دانلودهای رایگانمثبت اندیشی

نشاط درونی یا شادی ظاهری؟

چیکار کنیم که حالمون خوب بشه و افسردگی و ناراحتی از وجودمون بره و حال خوبی رو تجربه کنیم؟ یکی از تمرین هایی که گفتیم این بود که شکرگزاری کنیم. راه دیگر این هست که تلقین کنیم. تلقین کردن بسیار بسیار حال ما رو خوب می کنه. تلقین به همراه پوزیشن صحیح بدنی. شما فرض کنید اگر حالت خموده و افسرده و شل و ولی به خودم بگیرم و بگم: من حالم خیلی خوبه و زندگی خیلی شیرینه! اصلاً فایده ای نداره. حالت بدن باید با حالت جملات تأکیدی و تلقینی همخوانی داشته باشه.

سینه رو صاف نگهدارید و نفس عمیق بکشید و دست بزنید و بگید: من حالم خوبه ، خدایا شکرت ، خدایا شکرت. همه چیز عالیه. من مشکلاتم رو حل می کنم. من بزرگتر از مشکلاتم هستم. تموم این جملات رو با فرم صحیح بدنی وقتی انجام بدیم ، خیلی به ما کمک می کنه و درجا حال ما رو خوب می کنه!  شادی چیزی هستش که به دست آوردنیه. یعنی ما باید تلاش کنیم که خودمون حال خودمونو خوب کنیم و به شادی برسیم.

و بر خلاف اینکه خیلی ها فکر می کنند که شادی فقط بیرونیه و دست زدن و رقصیدن و… هست ، اینها خیلی خوبه ، اینها شادیه. ولی سطوح خیلی پایین شادیه. شادی باید عمیق باشه. مثل یک کوه یخی که ده درصدش بیرون از آبه و هشتاد نود درصدش زیر اقیانوس قرار می گیره ، ما باید اون هشتاد نود درصد از شادی رو درست کنیم. تا اون ده درصد که میاد روی کار و مردم ما رو می بینن ، ما رو آدم خوب و خشحال و آروم و خندونی ببینن. و اون نود درصد چیه؟ کار کردن بر روی معنویت ، پاک کردن رذیله های اخلاقی ، ساختن ارتباط صمیمانه با خداوند ، ارتباط احساسی و عاطفی با اوست.

اشک برای عشق خداوند یا بزرگان ، با نشاط معنوی همراه است

حالا این ارتباط احساسی و عاطفی با خداوند می تونه گریه باشه ، می تونه عشقبازی باشه ، می تونه مثلاً آدم وقتی یک نفر رو خیلی دوست داره ، قربون صدقه اش میره ، حتی اشک هم توی چشماش جمع میشه و گریه می کنه. ولی اون گریه ، گریه غم نیست! گریه شادیه. یا مثلاً در دوره سالیتود این مباحث رو یه کم بازتر گفتیم ، گریه برای یک سری چیزهای بزرگ در عالم ، مثل گریه برای امام حسین علیه السلام. اون گریه شوق هست. ما داریم برای بزرگترین مقام عالم داریم گریه می کنیم و میگیم: وای من عاشق تو هستم. چرا این اتفاقات برای تو افتاد؟ از روی دلسوزی عاشقانه هست. دلمون می سوزه و ناراحت میشیم که چرا این کار رو با تو کردن؟ این گریه ها ، گریه شادیه. و و این گریه های معنوی ، اون نود درصد زیر رو تشکیل میده.

کسانی که برای خداوند ، بزرگان و مثال هایی که زدم ، گریه می کنه ، چه اتفاقی براش می افته؟ بعد از این که گریه کرد ، آنچنان حالتی خداوند بهش میده ، که از کف گرفته تا نوک این قله یخی همش میشه شادی. اونوقت می بینی که توی رفتار روزمره ات شادی داری. شادی همش لزوماً این نیست که من فقط قهقهه بزنم ، نه! شما یه وقت می بینی یک نفر آروم نشسته یک گوشه و یک لبخند ملیحی گوشه صورتش هست ، ولی شادترین انسان روی کره زمینه! هیچ غمی توی وجود او نیست. هر چقدر لایه های عمیق تری میره توی عمق روح او ، می زنی کنار میری پایین ، میری پایین و می بینی که همش شادیه و هیچ غمی وجود نداره. چرا؟ چون که روی معنویتش کار کرده.

مؤمنان ترسی ندارند. حزن و اندوه هم ندارند

ولی می بینی که کسی نود درصد غم و غصه و… داره ، انواع و اقسام آشفتگی ها رو داره و به هیچکسی نشون نمیده و اون درصد رو رو میگه ، می خنده ، شلوغ بازی در میاره و نوار بذار و برقصیم … این داره از اون غم هایی که توی وجودشه ، فرار می کنه! پس اشتباه نکنیم. ما نمی خوایم از نظر ظاهر و فیزیک شاد نباشیم ، شادی مفهوم خیلی عمیق تری داره. نود درصد شادی ، شادی معنوی هست. که ما باید روحمون پاک باشه ، نور خداوند به همه جای روح ما تابیده که ما به شادی عمیق و تموم نشدنی برسیم.

به همون مصداقی که خداوند توی قرآن میگه: و لا خوفٌ علیهم و لا تحزنون. مؤمان ترسی ندارن و حزن و اندوه هم ندارن. هیچوقت و تحت هیچ شرایطی. چه پول داشته باشه، چه نداشته باشه ، چه فقیر باشه ، چه غنی باشه ، چه سالم باشه ، چه بیمار باشه ، چه کارها راست و ریست باشه ، چه نباشه ، چه چکش وا خورده باشه ، چه وا نخورده باشه ، چه آزاد باشه ، چه توی زندان باشه ، هر شرایطی که می خواد باشه ، و لا خوفٌ علیهم و لا تحزنون.

چرا؟ چون روی نود درصد روح کار کرده. شرایط بیرونی اون قدرت رو ندارنم که بخوان روح اون فرد رو اذیت کنن و ناراحتش کنن. مثلاً پولش تموم شد ، دیگه وای! نمیشه بری طرفش! اخمو و بد اخلاق! یک تغییر کوچیک توی زندگیش ایجاد میشه ، دیگه اون آدم قبلی نیست و حالش بده! این بخاطر اینه که ما روی روحمون کار نکردیم. پس اینو در نظر داشته باشید. ما در دوره سالیتود و خلوت دورن به شکل عمیق روی اون نود درصد روح کار می کنیم.

در دوره سالیتود روش رسیدن به نشاط معنوی را می آموزید

میگیم: اون ده درصد شاد بودن ظاهری دیگه دست خودتونه. ما اصل مطلب رو به شما دادیم و کمک کردیم که خداوند نورش رو بتابونه به شما. دیگه بقیه اش با خودتونه. حالا یک نفر می خواد پاشه برقصه و یک نفر مثل این صوفی ها می خواد دور بزنه و دستشو بالا بگیره و بچرخه و یا می خواد بشینه یه گوشه یک گل رو نگاه کنه و لذت ببره و کیف دنیا رو ببره. هر کسی یک جوری اون شادی ظاهریش رو به نمایش می گذاره. از روی ظاهر نمیشه قضاوت کرد که باطن یک فردی چقدر شادی و نشاط داره. پس در دوره سالیتود به اینها می پردازیم و در این ویدیوی کوتاه خارجه که بخوام همشونو شرح بدم.

 

[تعداد: 1    میانگین: 5/5]
برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

بستن
بستن