why-solitude-before-marriage

چرا مجردی و خلوت درون پیش از ازدواج ضروری است؟

در این مقاله در رابطه با اینکه چرا دوران سالیتیود یا خلوت درون یا مجرد بودن یک دورانی هست که ما واقعاً این رو نیاز داریم قبل از اینکه وارد هر گونه رابطه ای بشیم؟ این آموزش بیشتر برای مجردها و یا کسانی که به هر علتی از رابطه ای جدا شدن و الان دوباره مجرد هستن، آماده شده.

به طور خلاصه، دلایل تجربه کردن دوران سالیتود یا خلوت درون یا مجردی  اینها هستند:

  •  شناخت ریزه کاری های شخصیتی قبل از ازدواج و کاهش حجم زیادی از جروبحث های دوران زندگی مشترک
  •  ارسال سیگنال صحیح و قدرتمند به کائنات و خداوند
  •  افزایش عزت نفس
  •  دریافت برکات زیاد از خداوند

 در زیر شرح کامل تر اونها رو ملاحظه میکنید.

اولین دلیلی که ما نیاز داریم یک مدتی رو وارد هیچ رابطه ای نشیم و در حالت سالیتیود باشیم اینه که: وقتی که ما وارد یک رابطه ای میشیم، یک زمانی طول می کشه که یک بخشی از رفتارهای خودمون رو که یه کم ازش آگاهی نداریم، اونها رو توی رابطه با کسی که باهاش وارد رابطه شدیم، کشف می کنیم. یعنی طرف مقابل میاد این چیزها رو به ما میگه. که این باعث میشه برای هر کدوم از اینها که کشف میشه، احتمالاً یک جر و بحثی و چیزی هم دنبالش داره. فرض کنید مثلاً من آدمی باشم که زیاد تمرکز حواس نداشته باشم و خودم تا زمانی که مجردم حواسم نیست، وقتی که وارد یک رابطه ای میشم و مثلاً اون پارتنر یا اون همسر میاد به من میگه: تو حواست نیست وقتی که من باهات حرف می زنم، توی اون رابطه تازه اینو متوجه میشم. بعد باید برم درستش کنم و این باعث میشه که احتمالا اون همسر من کمی ناراحت بشه تا من اینو یاد بگیرم. و کلی مسائل دیگه. یا خانمی که مثلا  یک مشکلی داره توی رفتارش و خودشم حواسش نیست، وتوی مجردی شاید خودش حواسش نباشه، ولی وقتی که میره با یک فردی وارد رابطه میشه، اون آقا بهش بگه شما این مشکلو توی رفتارت داری و بعد تا میاد درستش کنه تا یک مدت شاید یک جر و بحثی باشه.

بنابراین بهتره که ما توی مجردی خودمون تا جایی که امکان داره ریزه کاری های شخصیتی خودمون رو بشناسیم و بعد وارد یک رابطه بشیم که این همه جر و بحث و این همه وقت تلف کردن توی رابطه جدید نداشته باشیم. حالا شاید بعضی از چیزها باشه که فقط و فقط بعد از رابطه میشه اونها رو شناخت؛ که خوب اونها بحثشون جداست. ولی اکثر ریزه کاری های شخصیتی خودمون رو ما اگه روی خودمون کار کنیم توی مجردی، می تونیم ما اینها رو پیدا کنیم. روشون کار کنیم، اصلاح کنیم. در رابطه با نظافت، انضباط شخصی،  نوع حرف زدن، نوع ارتباط با دیگران. خیلی چیزها رو ما می تونیم تا مجرد هستیم روی خودمون کار کنیم و درست کنیم. یک فنداسیون قوی از خودمون بسازیم و بعد وارد یک رابطه بشیم.

بنابراین دوران سالیتیود و دورانی که ما مجرد باشیم و روی خودمون کار کنیم، خیلی مهم هست و خیلی به نفع ما هست که این دوران رو داشته باشیم، قبل از اینکه بریم وارد یک رابطه ای بشیم بدون هیچگونه آمادگی.


دلیل دوم برای کسانی هست که از رابطه قبلی جدا شدن و بسیار مهمه که قبل از اینکه یک رابطه جدیدی رو شروع کنن، حتماً اثرات رابطه قبلی رو پاک کنن از وجودشون. هر گونه اثری از نظر روحی، از نظر مالی، از نظر قانونی؛ هرگونه اثری که رابطه قبلی توی زندگی شما الان داره، ما باید برطرفش بکنیم و همه مسائل تموم بشن و کاملاً شسته رفته و  تمیز بشن، تموم بشه و بعد ما وارد یک رابطه بشیم. برای همین این تر و تمیز کردن اثرات رابطه قبلی توی دوران سالیتیود می تونه اتفاق بیفته.

مثلا شخصی جدا شده از همسر و عشق قبلی خودش، اگر بلافاصله وارد یک رابطه بعدی بشه، واقعاً کار درستی نیست. چون احساسات، عواطف، اثرات رابطه قبلی هنوز توی زندگی فرد وجود داره و کار درستی نیست که بخواد دوباره یک رابطه جدیدی رو شروع کنه و همزمان که بخواد رابطه جدید رو بسازه، خرابی های رابطه قبلی رو هم بخواد درست کنه و این تضاد و مشکل توی زندگی پیش میاره. پس دلیل دوم اینه که بخاطر پاک کردن اثرات رابطه قبلی ما دوران سالیتیود رو انتخاب کنیم و تا جایی که بشه توی این حالت بمونیم و کاملاً به تعادل روحی برسیم و بعد رابطه بعدی رو شروع کنیم.


دلیل بعدی موندن توی سالیتیود و مجردی: ما این سیگنال رو به کائنات بفرستیم که ما از اینکه مجرد هستیم، راضی هستیم. و مصداق این شعر قرار بگیریم:

شکر نعمت، نعمتت افزون کند کفر نعمت، از کفت بیرون کند

اگر ما راضی باشیم از اینکه مجرد هستیم و گله و شکایتی به درگاه خداوند نداشته باشیم و در همون دوران مجردی خودمون بدون اینکه ذهن خودمون رو درگیر کنیم که وای چرا من مجردم؟ و زندگیمو خیلی نرمال، طبیعی و شاد و از درون شاد باشیم و بدون اینکه به این چیزها فکر کنیم، زندگیمون رو ادامه بدیم، بخاطر این سیگنال مثبت و مفیدی که ما به کائنات می فرستیم، خداوند و کائنات هم در جوابش جواب ها و برکت های خیلی خوبی رو به زندگی ما می فرستن و اگه وقتش شده باشه که کسی رو برای ازدواج وارد زندگی ما بکنه، این کار رو خواهد کرد. ولی اگر ما سیگنال های نارضایتی، سیگنال های گله و شکایت و ناراحتی و نگرانی به کائنات بفرستیم که مجرد هستیم؛ این باعث میشه که جوابش یا جوابی که کائنات برای ما بازتاب می کنه، جواب خوبی نباشه. این موضوعی رو که عرض می کنم، جدای از اینه که سن فرد چقدر هست. می خواد بیست ساله، چهل ساله، پنجاه ساله و هر چقدر باشه اصلاً مهم نیست. اگر شخصی تو هر سنی که مجرد باشه، باید از مجرد بودن خودش راضی باشه. نگران این نباشه که ای وای سن من گذشت، سن ازدواجم داره می گذره! اصلاً سن ازدواجی وجود نداره. خداوند هر وقت که بخواد این ازدواج رو رقم خواهد زد.

این مطلب هم عالیه:  معرفی آموزشها: اسرار روابط عاشقانه، استحاله نیروی جنسی و خلوت درون

 دلیل دیگر و مزیت دیگر سالیتیود اینه که انسان با موندن توی سالیتیود عزت نفس بسیار بالایی به دست میاره. و اعتماد به نفس خیلی خوبی رو کسب می کنه. چرا؟ چون یه جورایی مستقل و متکی به نفس میشه و می فهمه که انگار من تنها هم باشم، می تونم روی پای خودم باشم، احساساتم رو کنترل کنم و بدون نیاز به شخص دیگری زندگیمو ادامه بدم. و همونطور که در فایل های قبلی هم گفتم: وجود خداوند درزندگی ما مجردها می تونه کاملاً کافی باشه، بدون اینکه ما نیاز به کسی دیگر داشته باشیم. آیا خداوند برای بنده خویش کافی نیست؟ الیس الله بکاف عبده. یعنی داشتن خدا کاملاً کافیه برای شخص مجرد.

و باز هم من اینجا تأکید می کنم که من ترویج مجردی نمی خوام بکنم. ولی دوست دارم این مفهوم رو توضیح بدم که قبل از اینکه وارد هر رابطه ای بشیم، ما باید دوران سالیتیود رو بگذرونیم. مثل یک امتحانی می مونه که ما باید پاس کنیم به درگاه خداوند که من توی مجرد بودن راضی بودم و راضی هستم. و وقتی که پاس کردیم، اونوقت هست که می تونیم وارد یک رابطه ای بشیم و خداوند کمک کنه که یک رابطه جدیدی رو شروع کنیم. واگر هم این کارو نکنیم، احتمالش هست که بتونیم یکی رو پیدا کنیم. ولی انتخاب ما شاید انتخاب خوبی نخواهد بود. اگر ما درحالت یأس و نگرانی و مستأصل بودن در مجردی بگردیم، تلاش کنیم، این ور و اون ور بزنیم، افراد مختلفی رو باهشون ملاقات کنیم و آخر هم یکی رو پیدا کنیم که وارد رابطه با او بشیم، برای شدنش میشه، ولی انتخاب ما انتخاب خوبی نخواهد بود و بعدها شاید به مشکل بر بخوریم. چونکه از روی اضطراب و نگرانی و از روی ترس از تنها موندن ما شخصی رو انتخاب کردیم و به زندگی خودمون آوردیم. خدا بخشش می کنه و به بنده هاش همه چیز میده، ولی خوب ما هم باید از روی رضایت و از روی ارتعاش رضایت قلبی دعاکنیم به درگاه خدا و دنبال نتیجه این نباشیم که آیا خداوند این کار را خواهد کرد یا نه؟

پس تا اینجا چند تا دلیل رو که چرا سالیتیود و دوران مجردی، دورانی هست که واقعاً نیاز هست هر مجردی این دوران رو تجربه کنه، صحبت کردیم. یک تجربه شخصی خودمم بگم که توی این چند سالی مجرد شدم و از خانمم جداشدم، خوب فرصت های زیادی بود که وارد رابطه های زیادی بشم، در محیط دانشگاه، در محیط های کاری و در محیط هایی که بود توی جامعه، چه توی خارج از کشور و چه توی ایران که هستم الان؛ فرصت بالاخره پیش میاد. منتهاش تجربه ای که من دارم اینه که: وقتی که یک هدفی،  یک اصولی برای خودم تعریف کردم و گفتم: تا من خودم رو کاملاً پاکسازی نکنم از رابطه قبلی و کاملاً اونجوری که دلم می خواد رابطمو با خدا برقرار نکنم و رحم رو اونقدری که دلم می خواد ارتقا ندم، وارد هیچ رابطه ای نمیشم. وارد رابطه نشدن با اون افرادی که سر راه من قرار می گرفتن، شاید اون لحظه اولش خیلی سخت بود. مثلاً پیش می اومد من در مالزی توی یک دوره ای شرکت می کردم که یک دوره بسیار پیشرفته موفقیت و کنکاش کردن در ناخودآگاه بود. و تموم این دوره مختلط بود و خانم ها و آقایون همه شرکت می کردن. خوب آدم می بینه، آشنا میشه و هر کدوم از اونها پتانسیل اینو داشتن که با آدم دوست بشن یا نامزد یا هر چیزی. ولی وقتی که به اون اصولی که برای خودم تعیین کرده بودم، فکر می کردم و این کارو نکردم، اولش خوب خیلی سخت بود آدم بگذره از این فرصت ها؛ ولی بعد جایزه و پاداشی که خداوند میده خیلی زیباست. واقعاً زیباست و اصلاً غیرقابل وصفه.

اینکه میگن: هر چه در این بزم نشانت دهند گر نستانی به از آنت دهند؛ واقعاً مصداق داره و واقعاً اتفاق می افته. اگر فرصتی دست میده برای ما که حالا مجرد هستیم و یک موردی میاد، مثلاً ما تصمیم می گیریم دوران سالیتود رو دورانی در نظر بگیریم که روی خودمون کار کنیم و هنوز اون دوران توی ذهن خودمون به پایان نرسیده و وسط های راه یک موردی میاد سر راه ما که ما واقعاً فکر می کنیم که عالیه. که این اتفاق برای من هم افتاد، وقتی که توی مالزی بودم. ولی اگر ما بگیم: من اون تصمیم و مسیر خودم رو زیر پا نمی گذارم و اون اصلی که برای خودم تعیین کردم، هنوز دورانش به پایان نرسیده و از اون بگذریم؛ به قول شعری که میگه: گر نستانی… اون رو نستانیم از کائنات، من به خاطر اون اصولم از این مورد می گذرم؛ کائنات اونوقت خیلی برکت های بزرگتری میده. واقعاً مکانیسمش خیلی قشنگ و زیبا طراحی شده که قوانین هستی خیلی زیبا و قشنگن. و این شعر خیلی زیبا اینو توصیف کرده. این مثالی که زدم و داستان خودم رو گفتم، بخاطر این بود که احتمالاً این سؤال برای کاربرای عزیز پیش میاد که خوب درسته سالیتیود خوبه و درسته که خیلی خوبه انسان یک مدتی مجرد بمونه که خودشو بشناسه؛ ولی خوب یک وقتی می بینی با اینکه من هنوز مدت سالیتیود خودم تموم نشده، یک موردی سر راهم قرار گرفت و می ترسم از دستم بره. اینو چیکار کنم. و تجربه من هم این بود که: نه! شما روی اصول خودتون بمونید، خداوند بهتر از اونو به شما میده. حالا بهتر از اون یک مورد بهتر، یا حال روحانی خوب یا برکت های بهتری میده و من این رو واقعاً بهش ایمان دارم و خیلی نکته و قانونی هست که خداوند توی کائنات و نظام هستی تعبیه کرده که این شعر قشنگ خیلی زیبا اینو به توصیف کشیده.

این فایل صوتی را از اینجا دانلود کنید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

پاسخ دهید