expectation-from-allah

توقع از خداوند

در این فایل صوتی در رابطه با توقع داشتن از خداوند صحبت می کنیم.

شاید شما شنیده باشید افرادی میان میگن: من خیلی دعا کردم، خیلی نماز خودم، سال ها از خدا خواستم و خواستم، ولی هیچ چز عایدم نشد. خدا که نداد. و اون چیزهایی که خواستم ور بهش نرسیدم. و فایده ای نداره! چرا باید اینقدر تلاش کنم؟ اینکه نماز بخونم، دعا کنم و در راه راست باشم؟ چرا آخه؟ وقتی من چندین سال تلاش کردم و به هدفم نرسیدم، چرا باید دعا کنم. شاید اصلاً خدا منو دوست نداره! یا براش مهم نیست که من دارم اینقدر تقلا و التماس می کنم! چیکار کنم؟ چرا خدا جواب نمیده؟ اینجا یه موضوع بسیار مهم هست، اینکه درسته اون فرد سال ها تلاش کرده و… اولاً کلیه این تلاش هایی که ما می کنیم برای ارتباط برقرار کردن با خدا، هیچگونه منتی ما نمی تونیم روی خدا بگذاریم و بگیم: خدایا ببین من نماز خوندم ها! حالا تو هم وظیفه داری فلان لطف رو به من بکنی! و فلان چیز رو برای من آماده کنی. هیچ منتی ما نداریم. ما هستیم که در موضع نیاز هستیم. ماییم که در موضع بندگی هستیم و اوست که خالقه و در موضع قدرت و صلابته.

یعنی اگر خداوند یک لحظه لطفش از کائنات قطع بشه، کل دنیا نابوده. یعنی اینطور نیست که ما یک امتیازی برای خودمون قائل بشیم که نماز خوندیم یا مثلاً به راه خدا رفتار کردیم. حضور ما در این عالم بزرگ ترین لطفیه که خدا به ما کرده. همین نفسی که در وجود ما داره میاد و میره، هر دم و بازدمی یک لطف خداونده. اگر خداوند یک لحظه این لطف، این نفس رو قطع کنه و این نفس متوقف بشه، همه چی تمومه، پرونده بسته میشه. دیگه چه آرزویی؟ چه آمالی؟ چه هدفی؟ و چه خواسته ای؟ اگه بخوایم از بعد بالاتری به این قضیه نگاه کنیم، می بینیم همین که ما زنده هستیم، بزرگترین لطفیه که خداوند به ما کرده. و همین که به ما روح داده. اصلاً فارغ از مسائل جسمی، زنده بودن و روح داشتن خیلی لطف بزرگیه. پس این نکته اولی هست که باید در نظر داشته باشیم که خداوند همین که به ما روح داده، جان داده و اجازه داده زندگی رو تجربه کنیم خیلی لطف بزرگیه.

و اگر به ابتدا برگردیم همون لحظه اول لقاح که از بین میلیون ها اسپرم فقط یکی از اسپرم ها میره و لقاح رو انچام میده و به انسان تبدیل میشه، ببینید چقدر ارزش ما زیاده؟ می تونست یکی از اسپرم های دیگه بره و انسان دیگه ای رو تشکیل بده و اصلاً ما نباشیم. پس بودن ما در این عالم خیلی ارزشمنده. خیلی. حالا درسته که میگن: اولین نیازهای انسان خوردن و خوابیدن و… هست، اینو من بهش کاری ندارم. ولی در بحث دعا که قرار می گیریم و از خداوند یک چیزی رو می خوایم باید این نکته رو در نظر بگیریم که چه خداوند اون خواسته ما رو به ما بده، چه نده، در هر حال او منبع فیض و لطفه.

نکته دومی که باید در نظر داشته باشیم اینه که خداوند می فرماید: هر آنچه خیر و نیکی به شما می رسه از سمت منه. و هر آنچه که شر و بدی بهتون می رسه از سمت خودتونه. یعنی خیلی عمیق که بهش نگاه کنی، می بینی که یک چیزی در درون ما درست کار نمی کنه که ما به خواسته هامون نمی رسیم. یک باور اشتباه، یک توقع بیجا، یک خواست غیر واقعی. یک چیزی توی وجود انسان هست که اون باید درست بشه که انسان بتونه به خواسته هاش برسه. و خداوند خواسته های ما رو تفکیک می کنه از نیازهای واقعی ما. چون ببینید اگه انسان دستشو باز کنن در خواستن، همه چیز رو می خواد! نفس انسان هیچوقت تمومی نداره. اگه خداوند بهش دویست میلیارد تومن در روز پول بده، میگه: خدایا بکنش سیصد میلیارد تومن در روز! اگه بهش سیصد میلیارد تومن در روز بده، میگه: خدایا بکنش پانصد میلیارد تومن در روز! یعنی نفس انسان خاصیتش اینه. می خواد، همینجور بیشتر و بیشتر و بیشتر می خواد و تمومی نداره. چرا؟ چون انسان در ذات خودش بی نهایت طلبه و دوست داره بی نهایت رو تجربه کنه و دوست نداره هیچ حد و مرزی رو تحمل کنه.

بنابراین خداوند میاد می بینه خواست یک فرد چیه و در عین حال نیاز اون فرد چیه؟ چیزی که الان در این سطح از زندگی قرار داره، کدوم یکی از خواسته هاش باید برآورده بشه، یا چه مقدار و در چه مدت زمانی. مقدارش، مدت زمانش، نوعش و همه این چیزها رو خداوند تعیین می کنه و اون نیاز ما رو بهتر می دونه. مثلاً من خواستم ده تا چیزه و نیازم دو تا از اون چیزهاست. خداوند اون نیازها رو برطرف می کنه و فرصت هایی جلوی راه انسان می گذاره که انسان رشد کنه و قابلیت پذیرش دو تا از اون ها رو داشته باشه. بعد اون دو تا رو بهش میده. مثلاً فرض کنید کسی که دچار شهوته و در عین حال بیاد بگه: خدایا پول زیادی به من بده. خداوند پول رو بهش میده تا جایی که اموراتش بگذره. یعنی خداوند رزق همه رو میده. ولی فرض کنید یه نفر پول زیاد خیلی براش خطرناکه، دچار شهوته و می خواد بره در راه شهوترانی و روح خودش رو آلوده و آلوده و آلوده تر کنه که از خدا دور و دورتر بشه. بنابراین خداوند صلاح می دونه که اون پول رو به اون فرد نده.

این مطلب هم عالی و مفیده:  چهره نازیبا

و این قانون جذبی که میگن: هر مقدار پولی رو که می خواهید تصور کنید، همه اینها درسته. ولی در نهایت کل قانون جذب و قوانین هستی زیر نظر خداونده. خداونده که اون فرد رو به جایی می رسونه که اینقدر رو خودش کار کرده که قانون جذب رو درست استفاده می کنه و به خواسته خودش درست می رسه. ولی اگر فردی زیر بنای وجودی خودش رو درست نکرده باشه، هر چقدر هم که بخواد تجسم خلاق داشته باشه، شاید خیلی سخت به اون موضوع برسه. به عنوان مثال شاید خداوند ببینه که اون فرد مستعد اینه که هر چقدر بیشتر پول به دستش بیاد، شاید یک خلافی رو مرتکب بشه، یک گناهی رو مرتکب بشه! از راه انسانی خودش دور بشه. بنابراین خداوند میگه این بنده باید بیشتر روی خودش کار کنه. وقتی که بیشتر روی خودش کار کرد و به اون سطح رسید، اونوقته که خداوند بیشتر بهش ثروت میده. و اینکه حضرت حافظ میگه: تو خود حجاب خودی، از میان برخیز؛ ما خودمون حجاب هستیم برای رسیدن به همه خواسته هامون.

پس اگر ما سال ها نماز خوندیم و عبادت کردیم، باید برگردیم ببینیم که چطور عبادت کردیم؟ آیا عبادت ما از روی توقع بوده؟ آیا از روی این بوده که به خودمون یک امتیازی دادیم که منت سر خداوند گذاشتیم که داریم دعا می کنیم یا نماز می خونیم؟ خوب اون دیگه عبادت خالصانه ای نمیشه. بنابراین اولین قدم اینه که ما دلمون رو صاف کنیم و اگر عبادتی باشه، فقط برای خداوند باشه. فقط و فقط به خاطر این باشه که من خدا رو دوست دارم. و همونطور که امامان ما گفتن: خدایا من تو رو فقط به خاطر خودت عبادت می کنم، چون شایسته عبادتی و کمال مطلقی. و صفات خداوندی رو اونها درک می کردن و می گفتن: همچین خالقی فقط شایسته عبادته. و چون شایسته عبادته، بندگی و عبادتش می کردن. نه به خاطر جایزه، نه به خاطر قبولی توی کنکور و به دست آوردن این ماشین و… نه! اونها خیلی قشنگ عبادت می کردن. مثل یک فردی که عاشقه و میاد میگه: اصلاً مهم نیست که و چی داری و چی نداری! من خودتو می خوام، دوستت دارم، دوست دارم کنارت باشم. دوست دارم لحظاتمو با تو بگذرونم. اصلاً مهم نیست تو چی داشته باشی، لباست چطوریه؟ حتی شکل و شمایلت چطوریه؟ من وجود تو رو دوست دارم. روح و روان و شخصیت تو رو دوست دارم. دوست دارم کنارت باشم. امامان اینجوری دعا می کردن.

و امیدوارم که ما هم به این سمت حرکت کنیم. و اگر دعایی می کنیم، نماری، عبادتی، ارتباطی با خداوند برقرار می کنیم، بیشتر به خاطر عشق به خداوند باشه. و خداوند خودش همه مسائل رو در زمان خودش، به مقدار خودش و به شکل و شمایلی که خودش بهتر از ما می دونه برای ما برآورده خواد کرد. ما فقط وظیفه داریم که یک هدفی رو توی زندگیمون تعیین کنیم و بهش فکر کنیم، ولی در عین حال روی خودمون کار کنیم که قابلیت پذیرش اون خواسته و هدف رو داشته باشیم. حالا یک بحث دیگه ای هست که اون رو توی یک فایل صوتی دیگه خواهم گفت و اون هم اینه که چرا بعضی ها با اینکه نه نمازی می خونن، نه چیزی رو رعایت می کنن، اونها پس چرا اینقدر موفقن؟ که اون رو توی فایل صوتی بعدی توی کانال خواهم گذاشت.

این فایل صوتی را از اینجا دانلود کنید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید