قدرت ایمان

دوستان در این ویدیو در رابطه با قدرت ایمان صحبت می کنیم. قدرت ایمان می تونه هر گونه سد و موانعی رو بشکنه و به خواسته های خودش برسونه. بارها شنیدید که میگن: ایمان داشته باشید. به اون هدفی و رسالتی که دارید، به هر چیزی که مد نظرتون هست، ایمان داشته باشید.

در ترک خودارضایی و شهوت، ایمان خیلی به ما می تونه کمک کنه که ما بدونیم که هر چقدر هم این بیماری پیچیده باشه، هر چقدر هم که این بیماری پیش رونده باشه و توی مغز ما بیشتر رشد کرده باشه، در روح ما بیشتر رشد و رخنه کرده باشه، اگر ما ایمان داشته باشیم که می تونیم از پسش بر بیایم و به اون نیروهای الهی که خداوند در وجود ما به ودیعه گذاشته، خیلی راحت می تونیم از پس این بیماری بزرگ بر بیایم و اون رو شکست بدیم. البته با کمک خداوند.

البته در آموزش های قبلی گفتیم: خدا در این قضیه خیلی نقشش قوی هست. شما اگر می خواید هر کاری توی زندگیتون انجام بدید، از جمله ترک شهوترانی، کافیه که دستمون رو توی دست خداوند قرار بدیم. دیگه انگار ما قدرتمون با قدرت بی نهایت الهی متصل میشه و ما بی نهایت شدیم و از خداوند یاری گرفتیم. و این قدرت ایمان و اینکه از خداوند کمک بگیریم، خیلی توی زندگی به کار میاد.

من یادمه یک مشکلی داشتم، یک نقص اخلاقی توی وجودم بود که واقعاً منو اذیت می کرد و خیلی از اون ضربه می خوردم. یک تفکر اشتباه توی ذهنم بود و این تفکر اشتباه منو اذیت می کرد. و هر بار هم می دونستم که از اونجا دارم ضربه می خورم، ولی نمی تونستم از پسش بر بیام. تا اینکه دوستی یک جمله خیلی قشنگی به من گفت: بارش رو روی دوش خدا بنداز و بگو: خدایا من نمی تونم این مشکلی که توی زندگیم هست، بارش رو به دوشم بکشم. لطفاً تو بار این رو به دوش بکش و من نا توانم. و پیش خدا اعلام کن که نمی تونی. و من این کارو که کردم، اصلاً رها شدم.

به جای اینکه سال ها و ماه ها برم کتاب بخونم و پیش روانشناس برم و… دیدم که نه! وقتی که سپردم به خدا، چون خداوند توی رفاقت خیلی با صداقت و با مرامه، کسانی رو که خداوند خیلی دوسشون داره، انسان هایی که بهش ایمان داشته باشن رو خیلی کارشون رو درست پیش می بره و به خواسته هاشون می رسونه، فارغ از اینکه شرایط بیرونی چی باشه.

خیلی جالبه. من دیشب با یکی از آشناهام که صحبت می کردیم، بحث این قضیه شد و ایشون خیلی مطالعات اسلامی قوی دارن. یعنی تاریخ اسلام رو شاید بگم کتابخونه شخصی ایشون پر از کتابه و زیرزمین خونه اش هم که جا نداشته، پر از کتابه. داستان جنگ خندق رو گفت: وقتی که جنگ خندق می خواست بیفته، مسلمانان در مدینه بودن و سه هزار نفر بیشتر نبودن، تجهیزاتشون فوق العاده کم بود و سی و شش تا اسب بیشتر نداشتن.

این مطلب هم عالی و مفیده:  غروب

ولی مشرکین تمامی حزب ها رو جمع کرده بودن که بهش جنگ احزاب هم میگن. از تمامی حزب ها، مشرکین و کفار یک سپاه ده هزار نفری از مکه جمع شده بودن و اومده بودن که مدینه رو تصاحب کنن و ششصد تا اسب و تجهیزات خیلی زیادی داشتن. یعنی همه امکانات و تجهیزات و پول و قدرت و همه چیز رو داشتن. علاوه بر اینها داخل مدینه هم یکی از قبیله های یهودی که خائن بود، اینها هم خیانت می کردنم و همکاری می کردن با دشمنان بیرون. دقیقاً مثل داستان امروز. منافق داشتن، دو رو داشتن، زیرآب زن، ستون پنجم، عوامل جاسوسی و این چیزهایی که الان در ایران هست، اون زمان هم وجود داشت. توی این شرایط چه اتفاقی افتاد؟ خیلی جالبه. می خوایم نقش ایمان رو ببینیم.

نقش خندق این بود که شور و بررسی کردن، گفتن: دور مدینه رو خندق بکنیم که نتونن وارد بشن. موقع کندن خندق به یک سنگی برخورد کردن. سنگی که بیستر قدرتمند بود و هیچ کاری نمی تونستن با اون بکنن. هیچ کس زورش نمی رسید که از پس این سنگ بر بیاد. خود پیامبر (ص) وارد شدن و سه ضربه به سنگ زدن. ضربه اول رو که به سنگ زدن، یک برقی خارج شد و یک سوم سنگ خورد شد. ضربه دوم و سوم هم همینطور…

پیامبر در شرایط خفقان اونجا که همه لشکریان دشمن دور اینها رو گرفته بودن و رجز می خوندن که فاتحه اسلام و مسلمین تمومه. جمع کنید برید دیگه. اومدیم همتون رو بکشیم و پرونده اسلام و پیامبر بسته بشه. با قدرت هم اومدیم. خیلی هم زور و پول و اسب و نفرات داریم. دقیقاً حرفی که الان آمریکا داره به ایران می زنه. پیامبر (ص) چی گفتن؟ هنگام شکوندن اون سنگ گفتن: این سه تا برق هر کدومش جبرئیل بود که به من خبر داد برق اول کجا رو آزاد می کنیم. روم رو آزاد می کنیم. یمن و صنعا تحت سلطه اسلام قرار خواهد گرفت.

و اینها رو که گفتن، اصلاً یک پارادوکس بسیار عجیب و غریب بود! از اون طرف اون تعداد زیادی داشتن می گفتن: بابا ما اومدیم شما رو نابود کنیم، شما تازه دارید ادعا می کنید ما فلان جا و فلان جا رو فتح می کنیم؟ اصلاً پارادوکسی بود که شاید خنده دار بود!  ولی دیدیم که در عمل این اتفاق افتاد. ایمان پیامبر (ص) به الله یکتا و خبرهایی که جبرئیل برای ایشون آوردن، گفتن: اصلاً مهم نیست که شما چقدر نفراتتون و تجهیزاتتون زیاده و… و این قدرت ایمان رو نشون میده.

[تعداد: 0    میانگین: 0/5]
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید