شوخی میکنم بابا !

سلام خدمت شما کاربران عزیز مس به طلا.

در این ویدیو در رابطه با شوخی کردن، صحبت می کنیم. شوخی خوبه دیگه. آدم دیگران رو بخندونه و لحظات شادی رو رقم بزنه. ولی دوستان ما اکثر مواقع وقتی شوخی می کنیم با همدیگه، با فامیل و این و اون، میایم و پامون رو یه کم از مرز ادب رد می کنیم. و شوخی هامون باعث میشه که دیگران رو برنجونیم. و اصلاً هم شاید حواسمون نباشه. این مخصوصاً برای کسانی که شخصیتشون، شخصیت شوخ طبعی هست و زیاد شوخی می کنن، وقتی که کسی زیاد شوخی می کنه، دیگه کنترل میزان آسیب رسانی شوخی های خودش از دستش خارج میشه.

و این رو به وفور شما می تونید ببینید. فرض کنید در جمعی از دوستان، یک نفر که خیلی شوخی می کنه، وقتی که شخصیتش تبدیل شد به یک شخصیت شوخی کن، یه جاهایی که دیگه کم میاره و دیگه شوخی تو ذهنش نیست، برای اینکه دلایل مختلفی داره. یکی از دلایلش اینه که برای اینکه کم نیاره و شوخی هاش تموم نشه، شروع می کنه به تحقیر کردن یکی از دوستان خودش. مثلاً سر به سر یکی بذاره. یکی رو بذاره وسط و دیگران رو بر علیهش بشورونیم در حالت شوخی مثلاً! یا مثلاً یکی رو مثلاً یک اشکالی، نکته ای در زندگیش، در رفتارش، در لباسش، در هر چیزی پیدا کنیم و هی اونو دست بگیریم براش. و این کار بسیار بسیار کار ناپسندی هست.

امام علی علیه السلام می فرمایند: شوخی بذر کینه رو در دلها می کارد. و وقتی که یک امام معصوم میاد این حرف ها رو می زنه، ایشون می دونستن که شوخی خیلی خیلی ملایمش مشکلی نیست و خود پیامبر، حضرت علی و بزرگان شوخی های خیلی خیلی ملایم، با ملاحت خیلی لطیفی انجام می دادن. ولی بیشتر از اون بذر کینه می کاره. شاید یک نفر دوست نمداشته باشه که شوخی های سنگین دوستش یا فامیلش یا هر کس دیگه رو تحمل کنه.

و وقتی که یک فردی میاد اینجوری خودشو توجیه می کنه که نه من فرد شوخ طبعی هستم. این کارو می کنم که همه بخندن و من محبوب جمع میشم با این کار، این کاملاً تصور اشتباهی هست. می دونید چه اتفاقی می افته؟ فردی که میاد با شوخی کردنش دیگران رو تحقیر می کنه، خودش رو از چشم همه میندازه. مخصوصاً از چشم کسی که ایشون رو تحقیر کرده. و دیگه بعدش نباید انتظار داشته باشه که اون فرد مثل قبل اون محبت قبلی رو نسبت به او داشته باشه. حالا مثلاً می بینی یک وقت یک نفر یه شوخی می کنه که توش تحقیری هست، خودش متوجه میشه و دیگه اون کارو تکرار نمی کنه.

ولی مثلاً می بینی بعضی ها دائم زبانشون چرخیده به شوخی های تحقیرآمیز. حتماً همه اطرافمون داریم دیگه. توی فایمل و توی آشناها. و پیامبرها و امامان ما چی میگن: شوخی اگر داخلش تحقیر باشه، طعنه باشه، هر گونه چیزهای منفی در قالب شوخی بخوایم شوخی رو بپیچیم دورش و یک تحقیر و طعنه رو با یک شوخی قالب یک نفر کنیم، این دیگه گناه محسوب میشه و وارد حیطه بی ادبی میشه و شخصیت اون شوخی کننده رو خورد می کنه. و می بینی که اون شوخی کننده با اینکه داره به ظاهر می خنده و همه رو می خندونه، ولی وقتی که خوب بررسی می کنی، می بینی که حال خودش از همه بدتره.

حالش بده، مضطربه، آروم نیست. چرا؟ ]ون که ضربه زده به روح خودش. خودشو تحقیر کرده. حالا یا با تحقیر کردن دیگران، خواسته توجهی جلب کنه، خواسته شادی کاذبی رو به وجود بیاره، ولی روح خودشو تحقیر کرده و خودشو خراب کرده. و می بینه که کم کم دوست ها از کنارش میرن، فامیل ها دوست ندارن باهاش برن. هر کس که در جلسات بعدی می خواد باهاش می خواد ملاقاتی داشته باشه، با حالت گارد و آماده باش میان جلوش. و می دونن که این زبونش تند و تیزه.

مثالی که به ذهن من رسید، مثل یک فردی می مونه، مثل یک گل زیبا می مونه. شما دیدید که یک رز بسیار بزرگ یک گل زیبا هست، یک شاخه داره و یک خارهای ریزی هم داره. تا این حدش همه می پذیرن که میشه یک جوری گل رو بگیری و از بوش لذت ببری. ولی فرض کنید همین گل خارهای بزرگی داشته باشه و اینقدر خار داشته باشه که اصلاً نشه طرفش بری! و اون خارها اصلاً اجازه نمیده که شما از اون گل لذت ببری. و اون فردی که شوخی می کنه شاید در وجود خودش خصوصیات مثبت اخلاقی هم زیاد داره. فضایل خوبی داره، مهربانی داره، ولی این شوخی هاش اینقدر تیز و زننده هست که اصلاً کسی دیگه زیبایی های اون گل رو نمی بینه! مثل گلی می مونه که خودش ده سانته، ولی تیغهاش بیست سانته! مثل جوجه تیغی پر از تیغه و اصلاً نمیشه نزدیکش شد.

این مطلب هم عالی و مفیده:  اعترافات و توبه هنرپیشه قدیم پورن: شلی لوبن

و اصلاً می بینی که خود اون فرد منزوی میشه، خودش حالش بد میشه و مجبور میشه که شوخی های رکیک تری انجام بده و دوز شوخی و بی ادبی در شوخی رو بالاتر ببره تا بلکه بیشتر جلب توجه کنه. و روز به روز باعث میشه که بدتر و بدتر دور بشه از دیگران. حالا یک مثال بسیار بسیار زیبا که یکی از اقوام ما که مطالعات بسیار کاملی دارن و قبلاً هم به ایشون اشاره کردم که یک کتابخانه بسیار بزرگ توی خونشون دارن، ایشون مثلاً یکی از شوخی هایی که حضرت محمد علیه السلام با امام علی علیه السلام کردن رو گفتن.

ببینید چقدر ملاحت زیبایی توش هست. گفتن: این دو بزگوار داشتن خرما می خوردن. حضرت محمد هسته های خرمای خودشونو گذاشتن توی بشقاب امام علی که حواسشون نبود. گفتن: یا علی چقدر خوردی! در همین حد. و ایشون هم در همین حد. و دیگه شوخی های بیشتر از این نمی کردن. و این باعث شد که محبت اینها بیشتر بشه. اون ملاحت محمد که میگن، یعنی یک نمک بسیار بسیار دلپذیر دوست داشتنی که باعث عشق بیشتر بین افراد میشه. در این حد.

ولی شما مثلاً می بینی که داشتیم دیگه. برای خودمون خیلی اتفاق افتاده. مثلاً میری مهمونی، به جای اینکه شما رو به عنوان یک مهمان که حقوق مهمان مشخصه، حقوق میزبان مشخصه، همه اینها در اسلام اومده. ولی مثلاً می بینی که مهمان به میزبان تکه میندازه، یا میزبان به مهمان تکه میندازه! مثلاً میگه: یه هفته می خوای بمونی… شاید اولش یکی از این شوخی ها دلپذیر باشه، ولی وقتی که تکرار میشه، بیست، سی و چهل تا تکرار میشه و هی زبان فرد آلوده میشه به شوخی های سنگین، دیگه کدورت به وجود میاد، تخم کینه کاشته میشه. تخم کدورت، دوری، دلشکستگی، دلسردی در رابطه کاشته میشه و می بینی که دوستان از اطراف انسان میرن.

و خیلی از فامیل ها به خاطر شوخی ها رابطه هاشونو کم می کنن. ما خودمون داریم توی فامیل. همیشه دوست داره یک نفر رو بذاره وسط و به شدت تحقیرش کنه که همه بخندن. و جوری شده که وقتی ما همه میریم، نزدیک ایشون، همه با گارد میریم و با اینکه ایشون ده سال، بیست سال از من بزرگتره، ولی جوری شده که از بچگی اینقدر با ما شوخی کرده که ما با گارد سراغش میریم. هر چی میگه، ما دو تا بزرگترشو بهش میگیم. دیگه رعایت بزرگیش رو نمی کنیم و اونو تحقیرش می کنیم. و او حالش بد میشه و دوباره شوخی بدتری می کنه.

این چیزیه که واقعاً زشته در فرهنگ انسانی. اصلاً کاری هم به دین نداشته باشیم، انسان ها نباید همدیگرو تحقیر کنن. پس شوخی خوبه، ولی بسیار بسیار ملایمش. آقای شیخ جعفر مجتهدی استدشون یک شعری همیشه به ایشون می گفتن که من حالا درست یادم نیست، ولی مضمونش اینجوری بود که می گفت: ادب خوب است، ادب خوب است، ادب خوب، هر آنکس بی ادب باشد، می خورد چوب. و جناب شیخ جعفر مجتهدی دائماً اینو به ایشون می گفتن.

جناب دولاب هم میگن: طلب با ادب خوب است. یعنی طلب خداوند در کنارش باید ادب باشه. اگر ادب نباشه، اون فرد بی ادب تمام زحمات سیر و سلوک خودشو از بین می بره. مثل یک گاو نه من شیرده میشه دیگه. تلف می کنه. با یک شوخی زشت و رکیک هر کاری که کرده توی مسیر رشد روحی و معنوی، همشو خراب می کنه. و باید دوباره شروع کنه از اول به ساختن اونها.

1 پاسخ
  1. ahmadreza77
    ahmadreza77 says:

    سلام خدمت استاد زارع عزیز

    امام كاظم عليه السلام :
    كانَ يَأْتِيهِ الْأَعْرَابِيُّ فَيُهْدِي لَهُ الْهَدِيَّةَ ثُمَّ يَقُولُ مَكَانَهُ أَعْطِنَا ثَمَنَ هَدِيَّتِنَا فَيَضْحَكُ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ كَانَ إِذَا اغْتَمَّ يَقُولُ مَا فَعَلَ الْأَعْرَابِيُّ لَيْتَهُ أَتَانَا.

    باديه نشينى بود كه نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله مى آمد و براى آن حضرت هديه مى آورد و همان جا مى گفت: پول هديه ما را بده و رسول خدا صلى الله عليه و آله مى خنديدند. آن حضرت هرگاه اندوهگين مى شدند، مى فرمودند: آن باديه نشين چه شد؟ كاش نزد ما مى آمد.

    كافى(ط-الاسلامیه) ج۲، ص۶۶۳، ح۱

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید