هم زود میخام هم زیاد!!!

سلام خدمت کاربر عزیز مس به طلا.

هم زود می خوام، هم زیاد می خوام!

موضوع این فایل در رابطه با زود خواستن و زیاد خواستن هست. گاهاً و می تونم بگم اکثراً می بینیم که ماها وقتی توی زندگی هدفی رو تعیین می کنیم، یک آرزویی داریم و هدفی داریم و دوست داریم به اون چیز دست پیدا کنیم، خیلی عجله داریم و خیلی نمی خوایم صبر کنیم و فکر می کنیم خیلی سریع می شه میانبر رفت و از نظر زمانی، زمان رو بسیار بسیار بسیار کوتاه کرد و به اون خواسته رسید.

این رو خوب در حالت کلیش می دونیم که میگن: همه چیز آهسته و پیوسته درست هست و آهسته و پیوسته هست که ما می تونیم به یک خواسته درست برسیم. و این قانون طبیعت هست. شما وقتی می بینید یک دانه رو می کاریم توی خاک، طول می کشه، زمان می بره، باید آب بخوره، خورشید بتابه بهش و کم کم بزرگ بشه و رشدکنه، تا تبدیل بشه به یک گیاه بسیار زیبا یا تبدیل بشه به یک درخت بسیار تنومند که سال ها رشدش طول بکشه. پس ما وقتی که می خوایم مثلاً پولدار بشیم و به پول برسیم، دوست داریم که خیلی فوری فوتی به پول برسیم! نمیگم که این امکان پذیر نیست.

شاید امکان باشه که سریعاً به پولی برسیم، ولی اگر ما از نظر ذهنی و از نظر روحی آمادگی پذیرش اون پول رو نداشته باشیم، حتی اگر یک زد و بندی بکنیم، یک کاری بکنیم که یک پول گنده ای بیاد توی زندگیمون، سریعاً اون پول رو ما نابودش می کنیم. چون ظرف ذهنی و ظرف روحی ما هنوز آمادگی پذیرش اون پول رو نداره. مثل یک کاسه کوچیک می مون که چهار تا سطل آب بریزی توی اون یک کاسه آب! و همش تخلیه میشه و کاسه همونقدر که ظرفیت داره، فقط می تونه آب رو توی خودش نگهداره.

نمونه بارزش این هستش که توی کتاب های موفقیت و… شما می تونید بخونید، میگن: فرد از نظر مدار ذهنی و گنجایش پذیرش پول هنوز به اون سطح نرسیده باشه و مثلاً توی یک قرعه کشی مقدار خیلی زیادی پول برنده بشه، مثلاً توی کتاب های خارجی، توی لاتری آمریکا طرف یک میلیون دلار یا پول خیلی زیادی یهو برنده میشه، این فرد وقتی یکسال بگذره، اگر روی باور ثروت خودش کار نکنه، سر یکسال نه تنها اون پول رو از دست میده، بلکه یه عالمه بدهکاری هم بالا میاره! چونکه هنوز ظرف وجودیش آمادگی پذیرش اون پول رو نداره.

و ما باید ابتدا ظرف وجودیمون رو از همه لحاظ که پول یکی از اونهاست رو باز کنیم و گسترش بدیم و بعد بتونیم اون موهبت و آرزو و خواسته رو توی اون جا بدیم که ذهن ما بپذیره. شما مثلاً دیدید که فردی یک تقی به توقی می خوره، یه جوری میشه که از سطح مدار ذهنی ماهی چند میلیون حقوق، یهو می افته یه جایی که یه پول گنده ای میاد دستش! خرابکاری می کنه! هم خودشو، هم دنیای خودشو، هم آخرت خودشو، هم روح خودشو تخریب می کنه. چرا؟ چون هنوز نمی تونه اون پولو هندل کنه.

پول باید ذره ذره با ساختن باورهای جدید و کار کردن روی مدارهای ثروت، شما یواش یواش برید بالا و ذهن شما اون پولو بپذیره و راحت باشید با اون پول که ما بتونیم در مدارهای بالاتر صعود کنیم. کسی که دوست داره به مدارهای بالاتر صعود کنه، بخواد روی خودش کار کنه، به اندازه کافی مطالب و کتاب و دوره هست. ما ابتدا باید باورهای ثروتمون رو عوض کنیم و ذهنمونو کم کم باز کنیم. از درآمد X تومن بگیم: من می خوام درآمدمو به سه برابر افزایش بدم. و بیشتر از سه برابر ذهن ما شاید گنجایشش رو نداشته باشه و باور نکنه و بعد که به سه برابر رسید، میگید: من می خوام اینسه برابر رو دوباره می خوام به سه برابر افزایش بدم. و بعد که چندین و چند برابر شد، دیگه ذهن می پذیره. و حالامی خوام به ده برابر برسونم، هر چی که بیشتر و بیشتر بخوای رشد کنی.

در رابطه با رسیدن به هدف های مهم تر وبنیادی تر از پول، مثل معنویت، مثل حال خوب، حال خوب روحانی و ارتباط با خدا و همه چیزها، اونها هم به همین شکل هست. اونها هم زمان می بره. باید انسان قدم به قدم روی خودش کار کنه. من این موضوع رو در مسائلی مثل یادگیری علم و… رو عزیزانی که دوره ما رو تهیه کردن، مثل دوره استحاله که چهل جلسه آموزشی بسیار قدرتمند هست و یا دوره سالیتیود، اینجا متوجه شدم که خلاصه هایی که عزیزان برای ما می فرستن، ما یک مکانیسم رو تعریف کردیم و اجباریش هم کردیم، که بعضی از کاربرها شاکی میشن، ولی ما اهمیت نمیدیم البته.

چرا؟ چون ما میگیم: عزیزان باید جلسات رو گوش کنن و به یک درک شخصی برسن و مثلاً اگر دوره استحاله نه مقام هست، گفتیم: اگر شما در هر مقام یک ماه بمونید، یعنی یک ماه تمرینات اون مقام رو انجام بدید. و مثلاض توی این یک ماه که هر مقامی شش جلسه داره، توی این یک ماه کار کنید، شش جلسه رو. ولی می بینی که طرف در یک روز می خواد سه جلسه رو خلاصه بفرسته. و حالا میگیم: گناه داره، بذار تأیید کنیم! تأیید می کنی، دوباره یکساعت دو ساعت بعد جلسه بعدی رو گوش کرده! این واقعاً زود می خوام، زیادمی خوام هست! یعنی من می خوام همین الان علم قدرتمند استحاله رو تند تند بزنم و چهل جلسه رو گوش کنم.

حالا عزیزانی هم هستن که شکایت می کنن و میگن: آقا چرا ما باید صبر کنیم؟ بفرستید، تأیید کنید بابا! ما نمی خوایم صبر کنیم! این عجله ای که توی دل ماهست، باعث میشه که ما از هیچ آموزشی نتیجه نگیریم. نه تنها نتیجه نگیریم، بلکه فرصت یادگیری اون علم رو برای همیشه از خودمون بگیریم. چون که من همیشه توی دوره توضیح دادم که تا این علم برای شما جدید و تازه هست، تا این علم نو هست و جذاب هست، بذارید اون جذابیتش بمونه و جلسات رو تند تند تند تند گوش نکنید! که دیگه کهنه نشه.

به نظر من این روش روش خوبی نسیت. که بگید: اولش من این چهل جلسه رو گوش می کنم و حالا بر می گردم از اول دوباره تمریناتش رو انجام میدم. این روش خوبی نیست و من این رو توصیه نمی کنم. بذارید وقتی که بار اول دارید یه چیزی رو گوش می کنید و براتون تازگی داره، حرومش نکنید به قول معروف. مصرفش نکنید اون تازگیش رو. بذارید بمونه و بعد هر جلسه رو گوش کنید و روی تمزیناتش کار کنید و هر چی سؤال دارید بپرسید و بذارید روحتون با این تمارین آشنا بشه. مخصوصاً دوره استحاله که از مقام دوم به بعد دیگه تمریناتش شروع میشه. مراقبه های روزمره رو هر روز باید انجام بدیم.

دقیقاً مثالی که الان زدم، مثل کار کردن روی تکواندو و هر ورزش رزمی. شما فایده نداره که برید همه مطالب تئوریک مربوط به کمربند سفید، سبز، زرد تا مشکی رو بخونید! به چه دردی می خوره؟ شما مثلاً برید بخونید کمربند مشکی باید این فرم ها و حرکات رو باید یاد بگیره، امتحانش این شکلی هست. هی باید بشینه تو خونه اینها رو بخونه. چه فایده ای داره واقعاً؟ آیا شما کمربند مشکی میشید؟ نه نمیشید! بدتر زده میشید و بدتر هول برتون میداره. بعد یه جایی می رسه که اینها رو قاتی می کنید!

مخصوصاً تمرینات دوره استحاله، تمریناتی هستش که اگر از نظر ظاهری روشون کار نکنی، می بینی که همه شبیه به هم هستن. همش روی تنفس و انقباض و انبساط عضلات داخلی و چرخوندن انرژی در بدن هست. میرید مقام بعد می بینید این همونه که! دوباره مقام بعدی،می بینید همونه که! دقیقاً مثل یک رزمی کار، همش مشت و لگده. اگر روز اول بخوایم همشو تلنبار کنیم توی مغز، واقعاً انسان زده میشه. همش در نگاه اول شبیه به همه. ولی وقتی از همون اول مقام به مقام روشون کار کنید و تمرینات بشینه توی وجودتون، بعد وقتی مقام بعدی و تمرین بعدی رو ارائه دادیم، می بینیم که این تمرینات با تمرینات قبلی فرق می کنه بابا! اون تمرینات تنفس اون موقع اینجوری بود، موقع دم یه جور دیگه بود، موقع بازدم یه جور دیگه. حالا می خوای تفاوتش رو تمرین کنی.

ولی وقتی یه دور تند تند گوش کنی، می بینی اینهمه مراقبه و تمرین، مراقبه و تمرین و… اصلاً چی شد این؟ همش یکی شد! در صورتی که اینها زمین تا آسمون با هم فرق می کنن، اثراتشون روی بدن ما خیلی فرق می کنن. و من دوست دارم این رو عزیزانی که مخصوصاً دوره های ما رو تهیه کردن، در نظر داشته باشن. هی هول نباشن که تند تند خلاصه جلسات رو برای ما بفرستن. قبلاً هم گفتم، الان هم میگم: ما خلاصه نیاز نداریم، ما تجربه نیاز داریم. و اینجوری خیلی خوبه که فرد بگه: من مقام یک رو یک ماه روش موندم. یا مقام دو که توش تمرینات عملی داره. توی مقام دو یک ماه موندم و بقیه جلسات رو اصلاً دست نذاشتم، وقت نذاشتم روشون که بخوام انجامشون بدم. یک ماه مقام دوم رو کار کردم و این تجربیات رو داشتم.

این مطلب هم عالیه:  بخشنده ای دست و دلباز ودریافت کننده ای بی نظیر

کما اینکه بعضی از کاربران خدا رو شکر اینو درک کردن و تجربه برامون می فرستن. مثلاً میگن: مراقبه لبخند درو رو انجام دادم، خوابم چقدر بهتر شده و چقدر فلان چیز بهتر شده، تمرینات کیگل رو انجام دادم، چقدر فلان چیز بهتر شده و این تجربیات به درد می خوره. خیلی از خلاصه ها خیلی خوبه. همین که عزیزان وقت میذارن و خلاصه می فرستن خوبه. نمی خوام نا امیدتون کنم. ولی می بینی که این مراقبه رو شرح داده برای ما که مثلاً اول نفس رو می گیری، میاری پایین و این کارو می کنی و این رو انجام میدیم و اون رو انجام میدیم… خوب این چه فایده ای داره؟

درسته این نشون میده که شما این تعهد رو داری و این خلاصه رو فرستادی، ولی ای کاش می گفت: من همه این کارهایی که شما گفتید: نفس رو بیار فلان جا و تصور کنید چرخش انرژی و … اینها رو انجام دادم و این حس بهم دست داد. این حس رو برای ما بفرستید به عنوان خلاصه یا تجربه. و این خیلی ارزشمنده. و هم این برای خودتون ارزشمنده و هم ما اینها رو در صورت توافق شما منتشر می کنیم تا عزیزان دیگری که این تمارین رو انجام میدن، اونها هم بتونن با لذت استفاده ببرن، دلگرم بشن و بگن: این تمرینات این نتایج رو داشته! روی این خانم این نتایج رو داشته، روی این آقا این نتایج رو داشته… ما هم پس دلگر می شیم. هدف این کار دلگرم شدن همدیگه و ساپروت همدیگه هست.

این همه هزینه کردیم اپلیکیشن و این امکان رو گذاشتیم که یک تیمی باشیم که دست در دست هم استحاله رو انجام بدیم و نتایج رو با هم به اشتراک بگذاریم. ولی اگر فقط خلاصه ای که این تمرین این را گفت و آنرا گفت و بعد از آن این کار را می کنیم، خوب درست! این کارو می کنیم. من کاملش رو توضیح دادم. ما تجربه از شما تجربه می خوایم. پس زود می خوام و زیاد می خوام، توی مباحث آموزشی بسیار بسیار به ما آسیب می زنه. ما باید صبر داشته باشیم. ما باید خیلی صبر داشته باشیم. همه چیز باید یواش یواش در وجود ما اتفاق بیفته و هیچ راه میانبری وجود نداره.

حالا راه میانبر که در تاریخ هم داشتیم، مثالش بابا طاهر عریان که در یک شب خداوند علم رو کامل به ایشون داد. اونها رومن نمیگم. من چیزهایی میگم که در زندگی عادی خودمون اتفاق می افته. حالا معجزه رو بهش کاری ندارم. معجزه همیشه اتفاق می افته و ای کاش برای همه ما اتفاق بیفته. ولی حالا که اتفاق نیفتاده، خودمون معجزه رو خلقشمی کنیم. یواش یواش، آهسته و پیوسته.

و برای جوانترها هم من می تونم اینو بگم: اگر می خواهید ثروتمند بشید، نمی خواد هی مثلاً صبح تا شب به کسانی که ثروتمندن، بدبین باشید. بگید: این از کجا آورده؟ برید باهاشون صحبت کنید که طرف چقدر سختی کشیده؟ خیلی ها هستن اطراف ما. ولی من دوستی دارم که ایشون بازاری تهران هستن و وضعشون خوبه و ماشین شاسی بلند گرانقیمت سوار میشه. با خانمش چند روز مالزی اومده بود، من کمکشون کردم و براشون جا گرفتم. ایشون می گفت: من اوایل جوانیم می رفتم از ترکیه جنس می بردم و به کولم می کشیدم و دو تا گونی می گرفتم تو کولم و توی پرانتز بگم که تولید ملی خیلی بهتره تا اینکه ما از خارج جنس وارد کنیم.

می گفتن: اینقدر من سختی توی این راه کشیدم و اینقدر توی این کار پولمو خوردن و… خود من که توی کسب و کار و تجارت هستم، چقدر ضرر دادم! یک قلمش این بود که یک کانتینر جنس آوردناز یکی از کشورها و توی یکی از گمرکات کشور این کانتینر موند و ایشون چون تجربه ترخیص کاری نداشتن، ترخیص کار سرش کلاه گذاشت. و من اون موقع که ده سال پیش می شد، کل هزینه این کانتینر بیست میلیون تومان می شد، ترخیص کار بهش گفته بود هزینه ترخیصش بیست میلسون تومان میشه. ایشون هم نه علم و تجربشو داشت و کانتینر موند اونجا و گفت: ولش کن و… و اون پول رو وام گرفته بود. چه سختی هایی کشید، تا چند سال ضرر این بیست میلیون تومان رو داد. ده سال پیش بیست میلیون تومان خیلی زیاد بود و اندازه دویست میلیون تومان الان بود. ببینید چقدر ترخیص کار بهش دروغ گفته بود!

حالا همه ترخیص کارها اینجور نیستن. ولی اینی که به تور برادر ما خورده بود، اینطوری بود. و اون کانتینر موند و گمرک چند سال بعد اون رو به مزایده گذاشت و اومدن خریدن و بردن و کسانی که بیشتر پول دادن، اون کانتینر رو خریدن و بعد جالبه به خود برادر منزنگ زدن و گفتن: آقا ما همچین باری داریم، می خرید؟ این هم گفته بود: بابا این بار خود منه که سه چهار سال توی گمرک مونده. این دردها رو کشیده که ایشون الان توی کار خودش موفق شده و کسب و کارش الحمدلله خوبه و تجربه کسب کرده و…

ما اینها رو نمی بینیم و می بینیم که مثلاً یک نفر تاجره. با یک تلفن ده تا کانتینر جنس رو جابجا می کنه و ماشین چندصد میلیون سواره و فقط میایم فحش بهش میدیم! ای فلان فلان شده! از کجا آورده؟ نمی بینیم که طرف آهسته و پیوسته چه دردهایی رو کشیده! چه تجربیاتی رو کسب کرده! ده سال، بیست سال زحمت کشیده که الان کانکشنش جوری شده که اینقدر قوی شده که با یک تلفن یا یک واتساپ جنس جابجا می کن، ترخیص می کنه و پول ها جابجا میشه. همه سختی ها رو کشیده که تا اینجا رسیده! الکی نیست.

من چون خودم از نزدیک شاهدش هستم، چون ما نه مثلاً رانت داریم، نه آدمی داریم توی پارتی بازی، هیچی… از صفر شروع کردیم. برادر من وقتی می خواست کارشو شروع کنه، اون موقع یادمه با سیصد هزار تومان دستی قرض کرده بود و اون پول رو برای من فرستاد توی مالزی و رفتم یه چزیز رو براش پیدا کردم، فرض کنید در حد یک جعبه کوچیک، فرستادیم با همین باربری های دستی که توی چمدان های کوچیک فرستادم توی ایران و ریخته بود توی کیف کوله و رفته بود توی بازار و گفته بود: من اینو دارم، می خرید از من؟ یه سری مسخره اش کرده بودن و گفته بودن: اینها چیه؟ یه سری هم گفته بودن: حالا بذار اینجا و جنس خوبی بود، ولی راه نمی دادن که تو بخوای از صفر شروع کنی. آدمو تحقیر می کردن، آدمو ا امید می کنن که بابا فایده نداره! اینها ریخته توی بازار و… حتی اگر هم طلا باشه، آدمو نا امید می کنن و از نظر روحی میان توی سر آدم می زنن، توی سر مال می زنن! اینها رو باید تحمل کنه آدم تا به یک جایی برسه.

حالا توی مبحث آموزش هم همینه. ما میگیم: بابا علم استحاله جوریه که پنج هزار سال قدمت داره. اگر به کسی جواب نداده، مشکل از خودشه. شک نکنید که مشکل از خودشه! مشکل عجله، زود خواستن و زیاد خواستن داره. اگر اینجور بود که تمام رزمی کارهای دنیا دارن اشتباه می کنن! تمام اساتید تاوئیسم در دنیا دارن اشتباه می کنن. پنج هزار سال علم همه دارن اشتباه می کنن و این فردی که داره میگه به من جواب نداده، این داره درست میگه! اینجوری نیست. ما باید صبر کنیم و این تمرینات رو پیاده کنیم. این استانداردی هستش که باید رعایت کنیم تا به خواسته های خودمون در زندگی برسیم.

برای دانلود فایل صوتی هم زود میخام هم زیاد میخام، کلیک کنید.

1 پاسخ
  1. yasinsl
    yasinsl says:

    با سلام و خسته نباشید خدمت شما ، واقعا که درست میفرمائید اصلا نباید عجله کرد هنگام یادگیری من اول که حدود ۹ماه قبل دوره استحاله رو تهیه کردم خیلی تند تند دلم میخواست آموزشها رو گوش کنم و می گفتم باید سریعتر تمومش کنم اما واقعا کار اشتباهیه اما الان خداروشکر به این درک رسیدم و اصلا عجله ندارم دوسال هم طول بکشه اهمیتی نداره فقط دلم میخواد هم تمرینات دوره استحاله و هم دوره سالیتود را کامل کامل انجامو بدم. واقعا که میگن عجله کار شیطانه اینجا مصداق پیدا میکنه که شیطان میاد و عجله رو میندازه تو وجود ما تا به ما ضربه بزنه.

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید