sifu-pupil-god-and-creatures

استاد و شاگرد، بنده و خداوند

در این فایل صوتی، یادی از استاد عزیزم در مالزی میکنم، که به ما هنر تای چی یاد میداد.
روش گرفتن شاگرد توسط او متفاوت بود. اگر چرخ روزگار این استاد را سر راه کسی قرار میداد که به هنر رزمی علاقه داشت ، در اولین جلسه شاگرد فقط اجازه داشت که نظاره گر جلسه باشد. و اگر استاد در انتهای جلسه حس میکرد که او لیاقت شاگردی را دارد، خودش مطرح میکرد وگرنه شاگرد اجازه درخواست شاگردی نداشت. ایشان پنج شاگرد بیشتر نداشت.

روزی که در یک جلسه برای نظاره گر بودن حضور پیدا کردم ، …
ادامه داستان را در فایل بشنوید.

همچنین در این فایل این نکته را بررسی میکنیم که عشق شاگرد به استادش، مقیایس کوچکتری است از عشق انسان به خداوند…

امیدوارم مطالب این آموزش برایتان مفید باشد و اگر نکته مفیدی در این فایل برای شما وجود داشت ، لطفا آن را برای عزیزان، دوستان و آشنایان خود نیز ارسال کنید.

این فایل صوتی را از اینجا دانلود کنید.

2 پاسخ
  1. رومیانی
    رومیانی says:

    من از تجربه های قدیمم درس گرفتم استاد وقتی میگه کاری رو باید انجام داد حتمن باید انجام داد ودر واقع به کمکها و درسهای او اعتماد کرد.چونکه راهی رو که ما میخواهیم بریم رفته و درسهاشو گرفته و داره درسش رو به ما میده ک ماه به راه اشتباه نریم .همچنان ک خدا میگه برای انجام کارهاتون به من توکل کنید.چون میدونه ته هر راهی رو ک ما میریم چی هست و چه مواردی میتونه سد راهمون و رسالتمون بشه.ارتباط استاد وشاگرد به گونه ای در این دنیا رقم خورده که تکه ای از این دنیا رو با سرعت بیشتری به خدا اتصال بده در واقع خدا، استاد و شاگرد در امتداد هم هستند استاد سرعت نزدیکی شاگرد به خدا رو بیشتر میکنه.و بار شاگرد رو ی جورایی به دوشش میکشه خوشبحال کسی که از همه بیشتر نزدیکی به خدا رو حس کرده

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید