مردان سن بالا و دختران جوان

سؤالی رو که یکی از کاربران گفته بودن رو می خونیم و جوابش رو توی این ویدیو میدیم.

در مورد مردان سن بالا مثلاً شصت سال که تازه به دختر بازی می افتن. و این موضوع خیلی فراوان شده و روی آبروی افراد و خانواده هاشون تأثیر خیلی بد و زیادی گذاشته، در این رابطه از ما خواستن که صحبت کنیم.

خوب ببینید اولاً بیاید از بعد بالاتر به قضیه نگاه کنیم. موضوعی که مطرح میشه اینه که حالا بعضی ها میان بحث شرعی بودن صیغه رو مطرح می کنن. ما کاری به صیغه نداریم. صیغه در اسلام شرعیه و مشکلی هم نداره. ما مشکلی با اون نداریم. اون بحث شرعیشه.

حالا اینکه میگن خانواده ها و آبروها ریخته میشه و توی سن شصت سال و… ببینید دغدغه ای که انسان باید داشته باشه اینه که انسان توی هر سنی می خواد باشه، شصت ساله باشه یا بیست ساله. آیا منی که توی هر سنی قرار دارم، تکلیفم با میل جنسی خودم روشن شده یا نشده؟ آیا هنوز یاد گرفتم میل جنسیم رو اون طوری که خداوند ازم خواسته که ازش استفاده کنم یا نه؟ وقتی به این درک نرسیدم مهم نیست که سن من چقدره. شصت سالمه که بدتر. شصت سال فرصت داشتم و یاد نگرفتم. اگر بیست سالمه باز بدتر. چون اول جوونیمه و دارم این میل جنسیمو هدرش میدم.

پس توی هر سنی که باشیم، اگر درک نکرده باشیم میل جنسی رو خداوند برای چی در وجود ما گذاشته و راه صحیح استفاده اش چیه، خوب ما این قضیه رو باختیم. حالا عوارضش و اون اثراتی که توی زندگی هر فردی میذاره، فرق می کنه. اگر مثلاً یک فرد شصت ساله هست، زن و بچه دار و نوه و دوماد و عروس دار باشه و مثلاً بره یک رابطه ای بذاره و حالا به قول خودمونیش گندش در بیاد و همه بفهمن و جلوی همه و نوه ها آبروش بره، باز این عواقب همون شهوترانیه.

یعنی توی اون سن هنوز متوجه نشده که میل جنسی رو اصلاً خدا برای چی بهش داده بود؟ و الان که توی این سن هست چیکار باید بکنه با میل جنسیش؟ و میگم که اصلاً توی دین اسلام اینقدر دین گسترده و عظیمی هستش که اگر این مشکلات جانبی نخواد پیش بیاد، مثلاً برای کسی که دیگه واقعاً مشکل داره و… اصلاً نمیشه قضاوت کرد. اصلاً نمیشه بگی که هر کسی سنش بالا بود و رفت دنبال مسائل جنسی، آدم منحرفیه. اصلاً. من هیچ وقت این قضاوت رو نمی کنم. یه وقت می بینی طرف هزار مشکل داره. شاید مثلاً سی سال زنش مریضه. می دونید اصلاً نتونسته کاری کنه. یا اصلاً هر دلیلی داره، ما کاری نداریم.

ما می خوایم این درک کلی رو بگیم که فرد با اون کاری که انجم میده احساس رضایت کنه. هم پیش خودش و هم خدای خودش احساس آرامش داشته باشه. اگه این احساسه باشه، به هر دلیلی که این کارو کرده، به ما ربطی نداره که ما بخوایم قضاوت کنیم کسی رو.

این مطلب هم عالیه:  تشکل و سازماندهی گناه

ولی اینکه طرف بیاد بیفته دنبال شهوترانی توی سن بالا مثلاً شصت هفتاد سالگی که   آدم توی اون سن وضع مالیش خوبه. و مثلاً بیفته دنبال دخترهای جوون و… اولاً اون دختری که میاد این کارو می کنه، باید براش دعا کنیم که چرا اینقدر خودشو دوست نداره؟ چرا اینقدر از خودش بدش میاد؟ چرا اینقدر اون دختر میاد خودش رو سطح پایین در نظر می گیره که بیاد این کارو بکنه؟ شاید برای پول یا هر چیزی. اون هم نمی تونیم قضاوتش کنیم و میگم که اصلاً قضاوت کردن کار درستی نیست. ما فقط داریم از بحث کارشناسیش، از بحث استفاده از شهوت، فرق شهوت با فرق استفاده صحیح از میل جنسی، داریم اینو بحث می کنیم.

حالا مردی که میاد با همچین دختری رابطه برقرار می کنه، خوب ای کاش بیایم براش دعا کنیم که زودتر به این درک برسن که میل جنسی رو خداوند برای چی در وجود شما گذاشت؟ برای اینکه از راه ازدواج، ازدواج کنی و نسلت رو ادامه بدی. فرزند بیاری. بعد این انرژی عظیم رو صرف کنی، صرف تربیت فرزند کنی. چون شهوت از نوع انرژی هست دیگه. اینهمه استحاله میل جنسی رو برای چی میگیم؟ میگیم میل جنسی در وجود ما خیلی قدرتمنده.

حالا شما ازدواج کردی، بچه دار شدی، نوه دار شدی. خوب استفاده کن از میل جنسیت توی تربیت اینها، برای کسب و کار. حالا اونو بذار سرکار، خدمت کن.

حالا هر چی سن انسان میره بالا، اصولاً اینه که هر چی که انسان به مرگ نزدیک تر میشه، اگر درونیاتشو یه کم تمیز کرده باشه و در راه درست زندگی که، خودبخود باید بیشتر به فکر مرگ باشه. بیشتر به فکر نزدیکی به خدا باشه. بیشتر به این فکر کنه که شاید هم اون دنیا راست باشه! اگه عمری انکار کرده باشه، حالا به مرگ که نزدیک تر میشه، یک ذره انسان خودبخود، چون سایه مرگ صداشو می شنوه دیگه. مرگ داره میاد و مرگ طبیعی منظورمه. خودبخود باید به فکر اون دنیاشم باشه دیگه. به فکر معنویتش هم باشه دیگه.

حالا که من پس فردا مردم، نکنه کل این داستان ها رو که یه عمر شنیدم و انکار کردم، نکنه راست باشه؟ اگه راست باشه که هیچی دستم نیست. حالا خیلی ها توی پیری توبه می کنن. باز همون هم خیلی عالیه. اینقدر خدا مهربونه که اون هم می بخشه.

ولی منظور اینکه اگر نشناخته باشی میل جنسی رو که خداوند به خاطر چی این میل رو به ما داده، خوب احتمالش خیلی زیاده که طرف توی اون سن بگه: وای خدا من شصت یا هفتاد سالمه، هنوز اونطور که به دلمه، لذت شهوت جنسی رو نبردم! می افتم دنبال دختر بازی. می افتم دنبال این قضایا. حالا برو تایلند، بیا برو روسیه، برو این ور، برو اون ور… آخرش خوب خودش حالش بده. قبلاً هم گفتیم: انرژی انسان تخلیه میشه و حال معنوی هم تخلیه میشه. حالا این نگرشی بود که من روی این موضوع داشتم و دوست داشتم راجع بهش صحبت کنم.

3 پاسخ
  1. VENOOS
    VENOOS says:

    مباحث عالی و مفیدی دارید واقعا تشکر می کنم از همت ودلسوزیتون
    اما من چرا ذهنم درگیره روزی نیست بی اختیار اشک نریزم.یک سال اخیر اتفاقاتی افتاده که نمی تونم قبول کنم خودم بودم. به اصطلاح مذهبی هستم و معتقد . پس چرا خوب نیستم. …

    • مس به طلا
      مس به طلا says:

      سلام دوست عزیز و تشکر از حسن نظر شما
      برای ذهن درگیر می توانید از کاغذ و قلم کمک بگیرید و افکار ذهن را بنویسید و ببینید چقدر مهم هستن …
      سپس نقش خود را در آنها درربیاورید و ببینید نقش شما در آنها چیست در این بین اگر اشتباهاتی بوده میتوانید نقص خود را هم درربیاورید و از خداوند دررتک تک نوشته هاتون کمک بخواهید که هم نقش و هم نقص مثلا( عصبانیت، خشم، رنجش، فرار از موقعیت، ترس، قضاوت و…) را در بیاورید
      سپس برای برطرف کردن نقص همت کنید
      نقشتون هم که در قضایا در بیاد آرام می گیرید.حتی اگر مذهبی باشید بالاخره انسان هستید و کم کم با آسان گرفتن قضایا آنها را بپذیرید و مدام در فکر آنها نباشید چون وقتی مدام در فکر آنها هستید به آنها احساس می دهید و ووباره مانند همان ها را وارد زندگی خود می کنید پس توجه کمتری داشته باشید
      و از وخودمشغولی که همین خودمشغولی شما را از خدای خودتان دور میکند خارج شوید.

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

پاسخ دهید