ورزش و رفع افسردگی

توی این ویدیو در رابطه با ورزش کردن صحبت می کنیم. خوب همیشه گفتیم ورزش خیلی خوبه. ورزش باید روزانه و منظم باشه. ولی توی این فایل یه کم بیشتر می خواستیم روش صحبت کنیم و اهمیتش رو بولد کنیم.

ببینید دوستان یکی از قوی ترین راه هایی که میشه افسردگی رو باهاش درمان کرد، ورزش کردنه. یعنی اصلاً اولین قدم برای درمان افسردگی و نا امیدی ورزش کردنه. خیلی مهمه که ورزش رو جزو برنامه های روزمره مون قرار بدیم و به هیچ عنوان نذاریم یک روز بگذره و ورزش از زندگی ما حذف بشه. حالا استادی می گفتن: یه جورایی توی بعد معنوی و مذهبیش، اصلاً خدا انگار می خواسته کم کم واجب و اجبارش کنه، تا این حد برای کسی که می خواد مؤمن باشه. اینقدر ورزش واجبه و مهمه که ما توی زندگیمون ورزش رو اشته باشیم.

حالا من مثلاً توی این خونه ای که دارم زندگی می کنم خیلی خدا رو شکر می کنم که یک حیاطی داره می تونم توش بدوم. و داخل خونه یک سری دمبل و … آماده کردم. و دیگه هیچ بهونه ای برای خودم نگذاشتم که یک روز بگذره و من ورزش نکنم. مگر اون روز، روز استراحتم باشه. و خوشبختانه دیروز پریروز هم به لطف خدا آرزوی دوران کودکیم برآورده شد و اینکه یک کیسه بوکس آویزون کردم و احتمالاً توی ویدیوهای بعدی عکس و فیلمش رو می گیرم. چونکه اصلاً زندگی می کنم باهاش. دیروز داشتم تمیزش می کردم، بغلش کرده بودم، بوسش می کردم و می گفتم: عزیزم، قربونت برم ببخشید که من بهت لگد و مشت می زنم و تحمل می کنی. خیلی دوست دارم. اینقدر من خوشحالم…

دیگه حالا هر کسی توی خونه خودش می تونه لوازم و وسایل ورزش کردن روآماده کنه. یه بارفیکس آدم بزنه به چهارچوب در، کافیه. حتماً لازم نیست بری تردمیل بخری. یک پیاده رو، یک دویدن که تمام خیابون ها صافه برای دویدن و هیچ مشکلی نداره. آدم می تونه بره بدوه. ولی باید واجب کنیم که بریم نیم ساعت بدویم. این خیلی مهمه. وقتی آدم به تحرک میفته، به نفس نفس می افتی، ضربان قلب میره بالا؛ در عین حالی که چقدر برای سلامتی خوبه، توی بعد فیزیولوژی هم اون هورمون های شادی بخش ترشح میشه و واقعاً انسان حال خوبی بهش دست میده.

این مطلب هم عالیه:  مرد یزدی عاشق واقعی

بعد یک خوبی دیگه ورزش داره اینه: وقتی روزی یکساعت انسان ورزش می کنه، مثلاً عصر ورزش می کنی دیگه شب دلت نمیاد زیاد غذا بخوری. یعنی یادت میاد اون سختی هایی که توی ورزش کشیدی، دویدی، تحرک کردی، عرق ریختی، دیگه دلت نمیاد آخر شب یک بشقاب کله پر برنج بخوری. دیگه برنج نمی خورم. حالا یه تیکی مرغی، یه چیز بدون برنج می خورم. یا بدون کربوهیدرات می خورم. یا حداقل دو تا قاشق برنج می خورم. این اثرش رو خودبخود روی رژیم هم می گذاره.

حالا اگر هم ورزش نکنی، انگار آدم تمرکز و اگاهیش از روی بدنش میره کنار. دیگه نمی بینه. هی می خوره، می خوابه. می خوره،  و می خوابه. و هر کار بخواد می کنه. بعد می بینه که چاق شد. حالا هزار درد و مرض قند و چربی و همه اینها میاد. و تا آخرش ورزش نکنی فایده نداره. ورزش رو جزو واجبات زندگی خودمون قرار بدیم. من همیشه پیش خودم میگم: چرا خداوند ورزش رو مثل نماز واجب اعلام نکرد؟ که می گفت: ورزش واجبه و هیچ بهونه ای هم پذیرفته نیست. ولی خدا بیشتر از ما مطمئناً می دونه.

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

پاسخ دهید