خدا و معنویتدانلودهای رایگان

چرا حضرت فاطمه ع سرور زنان عالم است؟

امروز روز شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها هست. و دوست داشتم یک مطلبی رو توی این ویدیو عنوان کنم. اینکه چرا ما میگیم: حضرت فاطمه سرور زنان عالم؟

ببنید واقعاً ادعای کمی نیست. ادعایی هستش که خیلی باید دلایل و سابقه محکمی پشت این قضیه باشه که یک خانمی لقب سرور زنان عالم رو بهش داده بشه. خوب پیش خودم گفتم: یه مطالعاتی داشته باشم. البته مطالعات من کامل نیست. و مطالعات دینی حوزه تخصصی من نیست و اصلاً هیچوقت همیشه گفتم: من خودمو در اون حد نمی بینم که در رابطه با بزرگان دین، بزرگان مذهبی که داریم، من بخوام صحبتی کنم واقعاً! فقط درک محدود خودم رو دوست داشتم توی این ویدیو بگم. و اینکه حضرت فاطمه سلام الله علیها اگر ما یه مقایسه داشته باشیم با زن های دنیا و زن های بزرگی که توی تاریخ کارهای بزرگی انجام دادن و حتی زن های معمولی که توی جامعه هستن، ببنیم که چطوری یک زنی مثل حضرت فاطمه میشه یه الگو و سرور زنان.

مهمترین چیزی که خیلی چشمم رو گرفت و واقعاً یه جورایی تکونم داد چی بود؟ توی کتابی می خوندم که: حضرت فاطمه شب عروسی خودشون، لباس عروسی خودشون که لباس نو تر و تمیز تری بوده، همون شب عروسی که داشتن عروس رو می بردن توی خونه، لباس عروسیش رو می بخشه به یک فقیری. ببینید این چقدر درس داره پشتش. این خیلی مهمه. شما ببنید هر زنی هر چقدر هم خدمت کنه، خدمات بزرگ انجام داده باشه، تحقیقات و خیلی کارها کرده باشه، ببنید شب عروسی برای زن خیلی مهمه! دیگه هر کار ک کرده باشه، میگه: شب عروسی رو خواهشاً خوب برگزار کن. شب عروسی من باید خوب برگزار بشه! یعنی لباس عروس رو بخشیدن. حتماً دیدید کسانی که نمی تونن مجلس بزرگ بگیرن، میگن: بابا من فقط یه لباس عروس بپوشم و یه عکس بگیرم که بدونن من لباس عروس رو پوشیدم! برای زن این خیلی مهمه.

ولی ببینید تفاوتش چیه؟ حضرت فاطمه سلام الله علیها در شب عروسی خودشون لباس عروسیشون رو در میارن و می بخشن. برای من خیلی بزرگ بود این کار. یعنی نشون میده که این زن اصلاً هیچ تعلقی به این دنیا نداره. مال و ظاهر و… اصلاً هدفش از ازدواج چیز دیگری هستش. و حالا چیزهایی دیگری در رابطه با شخصیت حضرت فاطمه برای شخص من خیلی جالب بود و ارادت منو نسبت به ایشون خیلی بیشتر کرد، این بود که وقتی توی همچین روزی ایشون شهید شدن و حضرت علی علیه السلام رو تنها گذاشتن و رفتن، ببنید حضرت علی کسی هست که لقب اصبرالصابرین به ایشون دادن، یعنی کسی که توی همه صبورها از همشون صبورتر حضرت علی هست. چرا؟ چون توی اون زمان که خونه نشین شدن و بیست و پنج سال حقشون رو خوردن، خود حضرت علی گفتن: مثل کسی که خار در چشمم باشه و استخوان در گلو گیر کرده باشه، بیست و پنج سال تحمل کردم. اصلاً لقب صبور بودن رو به ایشون دادن. کسی که توی جنگ های بزرگ، جنگ بدر، سی و خورده ای از بزرگان معروف و به قول معروف که خیلی شاخ بودن و همه مسلمان های دیگه می لرزیدن که به اونها نگاه کنن، حضرت علی علیه السلام همشون رو به درک واصل کردن. توی جنگ خندق، توی جنگ خیبر. کسی که بود که اگه می خواست کاری کنه، می تونست. ولی یه جاهایی دستور خداوند این بود که باید صبر کنی.

یعنی همونجایی که ظلمی که در حق حضرت فاطمه شد، در حق خودشون شد. توی اون جامعه اونروز که همه شست و شوی مغزی شده بودن. مثل الان که خیلی از مردم ما الان شست و شوی مغزی شدن، حکومت اون زمان هم نظرها رو نسبت به این دو بزرگ برگردونده بود. و فقط کسی که کنار حضرت علی علیه السلام بود، حضرت فاطمه سلام الله علیها بود. و حالا توی همچین روزی که حضرت علی ایشون رو به خاک سپردن در دل شب، اونجا بود که اصبرالصابرین عالم گفت: دیگه صبرم تموم شد. خیلی حرفه خیلی حرفه. ببینید این زن چیکار کرده بوده با روح مولا علی، که وقتی حضرت رو به خاک سپرد، گفت: اینجا دیگه صبرم تموم شد خدایا. و حالا برید بخونید که چه درد دل هایی با پیامبر (ص) کرد: بیا این امانتیت رو تحویل بگیر و خودت ازش بپرس که چه بلاهایی سر ما آوردن؟

و حضرت فاطمه شب شهادتشون گریه می کردن، می گفتن: بخاطر چی گریه می کنی؟ میگفتن: بخاطر اون ظلم هایی که بعد از من قراره بر تو وارد بشه گریه می کنم. اینکه میگن سرور زنان عالم، یک شخصیت بسیار بزرگی مثل حضرت علی حالا جدا از مسائل مذهبی، اصلاً کسی بود که بنیانگذار اسلام بود. ستون اسلام بود. توی جنگ هایی که همراه پیامبر (ص) بودند، نقاط کلیدی جنگ بودند. مثلاً جنگ بدر که مسلمان ها تعدادشون خیلی کم بود و لشکر دشمن اون طرف تعدادشون خیلی زیاد بود، مسلمان ها اصلاً چند وقت بود که رانده شده بودن و هیچی نداشتن، دلهاشون فقط به امام علی علیه السلام قرص بود. فقط به امام علی. که حالا ببینید شخصیت امام علی چقدر بزرگه توی بنیان گذاشتن اسلام. چقدر این فرد خدمت کردن ایشون. همچین کسی وقتی حضرت فاطمه میرن، میگه: الان من صبرم تموم شد!

یا یه جایی که توی بستر بودن حضرت یه سؤالی از حضرت علی می پرسه: یا سیدتی. یعنی ای مولای من! ببنید چقدر احترام میذارن. حالا در زمان پیامبر بعد از حضرت خدیجه، حضرت فاطمه نه تنها دختر پیامبر بودن، بلکه حالت مادری و تیمار خوار ایشون بودن. یعنی جوری بود که پیامبر اسلام دست حضرت فاطمه رو جلوی همه می بئسید. خیلی حرفه ها! یه لحظه تصور کنید توی اون زمان تا قبل از ظهور دین اسلام، دختر و جنس مؤنث اصلاً چیز بدی بود. می دونیم که همشون رو زنده به گور می کردن. پیامبر اومدن چیکار کردن؟ پیامی که برای کل بشریت هست. این بود که مقام زن برای من که پیامبر آخر خداوند هستم. و منی که لقب رحمه للعالمین به من داده شده. یعنی هر رحمتی، هر برکتی، هر خیری، هر خوبی به هرکس در این عالم برسه، باید از فیلتر حضرت محمد (ص) رد بشه که به اون برسه. هر کی می خواد باشه! بیل گیتس باشه، ثروتمند ترین مرد جهان باشه، هر چیزی که به هرکس رسیده، هر رحمتی به هر کس ببینید  رسیده، از کانال پیامبر اسلام رد شده. همچین کسی میاد دست حضرت فاطمه رو می بوسه. پس الکی نیست که میگن: سرور زنان عالم.

حالا همه اینها رو گفتم. و میگم: من سخنران مذهبی نیستم، اصلاً تخصصم نیست، فقط درک شخصی خودمو میگم. می خواستم یه لحظه فیدبک بزنیم بیایم به چیزهایی که امروز داره اتفاق می افته. مثلاً بعضی از خانم های جامعه ما کوچکترین مشکلی که توی زندگی زناشوییشون پیش بیاد، مالی باشه، احساسی باشه یا هر چیزی باشه، میگن: تو دیگه به درد من نمی خوری، خداحافظ! در صورتی که حضرت فاطمه یه جمله خلی قشنگ دارند که تکان دهنده هست، می فرمایند: ای ابالحسن، من شرمم میاد ز تو چیزی بخوام که تو نتونی برای من فراهم کنی! حالا در مقابلش دنیای مادی گرا و متریالیست امروز میگه: و گه یکی از نیازهات برآورده نشد توی خونه شوهرت، حقته که بری! برو! واینسا! برو یکی دیگه برات تأمین کنه! نمی دونم پولش کم شده، برو، واینسا. نمی دونم چیزیه که من خیلی دیدم، لمس کردم همچین چیزی رو، بیکار شدی؟ خداحافظ! پول نداری؟ خداحافظ! من رفتم.

و یکی از دوستام یه چیز خیلی قشنگی رو داشت می گفت، چون اون هم دوست دخترش ترکش کرده بود و داشت درد دل می کرد. و من نمی خوام بگم همه زن ها اینطوری ان. بعضی از زن ها. می گفت: داشتم راز بقا می دیدم، دیدم که چند تا کرگدن نر بودن و یک یا دو تا ماده هم بودن. ماده ها می رفتن سمت کرگدنی که برکه ای که در اختیار داشت، اون برکه آب داشت و همه چی ردیف بود. و این برکه شروع کرد به خشکیدن و به محض اینکه این برکه خشک شد و دیگه آب و علفی نبود، خیلی یوش یواش ماده ها رفتن سمت اون برکه که هنوز آب داشت. خیلی جالب بود. میگم ببینید بعضی وقت ها، همه خانم های ما اینطور نیستند. ولی اکثر خانم ها، مخصوصاً ما ایرانی ها خلی وفاداری در ما زیاد هستش. ولی ببینید اون چیزی که می خوان به ما تزریق می کنن که بگن در قالب روانشناسی یا ه چیزی، نیازهای زن اینها هست. هر کدومش که برآورده نشد، تو حق داری که بری. چون تو نیازت برآورده نشده.

درسته از لحاظ روانشناسی درسته. هر زن و مردی نیازهای خودشون دارن. ولی وقتی مقایسه می کنیم با یه شخصی مثل حضرت فاطمه، می بینیم که تفاوت چقدر زیاده و اصلاً نگرش خیلی باید فرق کنه. نگرش ما نسبت به ازدواج خیلی باید پالایش بشه و به قول معروف استحاله بشه و متعالی بشه، اصلاً ببینیم ما برای چی کنار شوهرمون هستیم؟ حالا اون مثالی که زدم در مورد راز بقا اینه که اون کرگدن اطرافش آب کم بود، رفتن اون ور که آب زیاد داره. یا مثلاً مادیات بهتری داره. پیامی که حضرت فاطمه دارن برای من و برای زن های عالم اینه که: بابا من شب عروسیم لباسمو دادم رفت! یعنی چی؟ یعنی مادیات هیچوقت نمی تونه کلیدی باشه، اون قدر مهم باشه که تو بخاطرش همسرت رو ترک کنی.

ایشون گفتن: اگه من چیزی از تو بخوام و تو نتونی برای من تهیه کنی، من شرمم میشه. این شرم خیلی ارزش داره. اصلاً آخر اخلاقه. آخر والایش روح یک زنه که در کنار شوهرش فقط تیمارخوار بشه. و خیلی چیزها هست اگه آدم بره بخونه. یه موقع حضرت محمد از سفر برگشتن و اومدن خونه و حضرت فاطمه یه گوشواره فکر کنم یه گردنبند خریده بود بعد از مدت ها آویزون کرده بود گردنش. خو زنه دیگه، نیاز داره، دوست داره و یک پرده خوشگل و نو آویزون کرده بود خونه اش. و وقتی که پیامبر از سفر اومدن خونشون و چند دقیقه نشستن و رفتن توی مسجد. و حضرت فاطمه دیدن پیامبر زود رفتن. همیشه بیشتر می موندن. چی شد؟ خودش فهمید. همه اینها رو از گردن درآورد و پرده هم درآورد و داد به یه پیکی رسوندن به پیامبر توی مسجد. و پیغام داد که اینها رو بفروش و در راه خدا انفاق کن. و اونجا بود که پیامبر اون جمله معروف رو که میگه: پدرش به فدایش باد، اونجا پیامبر این حرفو زد. گفت: کاری که باید می کرد رو انجام داد! و پیامبر جمله ای که فرمودن: اصلاً مال دنیا برای محمد و آل محمد نیست. ما اصلاً برای دنیا نیومدیم.

چونکه میگم:  اینها اصلاً کائنات رو توی دست خودشون بود. اگر می خواستن کوه رو طلا کنن، می تونستن. ولی نگرششون خیلی فرق می کرد. شاید ماها نتونیم به اون سطح فکر کنیم. ولی حداقل دونستنش خوبه که ما بدونیم اینا همچین کسانی بودن. حالا اونهایی که غرض ورزی می کنن و داستان سازی می کنن و فکر می کنن اونها دنبال قدرت بودن و جنگ قدرت داشتن و… نه بابا. میگم که پیامبر رحمه للعالمین هستن. وقتی رفتن به معراج گفتن چی می خوای؟ گفت: منو رحمه للعالمین کنید. یعنی هر چی خیر از اون ورز توی دنیا به هر کی رسیده، به کائنات، به انسان ها، توی طبعت، به هر کس هر خیری برسه، از مجرای پیامبر اسلام داره رد میشه. این خیلی مهمه. آخرین پیامبر خداوند، کسی که دیگه خودمون می دونیم که به معراج رفتن و چقدر کرامات داشتن. یه کم طولانی شد. ولی دوست داشتم که امروز این مطالب رو بگم. واقعاً نمی دونستم چی می خوام بگم. فقط از خود حضرت خواستم اون چیزی که به نظر من درست می رسید رو به کاربرهای عزیز بگم. روز مهمی هست. روزی هستش که یه ذره اگه دقت کنیم، خانم ها و آقایون ما اگه دقت کنن و عمیق تر بخوایمم به مسائل نگاه کنیم، می بینیم که ما الگوهای خیلی بزرگی داریم که بخوایم از اونها پیروی کنیم.

[تعداد: 2    میانگین: 4/5]

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

همچنین ببینید

بستن
بستن
بستن