دانلودهای رایگانسالیتود و خلوت درونمعرفی دوره سالیتود

چگونه گاها ازدواج کردن باعث بدبختی می شود؟

عزیزان ما ازدواج می کنیم که خوشبخت بشیم؟ یا بدبخت بشیم؟ خوب همه دوست دارن که ازدواج کنن که خوشبخت بشن و به چیزهای خوبی دسترسی پیدا کنن. به لذت ، شادی ، آرامش ، بچه ، خانواده خوب. همه اینها اهدافی هستن که ما توی ذهنمون داریم و به خاطر اونها هم میریم ازدواج می کنیم. بسیار بسیار کار پسندیدیه ای هم هست. پس چرا بعضی ها ازدواج می کنن ، این ازدواج میشه بزرگترین بدبختی زندگیشون؟ این ازدواج میشه آینه دق خودشون و پدر و مادرشون؟ هر چه پدر و مادر به این بچشون نگاه می کنن ، غم عالم میاد توی دلشون که این ازدواج کرد ، به این مشکلات دچار شد…

فکر می کنید چرا؟ چه فرقی می کنه بین آدم ها؟ خیلی فرقش هست. اون افرادی که ازدواج باعث خوشبختیشون میشه ، خیلی با آگاهی ازدواج می کنن. و با خودشناسی و خودسازی این ازدواج رو انجام دادن و خودشونو خوب شناختن و بعد رفتن توی مسیری قرار گرفتن که کاملاً اون مسیر رو می شناسن. پیچ و خم رو می دونن. آدرس رو دارن. نقشه راه رو دارن. برنامه ریزی کردن که مثلاً این سفر طولانی استراحتگاه هاش کجاست؟ چه چیزی احتیاج دارن؟ یه مسافرت طولانی رو می خوان برن و همه چیز رو در نظر گرفتن. اونهایی که ازدواج باعث بدبختیشون میشه ، مثل خود من که ازدواج اولم باعث بدبختیم شد توی یک برهه ای از زمان، آگاهی ندارن. هر چند هم آدم های خوبی باشن ، هر چند هم نیت های پاکی داشته باشن ، انسان هایی باشن که واقعاً می خوان زندگی کنن.

بدون آگاهی  از مسیر و نشناختن آن و خالی از تجهیزات سفر نکنیم!

ولی وقتی که شما آگاهی نداشته باشید ، مثل کسی می مونه که وارد یک مسیری میشه و قصدش اینه که واقعاً برسه به مقصد ، ولی مثلاً نمی دونه یک جایی از راه زنجیر چرخ نیاز داره ، یک جایی از راه چیزهای تیزی هست ، تایرها رو سوراخ می کنه ، یک جا هست که چندصد کیلومتر باید بره تا بنزین بریزه ، باید از قبل پیش بینیشو کرده باشه. و این فرد بدون آگاهی میره توی اون مسیر و بدبخت میشه. مثل اون مثال ما توی سفر میره و می مونه توی راه و به هزار تا مشکل دچار میشه.

و خود من که این تجربه رو داشتم و خدا بهم کمک کرد و روی خودم کار کردم و هی یاد گرفتم و هی یاد گرفتم و نتیجه هر چی که یاد گرفتم رو اومدم از نظر نیروی جنسی توی دوره استحاله نیروی جنسی و از نظر ازدواج و کار کردن روی خود رو در دوره بسیار قدرتمند سالیتود و خلوت درون اومدم اینها رو ادامه دادم ، من می فهمم که اگر یک همچین دوره ای اون زمانی که من مجرد بودم ، در اختیارم قرار داده میشد ، چقدر خدا رو شکر می کردم! چقدر رهایی پیدا می کردم از خیلی از مشکلات و ضررهای مادی ، معنوی و مالی و همه جوره.

و کسانی که توی زندگی های متأهلیشون شکست خوردن و تاوان بسیار سنگینی رو پرداخت کردن ، ارزش این دوره رو می فهمن. مثلاً همین بحث مهریه رو اگر ما خوب درک نکرده باشیم ، که اصلاً مهریه از کجا اومده؟ داستانش چیه و… و فردی رو انتخاب کرده باشیم که نگرشش از نظر مهریه اینه که من مثلاً متولد ۱۳۶۸ ام ، ۱۳۶۸ تا سکه می خوام! و آسمون به زمین بیاد ، من همچین چیزی رو کمتر قبول نمی کنم.

پرداختن بهای بسیار سنگین فقط به خاطر نا آگاهی

و در ظاهر شاید شما بگی: باشه. اصلاً مهریه رو کی داده و کی گرفته… ولی وقتی که شما اینطور انتخاب می کنید ، برای چی اون فرد این حرف رو می زنه؟ برای اینکه نگرشش نسبت به روح خیلی متفاوته با شمایی که دوره سالیتود رو کار کردید. به مشکل می خورید و بعد از یک مدت هر مشکلی پیش بیاد ، تقی به توقی بخوره و بهش بگی بالا چشات ابرو و یه اتفاقاتی بیفته ، اصلاً تقصیرکار هم باشید شما و یه کاری بکنید که همسرتون ناراحت بشه و خدای نکرده بره مهریه رو توی دادگاه به اجرا بگذاره و… می بنید که چه بهای سنگینی رو باید بدید! هم از نظر پولی و مادی و هم از نظر عاطفی و هم از نظر اعصاب خوردی و هم اینکه خیلی از پسرا رو می گیرن میندازن توی زندان.

اتفاقاً همین چند روز پیش توی شهری که من زندگی می کنم ، یک نفر هست که من خیلی دوستش دارم. این جوون رو همیشه توی مسجد و… می دیم. یک مدت نبودش. و دیروز دیدمش و بهش گفتم: چه خبر؟ گفت: من زندانی ام و الان مرخصی گرفتم. گفتم: چی؟ گفت: خانمم مهریه ام رو به اجرا گذاشته و من زندانم و الان مرخصی گرفتم و اومدم مسجد یه آب و هوایی عوض کنم و دوباره برگردم زندان. تو چیکار کردی؟ و می خواست از من راهکار بگیره که چیکار کردی و… به همین راحتی! و اگر زمانی این  جوون می خواست ازدواج کنه ، یک آموزش جامع و کامل از الف تا ی، از صفر تا صد بهش می دادن که اگر ازدواج کنی ، مسیر اینه. اینقدر دانش و تجهیزات و دانایی و علم و معنویات و نگرش و… اینها رو همه نیاز داره که بتونه ازدواج کنه.

دروه سالیتود از عمق بزرگترین مشکلات و بزرگ شدن روح من به وجود آمد

اگر بهش می دادن که الان اینجوری نبود که این دوست من بخواد زندانی باشه و بگه الان مرخصی داره. و خیلی خیلی غصه خوردم. و از خدا خواستم که کمکش کنه رها بشه از این قضیه. خود من هم این تجربه داشتم که مهریه رو اجرا گذاشتن ، چه درگیری ها ، چه بحث ها ، چه اعصاب خوردی ها. و من خدا کمک کرد که تونستم از این مشکلات رشد روحی بکشم بیرون ، تجربه و علم بکشم بیرون و به جای اینکه اینها منو خورد کنه ، هی خودمو بزرگ کردم بزرگ کردم. هر مشکلی که پیش می اومد ، روحمو باهاش بزرگ می کردم. که اینها رو توی دوره سالیتود یاد می گیرید.

ولی کسی که ندونه ، همه مشکلات باعث خورد شدن و حقیر شدنش میشه و این بنده خدا دوست من که دیدمش اون اعتماد به نفس همیشگی رو نداشت و غمی توی وجودش بود ، خورد شده بود. و من واقعاً نمی نونستم توی چند دقیقه بهش بگم چیکار کن. که اگر توی این شرایط هستی ، بزرگ بشی ، نه اینکه خورد بشی. به خاطر یک مشکل و معضل زندان رفتی ، اشکال نداره. اگر تو بدونی روحت از کجا اومده و به کجا میره، ارزش و قیمت روح خودتو که بدونی ، توی زندان هم که بندازنت ، بزرگ میشی ، به جای اینکه کوچیک و حقیر بشی.

زندان مردها و زنان آگاه رو بزرگ می کنه. هر مشکلی. دیگه زندان بدترینشه. توی جامعه ما خیلی بده یکی بره زندان. اونم یه بچه خوب و مظلوم و مذهبی مثل این دوست من. یا خود من. منی که توی خارج زندگی می کردم و این اتفاق ها برام افتاد. آگاهی نداریم و روی خودمون کار نمی کنیم.

معیارهای اشتباه ، ازدواج های اشتباه و طلاق! به خاطر ترس از تنها ماندن

مثلاً وقتی ما میگیم دوره سالیتود قیمتش مثلاً اینقدره، فرض کنید مثلاً یک میلیون تومن باشه. من یک میلیون روی خودم سرمایه گذاری می کنم ، از میلیون ها و حتی میلیاردها تومن ضرر مالی جلوگیری می کنم. چرا؟ چون مهریه ها اینقدر میشه. کسانی هستن که می افتن توی کارهایی مثل خونه رو از چنگش در میارن ، زندانش میندازن ، خیلی از این اتفاقات می افته.

برای خانم ها هم به همین شکل. نمی خوام بگم فقط برای آقایون خوبه. برای خانم ها هم به همین شکل. یک فردی رو انتخاب می کنن که در ظاهر خوبه ، کار داره ، ماشین داره و همه چی داره ، ولی اون نگرش رو نداره. اون بزرگی روح رو ندیده. زندگی رو فقط توی خونه و ماشین و… دیده فقط. و به خودش اجازه میده هر رفتاری که دلش خواست ، با خانم انجام بده.

و اون خانم فکر می کنه چون این آقا پولداره ، باید هیچی نگه و پش خودش بگه: وای اگر من این آقا رو انتخاب نکنم و این بره ، من بدبخت میشم ، کسی دیگری نیست. حالا درسته که از نظر اخلاقی هیچ فضیلتی نداره ، ولی ماشین که داره ، خونه که داره ، شغل که داره ، همین ها بسه! معیارهای اشتباه ، ازدواج های اشتباه. و بعد می بینی میگن: آمار طلاق در ایران خیلی بالا رفته! خوب به خاطر اینه که ما آگاهی نداریم. و اینقدر برای روح خودمون مثل من برای روح خودم ارزش قائل نبودم. که حالا برم یه چیزی یاد بگیرم. چه هزینه داشته باشه که بخوام بدم ، چه وقت داشته باشه که بخوام صرف کنم.

برای رشد روحی خود بهایی پرداخت نمی کنیم و مدتی بعد باید بهای سنگین تری پرداخت کنیم!

اون زمانی که پیش مشاور می رفتم بعد از اینکه خانمم منو ترک کرده بود و من مالزی بودم ایشون ایران اومده بودن ، شروع کردم جلسه ای صد رینگیت پول مشاوره می دادم ، که به پول الان ایران میشه جلسه ای سیصد هزار تومن. برای یکساعت سیصد هزار تومن پول می دادم. اون زمان با مشاورم که رفیق هم شده بودیم ، یه جمله خیلی خوبی گفت و منو پوکوند به قول اصفهانی ها. گفت: ما جلسات روانشناسی نمیریم ، پول خرج نمی کنیم ، کتاب نمی خونیم ، زورمون میاد ، خساست به خرج میدیم برای کار کردن روی خودمون و بعد یهو باید پنجاه میلیون ، صد میلیون ، دویست میلیون پول مهریه بدیم.

چرا؟ چون به مشکل خوردیم و اون خانم رو اینقدر رنجوندیم که اون خانم دیگه زده به سیم آخر ، مهریه اش هم گذاشته و گفته: زندانت هم میندازم و هر کاری که از دستم بر بیاد بر ضد تو انجام میدم! و این هم داستان خیلی از ماها هست. وقتی که مگیم یک دوره ای مثل سالیتود که تهیه شده ، زحمت کشیدم ، گفتم قبلاً: زندگیمو پاش گذاشتم ، بهایی که من گذاشتم یک زندگی بوده که متلاشی شده و از متلاشی شدنش من کلی درس گرفتم و توی این دوره ارائه دادم.

و طرف میگه: نه. خوب. من دم ازدواجمه ، پول ندم ، گرونه و بذار این پولو پس انداز کنم. در صورتی که میره یه هدیه ای می خواد بخره ، خرج های آنچنانی مثل تالار می خواد بکنه ، هر چی که پول داره از وجودش کشیده میشه در یک راه اشتباه! ای کاش راهش حداقل درست بود. در یک راه اشتباه. و ما این سرمایه گذاری های کوچک رو روی خودمون انجام نمیدیم و فکر می کنیم که گرونه. هفتصد هشتصد تومن یا هر چی.

دوره سالیتود برای مجردها از نان شب هم واجب تر است

ولی بعداً که افتادیم توی ازدواج نا موفق و شکست و بدبختی ، میگیم: ای کاش من همون روزهای اول ده میلیون تومن داده بودم ، یک نفر اینها رو به من یاد می داد ، حداقل ده میلیون پول از جیبم می رفت. نه صد میلیون ، دویست میلیون و میلیاردی و نه هزار و سیصد و خورده ای سکه! نه مثل من که پانصد سکه متعهد شده بودم. سه سال طول کشید که ثابت کنم پانصد سکه چیه و… تا اینکه یک توافقی بشه و به یک میلغی راضی بشن.

اینها چیزهایی هستش که شما باید در نظر بگیرید. وقتی که ما میگیم دوره سالیتود برای مجرد واجبه ، حتی از نون شب هم واجب تره. و مشابه این دوره توی کشور ما نیست اصلاً. با قدرت و اقتدار میگم. با قدرت تمام میگم که مشابه این دوره توی کشور ما نیست. شما وقتی میرید آزمایش ازدواج بدید ، لازمه که برید مثلاً طبقه بالا و فلان اتاق ، اونجا دو ساعتی کلاس برید و تموم شه بره!

توی این دو ساعت آخه چی می خوان به شما یاد بدن؟ چند تا چیز کلی که زن ها چطوری هستن و مردها چطوری هست! انگار مثلاً طرف هیچی در عالم نمی دونه و نمی دونه زن کی هست. مثلاً بدونید زن ها آلت تناسلیشون با شما فرق می کند! اینها به چه درد فردی می خوره که می خواد زندگی تشکیل بده؟ و یک سری چیزهای خیلی کلی کلی که بیشتر این کلاسی که من رفتم توی ازدواج دومم ، به جوک و خنده و مسخره می گذشت. این تیکه مینداخت ، اون تیکه می نداخت ، سر به سر استاد می گذاشتن و تموم شد رفت! و بعد اینها توی زندگی هاشون شکست می خورن و میگن: ای وای چرا اینها رو کسی به ما نگفت؟

دوره سالیتود به لطف خدا بین المللی خواهد شد

و ما نهایت کاری که می کنیم که روی خودمون کار کنیم ، اینه که به پدر و مادرهامون نگاه می کنیم. هر کاری که اونها کردن ، ما هم می کنیم. حالا کافیه که اونها اصلاً نگرش و دیدگاهشون با ما فرق کنه. ما یه جور دیگه زندگی رو می بینیم. اونها یه جور دیگه زندگی رو می بینن. از نسل متفاوتی میان. فکر می کنیم چون پدر و مادرمون موفق بودن و چهل پنجاه سال کنار هم بودن ، ما هم اگر زندگی کنیم ، چهل پنجاه سال کنار همسرمون می مونیم.

نه! اینطور نیست. به راحتی جدا میشن و به راحتی شکست می خوره و به راحتی ازدواج ها متلاشی میشه. که مقام ششم دوره سالیتود خودش به اندازه میلیاردها ارزش داره. که شما نیازهای هسرتو بتونی برآورده کنی. اگر نیازهای همسرتو نتونی برآورده کنی ، چه اتفاقی می افته؟ جدایی پیش میاد. اونوقت باید هزینه بذاری ، پول باید بذاری ، اعصاب خوردی باید بذاری ، دادگاه ، پاسگاه ، درگیری های خانوادگی ، دل شکستن پدر و مادر اینها همش تبعاتشو داره.

پس ما داریم میگیم: دوره سالیتود برای هر مجردی واجبه در کشور ما. و انشاالله من یک ذره سرم خلوت بشه ، دارم برنامه ریزی می کنم که به زبان انگلیسی ترجمه اش کنم و این دوره برای کل دنیا واجبه. نه فقط ایرانی ها. و حالا به شکل بین المللی این دوره رو تهیه و منتشر خواهیم کرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[تعداد: 1    میانگین: 5/5]
برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

بستن
بستن