دانلودهای رایگانسلامت جنسی نوجوانان

کنکوری ها و اعتماد بنفس – قسمت ۱

در رابطه با استرس کنکور صحبت می کنیم. موضوعی که خیلی از جوان های هجده ساله دم کنکوری یا پشت کنکوری و خانواده هاشونو به عذاب رسونده که به نظر من یکی از معضلات کشور ما هست ، به جای اینکه یکی از مواردی باشه که ما بخوایم به دید پیشرفت و… بهش نگاه کنیم ، یکی از مخرب ترین موضوعاتی که برای روح جوانان یا نوجوانان ما وجود داره ، بحث کنکور هست. شاید صحبت هایی که بخوام توی این ویدیو یا چند تا ویدیوی دیگه بگم ، خیلی برای شما عجیب باشه ، شاید باور نکنید ، شاید با تموم باورهایی که چهل یا پنجاه سال شما داشتید ، متناقض باشه.

ولی از شما دعوت می کنم که این صحبت ها رو گوش کنید ، عزیزان مهمترین نکته ای که باید به جوان ها یا نوجوانانمون بگیم این هستش: خوشبختی در کنکور خلاصه نمیشه! خوشبختی حتی در دانشگاه رفتن هم خلاصه نمیشه! ما انسانی هستیم که اشرف مخلوقات هستیم ، بزرگترین روح رو خداوند به ما داده ، یعنی روح خودش رو در ما قرار داده. ما می تونیم اینقدر بزرگ بشیم که تموم عالم در تسخیر ما قرار بگیرند. وقتی که از بعد معنوی به علم نگاه می کنیم ، میگن: علم یک نوری هست که خداوند به هر کس که بخواد اون نور رو به قلبش عطا می کنه و بهش میده و یک شبه خداوند همه علم رو بهشون میده.

مثلاً کسی بوده که توبه کرده ، یک کار خیری رو انجام داده ، در یک شب ، در یک آن طرف حافظ قرآن شده. خدا علم رو بهش داده. پس اگر ما حتی عاشق علم هم باشیم ، کنکور نهایت علم نیست! کنکور هیچ آمال و آرزوی بی نهایتی نیستش که ما در کنکور رتبه بیاریم. اصلاً باید دیدگاهمونو کن فیکون کنیم.

اگر می خواهید شاد و ثروتمند شوید ، به دانشگاه نروید

خوشبختی در قبول شدن یا نشدن در کنکور نیست! اگر یک جوانی در کنکور قبول بشه ، ما فکر می کنیم که اون خوشبخت و موفقه ، اگر قبول نشه ، بر چسب نا موفق و کسی که نتونست کاری رو انجام بده ، بهش می زنیم. این بزرگترین جنایت و خیانتی هستش که در حق بشریت داریم انجام میدیم. کسی که چه دانشگاه قبول بشه ، چه قبول نشه ، چه بره دانشگاه ، چه نره دانشگاه ، همه ما روح خداوند در ما هست و اشرف مخلوقات هستیم و می تونیم به مقامات بسیار بالا برسیم.

چه در بعد علمی ، چه در بعد غیر علمی ، مادی ، معنوی ، موفقیت و… فرقی نمی کنه. آقای رابرت کیوساکی یکی از نویسندگانی هستن که من خیلی عقاید ایشونو قبول دارم و کتاب های ایشون بسیار بسیار پر فروش هستن. یکی از کتاب های پرفروش ایشون: اگر می خواهید شادو ثروتمند شوید ، به دانشگاه نروید! ایشون یکی از بزرگترین سرمایه گذارها یعنی علم هوش مالی و سرمایه گذاری رو ایشون توی دنیا جا انداختن و خیلی عالی روی این قضیه کار کرده.

کتاب پدر پولدار و پدر بی پول ایشونو توصیه می کنم به جوونهامون بدیم بخونن. که متوجه بشن خوشبختی و ثروت در این نیست که من برم دانشگاه خودمو بکشم کنکور یک رتبه خوبی بیارم. برم دانشگاه یک لیسانسی بگیرم ، برم سرکار ، توی این شرکت و اون شرکت و بعد پوزیشن های شغلی رو طی کنم برم بالا و این نهایت آمال و آرزوهای یک انسان باشه! می دونید انسان یعنی چی؟ یعنی اشرف مخلوقات. یعنی همه چیزهای عالم رو در تسخیر شما قرار دادم. ما میایم اینقدر خودمونو کوچیک می کنیم که کل زندگی یعنی این!

کنکور، دانشگاه و کارمندی نهایت آروزهای یک جامعه انسانی نیست

حتی در بعد مادی هم کنکور و دانشگاه و کارمندی روش درستی نیست! یعنی روش کاملی نیست و آمال و آرزوهای هیچ جامعه انسانی رو نمی تونه پوشش بده. پس برای چی ما میایم جوونهای خودمونو نابود می کنیم و فکر می کنیم که فقط توی کنکور برنده شن؟! به نظر من صادقانه اگر بخوام بگم: معلم هایی که میان به پیش دانشگاهی ها یا سوم دبیرستانی ها صبح تا شب از کنکور حرف می زنن! کنکور رو تبدیل می کنن به یک غول وحشتناک بی شاخ ودم که این جوون بدبخت می خواد با اون روبرو بشه! اینها دارن خیانت می کنن به حرف معلمی خودشون! به بچه های مردم دارن خیانت می کنن!

من خودم یادمه دیگه! پیش دانشگاهی که بودم ، یک درس ساده نمی تونستیم بخونیم! همش صحبت از کنکور بود: این مسأله رو که دیدید؟ این توی کنکور اینطوری میاد! اونطوری میاد! هم معلم ها باید نگرششون رو عوض کنن و مهربون تر باشن با جوانها ، یک هم مؤسساتی که کنکور براشون درآمدزایی زیادی داره. مثلاً آموزش های جانبی کنکور ایجاد و تولید می کنن.

اون کار خیلی خوبه. کمک آموزش دادن عالیه. مثل کسانی که می خوان امتحان آیلتس بدن ، کتاب های کمک آموزشی هست و عالیه. ولی این که ما بیایم آتیش معرکه رو زیاد کنیم و خود معلم ها به اندازه کافی بچه ها رو عصبی و مضطرب و افسرده کردن ، از انسانیت کشوندنشون پایین و آوردن ریزشون کردن و اونها رو تبدیل به کی آدم فسقلی کوچولو که کنکور داره روح بزرگ اونها رو نابود می کنه! اونها به اندازه کافی این کارو می کنن ، دیگه مؤسسات جانبی هم نباید بیان بگن: تازه اون چیزهایی که توی مدرسه معلم ها به شما میگن ، هیچی نیست! کنکور خیلی وحشتناک تر از این حرفهاست!

هدف زندگی بزرگ شدن و متعالی شدن روح است

غول بی شاخ و دمیه که ما باید بیایم به شما بگیم که چیکار کنید! بیان بنزین بریزن به این آتیش وحشتناک کنکور. و توصیه ای که به خیلی از جوونها می کنم ، دارم اینجا میگم و البته در فایل های دیگر هم داشتیم در رابطه با کنکور: عزیزان به این دید نگاه کنید که من چه کنکور قبول بشم ، چه نشم ، بنده محبوب خداوند هستم و هدف من از خلقت و اومدن روی کره زمین این نیست که توی کنکور قبول بشم و توی دانشگاه برم یا نرم. خداوند عاشق منه. من اشرف مخلوقاتم. من خیلی می تونم روی روح خودم کار کنم. من خیلی می تونم بزرگ بشم.

شما حتما خوندید کتابهایی که سرگذشت اولیای خدا رو نوشتن. کارهای عجیب و غریبی رو اینها می کردن! اصلاً بهشون بگی کنکور اینها خندشون می گیره! خیلی خندشون می گیره. جناب شیخ جعفر مجتهدی. کتابشو بگیرید  بخونید. ببنید ایشون چقدر روحشون بزرگ بوده. یک لحظه اینجا بودن ، یک لحظه توی آلمان بودن. انسان می تونه اینقدر به این توانایی برسه و روحش قدرتمند بشه که چندین بدن داشته باشه! اینها خورده ریزهای مسیر رشد انسانه!

و میگن: به اینها بسنده نکنید و بریم بیفتیم توی دل خداوند و هر چه بیشتر ما به خداوند شبیه بشیم. اسماء خدا رو در وجودمون متجلی کنیم و بزرگ بشیم. حیفه که اینطوری خودمونو با افکار کنکور گونه نابود کنیم. و خیلی غصه می خورم می بینم خانواده ایی که یک پسر یا دختر دم کنکور دارن ، اصلاً استرس دارن ، نمی فهمن عمرت داره می گذره و لحظات زیبای عمر جوانی تو داره می گذره! لازم نیست اینقدر دست و پا بزنی! درست رو بخون و اصل مطلب رو انجام بده و وقتی هم که خواستی بری امتحان کنکور بدی ، خیلی راحت و ریلکس برو امتحانت رو بده.

تحصیل ، معنایی فراتر از کنکور و دانشگاه

بگو: من می خوام برم امتحانم رو بدم که امتحانمو داده باشم. همین. می خواد قبول بشم ، می خواد نشم! می خواد دانشگاه برم ، می خواد دانشگاه نرم! تموم ثروتمندان و موفق ها و عارفان دنیا اکثرشون دانشگاهی نبودن! و یکی از جملات قشنگی که اساتید خودم در حوزه تولی محتوا گفتن: من دانشگاه نمیرم ، چون دانشگاه جلوی تحصیل من رو می گیره!

تحصیل یعنی ما در زندگیمون می تونیم خیلی چیزها رو به دست بیاریم. علم ، معرفت ، دانش ، حرفه ، بازاریابی ، خیلی چیزها رو می تونیم انجام بدیم و یاد بگیریم و تحصیل کنیم ، ولی دانشگاه جلوی همه اونها رو می گیره! بر عکساون چیزی که همه فکر می کنن مسیر موفقیت ، کنکور و دانشگاه و شغل وکارمندیه، اصلاً اینطور نیست! پس چرا رابرت کیوساکی ، بیل گیتس ، بزرگان و کسانی که خلاقیت های خیلی عظیمی در این دنیا پیدا کردن ، چرا همشون یا اخراجی بودن ، یا اصلاً دانشگاه نرفتن؟ اصلاً حتی مدرسه رو ول کردن! چرا اینطوریه؟

این نشون میده این سیستمی که طراحی شده و سیستم ضمخت و بد شکلی به اسم مدرسه و دانشگاه برای ما تعریف کردن و باید شما توی این قاب خودتو جا بدی ، اینو تحمیل کردن. به خاطر اینکه قدرت این قابی که درست کردن ، خیلی زیاد و قدرتمنده و اینها نفوذ دارن روی ذهن پدر و مادرها و جوون ها ، همه رو نابود کردن… کسی می تونه موفق بشه و از زندگی لذت ببره که بذاره کنار! این قفس رو بشکنه و بگه: اگر دانشگاه خواستم برم ، هر جا دلم خواست میرم. این ذهن و زیبای ارزشمند خودمو حروم نمی کنم برای حفظ کردن فرمول های کنکوری مثلاً اتحاد ها رو حفظ کنم و… که چی بشه؟

حفظ فرمول ها مختص جهان سومی هاست

اصلاً بگذارید خودمونیش بهتون بگم: حفظ کردن فرمول ها و حل کردن مسأله در یک دقیقه ،اینها همش مربوط به جهان سومه! توی جهان اول کسی از این کارها نمی کنه! هر جا به محاسبات نیاز داشته باشن ، می زنن توی کامپیوتر و براشون محاسبه می کنه. قوی ترین و سخت ترین فرمول ها رو میدن به کامپیوتر و براشون خروجی می گیره. کسی وقتشو تلف این چرت و پرت ها نمی کنه که بخواد صد تا اتحاد حفظ کنه و…

پس خیلی مهمه که ما اینها رو در نظر داشته باشیم. این مباحث رو من ادامه میدم و به امید خداوند دوست دارم که یک نگرش درستی رو در رابطه کنکور در جوون ها و پدر و مادرشون پیاده کنم. نمی خوام همه رو بدبین کنم ، نمی خوام همه مضطرب و معذب باشن نسبت به این موضوع. پس این ویدیوها رو حتما دنبال کنید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[تعداد: 6    میانگین: 4/5]
برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

بستن
بستن