ترک خودارضایی (ویدیو)دانلودهای رایگان

ترک خودارضایی و غم بعد از آن

 

کاربری به ما پیام دادن و گفتن: من خودارضایی رو کنار گذاشتم ، ولی هر از گاهی غم هایی میاد توی دلم و مثل باران گریه می کنم. می ترسم نکنه اتفاق بدی بیفته و این دلهره و ترس و اضطراب می شینه توی دلم. نمی دونم چیکار کنم؟ علتش چیه؟ این طبیعیه و قبلاً هم در این رابطه صحبت کردیم و باز هم بیشتر در این رابطه صحبت می کنیم.

شما به عنوان کسی که مدت ها و سال ها خودارضایی می کردید یا هر کسی که خودارضایی می کرده ، یک مخدر و یک مسکن بسیار قوی به اسم خودارضایی رو مصرف می کرده. و هر گاه مشکلی یا ناراحتی ، غم ، استرس ، اضطراب یا هر چیزی که می اومده توی ذهنش ، به جای اینکه با اون مقابله کنه و با اون روبرو بشه توی ذهنش و توی زندگی اونو حل کنه ، راحت ترین راه چیه؟

 

بره توی خلوت خودش و هر چی که هست ، این مواد مخدر رو مصرف کنه. یعنی چیکار کنه؟ خودارضایی کنه. و سال های سال این احساسات ما سرکوب شده و به نوعی که دیگه اصلاً خاموش شده.

 

کسی که خودارضایی می کنه ، همه احساساتش به قول معروف کرخت میشه. دیگه اصلاً نه غمی حالیش میشه ، نه شادی ، نه ناراحتی… نه اینکه حالیش نباشه ، دیگه سر و بی تفاوت شده. یک حالت خیلی ناجوری هست. کلاً همه اعتیادها اینطور هستند.

 

وقتی که شما احساساتتو سرکوب می کنی و مواد مخدر می زنی یا خودارضایی رو مصرف می کنی به عنوان یک مواد مخدر ، احساساتت کرخت میشن و شما به عنوان یک انسان نمی تونی از احساساتت درست استفاده کنی. یعنی چی میشه؟ ما رشد می کنیم ، سنمون میاد بالا ، ولی احساساتمون همونجوری می مونه!

با احساسات خود دوست شویم و اجازه رشد بدهیم

بستگی به تعداد سال هایی که ما توی خودارضایی بودیم ، همون تعداد سال رشد عاطفی و احساسی ما متوقف میشه. مثلاً فردی اگر از پانزده سالگی شروع کرده باشه به خودارضایی و الان تا سی سالگی رسیده باشه ، هنوز از نظر عواطف و احساسات یک فرد پانزده ساله هست. عواطفش رشد نکرده که سی ساله بشه. چرا؟ چون دائماً می خواسته ناراحت بشه ، خودارضایی کرده.

 

می خواسته خوشحال بشه ، خودارضایی کرده ، می خواسته عصبانی بشه ، خودارضایی کرده. استرس اومده می اومده سراغش ، می خواسته با این استرس دست و پنجه نرم کنه ، بزرگ بشه ، قوی بشه تا اون استرسو هندل کنه ، خودارضایی کرده. از همه چیز فرار کرده و خودارضایی کرده.

 

کسی که مواد مخدر مصرف می کنه هم دقیقاً به همین صورت هست. وقتی کسی مواد مخدرو کنار می گذاره یا خودارضایی و شهوترانی رو کنار می گذاره ، مدت ها باید روی خودش کار کنه ، باید با احساساتش خیلی دوست بشه ، اجازه بده گریه کنه و این احساسات بیدار شن ، موتور گریه کردن باید توی وجودش روشن بشه و شروع به کار کردن کنه ، موتور خندیدن ، موتور شادی و همه احساسات و عواطفی که خداوند لطف کرده و در وجود ما گذاشته و اونها رو ما یک عمر بوده که خاموش کردیم ، بعد از ترک خودارضایی اونها بیدار میشن.

 

و به هر کدوم  بیشتر بی توجهی کرده باشیم ، بیشتر شاید به چشم بیاد. مثلاً اینکه طرف ناخودآگاه نشسته شهوترانی نمی کنه و حس می کنه که مدتیه پاکه. ولی غم میاد توی دلش و دوست داره گریه کنه. این نشونه خوبیه و نشون میده عواطف و چیزهایی که زیر خاک دفن شده بودن دارن میان بالا کم کم و دارن خودشونو نشون میدن و میگن: بابا من هم هستم توی وجودت!

گریه برای خداوند به انسان نشاط عمیق می دهد

اشک توی وجودت هست ، اشکال نداره گریه کن! وقتی که انسان گریه می کنه ، این گریه کردنشو با ارتباط با خدا یکی کنه ، خیلی خوب میشه. وقتی که انسان دلش می گیره ، مخصوصا ً دم غروب ، اونوقته که روح انسان داره با تمام وجود فریاد می زنه من خدا رو می خوام. من خلأ روحانی وجودم خدا رو نیاز داره. خدا رو بهم بده! و ما خدا رو بهش نمیدیم و می شینیم پای سریال و بدتر حالمون بد میشه.

 

می شینیم پای گپ زدن و چت کردن و تلگرام و همه کار می کنیم و همه آشغال پاشغال ها رو توی روحمون می ریزیم ، به جز اونی که روح با تمام وجود عطش داره و میگه: خدا به من بده! معنویت به من بده! من سال های سال سرکوب شدم. روح فرد معتاد اینطوریه. سرکوب شده و میگه: غذای من رو بده! غذای من معنویت و گریه برای خداوند و گریه برای مسائل معنوی و شادی برای خداوند رو من می خوام. اینها رو به من بده. ولی ما اینها رو بهش نمیدیم.

 

پس اگر خودارضایی رو کنار گذاشتید ، شروع کنید با احساساتتون رفیق شدن. اگر غم میاد سراغتون ، اشکال نداره. این غم رو بپذیرش و شروع کن با خدا ارتباط برقرار کردن و بگو: خدایا دلم گرفته. دوست دارم بیام توی آغوشت و زار زار مثل یک بچه گریه کنم. وقتی خدا رو دخیل کنید و خیلی گریه کنید ، این گریه به شما شادی میده. چرا؟ چون گریه ای هستش که برای خداست.

امان از وقتی که ما انسان ها برای مسائل دنیوی که میشه در سطح جمادی ، نباتی ، حیوانی گریه کنیم. هر چه گریه کنیم ، حالمون بدتر میشه و آروم نمیشیم. مثل کسانی که توی یک رابطه عشقی شکست می خورن و گریه می کنن.

گریه برای خداوند و رشد روحی انسان

همینطوری طرف هی گریه می کنه ، اون منو ول کرد و رفت… مشکلش در بعد حیوانی بوده. بعد معنوی رو وقتی ازش بگیری ، میشه جفت گیری. جفتش رفته. هر چقدر گریه می کنه ، حالش خوب نمیشه. طرف می بینی که ده ساله طلاق گرفته ، هنوز داره غصه اون طلاق رو می خوره. چرا؟

 

چون خداوند رو وارد زندگیش نکرده. وقتی ما خداوند رو وارد کنیم و غم هامون رو تبدیل کنیم به غم های معنوی ، می بینیم اینقدر قدرت می گیریم و اگر گریه می کنیم ، توی دل خدا گریه می کنیم ، برای نزدیکی به خدا گریه می کنیم ، می بینیم که روحمون بزرگ میشه. بار دوم که گریه می کنی ، روحت بزرگ تر میشه.

 

فکر کردید برای چی بزرگان عالم که کائنات در سیطره قدرت اونها بود ، مثل امام علی علیه السلام ، گریه های عاشقانه با خداوند عالم می کردن؟ چون اینقدر روح بزرگ بود ، خودشونو می انداختن توی دل خدا و با خدا عشقبازی های عمیقی می کردن. ما هم در سطح خودمون می تونیم همچین کاری بکینم. شما به عنوان کسی که خودارضایی رو کنار گذاشتید ، این کارو بکنید. ترس ها هم به خاطر همینه. به خاطر اینه که خدای خون ما کم شده! خدای روح ما کم شده.

 

وقتی خدا کم میشه ، ترس میره بالا. وقتی که خدا و ایمان میره بالا ، ترس میاد پایین. اینها نسبت عکس دارن با هم. کاملاً نسبت معکوس دارن. هر وقت ترس اومد سراغتون ، فقط خدا و معنویت. اصلاً کلاً روش ترک خودارضایی که ما در مس به طلا آموزش میدیم ، بر مبنای خداونده دیگه. گفتیم همیشه. دستمونو دراز می کنیم و میگیم: خدایا دستمو بگیر. کمکم کن. من وسوسه هامو به تو می سپارم. تو کمکم کن.

 

 

 

 

 

 

 

[تعداد: 5    میانگین: 4.6/5]
برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

بستن
بستن