چگونه نمازم را جدی بگیرم؟

کاربر عزیزی یک سؤالی از من پرسیدن در رابطه با اینکه حالا نماز خوندن رو شروع کردن و گفتن: من چکار کنم که نمازهام بیشتر منظم تر بشه، سر وقت باشه، تق و لق نباشه.

ببینید دوست عزیز شما اگر که می خواهید کیفیت نماز توی زندگیتون بالا بره، خوب راهکارهای خیلی زیادی هست. ولی من می تونم از تجربه شخصی خودم براتون بگم. یک سری فایل از اساتید مختلف گوش کردم در رابطه با نماز و این درک به من القا شد این بود که نماز رو همیشه در اولویت قرار بدم. یعنی الان جوری شده که هر جا که می خوام برم یا هر کاری بخوام بکنم، نماز بعدی تو ذهنم هست که چه ساعتی میشه. حول و حوش اون نماز کجا هستم. مثلاً اگر سفری، رانندگی چیزی انجام بدم، جلو جلو نماز بعدی رو در نظر می گیرم . من همین دیشب که از تهران اومدم اصفهان، جوری بلیط روگرفتم که ساعت پنج صبح بتونم برسم به نماز. میدونین چی میگم؟ یه وعده بعدرو می تونید پیش بینی کنید. و این یکی از کارها هست که همیشه سر وقت آزاد باشید.

 

حالا اگه آزاد نیستی، وسط کار هستی، پشت کامپیوتر نشستی و اذان میگن، کم کم باید اینو به نفست آموزش بدی که همه چیزو کنار بذاری همون وقت پاشی وایسی. حالا من تمرینی که اون اوایل شروع کرده بودم، اصلاً تا صدای اذان می اومد پیش خودم می گفتم که من این کارو می کنم که یاد بگیرم اون نفسم بفهمه که هر وقت صدای اذان اومد همه چیز تعطیله. پا میشدم می ایستادم خبردار! اذان شد، همه چیز تموم… و این خیلی بهم کمک کرد. یک حالت فیزیکی توش داشت که مثلاً نماز شد و می رفتم نماز می خوندم؛ الان خیلی بهتر شده.

 

یعنی الان جوری شده که وقت نماز میشه، سیستم بدنم خودبخود می دونه که الان باید بره سر نمازش. می خواد فیلم باشه، می خواد تلفن باشه، می خواد اینترنت باشه. همه چیز خودبخود یعنی شما جای نماز رو توی کارهای روزمره باز می کنید. یعنی این کارها رو می زنی کنار و این جاها رو باز می کنی. و همیشه جای نماز آماده هست و هیچ چیزی توی اون تایم بهش اختصاص نمیدی و خودبخود خالی می مونهو اگر نیت ما این باشه، خداوند خیلی بهت کمک می کنه و این رویه رو می تونید پیش بگیرید.

 

حالا برای نماز صبح هم پرسیده بودید، نماز صبح خوب برای من خیلی طول کشید که بتونم یک ذره منظمش کنم. چرا دروغ؟ خیلی سخت بود. خیلی وقت ها قضا میشد و… ولی اخیراً مدتی شده که خیلی به خودم اجبار کردم که به هر قیمتی که شده نماز صبح رو بیدار شم، از خدا کمک خواستم، دعا می کنم و… سه چهار روز که انجام بدی، دیگه رو دور میفته. راحت می تونی پاشی برای نماز صبح.

این مطلب هم عالیه:  شهوت قاتلان حسین ع

 

حالا باز هم اگر کسی بخواد همت کنه و مثلاً برای نماز صبح از خونه پاشه بره مسجد بخونه، اون دیگه خیلی روی نفسش کار میشه. یعنی فوق حرفه ایه یعنی اون عضلات نفس. دیگه رفتی پیش بهترین مربی. پاشی از خونه بری بیرون، اون صبحی که همه خوابن، کسی بره مسجد. مثلاً یه وقت می بینی که چهار یا پنج نفر بیشتر نیستن. این خیلی عضلات نفس رو تقویت می کنه و اونوقت که چند روز این کارو کردی، دیگه یک روز هم که نخوای بری مسجد، دیگه توی خونه خیلی راحت بلند میشی. اصلاً چیزی نیست توی خونه خوندن. دیگه مثلاً از خونه بیرون زدن رو تجربه کردی. یک چیز بالاترو به نفست آموزش دادی، حالا یک چیز پایین تر رو خیلی راحت تر می تونی انجام بدی.

 

این تجربیات من بود و اینکه نا امید نباید شد توی این راه. من که خودم توی اول راهم. ولی بزرگانی که به هر جایی رسیدن، همه میگن: ما از نماز رسیدیم. ده سال، بیست سال، مداومت و صبر و حالا اون قصد و نیتی که سر وقت بخونی، تموم انرژیتو بذاری، احترام قائل بشی و مثلاً به خدا بگی: خدایا من تموم تلاشمو می کنم که حضور مطلق داشته باشم.

 

همه چیزو توی زندگیم کنسل کنم که بیام پیشت. داری صدام میزنی، داری میگی: بشتابید به سمت بهترین عمل. وقتی که تو داری منو صدا میزنی، هیچ کار دیگه ای توی دنیا نمی تونه مهم تر باشه که من بخوام اون کارو انجام بدم. باید همه چیزو رها کنم و بشتابم. با این نیت خدا هم کمک می کنه و کم کم روی دور میفتی و می تونی نمازهاتو سروقت بخونی.

 

حالا قبلاً هم گفتیم: سروقت خوندن نماز مساوی با این هستش که بقیه کارهای زندگی هم سروقت انجام میشه. هر کاری داری روی چهارچوب خودش درست و روان انجام میشه. حالا رزق انسان هم زیاد میشه. خیلی اصلاً برکات بی نهایتی داره که می تونید برید تحقیق کنید.

 

 

 

 

5 پاسخ
  1. غلام ادب عباسم
    غلام ادب عباسم says:

    سلام
    چن وقت پیش داشتم ی مطلبی از آیت الله بهجت میخوندم ک گفته بود اگه هر چی از خدا بخوایین نیازی ب ذکر گفتن طولانی و کارایه دیگه نیس فقط کافیه نمازتو اول وقت بخونی اگه این کارو انجام بدی ی حسی بهت دس میده وصف نشدنی
    من خودم این کارو انجام دادم واقعا تو زندگیم تاثیر گذاشت
    ممنون

  2. غلام ادب عباسم
    غلام ادب عباسم says:

    بچه ها میخوام از تجربیات خودم در رابطه با نماز بگم من قبلنا نماز و جدی نمیگرفتم ینی میخوندم ولی اگه حالشو نداشتم یا با ی بونه نمیخوندم تا اینکه ی روز با خودم فک کردم آیا خدا ب نماز ما محتاجه آیا خدا نیاز ب نماز ما داره چرا باید نماز بخونیم رفتم سراغ معنیه نماز و دیدم ن خدا با ما حرف نمیزنه خدا داره با ما عشق بازی میکنه چ چیزی بهتز از این ک با خدا عشق بازی کنی اونم با خواندن نماز ک روهم رفته ۱۰دقیقه طول نمیکشه از اون روز یادا معنی های نماز میفتم اونجایی ک خدا میگه خدا صدایه بندگانشو میشنوه یا جایی دیگه ک میگه ب حول و قوهی الهی بلند مشوم نمازمو با شوق بیشتری میخونم
    امید وارم ک تونسته باشم منظورمو انتقال داده باشم

  3. milad68
    milad68 says:

    سلام استاد میدونید چی کلام شمارو گیرا و دلچسب میکنه ؟
    به نظرم سادگی و دور بودن از غرور و تکلف و ریا کاری در عین صداقت حرفتونو میزنید این خیلی واقعا خوبه
    نماز صبح ها چند وقته غذا میشن
    اما قول میدم از امروز منظم بخونم

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

پاسخ دهید