after-divorce-5th-step-acceptance

پذیرش: مرحله پنجم (آخر) بعد از طلاق

بعدازاینکه احساسات مربوط به واقعه جدایی‌تان ،یعنی  انکار، خشم، افسوس و سوگواری زا عمیقا احساس کردید و مطمئن شدید که اشک یا خشمی باقی نمانده است، به مرحله زیبای پذیرش واردشده‌اید. در این مرحله، به خود، خداوند و کائنات اعلام می‌کنید که این واقعه را کاملا احساس کرده و آن را پذیرفته‌اید و آماده رشد کردن هستید.

پذیرش واقعی به این معنی است که موارد زیر در مورد شما صدق کند:

  • نداشتن گله و شکایت از اینکه چرا این اتفاق افتاد
  • نداشتن هیچ شک و شبهه‌ای مبنی بر اینکه اگر فلان کار را کرده بودید، این‌طور نمی‌شد
  • نداشتن آرزوی اینکه‌ای کاش این اتفاق با شدت و خسارت کمتری می‌افتاد
  • عدم وجود هرگونه خشم نسبت به خود، خداوند و همسر قبلی‌تان
  • باقی نماندن هرگونه اشک در چشمان شما! (باید با اندازه کافی و آگاهانه گریه و سوگواری کرده باشید)
  • و مهم‌تر از همه: راضی بودن از اینکه این اتفاق در زندگی شما افتاده است

یکی از بهترین روش‌ها برای درک بیشتر مقام پذیرش، مقایسه مصیبت واردشده بر خودتان، با مصیبت‌های واردشده بر مردان وزنان بزرگ تاریخ است. این کار دو مزیت باارزش دارد:

  • متوجه می‌شوید که مصیبت جدایی شما آن‌قدرها هم که فکر می‌کنید بزرگ نیست و انسان‌های بزرگ تاریخ، مصیبت‌هایی بسیار بزرگ‌تر از این را تحمل کرده و خم به ابرو نیاورده‌اند.
  • یاد می‌گیرید که این زنان و مردان بزرگ، چگونه به مقام پذیرش رسیدند و پذیرش در آن‌ها چه کیفیتی داشت. بنابراین شما هم می‌توانید آن‌ها را الگوی خود قرار دهید و از اعماق وجود به مقام پذیرش دست‌یابید.

به‌عنوان‌مثال، حتما داستان غم‌انگیز واقعه عاشورا و شهید شدن امام حسین (ع) ویارانش را می‌دانید. این واقعه و نحوه نگرش امام حسین و خواهرش حضرت زینب (ع) به آن واقعه ، پر است از درس‌های اخلاقی که می‌توان در هر عصر و زمانه‌ای از آن درس‌ها استفاده کرد. به جرأت می‌توان گفت حماسه عاشورا، نمایشگاهی از انواع فضایل اخلاقی و انسانی است: شهامت، شجاعت، آزادگی، عزت‌نفس، آزادمردی، صبر، استقامت ، ایمان، وفاداری، خلوص نیت، و … . اگر همین یک جمله امام حسین (ع) که فرمود «اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید» ، در دنیای امروز پیاده می‌شد، بسیاری از ظلم‌ها و نامردی‌ها امروز وجود نداشت.

منظور از باز کردن بحث آموزه‌های اخلاقی عاشورا، این نیست که مطالب دینی آموزش دهم؛ چراکه هدف این کتاب این نیست و من هم در حدی نیستم که وارد آموزش این حوزه بشوم. هدفم از بیان این نکته‌ها است که از میان این‌همه درس‌های اخلاقی عاشورا، آن‌هایی را که در رابطه با مصیبت جدایی و طلاق است را برگزینیم و از آن‌ها استفاده کنیم. کافی است فقط یک‌لحظه به عظمت مصیبت واردشده بر آن مرد بزرگوار و خانواده‌اش فکر کنیم و آن را با مصیبت جدا شدن از همسرمان مقایسه کنیم. اگر خداوند برای یک امام معصوم و خانواده‌اش این‌چنین مصیبتی را وارد کرده است، پس دیگر چه جایی برای گله‌مندی انسانی عادی مثل من وجود دارد؟

این مطلب هم عالیه:  میلاد مولا علی (ع) مبارک

ازنظر مرتبه پذیرش، و راضی بودن از مصیبت واردشده از سمت خداوند، همین بس که وقتی از حضرت زینب پرسیدند که در واقعه عاشورا چه دیدی، فرمودند: «چیزی جز زیبایی ندیدم». و این یعنی بالاترین مرتبه پذیرش یک مصیبت نازل‌شده از طرف خداوند. حضرت زینب، بسیار فراتر از ظاهر آن مصیبت را می‌دید: احساس رضایت و شادمانی عمیق قلبی از اطاعت امر پروردگار و نیز درس‌های بزرگ اخلاقی که برای نسل‌های بعد به‌جای گذاشتند.

پیامبران و امامان بزرگ دیگری هم در طول تاریخ بوده‌اند که باوجوداینکه مقام بسیار بالایی داشتند، ولی سخت‌ترین مصائب بر آن‌ها نازل شد. مثلا:

  • حضرت محمد (ص): سال‌ها رنج، سختی، توهین، بدگویی، هجرت از خانه و … را درراه نشر اسلام متحمل شدند. ولی هیچ‌گاه گلایه نکردند، و با عشق به خداوند، مسیر خود را پیمودند.
  • امام علی (ع): ۲۵ سال به‌ناحق خانه‌نشین شدند، همسرش فاطمه زهرا (ص) را به شهادت رسانیدند ولی لحظه‌ای از یاد خدا غافل نشدند و همه این مصیبت‌ها را پذیرفتند.
  • حضرت ایوب (ع): خداوند زن و مال و فرزند و سلامتی و بینایی را از او گرفت ولی ایشان سال‌ها فقط شکرگزاری کردند تا درنهایت خداوند همه‌چیز را به ایشان بازگردانید.
  • حضرت یوسف (ع) : برادرانش او را در چاه انداختند، به بردگی برده شد، به او تهمت بی‌عفت بودن زدند و سال‌ها در زندان بود ولی فقط سپاسگزاری می‌کرد و همه مصیبت‌ها را با آغوش باز پذیرفت . درنهایت عزیز مصر شد.
  • حضرت یعقوب (ع): در فراق یوسف سال‌ها سوخت ؛ نابینا و فرتوت شد ولی شکایت نکرد تا درنهایت خداوند یوسف و بینایی‌اش را به او بازگرداند.
  • حضرت عیسی (ع): مصائب بسیار زیادی را متحمل شد و درنهایت نیز او را به صلیب کشیدند. ایشان همه این مصیبت‌ها را از طرف خداوند می‌دید.

شما هم می‌توانید نگرشی مشابه با این بزرگان را نسبت به جدایی‌تان داشته باشید. یعنی به‌طورقطع بدانید که خداوند این مصیبت را به‌منظور خاصی به زندگی شما فراخوانده است. نیاز دارید که این مصیبت را به‌منزله یک هدیه الهی در نظر گرفته و آن را باکمال میل بپذیرید.

بعد از اینکه به مقام پذیرش رسیدید شروع خواهید کرد به دریافت درسهای زندگی و زندگی تان رنگ و بویی دیگر خواهد گرفت.

3 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید