویدیو براتون بگم. کاربری از من پرسیدن و گفتن: من می خوام درس بخونم و انگیزه و انرژی درس خوندن رو دارم و رشته ای که بهش علاقه دارم، رشته پزشکی هست. ایشون می گفتش که من خیلی می ترسم و نگران هستم که وقتی پزشک شدم از راه راست منحرف بشم و بیفتم دنبال شهوترانی و بیفتم دنبال…

 

حالا ایشون جمله ای که به کار برد رو من موافق نیستم، می گفتش که: مگه داریم کسی که پزشک بشه، ولی به شهوترانی دچار نشه؟ گفتم: بله که داریم. اصلاً همچین چیزی نیست که شما فکر می کنید. شهوت رو حالا به شکل بیماری بخوایم بهش نگاه کنیم، یک بیماری و یک معضلی هستش که وقتی که بخواد یکی رو درگیر خودش بکنه، دیگه اصلاً مهم نیست، فرقی نمی کنه طرف بیسواده، دیپلمه، دکتره، پزشکه، پروفسوره؛ هیچ فرقی نمی کنه. حالا توی بعد عقیدتی اصلاً فرقی نمی کنه طرف بی خداست، با خداست، با دینه، مؤمنه؛ وقتی که شهوت رخنه کرد توی وجود یک نفر، کار خودشو می کنه و فرد رو از مسیر منحرف می کنه.

 

پس هیچ ربطی به عوامل خارجی نداره. ولی حالا نقطه مقابلش چیه؟ کسی که روی خودش کار کنه و شهوت روی در وجود خودش روش کار کنه و میل جنسیش رو درست هدایت کنه، استحاله کنه و پرهیز رو در پیش بگیره، باز هم اونجا فرقی نمی کنه که توی چه مقام و موقعیتی قرار داشته باشه. حالا پزشک و دکتر باشه و بالاتر باشه، استاد دانشگاه باشه، هر کی می خواد باشه. یا بیسواد باشه و اصلاً هیچی نباشه، بی دین باشه یا با دین باشه، وقتی که شهوت رو از وجودت پاکسازی کنی، می تونی حال معنوی بسیار خوبی رو تجربه کنی و به هر مدارجی که دوست داری توی زندگی، برسی؛ ولی در عین حال منحرف هم نشی.

 

چرا؟ چون لذتی که در پرهیزکاری به انسان می رسه و خداوند به انسان میده، اون لذت رو انسان دیگه حاضر نیست که با هر چیزی عوض کنه. چرا خوب مثلاً وقتی که انسان به درجات بالای کاری و… می رسه، معمولاً خیلی ها اگر روی شهوت حواسشون نباشه، پاشون می لغزه و احتمال خیانت و دوستی های فلان و… پیش میاد براشون.

این مطلب هم عالیه:  ترک خودارضایی یعنی رهایی

 

من توی مالزی یک دوستی داشتم که ایشون اروپایی بودن. یک مرد پنجاه ساله. که ایشون داستان زندگی خودشو داشت تعریف می کرد و می گفت: اون زمانی که دچار شهوت بود، چقدر دور بود… حالا ایشون شغلش چی بود؟ CEO یا مدیر یک شرکت ساختمانی (ساخت و ساز) بسیار بزرگ بین المللی که توی اون شرکت فقط در کوالالامپور ۳۰۰ نفر کارمند زیردست ایشون بودن و در کل دنیا شرکت ایشون شعبه داشت و دائماً در سفر به آمریکا و اروپا و… بود. تعریف می کرد از اون زمانی که شهوترانی می کرد و می گفت: من چقدر تنزل پیدا کرده بودم و کار به جایی رسیده بود که به سکس های خیابانی هم راضی شده بودم! مدیر یه همچین شرکتی!! شهوت اصلاً این حرف ها حالیش نیست.

 

حالا تعریف می کرد از رابطه های متعددی که با کیس های مختلف و خانم های مختلف داشت و چقدر ظلم کرده بود و… بعد حالا اون هم خدا بهش لطف کرد بود و آگاهش کرده بود و حال یک سری کتاب هایی که من از ایشون گرفتم و خیلی روم اثر گذاشت، کاری نداریم. ایشون به من می گفت: ببین اینجوریه و شهوت انسان رو به اینجا می رسونه. ولی از وقتی که پرهیز گذاشته بود و حالش خوب شده بود و در وضعیتی قرار داشت که حال بسیار معنوی و خوبی داشت. اصلاً خیلی فوق العاده. اصلاً ایشون به جایی رسیده بود که چایی هم حتی نمی خورد. می گفت که چایی یه ذره کافئین داره و حس می کنم یه ذره مغز منو اذیت می کنه یعنی اینقدر پرهیز داشت و روی خودش مسلط بود.

 

پس ببینید شما هم می تونید به هر مدارجی که دوست دارید برسید، ولی در عین حال پاک باشید. اصلاً دنبال شهوترانی نرید. اون شراب ناب الهی و بنوشید و نیازی نداشته باشید که خلأهای درونی یا اون خواسته های نفس رو بخواید توی این کارها و اینجور روابط پیدا کنید.

 

پس دوست عزیز که این سؤال رو پرسیدید، با قدرت بهت میگم: برو پزشک بشو. یکی از پزشک های با ایمان و متدین بشو. کما اینکه ما کم نداریم پزشک های خیلی خوب که در هیچ زمینه ای هیچ مشکلی ندارن. اینقدر داریم که نگو. اتفاقاً اون هایی که به قول شما منحرفن، شاید تک و توک باشن. بیاین اصلاً مثبت به قضیه نگاه کنیم. پس با خیال راحت مسیرت رو ادامه بده.


0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

پاسخ دهید