مرد واقعی کیست؟

دوستان مرد واقعی کیه؟ در این ویدیو در این رابطه صحبت می کنیم. آقا مرد به کی میگن؟ توی جامعه ما گاهاً و توی بعضی از اقشار مردها یا جنس مذکر، تعریف مرد برای هرگروه از جوان ها و میانسال ها فرق می کنه. هر کسی مردانگی رویه چیزی تعریف می کنه. ما گاهاً دیدیم توی قشر و نسل جوان و حتی اخیراً در میانسال ها هم دیده میشه، مردونگی رو به این می بینن که هنر اینو داشته باشن که دوست دخترهای زیادی داشته باشن. یا با دخترهای زیادی ارتباط داشته باشن و بدون اینکه دیگران متوجه بشن، اینها رو هندل کنن.

خیلی وقت ها شده که ما صحبت می کنیم و هر کس در دوست یا اطرافیانش داره. کسانی که به قول معروف دختر باز و حرفه ای هستن در این کار. چقدر احساس غرور می کنن و میگن: من مثلاً با ده تا، پانزده تا دختر دوستم و هیچکدوم هم خبر ندارن! من خیلی زرنگم! خیلی! و همه میگن: آفرین. مرد به تو میگن! یک تعریف از مردونگی اینه. من اصلاً می خواستم توی این ویدیو اول اینها رو بگم که تعریف مرد چه چیزهایی نیست.

دقیقاً یکی از چیزهایی که در تعریف مردانگی نیست، همینه. داشتن دوست دخترهای زیاد، داشتن رابطه با زن های مختلف، اینها هیچکدوم ملاکی بر مردانگی نیست. مردانگی این نیستش که مثلاً یک مردی در یک پوزیشنی قرار داره که می تونه به دیگران کمک کنه و یک زنی مثلاً بیوه ای، یا حتی شوهردار، بی شوهر، یک زنی میاد و کارش گیر کرده و اون مرد میاد برای اینکه کار اون زن رو راه بندازه، از او درخواست رابطه می کنه. یا مجبورش می کنه که رابطه داشته باشه! اینها هیچکدوم مردانگی نیست. اینها اتفاقاً آخر نا مردیه.

خیلی توی جامعه ما الان تعریف مرد عوض شده. کلاً الان در دوران آخرالزمان که هستیم که اصلاً تعریف مرد و زن عوض شده. مردها تیپ هایی می زنن، جدای از مرام و منش، در شأن یک مرد نیست! خیلی هم عجیب غریبه. آدم مثلاً می بینه طرف تموم لباس هاش زنونس و یه عالمه ریش داره! اصلاً معلوم نیست دنیا داره به کجا میره و خیلی عجیبه. مردانگی این نیستش که مثلاً یک نفر فقط هیکل گنده کرده باشه و قوی باشه، ولی اون منش و رفتار با شخصیت و مرام پهلوانی رو نداشته باشه. این واقعاً مردانگی نیست! مردانگی به زور زیاد نیست. به صدای کلفت نیست! به دعوا کردن نیست! به داد زدن سر زن نیست! اینها هیچکدوم مردانگی حساب نمیشه.

خوب پس مردانگی چیه؟ واقعاً نمیشه تعریفش کرد. میشه همین هایی که من گفتم، بر عکسش رو در نظر گرفت و یه سری خصوصیات که واقعاً مشترکه از اون ها واقعاً به عنوان مرد یاد میشه، میشه اونها رو بررسی کرد مثلاً مرد واقعی کسیه که حتی می تونه به قول خودمونی مخ دخترها رو بزنه و باهاشون رفیق بشه و این توانایی و عرضه رو داره که همزمان ده، پانزده، بیست تا دختر رو هندل کنه و هیچکدوم هم نفهمن؛ ولی این کارو نکنه. میره با یک نفر ازدواج می کنه و مثل مرد تا آخر زندگی با او می ایسته. این میشه مردانگی.

مردانگی کسیه که هم تیپشو داره، هم ماشینشو داره، هم پولشو داره، هم خونشو داره که بتونه تموم این کارها رو بکنه، ولی روی شهوت و هوا و هوس خودش پا می گذاره و این کارو نمی کنه و ترجیح میده که هوای نفسشو کنترل کنه و عشق و نیروی جنسی و هر چی که داره در خدمت همسرش بگذاره. مرد واقعی کسیه که با اینکه توی خیابون می بینه شاید کسانی هستن که از همسر خودش خوشگل تر باشن، سکسی تر باشن، پولدار تر باشن، بهتر باشن، کمالاتی داشته باشن که از همسر خودش بالاتره، همه اونها رو می بینه، ولی روی دلش و این هوسش پا می گذاره و میگه: حالا که من این خانم رو انتخاب کردم، تا آخر عمر با ایشون می مونم. تا جایی که بتونم و تا جایی که عمرم کفاف بده، پای همین زن می مونم.

چون این خانم به من اعتماد کرده و وارد زندگی من شده و هم به من اعتماد کرده و هم یه جورایی وقتی که یک زنی وارد رابطه با یک مرد میشه، به نوعی به او پناه می بره. یعنی همه لطافت درونش رو در اختیار اون مرد قرار میده. و خیلی نا مردیه که مردی بیاد و بره سراغ زن های دیگر! و حالا بحث صیغه سریعاً پیش میاد که من همیشه گفتم: صیغه در دین ما مشکلی نداره. حکم شرعی صیغه مشکلی نداره. ولی مرد واقعی کسیه که حتی اگر شرع هم بهش اجازه بده که بره صیغه کنه، مثلاً توی شرع گفته: صیغه مشکلی نداره؛ ولی باز هم روی دل خودش پا می گذاره و یک سطح خیلی بالایی از منش رو به نمایش می گذاره.

این مطلب هم عالیه:  مقایسه ورزشهای رزمی و نماز

مثل اون فردی که در یکی از ویدیوهای کانال گفتیم: مرد یزدی یا اردکانی بوده زنش دوازده سال رو تخت افتاده بود و بیمار بود. حالا ویدیوش رو توی کانال ببینید. اون آقا هم شرع بهش اجازه می داد، هم همه اطرافیان بهش حق می دادن، خود زنش هم حتی بهش حق داده که بره صیغه کنه و نیاز جنسیش رو برطرف کنه. ولی اون این کارو نکرده بود. مردونه وایساده بود پای همسرش! حالا این ها واقعاً چیزهایی هستش که روح خیلی بلندی می خواد و سریعاً اعتراض نکنید که عه! تو اسلام رو بردی زیر سؤال و صیغه رو بردی زیر سؤال و داری انحراف رو توی دین میاری!

نه. صیغه سر جای خودش هست. ما داریم از مردانگی صحبت می کنیم. یه جاهایی انسان ها از خق شرعی خودشون هم به خاطر یه سری مسائلی می گذرن و میگن نه. من پرهیز رو اتخاذ می کنم و خدا هم نور ایمان رو به اونها میده. خدا توی قرآن همیشه میگه: من پرهیزکاران را دوست دارم. تقوا رو دوست دارم. ترجمه لغتی تقوا هم همون پرهیز میشه. پرهیز یعنی چی؟ یعنی بتونی انجام بدی، ولی انجام ندی. خداوند اینو دوست داره. بتونی تا خرخره بخوری، ولی نخوری. بتونی ده تا زن صیغه کنی، ولی نکنی! خدا اجازه اش رو هم داده و گفته توی می تونی این کارو بکنی، ولی اگه نکنی، اون مردانگیه.

من این داستان رو شنیدم خیلی منقلب شدم. امام حسین علیه السلام اون وقتی که لحظه آخر بود که می خواست به کربلا برسه و واقعه کربلا اتفاق بیفته، از خداوند به او پیام رسید که گفتن: یا امام حسین. شما دیگه اون بالاترین مقامی که ما برای شما در نظرگرفته بودیم، به شما داده شده. بدون اینکه خانوادت رو از دست بدی، دیگه الان اون مقام به شما داده شده و اگه دوست داری برگرد. ما یه کاری می کنیم که قائله ختم بشه و زن و بچه همه سالم بمونید و برگردید و برید. اون مقام رو برات نوشتیم و اوکی رو دادیم. وقتی که اومدی پیش ما، بالاترین مقام ممکن رو پیش ما داری. الان دیگه مختاری.

ولی امام حسین گفت: نه می خوام وایسم و واقعه کربلا اتفاق بیفته. این میشه مردانگی که خدا هم خودش گفته: بابا من مقام رو بهت دادم، لازم نیست دیگه اینجا وایسی. ایشون گفتن: نه. من به عشق تو باز هم این کارو می کنم. این میشه مردانگی. پس مردانگی این نیستش که ما فکر کنیم خیلی زرنگیم، دختر بازی و زن بازی و زور و قلدری و… اگه زور داری از یکی استفاده کنی! گذشت کردن و اینکه بتونی یک نفر رو اذیت کنی، ولی نکنی، اون مهمه.

فرض کنید من توی یک دادگاهی، یه جایی قدرت شما اینقدر از نظر پارتی و رانت زیاده. قاضی رو خریدی، اینو خریدی و می تونی طرف مقابلت رو له کنی، می تونی؛ ولی نمی کنی! اون میشه مردونگی. پس ای کاش مردان ما، یعنی جنس مذکرهای ما بیایم و روی مردانگیمون کار کنیم. که در کاسبی و کسب و کار هم در یک ویدیوی جداگانه میگم که در کسب و کار، اگر یک فردی بخواد کسب و کار و کاسبی کنه، به چه شکل هست و این حرف من نیست و حرف خود خداوند و فرستادگان او هست. 

 

3 پاسخ
  1. tark100%
    tark100% says:

    سلام و خسته نباشید
    سوالی که داشتم راجع به پیامبر گرامی اسلام(ص) هست گاها من شبهاتی رو میشنوم که میگن پیامبر ما علت اینکه چندتا زن داشته نه اعوذ بالله به خاطر شهوت بوده چیزی هم که خودم از اهل فن شنیدم
    این بوده که چون زنان آن موقع در عربستان امنیت نداشتند پیامبر اون هارو به اجبار به عقد خود درمیاوردند حالا یه منبع موثق میشناسید که به این شبهات پاسخ بده ؟ آیا در قران کریم دراینباره صحبتی شده؟
    با تشکر

    • مس به طلا سلمانی
      مس به طلا سلمانی says:

      سلام دوست عزیز …
      آیات قرآنی اگر می خواهید از متخصصان مذهبی بگیرید اما این را بدانید که هردو تفکر اشتباه هست مگر میشود که پیامبری که خدا اونو برگزیده و نسل امامان را از او قرار داده
      پیامبری که با آمدنش دین کامل شد، پیامبری که معجزات آورده ، پیامبری که مسلط بود بر نفس و علوم غیب، پیامبری که حتی اخرالزمان را توصیف کرده، پیامبری که جهان به افتخارش آفریده شد ..به خاطر یک شهوت این کار را بکند حاشا حاشا …اینها فقط حرف هست که پیامبر بسیار هم متحمل شدن
      در آن زمان دستور خدا بوده و جنگ بود و شوهران ان زنان شهید میشدند پیامبر برای پناه. دادن ان زنان به آنها ازدواج کرده و حتی روایتی بوده که پیامبر مدام فقط حَضرت خدیجه را همسر اصلی خودشان می دانستند ولی برای بقیه ارزش قائل بودند پس تا میتوانید از خواندن چنین مطالبی که فقط حال شما را بد میکنند دوری کنید..

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید