کنکوری-ها-و-خودارضایی-قسمت-2

کنکوری ها و خودارضایی – قسمت ۲

ر این مقاله ادامه مبحث مشکل خودارضایی در کنکوری‏ها رو پی‏گیری می‏کنیم.
در مقاله قبلی گفتیم که یکی از دلایل خودارضایی در کنکوری‏ها استرس بسیار زیاد کنکور هست که باعث خودارضایی کردن اون‏ها می‏شه. توی اون سن بلوغ اتفاق افتاده، اوج جوانی، اوج تحولات جنسی و اوج کنجکاوی‏های جنسی هست. خوب معلومه توی ۱۸ سالگی فشارهای جنسی فرد خیلی بالاست و چه کاری راحت‏تر و قابل دسترس‏ تر از اینکه اون جوان که بخواد خودارضایی کنه و فشار جنسی خودش رو تخلیه کنه. برای همینه که ما می‏گیم: انسان باید توی سنین کم ازدواج کنه. ۲۰ سالگی دیگه وقت ازدواجه. برای کسی هم که خدمت رفته باشه و ساخته شده باشه، زود ازدواج کردن چه تناقضی داره؟ چه اشکالی داره؟ درسته حالا می‏گم من در مورد جامعه شناسی نمی‏خوام صحبت کنم که حالا درس و تحصیلات و … چی می‏شه؟ اگر کسی از بچگی پدر و مادرش خوب تربیتش کرده باشن، ۲۰ سالگی سن بسیار مناسبی برای ازدواج هست. یعنی اگر فرد ۲۰ سال خوب آموزش دیده باشه، می‏تونه همه چیزها رو خوب هندل کنه، خوب درک کنه. توی ۲۰ سال می‏شه مثلاً حداقل ۲۰۰ تا کتاب خوند و خیلی چیزها می‏شه یاد گرفت، اگر پدر و مادر به خیلی چیزها اهمیت بدن و خوشبخت شدن بچه‏ شون رو توی اون ناخودآگاه به بعد از فارغ‏ التحصیلی، بعد از لیسانس و بعد از فوق لیسانس موکول نکنند.

حالا یکی از آشنایان که مهاجرت کانادا گرفتن، می‏گفتن: چند سال پیش شهردار یکی از شهرهای کانادا به یک سخنرانی دعوت شده بود و می‏گفت: من افتخار می‏کنم که توی کشوری شهردار هستم که ۳۰، ۴۰% (و یا درصد بالایی)  از رانندگان تاکسی ما پزشک هستند!!! یعنی ببینید وضعیت کشورهای جهان اول به این صورت هست. کار مهمه. کار باید بچرخه. مهم نیست انسان دکتر، پزشک و یا دیپلم باشه. هیچ‏ چیز مهم نیست. فقط می‏گن: یک موقعیت شغلی هست، شما می‏تونی این رو انجام بدی یا نه؟ اصلاً کسی کاری نداره مدرک شما چیه؟ شما با مدرک دیپلم مثل بیل گیتس که اصلاً دانشگاه رو ادامه نداد و گفت: خودم می‏رم یک سیستمی رو می‏سازم که خودم مدرک بدم؛ مدارک شرکت مایکروسافت که مدارکشون بسیار معتبره.  به دانشگاه گفت: شما به من مدرک ندید! من خودم سازمانی رو راه می‏ندازم که خودم به مردم دنیا مدرک بدم. و این کار رو هم انجام داد. شما می‏تونید با مدرک دیپلم بری توی بهترین شرکت‏های آمریکایی برنامه ‏نویس بسیار خوبی بشی. اونها فقط نتیجه رو می‏بینن. اصلاً کاری ندارن که مدرک شما چیه؟ کار می‏خوان از شما. توی کشور ما هم همینه. ای کاش ما هم تفکرمون به این سمت بره که همه چیز روی نتایج پایه‏ ریزی بشه. نتیجه محور باشیم. نتایج رو بیایم بررسی کنیم.

ببینیم من جوونی که پشت کنکور هستم، چه کاری میتونم بکنم که زندگیم رو بهتر کنم، موفق‏تر بشم، شاد بشم؟ و دنبال عشقم برم. من زمانی که سوم راهنمایی بودم به موسیقی علاقه داشتم و ارگ رو خیلی خوب یاد گرفته بودم و واقعاً خیلی خوب ارگ می‏زنم. که سر شش ماه استادم به من گفت که من چیزی ندارم که به تو یاد بدم. و بعد یک عشق بسیار سوزان و بسیار بزرگی در من نسبت به یادگیری پیانو شکل گرفته بود که اصلاً جوری شده بود که من کلاویه ‏ها یا همون کلیدهای سیاه و سفید پیانو رو جایی می‏دیدم اصلاً یک چیزی توی وجود من گر می‏گرفت، اصلاً لذت می‏بردم. اصلاً دیدن کلاویه ‏های پیانو و ارگ وجود من رو آتیش می‏زد! ولی کنکور اجازه نداد… بخاطر کنکور این استعداد آتشین رو خاموش کردم. گفتم اصلاً ولش کن. کار واجب‏تری داریم؛ کنکور، تست، دیفرانسیل، X+2 این مهمه.

در صورتی که اگر من اون زمان به استعداد سوزانم در موسیقی بها داده بودم، ۲۰ سال گذشته، الان باید در سطح بین ‏المللی حرفی برای گفتن داشته باشم در آهنگ‏سازی و پیانو. چرا؟ چونکه به ما گفته بودن: فقط کنکور! خوشبختی تو وابسته به قبولی در کنکوره. اگر قبول نشی بدبختی تو! حالا هر چی می‏خوای باش. نابغه باش انیشتین باش… انیشتین باشی فایده نداره دانشگاه که نرفتی!!! می‏دونید آلبرت انیشتین هم دانشگاه نرفت که ما همش فرمول‏های فیزیکی که ایشون برای ما ابداع کرده داریم می‏خونیم، خودش دانشگاه نرفت.

اگر شما پشت کنکور هستید، به این دید نگاه کنید: من برای کنکور سعی ‏ام رو می‏کنم. اگر قبول شدم که شدم. اگر نشدم دنیا که به آخر نرسیده و من دنبال این هستم که چه عشق سوزانی در وجود من هست و من اون رو به  منصه ظهور برسونم. اون رو برم روش کار کنم و من همون انسان با ارزش خلیفه الهی هستم که بودم. هیچ فرقی نمی‏کنه که توی کنکور قبول بشم یا نشم. و اگر میخواهید توی کنکور قبول بشید، نتیجه کنکور رو رها کنید. درستون رو بخونید، ولی این وابستگی به نتیجه توی هر زمینه ‏ای انسان رو داغون میکنه. ۵۰% از توانایی‏های انسان رو فلج می‏کنه.

یک فیلمی هست به اسم Peaceful Warrior. توی ایران هم اومده ولی نمی‏دونم با چه اسمی ترجمه و دوبله‏ اش کردن، این فیلم فوق‏ العاده عالیه و بسیار کمک می‏کنه به کسانی که می‏خوان درست به زندگی نگاه کنن. به نظر من این فیلم رو باید در فاصله ‏های یک یا دو ماه یک‏بار همینطور تا آخر عمر نگاه کنه. سالی پنج یا شش بار نگاه کنه. داستان یک ژیمناست هستش که پاش می‏شکنه و ماجراهای خیلی زیادی براش پیش می‏آد. اما پیام اصلی فیلم چی بود؟ می‏گفت که: برای کی می‏خوای بری رو حلقه؟ دوستاش میگفتن ما فقط بخاطر مدال طلا می‏خوایم بریم. اون چند ثانیه ‏ای که اون بالا روی سکوی اول می‏ایستیم همش بخاطر اینه که این طلا رو بدن دست من و طلا دستم بگیرم و این آقا یک مشاور پیری داشت و این گورو، یک پیر در کنارشون بود و خیلی چیزها یادش می‏داد، می‏گفت که: ژیمناستیک رو برای خود ژیمناستیک انجام بده، برای عشقت به ورزش انجام بده و او این کار رو کرد با اینکه پاش هم شکشته بود. حالا همه داستان رو نمی‏گم که خودتون برید ببینید.

این رو میخوام بگم: اگر شما می‏خواید کنکور بخونید، بخاطر درس خوندن درس بخون. نه بخاطر کنکور، نه بخاطر رتبه، نه بخاطر اسمت در بیاد توی فامیل و پزش رو بدی و به پدر و مادر بگی که دیدید منم تونستم! نه. اگر هدف این‏ها باشه شما هیچ وقت موفق نمی‏شی واقعاً. اگر می‏خوای درس بخونی عاشق درس و درس خوندن باش. اگر این دیدگاه رو درست کنی کمک بسیار بزرگی می‏کنه به اینکه در ترک خودارضایی موفق بشی. دیگه اون استرس و فشار خفه کننده توی وجودت نیست که بخوای برای فرار از اون استرس خودارضایی کنی و خودت رو رها کنی. بخوای فوری و فوتی خودتو تخلیه کنی، بخوای یه لحظه از بار اون استرس رها بشی. مثل جوونی می‏مونه که ظرفیت بلند کردن بار براش ۲۰ کیلو هست و بار ۱۰۰ کیلویی روی دوشش انداختن و بهش می‏گن با این بار بدو. کوچک‏ترین فرصتی که براش پیش می‏آد، می‏خواد این بار رو بندازه زمین و دوباره برش داره. همینه دیگه، خودارضایی اینه. یک لحظه می‏گه: بذار من حداقل نیم ‏ساعت از این دنیا خارج بشم، برم این فیلم‏های پورن رو ببینم، برم اصلاً یه کاری با خودم بکنم که رها شم…

این مطلب هم عالیه:  هفت قدم ترک خود ارضایی

این واقعاً نابود کننده روح یک جوانه. استرس کنکور خودش بزرگترین عامل خودارضاییه. و اگر کسی دچار این کار هست، خیلی در موردش توضیح دادم، ولی خوب نیاز بود این فایل طولانی بشه. سعی کنید با عشق درس بخونید و خودتون رو به نتیجه وابسته نکنید. این مهمه که تلاش کنید. همیشه این داستانی که آنتونی رابینز گفته رو فراموش نمی‏کنم که گفتن: اگر کسی یکسال برای یک امتحانی درس بخونه و روز امتحان پاش بشکنه و توی خونه بستری بشه و نتونه امتحان بده، آیا اون فرد شکست خورده حساب می‏شه؟ به هیچ عنوان! موفقیت یعنی طی کردن صحیح اون یکسالی که ایشون درس خونده. این می‏شه موفقیت. نتیجه اصلاً مهم نیست. حتی شرکت در خود اون امتحان هم مهم نیست!

شما به عنوان یک جوان ایرانی ای کاش به این دید نگاه کنی: واقعاً کنکور اصلاً چیز مهمی نیست. شما پاتون رو از ایران بیرون بگذارید، توی اکثر کشورهای دنیا کنکور اصلاً وجود نداره. هر رشته ‏ای بخوای می‏ری ثبت نام می‏کنی. هر رشته ‏ای که دلت بخواد، هر رشته‏ ای که عشقش تو وجودته می‏ری ثبت نام می‏کنی. و حالا شاید بگید: خوب ما هزینه‎‏ش رو نداریم بریم دانشگاه آزاد و پولی و… خوب نخونید! آدم هزینه‏ اش رو نداره، نمی‏خونه. شما که می‏دونید توی دانشگاه‏های دولتی ۱/۱۰ کسانی که شرکت می‏کنن می‏تونن راه پیدا کنن، پس بالاخره خواه ناخواه ۹/۱۰ این‏ها می‏مونن. آیه که نازل نشده همه این‏ها باید برن دانشگاه و مدرک بگیرن و یه کاغذ بگیرن.

اینقدر انسان خودش می‏تونه بره دنبال علایق خودش و کتاب‏های بسیار خوبی رو توی زمینه‏ های مختلف بخونه. اینقدر بازار برای هر کاری که بخواد انجام بده گسترده هست… اصلاً چه کاریه؟ چه کاریه ما بخوایم خودمون رو محدودکنیم. قابی رو مثل این قاب‏های عسل تو کله ‏مون کنیم که بگیم فقط کنکور. هیچ راهی برای خوشبختی وجود نداره! نه.

کشورهای دیگه چقدر پیشرفت کردن… حالا ما توی بحث معنوی نمی‏خوایم وارد بشیم، در امور دنیوی اون‏ها خیلی پیشرفته تر از ما هستند. موسیقی، پیشرفت، کار و کاسبی، کارآفرین بودن… توی همه چیز اون‏ها جلوتر از ما هستن. رابرات کیوساکی که یکی از مردان ثروتمند جهان هست توی یکی از سخنرانی‏هاش می‏گفت: ما چند تا کازین (پسر یا دختر عمو یا عمه یا دایی) بودیم، اون‏ها خیلی هم من رو مسخره میکردن که من درس نمی‏خوندم. الان اون‏ها همه‏شون دکترا و اساتید دانشگاه هستن و الان همه‏شون ورشکست و بی پول هستن. و چقدر قشنگ می‏گفت: که این‏ها این‏همه درس خوندن و الان ورشکسته… جیب خالی… ندار…حالا نمی‏خوام بگم همه تحصیلکرده‏ ها اینطوری هستن. دکتری هم داریم که ماهانه میلیون‏ها تومان پول در می‏آره، ولی راه خوشبختی فقط این نیست.

من فقط می‏خوام این استرس غول کنکور رو برای شما بشکنم که شما با عشق درس بخونید. با عشق اینکه من دارم یاد می‏گیرم و نیت پشت این درس خوندن بگذارید. مثلاً من نیت می‏کنم که ریاضی‏م خوب بشه. نه بخاطر اینکه چند تا تست رو توی چند دقیقه بزنم؛ بخاطر این درس می‏خونم که علم ریاضی ذهن من رو باهوش می‏کنه که من بتونم توی زندگیم بهتر و راحت‏تر عمل کنم. توی انتخاباتم در زندگی آگاهانه عمل کنم. می‏رم فیزیک بخونم که درک کنم جهان هستی چه جوری داره کار می‏کنه. اینجوری درس بخونیم. نه اینکه: فیزیک رو می‏خونم تا در عرض ۳۰ ثانیه تست رو بتونم جواب بدم. خوب جواب ندی! چی می‏شه؟ دنیا که به آخر نمی‏رسه. تلاشت رو بکن و نتیجه رو به خداوند بسپار.

بنابراین خلاصه می‏کنم. عوامل ایجاد کننده خودارضایی در کنکوری‏ها یکی استرس کنکور بود و دیگری بلوغ و تحولات جنسی که برای نوجوان‏ها پیش می‏آد. و عامل دیگر فشاری هست که اطرافیان و هم سن و سال‏ها در اون سن روی همدیگه دارن، که فوق‏ العاده زیاده. مثلاً جوان‏های ۱۸ یا ۱۹ که معمولاً اکیپ هستن می‏رن جمع می‏شن سر به سر دخترها می‏‏ذارن. این‏ها اگر یکیشون فیلم پورن روی گوشیش داشته باشه، همه‏ شون فیلم پورن می‏بینن. اصلاً توی اون گروه فشار اطرافیان بهشون اجازه نمی‏ده که اون فیلم پورن رو نبینن. اگر نبینن اینقدر متلک و تیکه بارش می‏کنن: عه… برو جمعش کن بچه مثبت و… این خیلی مهمه که دوستاتون رو درست انتخاب کنید. اگر واقعاً می‏خوای از خودارضایی کناره ‏گیری کنی باید دوستانی رو انتخاب کنی که همفکر تو باشن. امکان نداره توی اکیپی باشی که این‏ها صبح تا شب دنبال شهوت‏رانی هستن و تو یک‏ نفر بخوای توی این‏ها پاک بمونی. نمی‏شه. از راه به درت می‏کنن. اصلاً مسخرت می‏کنن. حالت رو بد می‏کنن. تو هم می‏گی به جهنم. بذار برم قاتی اینا، هر کاری این‏ها می‏کنن ما هم بکنیم دیگه! مگه ما چیمون کمتره؟

ولی بعد توی خلوت هر کدوم که می‏رن توی خونه ‏های خودشون، هر کدوم یکی از یکی داغون‏ترن از لحاظ حال بدی، از لحاظ اینکه حالم بده، افسردگی، حقارت و بعدش دوباره فرداش می‏آن بیرون و تریپ اینکه حالا من خیلی باحال هستم و… برمی‏دارن.

بنابراین شما اگر که می‏خواید از خودارضایی نجات پیدا کنی و پشت کنکور هم هستی، این راه حل‏هایی هست که حالا بخاطر تجربه و مطالعاتی که داشتم، دوست داشتم با شما کنکوری‏های عزیز در میان بگذارم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

پاسخ دهید