peace-with-Allah-

آشتی با خدا – بخش اول: سه نوع ایمان

در این فایل صوتی، در رابطه با این سوال صحبت خواهیم کرد:
منظور از خداوندی که در همه آموزشهای ما از او یاد می کنیم ، کدام خدا است؟‌

همچنین، سه نوع/سطح از باور نسبت به خدا را بررسی میکنیم که عبارتند از :
۱- ایمان ارثی ( از پدر و مادر)
۲- دوران تضاد و بحران عقیدتی ( شک و شبهات و دوری از خدا )
۳- بازگشت به خانه

این فایل صوتی را از اینجا دانلود کنید.

3 پاسخ
  1. حمید
    حمید says:

    سلام … اولا من از سایت بسیار مفید و خوبتون تشکر میکنم … من در مرحله ۲ هستم اما چطور میشه از تجربیات دیگران استفاده کرد … من که از گذشته و حال دیگران خبر ندارم که بتونم از تجربیاتشون در این مورد استفاده کنم … البته شما احتمالا طبق گفته های خودتون این تجربیات رو دارید که در صورت امکان خواهشا در اختیار امثال من قرار دهید …شبهات زیادی واسه من پیش اومده که شاید شما جوابش رو بدونید از اگه جواب بدید ممنون میشم …. کسی رو نتونستم پیدا کنم که بتونه با جوابهاش متقاعدم کنه ….
    ۱-خدا گفته بخوانید مرا تا استجابت کنم شما را .. سال ها سختی کشیدم و از خدا خواسته های زیادی داشتم که بخشی از اون رو دست یافتم اما بخشهای بسیار مهمش رو نداده و دنگار از عذاب دادن من لذت میبره و نمیخواد کمکم کنه …علتش رو نمیدونم اما از عذاب من لذت میبره پس خدا در این زمینه که گفته بخوانید مرا تا استجابت کنم شما رو دروغ گفته و باید میگفت بخوانید مرا تا اگه دوست داشتم و حال کردم استجابت میکنم و اگه نه نمیکنم …. (۲۸ سالمه و لیسانس نرم افزار … از وقتی دست راست و چپم رو فهمیدم خواسته هایی ازش داشتم که نداده مگه یه انسان چند سال عمر میکنه …دنبال دستیابی به این خواسته ها هم بودم و زحمت هم کشیدم اما دقیقا برعکس جواب داده یه نمونه ش مثلا سالها با مشکلات مالی توی خانواده دست و پنجه نرم کردم بارها ازش کمک خواستم و دنبال کارهای زیادی رفتم اما چند ساله عوض اینکه کمک نکرد به صورت خیلی مسخره ای کلی بدهکار شدم و هیچ طور نمیتونم از شر بدهی ها خلاص بشم معنی این چیه ؟ غیر از اینه که میخواد از عذاب من لذت ببره نیت من از ثروتمند شدن خیر بود رفع مشکلات مالی خودم و خانواده و نهایتا دیگران و کمک به اشکال مختلفی بوده اما اون در حقم نامردی کرده و به اعتمادم جواب منفی داده و کاری کرد که اعتقادم رو از دست بدم چون هرکاری کردم نتونستم مشکلات رو حل کنم و اون هر روز بیشتر عذابم داده )و الان هم من باهاش لج کردم و البته با خودم
    ۲- ۲ تا چیز روی عاقبت دنیوی واخروی بنده ها تاثیر مستقیم داره و نشون میده زندگی ماها از قبل برنامه ریزی شده هست و مقصد همه انسانها مشخصه و قدرت عقل و اختیار ما فقط بخش کوچکی از خوشبختی یا بدبختی ما رو تشکیل میده و ما نمیتونیم تاثیر زیادی در تعیین مقصد نهایی مون داشته باشیم ۱- نطفه هر انسان و همون پدر و مادر هر شخص از قبل مشخص شدند و هیچ اختیاری در تعیین آنها نداشتیم ۲-محیطی که در اون محیط پرورش یافتیم و بزرگ شدیم دست خودمون نبوده و این عامل مسقیما روی تربیت …اخلاقیات … اعصاب … روحیات و تفکرات ما تاثیر مستقیم داشته و تا ۲۵-۳۰ سالگی که مسقل بشیم دست خودمون نبوده است ….یه مثال بزنم …. امام حسین ع فرزند علی ع و فاطمه س است و نطفه و ذات پاک ایشون باعث شده خودشون هم ذاتا انسان درست و پاکی باشند و البته دلیل دومش هم دقیقا محیطی است که در ان پروش یافتند پس نمیشه توقع داشت که انسانی غیر از ایشون بوجود بیاد …از معاویه هم نمیشه فرزندی جز یزید را انتظار داشت به علت ذاتش و محیطی که در اون رشد یافته پس تا حدود زیادی گناهی بر شخص نیست اگه شده قاتل امام حسین چون دقیقا مث برنامه ریزی شده و تنها حرکات کوچکی دست خودش و به اختیار خودش انجام می شده …مث اینکه به من ماموریت بدهند که شما باید فردا از یزد بری تهران حالا زمان دقیق و انتخاب مسیر و نوع وسیله نقلیه به انتخاب من است اما مقصد را من انتخاب نکرده ام و از قبل مشخص شده بوده و من فقط می توانم در بخش کوچکی از جمله چند دقیقه دیر یا زود رسیدن به مقصد و نوع مسیر که از کدام جاده و با چه وسیله ای بروم را انتخاب کردم اما اختیار دیگری ندارم مثلا اختیار من ۲۰ درصد تاثیر گذار هست و ۸۰ درصد مابقی بیشترین تاثیر را در سرنوشت دارد که ما نمیتوانیم ان را عوض کنیم …
    ۳- خدایی که اینقدر دم از انصاف و عدالت میزنه چرا در این دنیا ذره ای عدالت را برقرار نکرده مثلا یکی توی یه خانواده بسیار ثروتمند به دنیا میاد با تمام امکانات یکی توی خانواده ای که نون شب شون رو محتاج هستند این یعنی عدالت یکی خوشکل یکی زشت یکی سالم یکی بیمار یکی در فقر افریقا که عاقبت با توجه به محیط زندگیش میشه یکی از اعضای داعش یا از گرسنگی میمیره یا توی جنگها و یکی هم توی اروپا یا امریکا یا هر جای جهان با بهترین امکانات و تفریحات؟! …چرا نباید همه در یک سطح خوب باشند …خدایی که اینجا و جلوی چشم بنده هاش داره اینجوری رفتار میکنه چطور توقع داره که بهش ایمان واقعی داشته باشیم و باور کنیم اون دنیا عدالت رو برقرار میکنه ؟!
    ایا خدای شما پاسخی برای این شبهات دارد ؟ اگه جوابی داشته باشید ممنون میشم البته جواب متقاعد کننده و منطقی …. با تشکر

    • admin
      admin says:

      سلام دوست عزیز
      ممنون ازپیام شما.

      من هم شبهاتی که مطرح کردید ( و ده ها شبهه بیشتر) را داشتم و کاملا درکتون میکنم . راستش من ده سالی درگیر شبهات بودم . در نهایت هم از طریق منطق به جوابهایم نرسیدم و فقط عشق توانست جوابم را بدهد. طریقه رسیدن به عشق هم در من از راه درد اتفاق افتاد . درد بی خدایی، درد سردرگمی و درد غوطه ور بودن در دنیای شبهات.

      جواب من این است که اگر عاشق شویم ، آنگاه هرکاری که معشوق میکند درست است…

      به قول استاد دکتر الهی قمشه ای ، هم جبر صحیح است و هم اختیار ، و در عین حال نه جبر است و نه اختیار.

      سوال صحیح این است که چطور عاشق او شویم . وقتی عاشق شدیم، سوال و شبهه ای باقی نمی ماند.

      خداوند میفرماید : هر خیری به شما میرسد از من است و هر شری به شما میرسد ، از خود شما به شما میرسید.
      خواستن از خدا باید به همراه نگرش و نظام باورهای صحیح، عملکرد درست و حرفه ای، نیت خالص و تلاش شبانه روزی باشد. هم تلاش در شناختن او و هم تلاش برای رسیدن به اهداف.

      مثلا دانستن اینکه چرا در آفریقا فقر هست، کمکی به من نکرد تا خدا را پیدا کنم، فقط ده سال درجازدن برایم به ارمغان داشت. امروز اگر به من بگویند خداوند در یک لحظه نصف کره زمین را نابود کرد، من میگویم «دمش گرم الهی قربونش برم که هر کار میکنه درسته » . من در حدی نیستم که فعل خداوند را زیر سوال ببرم . همه هستی جیره خوار لطف اوست و اگر ثانیه ای لطفش قطع شود، کائناتی وجود نخواهد داشت. زمین و آفریقایی وجود نخواهد داشت خودش آفریده و خودش هر کار صلاح بداند انجام میدهد. مالک هستی اوست نه من.

      بنابراین برای یافتن جواب شبهات باید عاشق شد و برای عاشق شدن باید بها پرداخت و راه طی کرد. باید سختی کشید و امر او را اطاعت کرد ، بی چون و چرا و بی قضاوت .

      اگر میخواهیم خدا را پیدا کنیم، پیشنهاد این است که رابطه با خدا را منوط به گرفتن جواب شبهات نکنیم چون شیطان استاد بزرگ طرح شبهات است و لیست شبهات بی پایان است . آنقدر هست که عمری انسان را دور از خدا نگه دارد.

      ظرافت کار در همین جاست. اگر همه چیز منطقی و شسته رفته و تر و تمیز واضح بود ، دیگر ایمان آوردن به خدا ، هنر نبود . دنبال کردن واضحات بود. دیگر مجالی برای توکل به خدا ، اعتماد به او ، و عشق بازی باقی نمی ماند . این شبهات باید باشد،‌شیطان باید باشد ،‌فلسفه های ضد خدا باید باشد ، تا از میان همه اینها ، زرنگ ها بتوانند تلاش کنند و امتحانات الهی را پاس کنند . آنها که به او اعتماد میکنند و در سایه حمایت او ، به رقص و طرب و پایکوبی در این عالم بپردازند…

      شما هم همین که دنبال خدا هستید مطمئن باشید او را پیدا خواهید کرد. دیر یا زود . امیدوارم هر چه زودتر بیایید این طرف پل. خیلی خوش میگذره این طرف. خداوند منتظر شماست…

      موفق باشید .
      برایتان دعا میکنم .

پاسخ دهید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

پاسخ دهید