مهار شهوت در ساحل

امروز در مورد شهوت یه کم بیشتر صحبت می کنیم.

اینجا قشم هست و ما دیروز در یکی از جزایر قشم به نام ناز بودیم. و خیلی هیجان داشت و مردم زیاد اومده بودن و… و من حدود دو سال هست که از خارج برگشتم ایران و اون صحنه های آزادی و… رو دو سال بود ندیده بودم و عمداً خودم رو توی پرهیز قرار داده بودم. و اینجا یه روابط یه خورده شل تره به قول خودمون. بعضی از خانم ها روسریشون رو برداشته بودن و یه ذره آزادتر بودن و… توی این دو سالی که من ایران هستم، سعی کردم خیلی روی خودم کار کنم، نسبت به اون زمانی که من توی خارج بودم، حتی اونجا توی اون کشور خارج هم من پرهیز چشمی رو داشتم و پرهیز صفرکیلومتری داشتم. دیروز این صحنه ها رو دیدم و دیدم که چقدر قدرت پیدا کرده روح من! چقدر رها شدم از این حرف ها! چقدر رها شدم از اینکه هر کی هر جور هست، هر جور که می خواد باشه، بذار باشه. اصلاً ما کاری به کسی نداریم. حالا اصلاً روسریشو برداره، لخت باشه.

فرض کنیم توی یه کشور خارجی هستیم که می خوان لخت باشن، نباشن. اصلاً شما وقتی که پرهیز می کنی و برای روح خودت ارزش قائل میشی، اونقدر قدرت پیدا می کنی که خدا لطف می کنه و یه ذره هم که شما خودتون حواستون باشه، دیگه اصلاً هیچ چیز شما رو تکون نمیده که بخوای یه صحنه ای چیزی ببینی و دلم خواست و… و فقط به یک مرحله ای انسان می رسه که همه رو به چشم یک عشق پاک نگاه می کنه. همه رو به چشم خواهر و مادر خودت نگاه می کنی. اصلاً برای همه خوبی طلب می کنی. دیگه اصلاً مهم نیست برات که چه جور لباس پوشیده؟ چقدر اون لباس و رفتارش با عقاید تو می خونه، نمی خونه. به اون سطح می رسی که همه رو به چشم نیکی نگاه می کنی. حتی برای اون کسی که روسریشو برداشته فقط خیر می طلبی. میگی: ای کاش این خانم به اون درک روزی برسه که ارزش درونی خودشو بیشتر بشناسه و بدونه که هر چی بیشتر خودشو بشناسه، ارزش گوهر درونیش میره بالا و خودش بیشتر لذت می بره. در حد دعا کردن میشه.

حالا کاری به ایشون ما نداریم. افرادی که این کارو می کنن، همه قابل احترامن. هر کسی توی اون سیر رشد خودش، خداوند بلده که چطور هدایتش کنه. بالاخره میره به یه جایی برسه که انشاالله اون جرقه توی وجودشون زنده بشه. ما روی خودمون تمرکز می کنیم. حالا همچین جایی که میای، می بینی همچین چیزهایی هست، خارج از کشور، توی کشورهای اروپایی می بینی مسأله ای نیست اصلاً. همه چیز کنار گذاشته شده. لباس و پوشش و هیچ چیز دیگه اهمیتی نداره، باز هم اونجا شما می تونی پرهیزتو با همون کیفیت حفظ کنی و دیگه همشون رو به چشم انسان نگاه کنی و اصلاً روشون زوم نکنی. مثلاً بخوای بری از اون نگاه سطحی که داری عبور می کنی، بری زوم کنی که این خانم چه شکلیه؟ چه جوریه؟ آیا با کسی هست؟ با کسی نیست؟ اینها اصلاً خنده داره و واقعاً مسخره میشه.

این مطلب هم عالیه:  زن خانه دار

و خدا رو شکر می کنم. خدا رو واقعاً سپاسگزارم به خاطر این طبیعت زیبا و این آرامشی که اینجا هست. خدایا شکرت. خدایا شکرت که تو درسته یکی از بالاترین لذت های این دنیا رو لذت استفاده از میل جنسی و لذت بصری قرار دادی، ولی راز در اینجاست. راز اصلی در اینه که درسته مثلاً سکس بالاترین لذت در این دنیاست. ولی بالاتر از اون، خیلی بالاتر از اون نکردن این کارهاست. و سکس نکردن و حتی چشم چرانی نکردنه. نمیگم که شما فکر کنید من دارم میگم: هیچکس دیگه این کارو نکنه و همه رهبانیت برگزینن! نه! من دارم میگم: درسته هر چیزی جز نیازهای ذاتی ماست. ولی پا گذاشتن روی اون و یه ذره انسان جلوی خودش رو بگیره، اون قدرتی که روح می گیره با هیچ چیز در این عالم قابل مقایسه نیست.

دقیقاً من همیشه مثال روزه گرفتن رو می زنم، که کسانی که روزه گرفتن، می دونن من چی میگم؛ شما وقتی یک ماه روزه می گیری توی ماه رمضان، اینقدر بعد روحی ما توی این ماه بالا میره که اصلاً دلت نمی خواد این روزها اصلاً تموم بشه. اینقدر که احساس می کنی روی نفس مسلطی و قدرت داری. انگار تا چند روز بعد از ماه رمضون هم هی دلت نمیاد بخوری و معده رو پر کنی، برنج و خورشت و نوشابه و سالاد و بتپونی توی این دل و پرش کنی، ذلت نمیاد. بعد که یه مدت می گذره و کم کم ما یادمون میره. و چقدر خوبه که ما سالی یک بار ما رو مجبور کردن که این کارو بکنیم. حالا بعد جنسی هم همینه. هر گاه که انسان بیشتر پرهیز بگذاره و روی خودش کار کنه، روحش اونقدر قوی میشه که به این راحتی دلش نمیاد اون قدرت روحی رو فدای لذت چشم چرانی بکنه یا مثلاً لذت اینکه با یه نفر خدای نکرده یه رابطه غیر مشروع بگذاره. برای همتون این حس و حال خوب رو آرزو می کنم. از صمیم قلب امیدوارم که بتونید شاد باشید و بتونید در پرهیزکاری و تقوای الهی زندگی کنید.

 

2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید