عشق بازی با خدای مهربانمقالات

هنر گوش کردن و اجرا کردن

در این فایل صوتی در رابطه با هنر گوش کردن یا گوش دادن و اجرا کردن صحبت می کنیم.

گاهاً اتفاق افتاده که کاربرهای عزیزی مشکلشون رو با ما در میون گذاشتن و ما یه راه حلی که به نظر خودمون فکر می کردیم که بهترین راه حل ممکن هستش رو خدمت این کاربرهای عزیز گفتیم و این عزیزان هم در جواب ما گفتن: نه، اینکه شما میگید اینطور نیست و مثلاً اگه اینطور باشه، اونطور میشه و میان در نهایت با تفکر و ذهنیت خودشون می خوان راه حل بگیرن. که به نظر من انسان یا اینکه روی دانش و دانسته های خودش حساب کنه یا اگر سؤالی رو می پرسه از کسی و انتظار داره که به او راهنمایی کنه و حس می کنه که اون فرد یه جورایی می تونه بهش کمک کنه، دیگه باید بهش اعتماد کنه و اون راه حل رو اجرا کنه. مثلاً اگر من می خوام وزن کم کنم و میرم پیش کسی که یه کم اطلاعاتش از نظر تغذیه بیشتر از منه، ایشون میگه: شب ها برنج نخور. و من میگم درسته شما میگی برنج نخور، ولی اون برنجی که روش زعفرون می ریزن و بادوم و پسته هایی که بهش اضافه می کنن، شما اصلاً می دونی این چقدر خوشمزه است؟ و ایشون هم میگه چی بگم والله؟ و منم میگم: حالا میشه من برنج رو بخورم و از راه دیگری لاغر بشم؟ و فکر می کنید که ایشون جوابشون چیه؟ ایشون مجدداً میگن: والله اگه نظر منو بخوای که نباید برنج بخوری، مخصوصاً شب ها. حالا اگه فکر می کنید که برنج بخورید لاغر میشید، برید به ما یاد بدید و نتیجه اش رو هم به ما بگید.

و این به چی بر می گرده؟ بر می گرده به اینکه ما وقتی دچار مشکلی هستیم و دوست داریم واقعاً رها بشیم، اگر واقعاً به اندازه کافی مستأصل شده باشیم و به اندازه کافی به ان آخر خط رسیده باشیم، دیگه هر چیزی که به ما گفته بشه، واقعاً با تموم وجود اجرا می کنیم. مثل فردی می مونه که افتاده توی دریا و داره غرق میشه و چند نفر روی کشتی یا قایق نشستن و می خوان نجاتش بدن، هر چی که اونها بگن گوش میده. چون داره غرق میشه. اگه بگن دستت رو دراز کن، دستشو دراز می کنه. اگه بگن این تیوپو میندازیم، این تیوپو بگیر، تیوپو می گیره. اگه بگن نفس عمیق بکش و بیا روی آب یا هر چی که بگن، ایشون گوش میده. چرا؟ چون داره غرق میشه. ولی اگر کسی توی قایق نباشه، اونها هم توی قایق باشن و ایشو زیر پاش ماسه باشه، شاید اصلاً حرفشونو گوش نکنه. چون زیر پاش محکمه و زیاد از ساحل دور نشده. بنابراین این نشون میده که اگه ما سؤالی می کنیم و راه حلی رو میگیریم و باز هم راه حل رو دوست نداریم انجام بدیم، چونکه هنوز ذهنیت خودمون ترجیح میده که راه حل رو اجرا نکنه، یعنی اینکه به اندازه کافی غرق نشدیم. موضوع مرگ و زندگی برای ما پیش نیومده. هنوز زیر پامون محکمه و هنوز روی ساحل قرار داریم. و خیلی از ساحل دور نشدیم که امکان غرق شدن برای ما وجود داشته باشه.

دو حالت داره: یا حرف اونهایی که توی قایق هستند رو گوش می کنیم و حتی با اینکه توی ساحل هستیم سوار قایق میشیم. یا اینکه هی کم کم موج ها ما رو می کشونن وسط و به جایی می رسیم که میگیم: حالا هر چی بگید من گوش می کنم. هر دستوری بدید و هر پیشنهادی بدید، من با تموم وجودم گوش می کنم. پس موقعیت خودمونو می تونیم اینطوری بسنجیم که اگر دچار خودارضایی، شهوترانی یا دچار رابطه های وابستگی یا هر چیزی که هستیم، کجای کاریم؟ آیا هنوز توی ساحلیم و هنوز می تونیم یه کم دیگه از اون کار لذت ببریم؟ یا اینکه نه دیگه! افتادیم وسط دریا و داریم غرق میشیم. و با توجه به موقعیت خودمون در این مثال می تونیم دنبال راهنمایی یا مشاوره بگردیم.

این فایل صوتی را از اینجا دانلود کنید.

[تعداد: 1    میانگین: 4/5]

نوشته های مشابه

‫2 نظرها

    1. سلام دوست عزیز…
      شما نیاز به یک راهنما در مسیر تغییر دارید و مدرس دوره سالیتود یک راهنما هست برای شما ، ترس توهمی بیش نیست و دقیقا الان باید برخلاف ان حرکت کنید تا وقتیکه هر آنچه ترس گفت انجام دهید به اهدافتان دست پیدا نمی کنید و درنهایت دچار افسردگی و ناامیدی میشوید وان وقت خواهید گفت پس این خدا کجاست پس دست به کار بشین حتما.

پاسخی بگذارید

بستن
بستن