کنکوری-ها-و-خودارضایی-قسمت-1

کنکوری ها و خودارضایی – قسمت ۱

در این مقاله در رابطه با مشکل خودارضایی در کنکوری‏ها صحبت می‏کنیم.
چونکه هر روز یا هفته‏ ای چند بار پیام‏هایی از عزیزانی که دارن برای کنکور می‏خونن – که نوجوان و جوان‏های کنکوری هستند – رو دریافت می‏کنیم و می‏گن که ما به خودارضایی دچار هستیم و چکار کنیم؟ پام می‏لغزه، چکار کنم خودارضایی رو ترک کنم؟ چیزی که در همه پیام‏ها مشهود بود این بود که: این عزیزان اینقدر تحت استرس زیادی هستند که کنکور قبول شدن براشون حالت مرگ و زندگی داره و براشون بسیار مهم هست که نتیجه کنکور چی می‏شه. خوب ما خودمون این دوران رو گذروندیم و من درکشون می‏کنم.

کنکور یک بلای خانمان سوزی هست (این اسم رو من روش می‏گذارم) که واقعاً یکی از بزرگترین کابوس‏های یک زندگی در سنین ۱۸ و ۱۹ سالگی در ایران هست و واقعاً یک غول وحشتناکه. حالا بیایم بررسی کنیم چرا اصلاً کسی که دچار خودارضایی و پشت کنکور هست این اتفاق براش می‏افته؟ اولین و قوی‏ترین دلیل خودارضایی در سنین پشت کنکوری خود استرس کنکور هست. قبلاً هم گفتیم که انسان‏ها وقتی که به یک کار اشتباه، یک عادت بد در زمینه مسائل جنسی یا هر زمینه ‏ای دچار می‏شن، می‏آن در زمینه جنسی همه چیز رو Sexualise می‏کنن. یعنی ما استرس رو می‏گیریم و یکی از راحت‏ترین راه‏ها برای اینکه اون استرس رو هندل و کنترلش کنیم، خودارضایی کردنه. اون رو تبدیل به یک تجربه جنسی می‏کنیم.

 کلاً ما همیشه گفتیم: طرف برای فرار از استرس خودارضایی می‏کنه، برای فرار از ناراحتی، خودارضایی. برای فرار از مسؤلیت‏های زندگی، خودارضایی. با مدیرش سرکار دعواش شده، فشار کار روشه، ذهنش درگیره، خودارضایی. چرا؟ چونکه در خودارضایی دوپامین زیادی ترشح می‏شه و اون فرد یک لحظه آروم می‏شه و به قول معروف اون مسکن و مخدر خودش رو مصرف می‏کنه و برای لحظاتی می‏گه: بابا خسته شدم، بذار چند لحظه یک لذت آنی ببرم و یک لحظه آرامش پیدا کنم و خبر نداره و احتمالاً خبر هم داره. ولی اون لحظه که تحت فشار زیادی هست، حواسش نیست وقتی که خودارضایی رو انجام داد، بلافاصله در مدت چند ثانیه برون ریزی انجام شد، حال بد مثل یک پتکی به وجود انسان می‏خوره و اون فرد رو بیشتر و بیشتر افسرده و ناراحت می‏کنه و بلافاصله حس پشیمانی می‏آد.

پس استرس کنکور عامل خودارضایی هست. حالا ما خودمون کنکوری بودیم، زمان ما خیلی مهم بود که تکلیفش با دانشگاه چی می‏شه و… اصلاً فرهنگی بود اون زمان که من دبیرستانی و یا پیش ‏دانشگاهی بودم. مثلاً یادمه من با یکی از شاگرد اول‏هایی که خیلی درسش خوب بود صحبت می‏کردم می‏گفت که: من پیش دانشگاهی که تموم شه دو راه دارم؛ یا باید برم سربازی یا سرکار. پدرم دیگه نمی‏ذاره توی خونه بمونم، می‏گه که باید بری و هر رشته ‏ای هر جا قبول بشم می‏رم فقط دولتی باشه نخوام پول بدم. بعد می‏گفتم: اگه علاقه نداشتی چی؟ می‏گفت: علاقه که مهم نیست، یکی دو تا نمره خوب که ازش بیاریم، خرخونیم درسخونیم دیگه! دو تا نمره خوب بیاریم بالاخره علاقه مند می‏شیم. با دو تا نمره خوب!!!

 اون زمان تفکر غالب این بود که فقط یه جایی دانشگاه دولتی قبول بشی؛ همین… یعنی نهایت آمال و آرزوی یک جوان در زندگی همین بود که بره دانشگاه دولتی. دیگه اصلاً هیچ آپشن دیگه ‏ای متصور نبود. دیگه الان نمی‏دونم چطور شده؟ الان ما توی آشناهامون هم داریم. چیزی که من دارم می‏بینم (خوب نمی‏شه به یک یا دو نفر حکم کلی داد) ولی خوب حس می‏کنم اینجوریه که بنده خداها این کنکوری‏هایی که من می‏بینم انگار مثل یک بیماری جذامی مثل یک کسی که یک بیماری بدی داره و اصلاً نباید طرفش بری! این کنکور داره و این نه حق داره عید خوش بگذرونه و نه حق داره بگرده، این کنکور داره… این امسال کنکوریه! باز کنکور شکل غول وحشتناک خودش رو الان هم داره و هر چی پدر و مادر دارن تلاش می‏کنن که برای کنکور درس بخونه، این از اون ور داره با موبایلش چت می‏کنه و دوست داره که رها بشه.

خوب ببینید این استرس و این تناقض جوان رو بیچاره می‏کنه. و این استرس‏ها باعث می‏شه که چه اتفاقی بیفته؟ باعث می‏شه این جوان نه فرصت تفریح و خوشگذرونی داشته باشه و نه اینکه از پس استرس کنکور بر بیاد؛ و یک راه حل فوری و یک تخلیه فوری چیه؟ طرف خودارضایی کنه. سریعاً یک فرصتی پیش بیاره اینهمه فشار تست و نکته و چشم پدر و مادر که روشه و همه فک و فامیل منتظرن دهن‏ها باز مونده که ببینن نتیجه کنکورش چی می‏شه؟ اینقدر فشار روی این جوان هست که خودارضایی می‏کنه.

این مطلب هم عالیه:  تشکل و سازماندهی گناه

بنابراین چیزی که می‏خوام بگم اینه که: کنکور چیز بدی نیست، اصلاً کلاً تحصیلات چیز بدی نیست. ولی انسان اگر بخواد توی هر کاری موفق باشه باید اون کار رو با عشق انجام بده. اگر شما عزیزی هستی که پشت کنکوری و می‏خوای توی کنکور قبول بشی، با عشق بخون. اگر عاشق درس خوندن هستی بخون، خوبش هم بخون؛ انشالله قبول هم می‏شی. انسان اگر با درد بخواد درس بخونه، مثل اطرافیانی که من دیدیم عشقش اینه که این گوشی رو بگیره ۲۵ ساعت چت کنه و از اون طرف پدر و مادر با درگیری و فشار و زور می‏خوان که اینا رو بفرستن برای کنکور درس بخونه. توی مدرسه‏ های گرانقیمت ماهی چند میلیون بدن، به مدرسه ‏ای که مثلاً تعطیلات عید هم براشون کلاس‏های اضافه می‏ذاره ولی این بچه اصلاً نمی‏تونه، روحش تو قفسه، مشخصه که اصلاً عشقی توی این کار نیست!

بنظر من اگر کسی عاشق درسه باید بره و تموم هستیش رو بذاره به پای درس خوندن و بره تا مدارج بالا تا پروفسورا؛ ولی اگر کسی که عاشق درس خوندن نیست خوب این چه کاریه که اینقدر استرس به این بچه وارد کنیم؟ اگر ما می‏خوایم که بچه ‏هامون توی کنکور موفق بشن باید اون استرس کنکور رو از روی اون‏ها برداریم. بگیم: هر نتیجه‏ای که کنکور داد هیچ فرقی نمی‏کنه. تو همون بچه دوست داشتنی ما هستی؛ به هر کاری اگر علاقه داری برو دنبال علاقه ‏ات و به دنبال عشق خودت برو.

 همه دنیا توی یک کنکور خلاصه نمی‏شه. حالا همین امروز که من می‏خواستم این فایل رو آماده کنم یک سرچ کوچیک کردم دیدم که بزرگان تاریخ خیلی‏هاشون اصلاً دانشگاه نرفتن! استیر جاپز، آلبرت انیشتین!، شکسپیر، بیل گیتس، آبراهام لینکلن شانزدهمین رئیس جمهمور آمریکا و چرچیل پیر سیاست دنیا! این‏ها هیچکدوم مدرسه و دانشگاه نرفتن، تحصیلات رسمی نداشتن. پس چی شد؟ چرا این‏ها اینقدر موفق بودن؟ چرا این‏ها اینقدر دنیا رو تکون دادن و خودشون رو توی یک چهارچوب سیستمی به زور جا نکردن؟ و بگن: من فقط باید برم دانشگاه و اون برچسب دانشجو بودن روی من بخوره که خوشبخت بشم. اصلاً اینطور نیست. اگر بچه ‏های ما عاشق درس خوندن بشن که خیلی خوبه.

من خودم زمانی که پیش دانشگاهی بودم توی یک برهه‏ ای عاشق ریاضی شده بودم و عاشق درس خوندن و برای کنکور خوندن. واقعاً عشق می‏کردم. اصلاً دیوانه وار بود. ساعت ۱۱ می‏خوابیدم و ساعتم رو برای ۲ کوک میکردم. یعنی توی ۲۴ ساعت من ۳ ساعت می‏خوابیدم. ساعت ۲ بیدار می‏شدم تا ۶ ریاضی و دیفرانسیل و… می‏خوندم و بعد ۶ آماده می‏شدم برم مدرسه و ظهر دوباره بر می‏گشتم خونه خسته و داغون دوباره… باز حداقل یک عشقی توش بود، لذت می‏بردم… ولی چی شد؟ بعد از یک مدتی فهمیدم که راه زندگی اصلاً این نیست؛ حالا بعد من توی سن ۱۹ سالگی توی یک سازمان دولتی که استخدامی می‏گرفتن امتحان ورودی دادم و اصلاً مسیر زندگیم عوض شد و رفتم سراغ کارمندی و اینجور چیزا… ولی به هر حال کنکور و دانشگاه هیچ کمکی به من نکرد تا حالا.  تا ۲۷ سالگی هم که کار رسمی دولتی می‏کردم. ۲۷ سالگی هم که از ایران رفتم برای ادامه تحصیلاتم. حالا اون هم باز از روی عشقم بود. چون من اون زمان واقعاً رشته کامپیوتر رو خیلی دوست داشتم و برنامه نویسی عشقم بود و یه عشقی توش بود.

ولی اگر عشق نباشه چه کاریه؟ بیایم فرزندمون رو اینقدر تحت فشار قرار بدیم؟ من حالا می‏گم توی نزدیکانمون داریم با پدر و مادر کسی که کنکور داشت صحبت می‏کردم، با شوخی و جدی می‏گفتم: خوب حالا کنکور قبول شد که شد، نشد می‏ره سربازی. قشنگ بعد از دو سال یک مرد می‏آد بیرون می‏ره یک کم سختی می‏کشه، می‏ره پخته می‏شه. می‏دونید جوون‏های امروز مثلاً این غذا رو دوست ندارن، اون غذا رو دوست ندارن، بهش می‏گن درس بخون نمی‏خونه، بهش می‏گن این کار و بکن نمی‏کنه. همش درگیری با پدر و مادر. اما ۱۸ سالگی که خدمت بره، یک مرد ساخته شده قوی بیرون می‏آد که همه عادت‏های بدش از بین رفته و هر غذایی جلوش بذاری می‏خوره، مرد شده، ساخته شده، سختی‏ها رو می‏تونه تحمل کنه و پخته شده. چه اشکالی داره؟ اصلاً خوشبختی و موفقیت توی دانشگاه رفتن و کنکور خوندن و این‏ها نیست؛ حالا می‏گم: من مخالف درس نیستم، عمرم رو درس خوندم. ولی باز می‏بینم که هیچ دلیلی نداره که کسی فکر کنه همه راه‏ها فقط به درس خوندن ختم می‏شه و این قبولی در کنکور رو به یک اژدهای وحشتناک تبدیل کنیم که جوون‏های ما اینقدر استرس کنکور رو داشته باشن که از فشار استرس برن خودارضایی کنن.

4 پاسخ
  1. بنده خدا
    بنده خدا says:

    سلام
    دقیقا همینطور که استاد زارع می فرمایند هستش، انسانی که به این بیماری دچار است هر موقع که احساس یاس، ناامیدی و شکست در هر کاری (نه تنها کنکور) بهش دست میده سراغ خودارضایی میره اما بلافاصله بعد از انجام این کار زشت حس رخوت و خستگی و پشیمانی شدید به فرد دست میده و به یک خواب عمیق فرو می ره و تا سه چهار روز طول می کشه تا فرد به وضعیت قبل خودش برگرده و بتونه مجددا روی درسش تمرکز کنه که این کار باعث عقب افتادگی و عدم موفقیت در کارهامی شود که تنها راه گذر از این وضعیت ترک این امر بسیار زشت و شنیع است.
    با تشکر از استاد نجات بخش جواد زارع

  2. ROHULLAH.TZ
    ROHULLAH.TZ says:

    سلام خدمت شما
    مطالب خوب و مفیدی بود منم امسال کنکور دارم از وقتی که که فایل های شما رو گوش کردم تاثیرات زیادی روی من گذاشت و میتونم بهتر درس بخونم و انگیزنم خیلی زیاد شده..خیلی متشکرم از اقای زارع بابت زحمات ایشان.

  3. اقا رضا
    اقا رضا says:

    به نظر من کسی سراغ خود ارضایی میره در زمان کنکور که قبلا دچار این بلای خانمان سوز رفته باشه و هیچ دلیلی نداره که الان یعنی زمان درس خوندن سراغش بره….به هر حال برای به هدف رسیدن باید تلاش کرد….و زمان درس خوندن هم بشه انسان خودشو با مسائل جذاب علمی که علاقه مند مشغول کنه تاثیر گذاره

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

پاسخ دهید