مقالات

مکانیزم تلقین

تلقین کردن، فریب دادن خود نیست!

در این فایل صوتی در رابطه با موضوع تلقین کردن صحبت می کنیم. وقتی که صحبت از تلقین یا قانون جذب میشه، خیلی ها هستن که عقیده ای ندارن و مخالف این حرف هستن و میگن: یعنی چه شما هی میگی: تلقین کن! مثلاً من پول ندارم، هی به خودت تلقین کن که پول دارم! مثلاً من پول ندارم توی جیبم و هی بگم: پول دارم، پول دارم، پول دارم… یا اینکه یه چیزی رو ندارم، بیام هی به دروغ به خودم بگم! و میگن: با حلوا حلوا کردن، دهن شیرین نمیشه یا اینکه فکر می کنن که تلقین کردن مثل این می مونه که انسان خودشو گول بزنه و چیزی که حقیقت نداره رو هی الکی بیاد به خودش تلقین کنه.

ولی دوستان واقعیت چیز دیگری هست. درسته که اون صحبت ها و شبهات که پیش میاد، درسته. ولی ما که نمی خوایم خودمونو گول بزنیم! اگر کسی خودشو گول بزنه و هی چیزی که الکی نداره رو هی بگه: من دارم و هیچ اقدامی نکنه و ندونه اصلاً تلقین یعنی چه، بله درسته. با حلوا حلوا کردن دهن شیرین نمیشه. ولی ما اگر بدونیم که مکانیسم تلقین چطوری اتفاق می افته، خیلی این موضوع رو درک می کنیم و از قدرت تلقین در زندگیمون بی نهایت استفاده می کنیم. اول از همه که بفهمیم تلقین یعنی چه، باید بفهمیم ناخودآگاه ما چطور کار می کنه. ضمیر ناخودآگاه ضمیری هستش که به ما این تواناییو میده که یک سری کارها رو توی زندگیمون بدون اینکه اصلاً روش بخوایم فکر کنیم و بدون اینکه بخوایم آگاهانه اونها رو انجام بدیم، اونها رو کنترل می کنه و انجام میده.

مثل نفس کشیدن، مثل پلک چشم که هر از گاهی پلک می زنه و رطوبت چشم رو تنظیم می کنه. یا وقتی جسمی به طرف ما میاد، خودبخود چشم ما بسته میشه.

ناخودآگاه فرق بین واقعیت و غیر واقعیت را درک نمی کند

ما که اینها رو آگاهانه انجام نمیدیم که! یه صدای بلند میاد، ما شوکه میشیم می پریم بالا، اینها رو ناخودآگاه انسان انجام میده. و حالا اینها چیزهای ناخودآگاه الهی بود که خداوند اینها رو توی وجود ما نصب کرده، کارهایی که ما آگاهانه در زندگی انجام میدیم، اگر به اندازه کافی تکرار و تمرین داشته باشیم، از حالت آگاهانه تبدیل میشن به ناخودآگاه. یعنی دیگه ضمیر خودآگاه زحمتی نمی کشه برای کنترل کردن اونها. مثل رانندگی کردن. وقتی که ما رانندکی می کنیم، اولش با آگاهی کامل حواسمون هست که دنده رو چطور عوض می کنیم و… ولی بعد از یک مدتی رانندگی دیگه تبدیل میشه به ناخودآگاه و دیگه ما حواسمون نیستش که دستمون کی میره دنده رو عوض می کنه، کی میره کلاژ رو شل و سفت می کنه، گاز میده و … همه اینها رو خودبخود و نا خودآگاه انجام میده.

اگر ضمیر ناخودآگاه ما اینقدر قدرتمنده که ما یک سری چیزها رو از فیلتر آگاهیمون می تونیم دریافت کنیم و روی اونها تکرار و تمرین کنیم و وارد ضمیر ناخودآگاهمون بکنیم، چرا این کارو توی زندگیمون انجام ندیم؟ ببینید عزیزان ناخودآگاه هیچ تفاوتی بین حقیقت و یک چیزی که ما فقط خیالش رو بکنیم، نمی تونه قائل بشه که تشخیص بده اون چیز حقیقیه یا غیر حققیقی داریم بهش وارد می کنیم. هر ورودی که به ناخودآگاهمون وارد کنیم، ناخودآگاه اون رو باور می کنه، یه جورایی گنگه! اصلاً حواسش نیست که وقتی در دنیای بیرون فرض کنید ناخودآگاه رو زیر قرار بدیم و فرض کنیم در درون ماست و فرض کنیم خودآگاهمون در رو قرار بگیره. وقتی که ما به ناخودآگاهمون چیزهایی رو ارسال می کنیم و مطالبی رو میگیم، اون براش فرقی نمی کنه و نمی تونه تشخیص بده که آیا در دنیای بیرون اونها واقعیت دارن یا ندارن!

ناخودآگاه بر اساس ورودی ها و تکرار عمل می کند

اولین مثالش که یک مثال خیلی معروف و عینی که همیشه زده میشه اینه که اگر با شما در مورد لیمو ترش صحبت کنیم و بگیم: یک لیموترش رو در نظر بگیر، قاچش می کنیم، بوش میاد بالا و… شروع می کنه از دهان شما آب جاری شدن و از دهن انسان آب می افته! چرا؟ چون ضمیر ناخودآگاه نمی تونه بفهمه که آیا شما یک لیمو رو قاچ کردی یا فقط داری حرفش رو می زنی! دلیلی دیگرش اینه که در حیطه مسائل جنسی که ما آموزش میدیم، ترک خودارضایی و… می دونیم که یکی از مخرب ترین راه هایی که به انسان ضربه می زنه و کسانی که دارن تلاش می کنن خودارضایی و پورنوگرافی و شهوترانی رو کنار بگذارن، از همین خیال و افکار هست که ضربه می خورن.

می بینی طرف اصلاً بدون اینکه در دنیای خارج کاری کرده باشه، کسی کنارش باشه، همین مرور خاطرات جنسی یا مرور فیلم هایی که قبلاً دیده، اون رو به تحریک می رسونه و اینقدر تحریک میشه که خودارضایی می کنه! یعنی انگار واقعاً یک اتفاقی افتاده! و اصلاً دیدن پورن هم همینه. هیچ چیز واقعی وجود نداره. ما یک صحنه هایی رو داریم می بینیم، تصویرهایی میره توی مغز ما. پس چرا ما اینقدر تحریک میشیم؟ چون ناخودآگاه نمی فهمه که این واقعیه یا غیر واقعی. بنابراین ناخودآگاه ما نمی تونه فرق بین حقیقت و غیر حقیقت رو نمی تونه تشخیص بده. حالا میایم توی بحث تلقین چیکار می کنیم؟ میایم میگیم: اون چیزی که مد نظر ماست، اون خواسته ها رو به ناخودآگاهمون دیکته می کنیم. و اینقدر باید تکرارش کنیم تا از حالت خودآگاه تبدیل بشه به ناخودآگاه.

تلقین و استفاده از آن در قانون جذب

مثلاً اینکه میگن: جملات تأکیدی رو زیاد استفاده کنید، یعنی چی؟ یعنی من مثلاً در حوزه مالی میگم: پول درآوردن خیلی راحته. خوب اولش وقتی که میگی، ذهن منطقی و خودآگاه ما به شدت با اون مقابله می کنه و میگه: نه! اصلاً اینطوری نیست! خیلی هم سخته! کی گفته پول درآوردن اینقدر راحته. و سریعاً مدارک و شواهد خودشو از جامعه و صحبت های مردم رو برای ما ارائه میده و میگه: نه! پول درآوردن خیلی هم سخته. ولی وقتی شما ادامه بدید و بگید و مثلاً تصور کنید. این تصور و خیال و تلقین اینجا به درد می خوره که ناخودآگاه رو قراره یک چیزی رو بهش حالی کنیم.

مثلاً اینقدر تکرار می کنی که پول درآوردن راحته، فرصت های کسب و کار زیاده… اگر به اندازه کافی این رو به ناخودآگاه بگیم، باعث میشه که ناخودآگاه کم کم باور کنه  جالبی نکته اینجاست که وقتی که ناخودآگاه ما کم کم شروع کرد به باور یک چیزی، دیگه در دنیای بیرون جوری به مغز ما فرمان میده، جوری به چشم های ما فرمان میده، جوری به دست های ما فرمان میده و به مغز و افکارمون فرمان میده و اونها رو هدایت می کنه که انگار اون اتفاقه افتاده! مثلاً فردی که دیگه باورش شده رانندگیش خیلی خوبه و راننده خوبی شده، خودبخود ناخودآگاهش به دستش میگه: اینطوری حرکت کن! الان دنده رو عوض کن، الان این ور رو نگاه کن، اون ورو نگاه کن، یعنی کنترل همه چیز انسان رو ناخودآگاه بر عهده میگیره و باعث میشه که طرف اونجوری رانندگی کنه.

و حالا فردی که اینقدر روی تلقین خودش کار کرده و به خودش گفته: پول درآوردن کار راحتیه و اینقدر این رو با خودش تکرار کرده و واقعاً این رو پذیرفته و واقعاً باور کرده که در دنیای بیرون اینطوری هست، چیکار می کنه؟

تأثیر ناخودآگاه بر دو فرد متفاوت

 به مغز ما، به چشم ما، به گوش ما، به زبان ما فرمان میده که اینجوری باشه که پول درآوردن خیلی راحته. اونوقت ما چیزهایی رو می بینیم که فردی پول درآوردن براش راحته، اونها رو می بینه. ما حرف هایی رو می زنیم که افرادی که پول درآوردن براشون راحته، اون حرف ها رو می زنن. خیلی ساده اش رو بخوام بگم، اینه که: فردی که مثلاً در ناخودآگاه خودش به این باور رسیده که پول درآوردن کار راحتیه، با فردی که این باور رو نداره اینه که: توی یک خیابون که اینها دارن رانندگی می کنن، اون فرد اول سر چهارراه سمت چپ می پیچه و ناخودآگاهش میگه: سمت چپ برو، برو فلان شرکت، پیش فلان فرد او رو ملاقات کن.

ولی اون فردی که در وجود و ناخودآگاهش به این باور رسیده که پول درآوردن خیلی سخت و غیر ممکنه، سر چهارراه شاید سمت راست بره، سمت دیگری بره. یعنی ناخودآگاهش بهش میگه: اون وری برو. برو اون ور تا آخر عمر شغل ساده ای داشته باش! و اصلاً به ذهنش خطور نمی کنه که شاید راه های دیگری هم باشه. تلقین اینجا به ما کمک می کنه. پس تلقین دروغ گفتن به خود نیست که ما بگیم داریم به خودمون دروغ میگیم. نه! ما اینقدر به ناخودآگاهمون تلقین می کنیم که ناخودآگاه ما بیدار بشه و دست و زبان و فکر و رفتار و همه چیز ما رو جوری تنظیم کنه که اونجوری فکر کنیم و اون رو ببینیم و اون راه ها رو بریم. اونوقت می بینی که فرد در نزدیکترین جای زندگی خودش یک فرصت بسیار عالی برای پول درآوردنش وجود داشته که سالهای سال اون رو ندیده!

اثر تلقین در سیر و سلوک و عرفان

از اون وقتی که شروع می کنه به خودش میگه: پول درآوردن کار راحتیه و ناخودآگاهش باور می کنه، می بینه که عه! این فرصت هست، اون فرصت هست، این کارو میشه کرد، اون کارو میشه کرد! ایده های جالبی میاد توی مغزش و حتی راه رفتن اون فرد هم فرق می کنه. چه برسه به افکار و ایده هایی که به اون فرد منتقل می کنه. پس اینه داستان تلقین. ما در مقام آخر دوره استحاله میل جنسی در رابطه با اونها صحبت کردیم. در رابطه با باورهای ثروت ساز، در رابطه با زدودن باورهای انسان های بازنده. اینها رو کاملاً در رابطه باهاش صحبت کردیم.

و انشاالله این مقام رو تکمیل تر هم خواهیم کرد. و جدیدترین یافته ها و چیزهایی که خودم در زندگیم پاده کردم رو باز هم به مقام نهم اضافه می کنم که عزیزان این بحث رو خیلی کامل درک کنن. و در دوره سالیتود هم ما از بحث تلقین استفاده کردیم برای معنویت. حالا توی دنیا از تلقین در بعد مادی خیلی استفاده میشه، باری جذب پول و ثروت و ماشین و… ولی در بعد معنوی خیلی کمتر از اون استفاده شده. در صورتی که یکی از عرفای بزرگ این جمله رو میگه: هیچکس با تلقین به جایی نمی رسه. اگر فرد می خواد در بعد عرفانی و سیر و سلوک و… رشد کنه و به مقامات بالا برسه، باید روی تلقین کار کنه و این نقش تلقین در سیر و سلوک و رسیدن به خداوند هم حتی به درد انسان می خوره. پس باید از تلقین استفاده کنیم. امروز جمعه هست که این فایل رو ضبط می کنم.

همین حالا از قانون تلقین استفاده کنید

 و فردا شنبه هست و شما می تونید از همین الان از قوه تلقین استفاده کنید و یک هفته بسیار قدرتمند رو برای خودتون رقم بزنید. به جای اینکه به این افکار اجازه بدید که بگن: وای فردا رسید! صبح شنبه رسید، وای حالم بده، کارها زیاده، حال ندارم، هوا سرده و صبح زود چرا باید بیدار شم و … میاد میگه: خیلی هم خوبه و تموم افکار مثبت رو به ذهن و ناخودآگاهتون میگید تا اون هفته رو به صورت بسیار زیبایی رقم بزنید.

از این بعد به جای اینکه بگید: شنبه بدترین روز هفته هست، اینقدر به خودتون تکرار کنید که شنبه بهترین و شادترین روز هفته هست، شنبه ها لذتبخش ترین روز کاری منه. شنبه ها انرژی من از همه روزها بالاتره. اینقدر اینها رو بگید که وقتی ناخودآگاهتون باور کرد، شنبه ها رو برای شما بهترین روز می کنه. نگاه شما، گوش های شما، حرکت شما، زبان شما، چپ یا راست رفتن شما، قدم زدن شما، همه چیز شما رو جوری عوض می کنه که شنبه ها میشه بهترین روز زندگی شما.

 

فابل مکانیزم تلقین را از اینجا دانلود کنید.

image_pdfimage_print
[تعداد: 3    میانگین: 3/5]
برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

همچنین ببینید

بستن
بستن
بستن