اعتیاد عشقیمقالات

اعتیاد به عشق

در این فایل صوتی در رابطه با اعتیاد عشقی صحبت می کنیم.

در فایل های قبلی اشاره هایی به این موضوع کرده بودیم. در این فایل یه کم بیشتر بازش می کنیم و کامل در موردش توضیح میدیم. چونکه خیلی ها بدون اینکه خودشون بدونن، دچار سطوح مختلفی از این اعتیاد هستن، ولی چون اعتیادی هستش که خیلی ازش صحبت نشده، خیلی ناشناخته هست. قبل از اینکه توضیح بدیم، اول بیایم در شرایط نرمال ببینیم که یه عشق سالم چطوری هستش؟ و بعد اون رو با اعتیاد عشقی مقایسه کنیم.

در شرایط نرمال این طور هست که دو نفر همدیگه رو می بینن و از هم خوششون میاد و شروع می کنن یک رابطه رمانتیک و عاشقانه رو شروع کردن و ادامه دادن. و اون رابطه کم کم اون جرقه باعث میشه که اون دو نفر در طی رابطه خیلی فکر و ذکرشون طرف مقابلشون میشه و خیلی براشون مهمه که طرف مقابلشون الان چیکار داره می کنه و هر لحظه از روز چیکار داره می کنه؟ آیا خوابیده؟ بیداره؟ و همه این چیزها مهم میشه و یک سری هورمون هایی توی مغز و خون انسان ترشح میشه که این باعث میشه ای دو طرف همینطور بیشتر و بیشتر به هم وابسته تر بشن و زندگی همدیگه براشون خیلی مهم بشه. و تا یک مدتی ذهن این دو طرف عاشق فقط تشکیل شده از طرف مقابلشون. و یک اشتغال ذهنی کاملی نسبت به طرف مقابلشون دارن. و بعد چه اتفاقی می افته؟ این اشتغال ذهنی و اینکه زندگی و افکار فرد رو در بر گرفته، برای این رابطه ضروریه و برای اینه که این رابطه جوش بخوره و این دو نفر بمونن در کنار هم.

و در یک رابطه سالم بعد از یه مدتی که اون حالت جرقه و اون هیجان اولیه فروکش کرد و مثلاً فرض کنید که این دو نفر وارد رابطه ازدواج شدن، درسته اون هیجانات اولیه فروکش می کنه، ولی عمق رابطه شروع می کنه به رشد کردن و معنایی که پشت ای رابطه هست، شروع می کنه به بزرگ و بزرگ تر شدن. وقتی که دو نفر ازدواج می کنن و وارد یک رابطه جدی ازدواج میشن و تصمیم می گیرن تا آخر عمر با هم بمونن، این رابطه دیگه اون هیجانات اولیه و عشق و عاشقی های اولیه رو نداره. و خیلی ها دوست دارن که این هیجانات مثل اوائل رابطشون باقی بمونه. این هیجانات فروکش می کنه، ولی معنا شروع می کنه به بزرگ شدن. دو نفر تصمیم می گیرن تا آخر عمر با هم باقی بمونن، توی سختی ها، سختی های زندگی میاد سر راهشون، بی پولی، همه این چیزها میاد و دست در دست هم شروع می کنن به ساختن زندگی. و معنا شروع می کنه به بزرگ شدن. و خانواده شکل می گیره. و این عشق همینطور رشد می کنه در طول زندگی زناشویی و عمقش بیشتر میشه. زن و شوهر رابطه بسیار عمیقی با هم دارن، خاطراتی توی اون بانک عشقی خودشون ثبت می کنن، چه سختی هایی که برای همدیگه تحمل نمی کنن، چه کمک هایی که به هم توی زندگی نمی کنن، این میشه یک رابطه سالم.

در اعتیاد عشقی به چه شکلی هست؟ فردی که دچار اعتیاد عشقی میشه، اون هیجانات اولیه عاشق شدن رو اینقدر خوشش میاد که دیگه معتاد میشه به اون عاشق شدن. و بعد از اینکه این هیجانات فروکش کرد، میگه: این فرد دیگه فایده نداره، دیگه اون هیجانات فروکش کرد و این هم نمیه گمشده من نبود! و می گرده دنبال یه فرد دیگه که با او آشنا بشه و دوباره اون آتش عشق شروع بشه و مثل یک هیزم بریزی رو آتش، دوباره شروع کنه به گر گرفتن و اون هیجانات و جرقه اولیه دوباره ایجاد بشه. یعنی اون فردی که دچار اعتیاد عشقیه دوست داره همش توی این فاز باقی بمونه. و میگه: عشق به من بدید. من دوست دارم شبانه روزم رمانتیک باشه. و همینطور خودشو غرق می کنه در آهنگ های عاشقانه و فانتزی و تخیلات عاشقانه و همینطوری زندگیش فقط میشه عشق! عشق های که تفکرات عاشقانه! و وقتی که هیجانات عاشقانه و تفکرات عشقی این فرد فروکش کرد، و وقتش که می رسه وارد یک زندگی و مرحله عمیق تر از رابطه بشه، دیگه براش جذابیتی نداره و میگه: نه من یه نفر دیگه رو می خوام. یه خانم دیگه باید بیاد، یه آقای دیگه باید بیاد! و دوباره اون شعله رو روشن ترش کنه. و این اعتیاد عشقی و هیجانات عشقی رو کش بدیم تا بی نهایت، تا آخر عمر.

و حالا چند تا مشکل اصلی رو به وجود میاره این اعتیاد: اولاً اینکه یک شیفتگی ذهنی و یک اشتغال ذهنی به وجود میاره که حالت وسواس گونه پیدا می کنه که این تخیلات عاشقانه و رمانتیک همینطور توی ذهن فرد تکرار و تکرار میشه و نتیجش میشه آهنگ های عاشقانه و رابطه های جدید و و همینطور که اون کمیکال هایی که توی مغز ترشح میشن و باعث میشن که اون جرقه اولیه عشق آتیشش روشن بمونه، اونو دوست داره ادامه بده و نمی تونه دیگه اون تخیلات رو کنترل کنه. و اون تفکرات رمانتیک یه جورایی زندگی فرد رو در بر می گیره و حتی نتایجی توی زندگی کاری، تحصیلی و خانوادگیش می گذاره. شنیدید که میگن: طرف عاشق شده و غذا نمی خوره و… این دیگه بیش از حد میشه و زندگی روزمره و عادی که باید یک فرد داشته باشه رو غیر قابل کنترل و مختل می کنه. پس این میشه چند تا از ضررها و مشکلاتی که اعتیاد عشقی به وجود میاره.

در صورتی که در عشق سالم اینطوری نیست. زندگی روال خودشو داره و کیفیت زندگی بالاتر میره توی درس و تحصیل و کار و تجارت و همه چیز کیفیت بسیار بالاتری پیدا می کنه. ولی در اعتیاد عشقی همه ابعاد دیگر زندگی تخریب میشه. حالا خصوصیت بارزی که همه اعتیادها دارن و اعتیاد عشقی هم داره اینه که کسی که دچار اعتیاد عشقیه، معمولاً در انکاره و همه چیز رو انگار می کنه و میگه: خیر! من هیچ مشکلی ندارم! من یه انسان خوب و رمانتیک و بسیار دوست داشتنی هستم و طرف مقابلم هست که مشکل داره! و حالا شباهتی که بین اعتیاد جنسی و اعتیاد عشقی وجود داره اینه که فرد میاد توی اعتیاد عشقی طرف مقابلشو با استفاده از رابطه جنسی می خواد طرف مقابل رو کنار خودش نگهداره! از رابطه جنسی و سکس به عنوان ابزاری استفاده می کنه که بتونه اون طرف رو کنترل کنه و کاری کنه که به نوعی اون فرد به زابطه جنسی با او معتاد بشه.

و تفاوتی که اعتیاد جنسی و عشقی دارن چی هست؟ توی اعتیاد جنسی، فردی که معتاد جنسی هست دائماً فکرش درگیر این هست که دنبال هر گونه فرصت رابطه جنسی باشه با هر کسی. و ماده مصرفی در این اعتیاد سکس هستش و دوست داره که همینطوری سکس داشته باشه و این میشه اعتیاد جنسی. ولی در اعتیاد عشقی فرد دچار وسواس بسیار شدیدی به فکرهای رمانتیک و فانتزی های رمانتیک پیدا می کنه و وسواس بسیار شدیدی نسبت به اون فرد که در اون مقع زمان افکارش درگیر او شده و عاشقش شده، پیدا می کنه. یعنی تفاوتشون اینه که در اعتیاد عشقی، سکس میشه ماده مصرفی و در اعتیاد عشقی وسواس عاشقی، وسواس تفکرات عاشقانه میاد میشه ماده مخدر مصرفی اون فرد.

و منشأ اعتیاد عشقی معمولاً بر می گرده به دوران کودکی و آسیب ها و تروماهایی که در دوران کودکی اتفاق افتاده. هر گونه سواستفاده جنسی، رفتاری، طرد شدن، تنها گذاشته شدن و یه جورهایی کم محلی شدن، اینها همه باعث میشه که یه ترس هایی در وجود انسان شکل بگیره که اینها در بزرگی با انسان خواهند اومد و انسان رو وابسته می کنن به اینکه یک نفر همیشه تو زندگیش باشه و بتونه اون خلأ درونیش رو پر کنه.

همونطور که اشاره کردیم، مهمترین نشانه های اعتیاد عشقی چی هست؟ فردی که دچار اعتیاد عشقیه، اگر در یک رابطه عاشقانه نباشه، زندگیش حالت مستأصل و بدبختی داره و نمی تونه زندگی رو در دوران مجردی خیلی سالم ادامه بده. یعنی اینطوره که حتماً باید در یک رابطه باشه، اگر در رابطه عاشقانه نباشه حالش بده و احساس بدبختی می کنه و احساس مستأصل بودن می کنه. و این نشانه اعتیاد عشقیه. و میاد این وسواس عاشقانه و اعتیاد گونه، وسواس تفکرات عشقی بسیار غلیظ رو میاد اینو با عشق واقعی اشتباه می گیره و میگه: عاشقی خیلی خوبه و این معنای عشق هست! در حالی که در ابتدای فایل هم گفتم: عشق واقعی جور دیگری است.

در فایل بعدی در رابطه با قدم هایی صحبت می کنیم که چگونه از اعتیاد عشقی رهایی پیدا کنیم. یکیش رو الان میگم: اینکه ما یک مدتی باید از هرگونه رابطه عاشقانه خودمونو کات کنیم و جدا کنیم و برگردیم به وجود خودمون و ببینیم که چه الگوهایی توی ذهن و وجود ما وجود دارن و باعث میشن که ما وارد رابطه هایی بشیم که همشون معمولاً به یک شکل شروع و تمام میشن. یعنی کسی که دچار اعتیاد عشقیه، کافیه که یک مدت هیچ رابطه ای رو نداشته باشه و شروع کنه در رابطه با کارهای خودشو احساساتی که این مدت داشته بنویسه. بدون اینکه بخواد کسی رو مقصر بدونه. بدون اینکه بخواد انگشت مقصر بودن رو به سمت کسی بگیره، پیش خودش بشینه و ببینه که خودش چه کاره هست و چیکار کرده با خودش؟ در فایل های بعدی در موردش بیشتر صحبت می کنیم که چه قدم هایی برداریم که از اعتیاد عشقی رهایی پیدا کنیم.

این فایل صوتی را از اینجا دانلود کنید.

[تعداد: 1    میانگین: 5/5]

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

همچنین ببینید

بستن
بستن
بستن