محمدمهدی کرامت 1 ماه قبل

با سلام خدمت شما آقای زارع من محمدمهدی 21 سالمه مادرم هم می‌دونه که من تقریبا یک ساله که میخواهم ازدواج کنم اما بعد از این همه حرف ها در طی این ماه ها امشب به من میگه الآن تو جوونی آدم اوایل یکم زیادی این طوری میشه بزرگتر که شدی این حالت ها عادی میشه و حرف هایی مثل پشیمون میشی و حرف های منحرف کننده تر که خونه نداری کار نداری هرچی گفت الا اون حداقلی که باید میگفت آقای زارع من خیلی از مادرم متنفرم از اینکه بعد سه سال فهمیدن دین اسلام که تازه خودم بدست آورد م نه اینا بعد چندین ماه اطلاع مادرم از حال من جواد جان برادر من روز به روز دارم بی تاب تر مریض تر تنهاتر حوصله آب خوردن و دستشویی رفتن هم ندارم چند ساعت دستشویی نمی‌رم آب نمی‌خورم اما حواسم نیست صبح بیدار میشم بعد از ظهر یا ظهر دستشویی میرم صبحانه و بعضی وقتا نمی‌خورم یعنی حوصله ندارم بخورم از تنها بودن خودم حتی با دست و پام کار نمیکنم یه حالتی به جنس مخالف دارم اون حالت نه شهوت جنسیه نه محبته نه هیچی احساس میکنم تنهام آرامش ندارم یه حالت نیازی که نمی‌دونم چیه هر هفتههر چند روز بیشتر میشه یادم میره اما وقتی یادم اومدشدید تر میشه قوی تر میشه به من میگن تو بهتر میشی درس بخونم سرگرم چیزی باش در کل اما من بدتر میشم اون حالت نیاز من بیشتر و اطلاعات به درد نخور اطرافیان یا بیشتر یا همان حرف ها مگه آدم وقت ازدواجش اذان یا زنگ تفریحه که برای همه یکی باشه من برادر مشکلم چیه چرا نیازی به جنس مخالفم دارم که قوی تر از نیاز به مادره چرا همه چیز رو به زن تعبیر میکنم مثلاً میگم این ماشین الآن زنه من تو بغلش هستم

1 پاسخ
کوثر سلمانیسلمانی عضو سایت 1 ماه قبل

سلام دوست عزیز…

الحمدلله که اینجا اومدین و با صحبت کردن حتماً و به یاری خدا مشکلات شما حل خواهد بود ، دوست عزیز ببینید از نظر خود ما که همیشه تاکید به ازدواج در زمان درست و انتخاب درست و البته با کسب اگاهی داریم ، خدمت شما عرض کنم که الان ازدواج برای شما مناسب نیست چون الان حالت هایی دارید که فکر می کتید فکر می کنید ازدواج کنید بهتر میشین ، مثل یک دوست که فکر می کرد فکر می کرد محل زندگیشو عوض کنه بهتر میشه مشکلات ما از همین جا هست فکر می کنیم ها که اگر فلان چیز رو بدست بیارم دیگه حالم بهتر میشه فلان کارو میکنم و بهمان کارو انجام میدم در حالی که این طور نیست
و این احساساتی که الان به ازدواج دارید طبیعی نیست و بخاطر خلاهای شدید درون هست که فکر می کنید با ازدواج بهتر میشه هنوز با تنهایی خود بخوبی کنار نیومدین و وحشت دارید هنوز از با خود بودن لذت نمی برید هنوز زندگی حال رو نمی بینید و در آینده هستید پس با این حس و حال آینده هم شادی نمیاره چون فکر الان درست نیست ، پس توصیه میکنم برای اینکه بهتر با خودتون اشنا بشین ، خلوت خوب داشته باشید ، تمرکز بالا و ازدواج موفق حتما از آموزش های دوره سالیتود استفاده کنید تا ان شاءالله که یک بنیه محکم و خوب که بدست آوردید ان وقت به فکر ازدواج باشید و ان زمان متوجه خواهید شد که چقدر حرکت شما درست و بجا بود…