دانلودهای رایگانشهوت شناسی و آموزش های جنسی

انحراف جنسی مستر – اسلیو

انحراف جنسی مستر - اسلیو

 

در رابطه با یکی از اختلالات جنسی که زیر مجموعه پارافیلیا حساب میشه میخواستیم صحبت کنیم. چون سوالاتی پرسیده میشه در این زمینه به اسم حالا (Master- Slave) مستر-اسلیو. کسایی که دوست دارن که تحقیر بشن در رابطه جنسی و مثلا آقایونی که دوست دارن توسط یه خانومی تحقیر بشن و اون خانم مثلا اونها رو تحقیر کنه، نمیدونم حالت اربابی روی اونها داشته باشه و اینها.

اختلال جنسی مستر- اسلیو و ارتباطش با دوران کودکی

اولا که اینو اگه بخوایم ریشه یابی بکنیم، این مشکل از اینجا شروع میشه معمولا همچین اختلالاتی در یک مرد یا فرق نمیکنه یک زن برمیگرده به دوران کودکی. یعنی در کودکی اون فرد چه نوع پدر و مادری داشته یا چه نوع روابطی در دوران کودکی براش شکل گرفته که اون الگویی شده در ذهن و روحش و این الگو رو با خودش آورده تا سن بالا، تا سن بلوغ، میانسالی و حتی تا آخر عمر، اگر روش کار نکنه. مثلا در خانواده هایی که فرض کنید مادر اون خانواده حالت تحکم داشته روی اعضای خانواده. حتی روی شوهر خودش تحکم داشته و یه ذره بد اخلاق بوده، حتی بچه ها رو کتک میزده و اینها؛ یه جورایی اون به عنوان یک در میشینه توی وجود اون فرد، حالا اون آقا، بعد که بزرگ شد دوست داره با خانم هایی باشه که اون خانم ها بهش تحکم کنن، توی سرش بزنن خودمونیش رو بخوایم بگیم؛ و بعد اگر حالا این اتفاق که توی کودکی براش افتاده، با کشف مرکز لذت جنسی خودش انجام شده باشه، و این مسئله ارتباطی پیدا کرده باشه با مسائل جنسی، دیگه توی مغز این کانکشن (Connection) برقرار میشه. یعنی میشه چی؟ تحقیر و تحکم از طرف با رابطه جنسی فرض کنید یک رشته نورونی تشکیل شده و این دوتا باهم وصل شده. و طرف اینجوری ارضا و تحریک جنسی براش اتفاق میفته.

میشه اختلال جنسی مستر – اسلیو رو درمان کرد؟

باید چیکار کرد؟ باید این ارتباط نورونی رو قطع کرد. یعنی چیکار کرد؟ اولا شروع کرد که به اون فرد گفتش که رابطه جنسی چی هست، میل جنسی چی هست، بیای روی عزت نفسش کم کم کار کنی، خودشو بشناسه، ارزش خودش رو به عنوان یک انسان، به عنوان یک روح الهی درک کنه، که همین هم قبلش این رو میطلبه که فرد پرهیز داشته باشه. به شدت از این کار جلوگیری کنه یا انجامش نده، که حالا هر باری که این کارو انجام میده این رشته نورونی فرض کنید که قوی تر میشه و محکم تر توی ذهنش تشکیل میشه. هرباری که این کارو نکنه و پرهیز کنه، فرض کنید یک کلاف محکم رشته های نورونی هست، این یکیش کم میشه، یکیش کم میشه و این کم کم کمرنگ میشه و این دوتا از هم جدا میشن در ذهن و روح اون فرد و باید چیکار کنیم؟ جایگزین کنیم.

رابطه جنسی مساوی با عشق!

بهش بگی که رابطه جنسی مساوی با عشقه؛ کم کم عشق رو بهش یاد بدی، اول بعد از این که پرهیز کرد، عشق به خداوند، عشق به خودش، این رو یادش بدی کم کم. بیای عشق به موجودات دیگر رو بهش یاد بدی. وقتی که عشق توی وجودش زنده شد، کم کم روی عشق و حالا پاکی کار کرد، مرحله ای که فرض کنید طرف دو سه سال تحت درمان و مراقبت باشه، میاد مرحله بعدی چی میشه؟ این میشه که عشق رو که خوب یاد گرفت، عشق به جنس مخالف رو کم کم بهش یاد بدی. اگر یک آقا هست، بهش بگی که جنس مخالف این نیست که بخواد تحکم روی تو داشته باشه، بزندت، تحقیرت کنه، تو باید کم کم یاد بگیری که اونم یک موجود الهیه، اونم یک روح الهیه، همدیگر رو دوست داشته باشید. و بعد از اینکه حسابی اینهمه مراحل طی شد، آخرین مرحله میشه که حالا شما از روی عشق با همسرت میتونی رابطه جنسی هم داشته باشی.

تزریق پارافیلیا در فیلم های پورنوگرافی!

یک پروسه درمان هست. الان در دنیا تراپیست هایی که میخوان روی مسائل اعتیاد جنسی کار کنن، چیکار میکنن؟ سریعا میرن توی کودکی اون فرد. تا میتونن کودکی اون فرد رو میشناسن، میشناسن، پدر، مادر، خواهر، برادر، دوستان، توی مدرسه چه اتفاقی افتاد؟ کودکی اون فرد رو میکشن بیرون که ببینن چه اتفاقی در کودکی افتاده و بعد باعث شده که این الگوهای اشتباه شکل بگیره و تا بزرگسالی پیش بیاد. و حالا یک نکته دیگه هم هست که شاید در کودکی هم همچین چیزی نباشه. شاید یکی از دلایل دیگرش این باشه که طرف فیلم های پورنوگرافی دیده. چون فیلم های پورنوگرافی اینجوری نیستش که فقط مسائل جنسی رو نشون بدن. تزریق و منتشر کردن پارافیلیا هست. یعنی کسی که زیاد پورن میبینه، انواع و اقسام انحرافات جنسی رو براش به نمایش میذارن. انقدر به نمایش میذارن که توی ناخودآگاهش تاثیر میذاره و پیش خودش میگه که خب بزار منم امتحان کنم؛ و کم کم پاش به اون راه کشیده میشه و درگیرش میشه. پس پورنوگرافی هم میتونه یکی از دلایلش باشه که باز راهکار و درمانش همون. پرهیز از پورن، پرهیز از اینگونه رابطه های جنسی، برگشتن به خداوند، ارزش خودش رو دیدن و اینها و مسیری که براتون شرح دادم.

وقتی از خدا دور میشیم!

پس هرگونه انحراف جنسی فرقی نمیکنه همش بخاطر اینه که ما از خدا دور شدیم، یک الگوهای اشتباه توی ذهن ما تشکیل شده، رابطه جنسی مَچ شده و ارتباط پیدا کرده با یک چیز اشتباه؛ با تحقیر، با کتک، با نمیدونم تنها گذاشته شدن، با هر چیزی. باید کات بشه ارتباط با اونها و بیاد جایگزینش عشق و نیروهای الهی قرار بگیره که ما بتونیم انشاالله در آینده رابطه عاشقانه و الهی جنسی رو با همسرمون داشته باشیم.

[تعداد: 6    میانگین: 3.5/5]
برچسب ها

نوشته های مشابه

‫3 نظرها

  1. سلام ممنون از مطالب عالیتون من از بچگیم به شدت این حس مازوخیسم رو داشتم و همیشه دوست داشتم یه میسترس داشته باشم و هیچوقت علاقه ای به رابطه جنسی با جنس مخالف نداشتم، تا مدتها فکر میکردم فقط من این حسو توی دنیا دارم و تعجب میکردم چرا این حسو دارم تا اینکه بزرگتر شدم و فهمیدم خیلیا درگیرشن و میلیونها فیلم در این رابطه وجود داره و دیدن این فیلما باعث بیشتر شدن این حس در من شد تا اینکه الان که نزدیک به ۳۰ سالمه هنوز بشدت این حسو دارم؛ من قبلا نمازهامو همینجوری و بدون توجه میخوندم و رابطه خوبی نداشتم با خدا الان مدتیه که خیلی به خدا نزدیک تر شدم نمازامو سروقت میخونم و خیلی بعد نماز با خدا راز و نیاز میکنم و کلی بیشتر از قبل با خدا رفیق شدم و مدتیه دیگه این فیلمارو نمیبینم البته از بچگی هم تقریبا مذهبی بودم اما متاسفانه هنوز هم این حس لعنتیو دارم و واقعا ازش خسته شدم و دائم از خدا خجالت میکشم واسه این حسم نمیدونم باید چیکار کنم که این حس از وجودم خارج بشه؛ آیا باید به روانپزشک مراجعه کنم برای درمانش؟

    1. سلام دوست عزیز…
      علاج این درد تغییر باورها هست اینکه آن فیلم ها را نبینید ؛ با آن انسانها ارتباط نگیرید و دوره استحاله جهت کسب باورهای درست در رابطه با میل جنسی را شرکت کنید، الحمدلله که حال شما بسیار هم بهتر شده است .

پاسخی بگذارید

بستن
بستن