نکنه برگردم به لغزش؟

نکنه برگردم به لغزش؟

کاربری از ما سؤال پرسیدن: بعد از اینکه چند ماه خودارضایی رو کنار گذاشتن، اخیراً یه ترسی افتاده توی وجودشون که نکنه من مثل دفعه قبلی برگردم به خودارضایی و این کارو انجام بدم؟ و نکنه دوباره برگردم به اون چرخه تاریک گذشته؟ چرا اینجور میشه و چیکار باید بکنیم؟ شک نکنید که این از سمت شیطان میاد. شیطان حمله هایی رو داره که به سمت ما حمله می کنه از سمت راست، چپ، عقب و جلو. و این کامل در قرآن شرح داده شده و من در آموزش های استاد شجاعی یاد گرفتم که ایشون خیلی قشنگ این مبحث رو باز کردن. حمله عقب حمله ای هستش که شیطان میاد گذشته شما رو به رخ شما می کشه و به خاطر گناهان گذشته و ناراحتی ها و مشکلاتی که در گذشته داشتید، اونها رو به رخ انسان می کشه و حال انسان رو بد می کنه. حمله جلو، ترس از آینده رو توی وجود انسان می ندازه و وعده فقر و نا امیدی میده و مگه: تو نمی تونی! نمیشه! فقیری! تو پول نداری! توی این مسیر پات می لغزه! و حالا توی این مثالی که ایشون میگن: طرف می ترسه که من برگردم به روزهای گناه، انگار به نوعی شیطان حمله عقب و جلو رو با هم ترکیب کرده! یک ترسی از آینده توی وجود اون فرد، یعنی حمله از جلو و میگه: گناهان گذشته میاد جلوی راهت و مواظب باش و بترس که به زودی گناهان گذشته تو میاد و دوباره روبروی تو قرار می گیره! یعنی حمله عقب و جلو رو با هم داره اتک می کنه. و خیلی راحته وقتی ما بشناسیم، توی یک فایل دیگه هم گفتیم: وقتی از گناهان گذشتمون توبه کنیم، خداوند همه گناهان ما رو و هر کاری که ما در رابطه با شهوترانی کردیم، شهوترانی و ترک خودارضایی کردیم، همه اینها رو خداوند می بخشه و اونها رو تبدیل به حسنه و ثواب می کنه، تبدیلشون می کنه به کار نیک. انگار ما کار خوب کردیم! عبادت کردیم! یا ذکر خدا رو گفتیم و نماز خوندیم و یا به مردم خدمت کردیم! ولی از نظر اینکه حمله جلو که میگه: از آینده هم می ترسونه: اصلاً ترسی نداره. ما خیلی راحت میایم و از خداوند می خوایم که کمکمون کنه و از حمله عقب و جلوی شیطان بتونیم خودمونو رها کنیم. و نکته دیگر اینکه این ترسی که شیطان در وجود انسان میندازه، در درون خودش یه نوع شهوتی وجود داره که این رو ما خودمون شاید حواسمون نباشه، شیطان میاد و به شکل ترس میاد این رو به ما نشون میده، ولی شاید زیر پوستی بیاد بگه: آیا دلت تنگ نشده برای روزهایی که شهوترانی می کردی؟ یادته چقدر خوش می گذشت؟ یعنی شیطان اینجا خیلی زرنگی به خرج میده و میاد گذشته انسان رو وقتی که توی گناه بوده، دردها و مصیبت ها و نکبت های که اون فرد در دوران گناهکاری خودش کشیده، اونها رو از فرد مخفی می کنه و اون یه سری لذت ها رو میاد به یاد انسان میاره و میگه: یادته وقتی خودارضایی می کردی، چه لذتی داشت؟ دیگه نمیاد بگه: یادته وقتی خودارضایی می کردی، چقدر افسردگی داشتی، چقدر حال فیزیکی، روحی و درس و حافظه ات چقدر داغون بود! اینا رو همش به یاد شما نمیاره و فقط اون لذت چند ثانیه رو به یاد شما میاره و میگه: دیدی چقدر خوب بود؟ و این رو ما باید خیلی حواسمون بهش باشه و کلاً توی قرآن داریم که شیطان میگه: من به این بنده های خدا کاری می کنم که گناه رو براشون زینت میدم و یه کار اشتباه رو براشون زینت میدم. زینت میدم، خوشگل موشگل، تر و تمیز و دکوراسیون و با علم تبلیغات میام میگم: این کار خیلی قشنگه! می بینیم که در دوران مدرن هم همینه. میان همجنسبازی رو خیلی قشنگ جلوه میدن. میان گناه رو زینت بهش می بخشن و میان توی این فیلم ها که می سازن، همش پشتش شیطانه و شیطان میاد گناهان و کارهای زشت رو قشنگ جلوه می کنه و توی دعاها هم داریم، ائمه دعاهایی که به ما یاد دادن، میگن: از خدا اینجوری معذرت خواهی کنید. بگید: خدایا من می خواستم خوب باشم، ولی نفس من اومد برای من گناه رو تزئینش کرد و قشنگش کرد و من گول خوردم. و من رو ببخش. گول نفسمو خوردم. نفس چیه؟ نفس هم از شیطان گول می خوره دیگه. دقیقاً مثل همون مثال عسلی هست که در لبه تیغ ریخته شده. من عسل رو دیدم، تیغ رو ندیدم همون گرگی که در لباس میش هست. اینجوری هست اینجا هم. من گرگ درون رو ندیدم. من میش رو دیدم و فکر می کردم بره بی آزاره، ولی دیدم که گرگ در درونش هست. و شیطان این کارو می کنه. و ما باید خیلی حواسمون باشه و فقط از خدا بخوایم که اون افککار گذشته نیاد سر راه ما و خیلی آروم باید با این قضیه برخورد کنیم. حالا راهکار این قضیه چیه؟ تا حالا دلایلش رو گفتیم. و راهکارش خیلی زیاد هست. راهکارش اینه که اولاً هر ترسی که در زندگی انسان وجود داشته باشه، هر ترسی نود و نه درصدشون پوشالی و دروغین هستن و اصلاً ترسی وجود نداره! ما انسان ها اشرف مخلوقاتیم و قدرت های زیادی داریم. و ترس های ما اکثرشون پوشالی هستن. اگر انسان از ترس هاش نترسه و ناراحت نشه که چرا این ترس اومده تو وجودش نشسته و اون کارو به خداوند بسپاره، خیلی راحت تر می تونه از پس ترس هاش بر بیاد. حالا توی همچین مثالی اگر خدای نکرده فردی حتی لغزش هم بکنه و می ترسه که برگرده به اون زمان، بدترش حالتش اینه که لغزش هم کرده، میگیم: خدایا اگر من لغزش کردم، توبه می کنم. خدای من مهربونه. مثل کسی که یه روز نامه به خدا و لیست شکرگزاری روزانه رو ننوشته و یا درد دل خودش رو به شکل روزانه به خدا ننوشته و چی میشه؟ هیچی نمیشه. هیچ اشکالی نداره، روز بعدش می نویسه. یا مثلاً کسی که نماز صبحش قضا شده. آسمون که به زمین نیومده، دنیا هم به آخر نرسیده! همون موقع شروع می کنه و قضاش رو می خونه و از روز بعد شروع می کنه به ادامه دادن همون مسیر قبلی. حالا اگر خدای نکرده در همون مسیر لغزش کنه، وقتی که شما بدترین حالت ممکن رو بپذیرید و براش توی ذهنتون راهکار تعریف کنید، وقتی لغزش اتفاق افتاد، شما میگید: شیطان می ترسونه که لغزش بکنم، پس اگر لغزش کنم، توبه می کنم. باز انسان بر می گرده و آروم میشه. قوی ترن کاری که انسان می تونه برای ترس هاش توی زندگی بکنه، اینه که ترس هاشو به خداوند بسپاره و بگه: خدایا تو اون خدای بزرگ و مقتدر و جبار قادر و علیم و خدای آگاه و قدرتمند جهان تو هستی. من کی ام؟ من نمی تونم از پس ترس هام بر بیام. پس این ترس هامو به تو واگذار می کنم و زندگیم رو می کنم. و واگذار کردن ترس ها به خداوند به ما قدرت بسیار زیادی میده. همون مثالی که گفتیم: بچه میره باباشو میاره و میگه: من زورم به تو نمی رسه، بابامو آوردم که بابام بزنتت. اینجا هم اینطوریه. به خداوند میگیم: خدایا من ترس هامو به تو می سپارم. تو بیا و حلشون کن. من چه کاره هستم؟ من اصلاً کسی نیستم در این عالم. و وقتی من وصل میشم به خداوند و ارزش های خدایی و معنوی رو در وجود خودم گسترش میدم، اونوقته که من کسی میشم. من میشم اشرف مخلوقات و من میشم مثل اعلای خداوند و شبیه ترین موجود به خداوند خود من هستم. یک راهکار دیگه هم این هستش که اگر ما توی زندگی خیلی این وسوسه ها و ترس ها اذیتمون می کنه، در نهایتش اهمیتی به اونها نمیدیم. قبلاً هم گفتیم: یه سری از وسوسه هایی که به سمت ما میان، رومون رو برگردونیم که به ما نرسن. و اینجوری به شیطان میگیم: تو کار خودتو بکن، وسوسه و ترس و نگرانی و اینها رو هی تولید کن و بفرست به سمت من. من هم کار خودمو می کنم و امیدوارم و با خدا رابطه خوبی دارم و پرهیزمو دارم، دعای روزانمو دارم. منم کار خودمو می کنم. تو هم کار خودتو بکن. من اصلاً کاری به تو ندارم. اصلاً به من نمی رسه که من خودمو در معرض اینها قرار بدم. تو برای خودت کارتو بکن. من کاری بهت ندارم، من کار خودمو می کنم. وقتی که ما کار خودمون بکنیم و رابطمونو با خدای خودمون برقرار کنیم، می بینیم که شیطان اصلاً میره و سراغ کسی دیگه میره. و میگه: این اصلاً محل نمیده به من که بخوام من کاری کنم و وسوسه اش کنم! حالا درسته شیطان همیشه میاد و ما هر چه بیشتر رشد کنیم، با حمله های جدیدتری میاد. ولی وقتی که اون طناب اصلی و ریسمانی که اون رو در دست بگیریم و به خدا وصل بشیم، قوی ترین حمله های شیطان هیچ قدرتی ندارن. و داریم که شیطان فقط وسوسه می کنه و هیچ قدرتی روی ما نداره! فقط وسوسه! فقط پیشنهاد میده! توی این فیلم های مافیایی دیدین که جمله معروفی که میگن: من پیشنهادی به او دادم که نتونست ردش کنه! شیطان فقط میاد پیشنهاد میده و میگه: این هم هستش ها. شما می تونید این کارو انجام بدید و این لذت ها رو هم می برید و میره. ولی روز قیامت که می رسه، شیطان میاد به کسانی که گولش رو خوردن اصلاً لعنتشون می کنه. میگه: واااای بر شما که چقدر ساده لوح بودین! من فقط پیشنهادمو دادم و رفتم! از من دور شید، برید گم شید! یعنی شیطان همونجا هم میگه: چقدر شما شل بودید! من فقط پیشنهادمو دادم و رفتم! چقدر شما ضعیف بودید که به پیشنهاد من گوش دادید و رفتید اون کارو انجام دادید! و وقتی که بنده ها توی روز قیامت می خوان به شیطان بگن: شیطان گولمون زد، شیطان میگه: اه اه برو نزدیک من نیا! برو که چقدر ضعیف بودی! من قدرتی روی شما نداشتم! من فقط پیشنهاد دادم! شما اشرف مخلوقات بودین و خدا از خودش در شما دمیده بود.صفات خداوند رو فقط شما می تونستید در وجودتون متجلی کنید. هیچ مخلوق دیگه ای نمی تونست! فرشته ها هم نمی توستن. شما فقط می تونستید. و شما هم چقدر ساده لوح بودید که با وسوسه های من لغزیدید! اصلاً برید دور شید از من… میگه: دور شید از من، برید، اه اه اه، نمی خوام! برید خودتون شل بودید! چرا؟ چون ما وسوسه های شیطان رو نمی شناسیم و از خداوند هم کمک نمی گیریم و گول می خوریم و لغزش می کنیم.

این مطلب هم عالیه:  مقابله با وسوسه

فایل صوتی نکنه برگردم به لغزش؟ را دانلود کنید.

 

2 پاسخ
  1. Maryamii
    Maryamii says:

    سلام. ایام به کام. ممنون از سایت خوبتون اقای زارع. چند مدتی هست که دارم تو سایتتون چرخ میزنم و پست هاتون رو دنبال میکنم. امروز حال من خوبه دیگه تو تاریکی نیستم. میدونید سخته یه عادت رو که بهت لذت میده بزاری کنار .تنها کاری که خوشحالت میکنه و حالتو اون لحظه خوب میکنه اما موقتا یعنی لذت انی. لذتی که بعدش پشیمونی و ناراحتیه و حس بد نسبت به خودت پیدا میکنی خیلی خیلی حس بد. من دارم می جنگم با این حس لذت انی. دارم به لذت های واقعی میرسم‌ به اینکه اول از همه خودمو دوس داشته باشم.
    به کسایی که مثل خودم هستن میخوام بگم یکبار واسه همیشه کنارش بزارید نگید فقط همین بار انجام بدم دیگه کنار میزارم اینطوری نمیشه به خودت قول بده که بزاری کنار اولش سخته منم دارم تمرین میکنم مطمئنم روزی میاد که مینویسم از این امتحان خدا هم سر بلند شدم و من تونستم شما هم میتونید.
    میتونی با نوشتن حالتو خوب کنی .از همین حالا شروع کن😍

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید