شهوت شناسی و آموزش های جنسیمقالات

شهوتران شاد و موفق

گاها ما دیدیم که در اطرافمون انسان هایی هستند و دوستانی هستند که شهوترانی میکنند ولی به نظر و به ظاهر آدم های خیلی شاد و موفقی می رسند. و شده کاربرایی به ما گفتن که مثلا من دوستی داشتم یا دارم که این دوستم خیلی عیاشه، هر روز با دخترای مختلف هست، عکس میندازه، هر روز داره عیاشی میکنه و خیلی هم انرژیش بیشتره از منی که مثلا متاهلم و خیلی به همسرم پایبند هستم و حتی از نظر کاری هم به نظر میرسه ایشون از من موفق تره. پس داستان چجوریه و اینها.

میگن هرچقدر بیشتر شهوترانی کنی زندگی شادتری داری!

همه ما شاید دیده باشیم آدم هایی رو که فکر میکنیم اونا موفق تر و شادتر هستن و حالشون بهتر از ماست ولی ما که پرهیز میکنیم و روی میل جنسی مون کنترل داریم و گناه نمیکنیم، پس چرا اونها شادتر از ما به نظر میرسن؟ سوال بسیار خوبی هست و دغدغه خیلی از انسان ها هست مخصوصا در دوره زمونه امروز که شما وقتی میشینید پای فیلم های ماهواره ای یا فیلم های هالیوودی میبینید که جوری به نمایش میکشن که هرچی شهوترانی بیشتر بکنی زندگیت شادتره و خوشحال تری و هر چقدر شهوترانی نکنی انگار زندگی غمناک تری داری. و مثلا کاربری که این سوال رو پرسیده بودن، گفته بودن که این دوست من هر روز عکس های مختلفی میفرسته با دخترای مختلف و اینا و خیلی خوشگذرونی و عیاشی و اینها میکنه.

آدمی که عمیقا شاده، نیازی نداره اون شادی رو به همه ثابت کنه!

خب ببینید واقعیت چیز دیگری هست، در رابطه با شهوترانی و مسائلی که مطرح کردیم تا الان. اولا کسی که هر روز میاد عکس میذاره و یه روز با این دختر، یه روز با اون دختر، یه روز با این حالا پارتنر، یه روز با اون پارتنر و هی توی شبکه های اجتماعی و برای دوستاش عکس میفرسته میگه که ببینید من چقدر خوشمه، ببینید چقدر من مثلا شادم و اینها، این معلومه که شاد نیست. چون آدم شاد، آدمی که از درون واقعا شاد باشه، نیاز نداره هی عکس بفرسته برای این و اون و شادی های خودشو به دیگران ثابت کنه و به همه ثابت کنه بگه ببینید من چقدر شادم. حالا اینو اصلا کاری نداریم. شایدم حالا بگیم که نه، همچین چیزی نیست. طرف دوست داره که مثلا به دوستاش حال بده، عکس براشون بفرسته. این هیچی. حالا اینم شاید بعضی ها قبول نکنن.

شهوترانی لذت داره!

نکته بسیار ریزی که اینجا وجود داره اینه که بله، شهوترانی مخصوصا در اوایلش، لذت بخشه. بالاخره یه لذتی داره دیگه مردم میرن سراغش. خودارضایی یه لذتی داره که طرف میره هی انجام میده دیگه. پورنوگرافی، خریدن سکس همه اینها یه لذتی بالاخره دارن. ما نمیگیم لذت نداره. چرا، لذت داره. منتها چه لذتی داره؟ و به چه بهایی اون لذت رو ما داریم کسب میکنیم؟ لذتی که از عوض کردن پارتنر جنسی به دست میاد چجوری هست؟ مثل خود خودارضایی. طرف وقتی که خودارضایی میکنه گفتیم که یک حجم زیادی از دوپامین در مغزش ترشح میشه. این حجم زیادی از دوپامین که خیلی خیلی بیشتر از حجم نرمال دوپامینی که برای یک انسان معمولی هست ترشح میشه، یک شادی کاذب لحظه ای بسیار زیاد به وجود انسان تزریق میکنه. بعد از اینکه این دوپامین در مغز اون فرد کم شد و کاهش پیدا کرد، میبینیم که فرد بلافاصله افسرده میشه. خوردن الکل هم به همین شکل هست. عوض کردن پارتنر جنسی هم همینه.

پارتنر جدید، یک سطل ماست جدید!

مثلا آقایی که میره هی دوست دختر های مختلف میگیره و با اینها رابطه میگذاره، مثلا از این دختر میره سراغ دختر بعدی، عوض کردن پارتنر بهش میگن (Novelty)، یک تجربه جدیده، یکسری دوپامین بیشتری ترشح میشه. چرا؟ چون اون پارتنر قبلی دیگه دوپامینی که داشته باهاش ترشح میشده، کافی نیست و دوز مصرفش بالا رفته و باید پارتنر عوض کنه. بعد از یه مدت باید پارتنر عوض کنه و دیگه پارتنر قبلی بهش لذتی نمیده. بخاطر چی؟ بخاطر اینکه قبلا هم این مثال رو زدیم؛ گفتیم که یک سطل ماست رو در نظر بگیرید، دیدید یه لایه روی ماست جمع میشه، بچه ها خیلی دوست دارن؟ خود منم خیلی دوست دارم بخورم؛ اونجوری میشه. اگه هر دختر و هر جنس مخالفی که ایشون میره سراغش یک سطل ماست در نظر بگیریم، اون لذت اولیه رابطه جنسی که باهاش میگذاره، مثل اون رویه ماست میمونه که خب قسمت خوشمزه اش رو خوردی و بعد میرسی به سطل ماستی که تا آخرش دیگه ماسته و چیز خاصی نیست. و بعد دوست داری بری یه سطل ماست دیگه بخری و دوباره رویه اون رو بخوری و طرف اعتیاد پیدا میکنه به خوردن اون رویه های ماست. یعنی اعتیاد پیدا میکنه به تجربه یک جنس مخالف جدید، یک اندام جدید، یک اخلاق جدید، یک منش جدید، رنگ چشم جدید، بوی بدن جدید. و این خودش یک اعتیاده.

داره توی ابرها سیر میکنه!

همه اعتیادها این خصوصیت مشترک رو دارن که در ابتدای اعتیاد، اعتیاد خیلی لذت بخشه، کیف میکنه طرف. انقدر توی ابرها سیر میکنه، انقدر لذت میبره فرد معتاد از اون مواد مخدری که داره مصرف میکنه اوایل کار، که اصلا حرف هیچکس رو قبول نداره و وقتی هم که یکی از بیرون نگاش میکنه میگه چقدر این حالش خوبه، چقدر این شنگوله. فرض کنید یه نفر تازه مثلا هروئین، قرص اکس پیدا کرده و داره مصرف میکنه. اوج شادی و خوشی و خنده هست. وقتی که نگاش میکنی میگی که وای این داره تو ابرها سیر میکنه. ما چه بدبختیم. اینو نگاه کن، چه خوشش هست، چقدر داره لذت میبره از زندگی. وای، دمش گرم! اگه زندگی اینه پس ما داریم چیکار میکنیم؟ ما مُردیم! ما مرده متحرکیم! خیلی این حرفا رو دیدیم دیگه! طرف حالا مثلا این مثالی که زدید، دقیقا همینه. ده ها دوست دختر داره دور و بر خودش و این اعتیاد جنسی او تازه شکل گرفته؛ و در دوران لذت بری اعتیاد هست؛ که اون اعتیاد هنوز چنگال هاش رو به زندگی اون فرد ننداخته. همه اعتیاد ها اینجوری هستن. اگر اینجوری نبود که کسی معتاد نمیشد. اگه مثلا اولین باری که یه نفر هروئین مصرف میکرد انقدر حالش بد میشد و اصلا داغون میشد که اصلا بار دوم مصرف نمیکرد. بار اول لذت داره، بار دوم لذت داره، بار دهم لذت داره، بار صدم هنوز لذت داره. کم کم اعتیاد وقتی که جایگاه خودشو پیدا کرد توی روح و توی زندگی اون فرد، شروع میکنه یکی یکی برگهای خودشو رو کردن!

وقتی چنگال های اعتیاد به زندگی فرد معتاد میفته!

کم کم پول هاتو ازت میگیره، همه پول های طرف گرفته میشه، هرچی پول داره خرج اعتیادش میکنه. توی شغلش مشکل پیدا میکنه. کم کم با همکارا، با رئیس، توی رفت و آمدش، ساعت های کاریش، صبح دیر میاد، هی زود میخواد بره، سر کار جیم میزنه، کیفیت کارش میاد پایین. همه اینها اتفاق میفته. توی خونواده کم کم عصبی میشه، دعوا میکنه، کتک میزنه، خیانت میکنه، کم کم همسرش ازش دلسرد میشه. یعنی اعتیاد میاد و میشینه مثل یک غول مثل یک شیطان توی زندگی فرد، دونه دونه موهبت هاشو ازش میگیره و میبلعه توی خودش. همسرش ترکش میکنه، از کار اخراج میشه، پول هاش تموم میشه و اون خوشی اولی که ما میدیدم دیگه خبری ازش نیست، جون اون فرد دیگه صداش در نمیاد. میره توی خونه خودش و توی انزوای خودش و اعتیاد خودش رو ادامه میده که خیلی از اونها انقدر اعتیاد از زندگیشون میکنه و میدزده و مثل یه جاروبرقی همه چیز زندگیشون رو میکشه که دیگه حتی مکان زندگیشون رو هم ازشون میگیره و دیگه توی هر خونه و خونواده که دارن زندگی میکنن اونها هم دیگه نمیتونن تحملش کنن. میندازنش بیرون. چه اتفاقی میفته؟ عزیزانی که میبینیم کارتن خواب شدن بخاطر اعتیاد. این روند همه اعتیادها هست.

باید صبر کنی تا نتیجه رو ببینی!

شک نکنید. اعتیاد همینه. اعتیاد جنسی هم همینه و خیلی بدتر. درسته که این آقا اول جوونیشه داره عشق و حال میکنه و اینها، شمایی که متاهل هستی، متعهد هستی به زندگیت عجله نکن؛ ده سال یا پونزده سال آینده برو سراغ این فرد. ببین که با این رفتار و منشش به کجا رسیده. من مینویسم امضا میکنم، شک نکنید کسی که شهوترانی میکنه با کسی که روی شهوت خودش کنترل داره و به همسرش پایبنده و این کارا رو نمیکنه، در طول مدت ده، پونزده سال آینده اصلا زندگی های اینها قابل مقایسه نیست. اون فردی که شهوترانی میکنه مطمئن باشید همه چیزشو از دست میده. حداقلش اینه که سلامتش رو از دست میده، اعتبارشو در جامعه از دست میده، همه میفهمن که این شهوترانه، دیگه کسی قبولش نداره، توی فک و فامیل دیگه وقتی که آتش شهوت روشن شد، همه میفهمن که این شهوترانه، کسی جرأت نمیکنه خانومش کنارش تنها یه جا باشه، همه این آبروریزی ها کم کم شروع میشه. پول ها کم کم از دست میره، افت کیفیت در کار اتفاق میفته. چون که گفتیم میل جنسی و انرژی ذهنی دستشون گردن همه.

یه روزی این مستی تموم میشه!

کسی که میل جنسی رو خیلی زیاد داره تخلیه میکنه و شهوترانی میکنه، انرژی ذهنیش هم تخلیه میشه و دیگه انرژی نمیمونه که بخواد کار کنه. میگم مگه اون اوایل دوران دو سه سال اول اعتیادش باشه که خیلی داره توی این کار لذت میبره و مسته! یعنی مست اعتیاده، مست رابطه های جنسی هستش که داره میذاره. ولی بعد این مستی تموم میشه. تبدیل میشه به حال بدی. تبدیل میشه به جایی که واقعا طرف مستأصل میشه و دنبال یه راه حلی میگرده و اینه که میبینیم توی انجمن های ترک اعتیاد جنسی افرادی هستند که طرف ده تا، صد تا، دویست تا، سیصد تا دوست دختر داشته و دیگه ته خط این کار بوده و میاد میگه که غلط کردم، دارم میمیرم از حال بدی. کمکم کنید!

گنداب نخوردن که هنر نیست!

میبینیم دیگه کاربرایی که به ما پیام میدن، خیلی شهوترانی کردن ولی چی؟ دیگه بسه شونه، دیگه نمیتونن، دیگه روح تحمل نداره. و اگر این لذت اولیه اعتیادها نبود، اگر لذت اولیه شهوترانی نبود، که خب ترک شهوت هنری نبود دیگه. اگر لذتبخش نبود، کسی که میگفت منم روی شهوت خودم کار کردم، پرهیز گذاشتم، یک کار بد مزه، یک کار مثلا بدون لذت گذاشتیش کنار! هنری نکردی! مثل اینکه یه نفر بگه که من انقدر کارم درسته که آب گل یا آب گنداب نمیخورم! همه بهش میگن خب این که هنر نیست که! هیچکی آب گنداب نمیخوره. کی میاد بخوره؟ ولی یکی میاد میگه من آب زلال خوش بو یا شربت مثلا آلبالو خوشمزه با شکر طبیعی که اصلا میخوری کیف میکنی، اینو میذارن جلوم نمیخورم. اون هنر کرده.

ظرفیت پذیرش دوپامین مغز محدوده!

پس برای همینه که کسایی که مثلا شهوترانی میکنن، آره، حالشون خیلی خوبه برای اوایل کار. چون که دوران اولیه اعتیاد هست و مست میشن. این دوپامین ها هی ترشح میشن توی مغزشون و تا میاد خالی بشه، رابطه بعدی و دوپامین بعدی، رابطه بعدی و دوپامین بعدی. حالا فرض کنید ظرفیت پذیرش مغز x مقدار دوپامین در روز هست. اینا ۱۰x یا ۱۰۰x دوپامین میریزن توی مغزشون، هی ترشح میکنه، ترشح میکنه و بعد به یه جایی میرسه که دیگه اینها جواب نمیده. دیگه پارتنر عوض کردن فایده ای نداره، دیگه هی انحرافات بیشتر رو باید تجربه کنن، Group Sex گذاشتن دیگه جواب نمیده، کارای عجیب و غریبی که گفتیم مثلا مستر- اسلیو و تمام چیزایی که توی پورن هست، اینا دیگه جواب نمیده. هی باید اون Novelty، اون جدید بودن، اون تکنیک جدید بودن برای مغز باید اتفاق بیفته تا اینها ارضا بشن. مثلا مغزشون به جایی رسیده که ۲۰۰۰X دوپامین در روز نیاز داره. دیگه با یک همسر و یک دختر و یک زن اصلا ارضا نمیشه طرف. مشکل خیلی بزرگ میشه توی مغزشون و باید مثلا توی Group Sex شرکت کنن. اونم دیگه جواب نمیده. به جایی میرسه که انقدر وحشتناک میشه این اعتیاد جنسی، که اون چیزهای وحشتناکی که نمیخوام  بگم، ولی از قطع کردن دست و پا و جنایت های جنسی که اتفاق میفته ولی باز اینها ارضا نمیشن. ادامه دارد…

فایل صوتی شهوتران شاد و موفق را دانلود کنید.

[تعداد: 3    میانگین: 5/5]

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

بستن
بستن