مقایسه نماز با نامزد بازی!!

دوستان حدود بیست و پنج دقیقه تا اذان مغرب هست، در کنار این دریاچه زیبا پشت سد زاینده رود اصفهان این ویدیو رو ضبط می کنم براتون و در رابطه با نماز صحبت می کنیم.

گاهی وقتا میشه که می بینیم افراد خیلی به نماز اهمیت میدن، چون ما در ویدیویی گفتیم: شما اگر می خواین خیلی توی زندگیتون پیش بیفتین، کاز همه جلو بیفتید، هم در بعد مادی، هم در بعد معنوی، نماز در زندگیتون خیلی بولد کنید. نماز رو خیلی بولد و قوی کنیم توی زندگی. یعنی این چیزی نباشه که درگیر کارهای روزمره هستیم صبح تا شب، لابلاش یه وقتی هم پیدا می کنیم، یه نمازی هم بخونیم! اصلاً اینطور نباشه. اینجوری باشه که ما صبح تا شب پنج وعده نماز محکم داریم، لابلاش هم کارهامون رو انجام میدیم. خیلی تفاوتش هست این دیدگاه.

و شما وقتی که اینطوری به قضیه نگاه می کنید، می بینید خداوند خیلی بیشتر توی زندگی به شما برکت میده، هم توی کسب و کارتون، هم توی هر کاری که می خواید بکنید، هم توی راحت انجام شدن کارها توی زندگی، نماز خیلی مهمه. و توی این ویدیو این نکته رومی خواستم بگم: می بینیم گاهی بعضی از افرادی که خیلی به نمازشون اهمیت میدن، شاید اطرافیان بگن: بابا چه خبره؟ شما حتی می تونی نماز ظهر و عصر رو هم یکی کنی و با هم بخونی! چرا از هم جداشون می کنی مثل سونی ها؟ (توی ایران شاید بگن).در صورتی که اصلاً ربطی به شیعه و سونی نداره.

شما می تونید این مثال رو بزنید: فرض کن من عاشق دوست دخترم هستم و قراره فعلاً در طول روز چند بار با هم تلفنی صحبت کنیم و نزدیک هم نیستیم و دوریم. آیا من ترجیح میدم صبح یکبار و شب یکبار باهاش حرف بزنم؟ یا اینکه ترجیح میدم اگر بشه مثلاً این سه بار رو تبدیل کنم به پنچ بار در طول روز بهش زنگ بزنم و باهاش حرف بزنم؟ دوست دختر، نامزد یا هر کسی. و حتی اگر پاش بیفته دوست دارم اون پنج بار هم تبدیل کنم به ده بار! و هی بیشتر و بیشترش کنم.

و شما می دونید کسانی که در طول دروان نامزدی هستن، همینطور دوست دارن صبح تا شب با هم چت کنن. دیگه اطرافیان خسته میشن، ولی اونها خسته نمیشن. چون عاشق هم هستن. مسأله عشقه. وقتی عشق وجود داشته باشه، شما اصلاً دوست نداری این ارتباط قطع بشه. برای همینه شما می بینید بعضی ها به جای اینکه نمازهای ظهر و عصر رو یکی کنن، مغرب و عشا هم یکی کنن، خوردش می کنن، صبح، ظهر، مغرب، عشا. پنج بار در روز وضو می گیرن، پنج بار آماده میشن، پنج بار سجاده میندازن و نماز می خونن. و نکته دیگر اینکه شما می بینی طرف توی خونه با پیژامه و زیر شلواری یه وضو می گیره و یه مهر هم میندازه روی زمین و نماز رو می خواد بخونه.

خوب شما فرض کنید اگر همون وقتی که می خوای همچین کاری بکنی، فرض کن زنگ خونه رو می زدن، مثلاً اگر کارمند هستین، مدیر شرکتتون پشت دره. شما حاضری با همون پیژامه بری در رو باز کنی؟ یا اینکه میگی: وای! مدیر دم دره! کت و شلوار رو بده به من! بهترین لباسی که داری رو می پوشی و میری دم در باهاش صحبت می کنی. اون که یک انسانه، یک مخلوقه و خودش جیره خوار خداونده.

این مطلب هم عالی و مفیده:  مقایسه ورزشهای رزمی و نماز

حالا وقتی ما می خوایم روبروی خدا وایسیم و با خدا صحبت کنیم، چرا میایم بدترین لباس خونگیمونو می پوشیم؟ زیر شلواری رو تا جایی که ممکنه بالا می کشیم و می ایستیم جلوی خدا و می خوایم نماز بخونیم! اصلاً اینطور نیست. ما می تونیم بهترین لباسی که داریم رو بپوشیم. و اگر نمی تونیم بهترین لباس رو بپوشیم، راه های دیگری هستش که خدا خودش چطوری دوست داره. مثلاً میگه: عبا بندازید، شنل بلندی بندازید که سر و سنگین باشه.

شما اگر با نامزد یا دوست دختر خودتون قرار دارید که با هم برید بیرون و با هم باشید. آیا لباسی رو می پوشید که او دوست داره؟ یا لباسی می پوشید که راحتید؟ معمولاً همه جوری لباس می پوشن که طرف مقابل خوشش بیاد. و ما وقتی که می خوایم نماز بخونیم، باید ببینیم خدا که معشوق ماست، که هم عاشق ماست؛ او چی دوست داره که ما بپوشیم؟ هر چی او دوست داره، ما بپوشیم. هر جور او دوست داره ما عبادتش می کنیم.

انواع و اقسام راه های عبادت وجود داره. خدا دوست داره که ما باههاش حرف بزنیم، به دیگران خوبی کنیم، ولی بیشترین روشی که خدا دوست داره ما باهاش حرف بزنیم، نماز خوندن هست. خودش اینجوری دوست داره. و ما هم میگیم: چشم. چون تو معشوق ما هستی و اینجوری دوست داری که نماز بخونیم، همون کاری که تو دوست داری، ما انجام میدیم. تو میگی: دو لا شین، راست، چپ، هر کاری که تو میگی، ما انجام میدیم. چرا؟ چون تو ما رو دوست داری و ما هم تو رو دوست داریم.

و هیچوقت هیچکس نمیاد سر قرار ملاقات با دوست دخترش که میره، بگه: حالا درسته که تو دوست داری من شیک باشم و کراوات بزنم، ولی من با زیرپوش اومدم دیگه! راحت تریم. خودمونی تریم دیگه! مگه مشکلیه؟ نه! تو می دونی که اون چی دوست داره، همون رو حتی بهترش هم می پوشی که اونو خوشحال کنی. این میشه عشق واقعی.

پس همه باید همین کارو بکنن که وقتی می خوان نماز بخونن، به دید یک رابطه عاشقونه به خالق خودشون نگاه کنن. چه جوری خدا دوست داره؟ چه زمان هایی خدا دوست دره؟ و چطور؟ به چه شکلی؟ با چه کلماتی و با چه شکل و شمایلی؟ هر جور تو دوست داری، ما همونطور انجام میدیم. اونوقت خدا میگه: تو که توی زندگی منو دوست داری و این کارو کردی، من هم کارهایی که تو دوست داری برات جلو میندازم. پول برات میارم. خوشبختی برات میارم. و هر چی که تو دوست داری، منم برات مهیا می کنم.

و می بینی که توی اوج شرایط بی پولی و بحران، طرف خیلی هم خوب پول درمیاره و خیلی شاده و هیچ مشکلی نداره و در آرامش مطلق زندگی می کنه.

 

[تعداد: 0    میانگین: 0/5]
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید