successful-without-spirituality

موفق و بدون معنویت

در این فایل صوتی در رابطه با انسان هایی صحبت می کنیم که اعتقاد خاصی به خداوند ندارن و نمازی نمی خونن و دعایی هم نمی کنن، ولی به ظاهر که نگاه می کنیم می بینیم که زندگی بسیار خوب و موفقی هم دارن. این انسان ها رو ما به دو دسته تقسیم می کنیم. دسته اول انسان هایی هستند که خدا و معنویت رو قبول ندارن، ولی در عین حال آدم های خوبی هم هستن. یعنی بر اساس علم و منطق و حساب و دو دو تا چهار تا زندگیشونو پیش می برن، تفکر مثبتی دارن، آدم های منظمی هستن، تحصیلکرد هستن و بر اساس اینها به موقیت های مادی دسترسی پیدا می کنن. دسته دوم کسانی هستن که علاوه بر اینکه خدا و معنویت رو قبل ندارن، به اصول معنوی و روحانی اعتقاد زیادی ندارن و به اصول اخلاقی هم کاری ندارن که اونها کسانی میشن که توی تجارت مواد مخدر و کار قاچاق انسان هستن. خوب دیگه اونها تکلیفشون معلومه و توضیحی نمی خواد واقعاً. در نهایت کسی که بدی کنه و از راه های نادرست و پلید بخواد موفقیت های به ظاهر مادی کسب کنه، نتیجه اش رو توی زندگیش خواهد دید. دیر یا زود توی اون راهی که هست، کشته میشه یا اگه اتفاقی هم براش نیفته، حال روحی بسیار بدی رو تجربه می کنه و در درد و دوری از خداوند می سوزه اون فرد.

فیلم پدر خوانده رو ببینید با اینکه پرفروش تری فیلم و بهترین بازیگرها رو داشته، ولی وقتی شما نگاه می کنید، پشت پرده و زندگی همچین آدم هایی رو نشون میده دیگه. که طرف رئیس مافیا هست و توی فیلم دو یا سه بود که دختر خودشو زدن کشتن. اصلاً نمی تونست داد بزنه، آل پاچینو وقتی این نقش رو بازی می کرد. و کسانی هستن که حتی توی واقعیت هم دیدید دیگه. اینهایی که دستگیرشون می کنن، طرف قاچاقچی یا خلافکاره به هر صورتی، نگاه کنید توی صورتش مشخصه که چقدر درد داره. چقدر این چهره منفی گری و اوج انرژی های منفی و سیاه کاملاً توی صورت اون فرد مشخصه. آدم با یک نگاه کاملاً می تونه بفهمه که طرف توی چه دردی داره به سر می بره! هر چقدر هم که پول داشته باشه! پول که نمی تونه روح انسان رو درمان کنه. اون خلأ روحی بسیار بزرگی که پر از انرژی های منفی، پر از انرژی های شیطانی شده، پول هیچوقت نمی تونه درستش کنه. هیچوقت! هر چقدر هم خوشی های دنیوی جلوی انسان باشه، پول، خونه، ماشین، شهوترانی، همه چی باشه؛ حال خوب نمیشه. وقتی خدا نباشه و وجود انسان رو پلیدی بگیره، دیگه انسان نمی تونه حال خوب رو تجربه کنه.

پس دسته دوم تکلیفشون کاملاً مشخصه. دسته اول که گفتیم: نه انسان هایی معنوی و روحانی هستن، ولی کاملاً منطقی. دو دو تا چهار تا دیگه. با استفاده از قوانین تجاری و قوانین موفقیت به پول و ثروت رسیدن. پول، خونه، ماشین، این چیزهایی که خیلی برای مردم ایران مهمه، به اینها رسیدن. تنها ضرری که این گروه می کنن اینه که احساسات بسیار معنوی و روحانی که توی وجود انسان گذاشته شده و انسان می تونه اون حس و حال بسیار زیبا رو با خدای خودش تجربه کنه، هیچوقت این تجریبات رو نخواهند داشت. یکی این. دومیش اینه که همیشه و همیشه انسانی که بدون خدا و معنویت زندگی می کنه، این ترس توی وجودش هست که چه اتفاقی می افته؟ آیا رقیب ها میان و من رو شکست خواهند داد؟ آیا رقیب ها حق من رو می خورن؟ و اونها میان توی کاری که من هستم اونها میان جلو و اونها میان حق من رو می گیرن، مشتری ها به نوعی رزق من رو می گیرن؟ ترس های اینجوری هم همیشه توی وجود انسان هایی که دو دو تا چهار تا می کنن، هست.

حالا مهم تر از ترس از آینده و ترس از اینکه چه اتفاقی می افته، همون احساسات روحانی و زیبایی هستش که فرد هیچوقت تجربه نمی کنه واقعاً. چونکه اصلاً سراغشون نمیره. اون حال روحانی که طرف دلش می شکنه با خدا راز و نیاز می کنه، عشقبازی می کنه، یه خواسته ای داره خدا براش برآورده می کنه، این باعث میشه که آتش عشقش باز شدیدتر بشه و باز بره به سمت خدا. یه بخش بزرگی از این همه احساسات روحانی و زیبا و لطیف، دست نخورده و آکبند توی وجود فرد می مونه و هنگام مرگ به خاک سپرده میشه. به همین راحتی! زندگی بدون خداوند و بدون معنویت دقیقاً به نوعی شبیه زندگی بقیه مخلوقات خداونده. خوردن، خوابیدن، تولید مثل کردن، پیر شدن و در نهایت مردن. چه فرقی می کنه با بقیه مخلوقات خداوند؟ تفاوتی که انسان داره اینه که اون حس و حال روحانی رو خداوند توی وجودش قرار داده و از روح خودش در او دمیده و گفته: برگرد به سمت من. با من ارتباط برقرار کن. من قراره که حال تو رو خوب کنم. الا بذکر الله تطمئن القلوب. فقط با یاد خداست که قلب انسان آروم میشه. ببینید چه کلمه قشنگیه. تطمئن از اطمینان میاد. من اطمینان پیدا می کنم، مطمئنم که خداوند کنارمه.

و حتی اگر کسی بخواد که انسان دنیوی و به قول معروف مرد عاقل دنیوی باشه وحاب و کتاب و دو دو تا چهار تا داشته باشه، اگر معنویت رو توی زندگی خودش وارد کنه، اونوقته که حتی توی کار دو دو تا چار تا و کار تجارت خودش هم موفق تر میشه. خدا وقتی توی زندگی انسان باشه، اولاً آدم جرأت می کنه ریسک بکنه، جرأت می کنه یه جاهایی حرفش رو بزنه و از هیچکس نترسه. جرأت می کنه کارهایی بکنه که تا حالا هیچکس نکرده، جرأت می کنه به قول عارف ها در این عالم برقصه، خوشش باشه، بگه، بخنده، از لحظه لحظه زندگی لذت ببره. هیچ محدودیتی نداره. چونکه می دونه دست حمایت خداوند توی زندگیش هست و هر کاری که بخواد بکنه، جاش پیش خدا امنه. تطمئن القلوب. قلبش مطمئنه. و موفقیت های مالی بسار زرگی رو هم کسب می کنه و ر مواقع شکست، مثلاً شکست تجاری، اون کسی که خدا رو نداره خیلی بیشتر داغون میشه تا کسی که خدا رو داره.

این مطلب هم عالی و مفیده:  مردم گرسنه اند!!؟

کسی که خدا رو داره، می دونه که خداوند توی قرآن گفته: ما آزمایشتون می کنیم. مبتلاتون می کنیم به انواع و اقسام آزمایش ها. زن، فرزند، مال، خونه، ماشین؛ می گیریم. معشوق های زمینی شما رو ما قلقلکشون میدیم. ابتلا می کنیم. آزمایشتون می کیم. خداوند گفته. بنابرای کسی که این نگرش رو داره، توی مصیبت ها هم بهتر پیش میره تا کسی که خدا رو نداره، یک مقدار پول از دست بده، حالش بده! چرا اینطور شد؟ می خواد اون کسی که پولش رو خورده مورد مؤاخذه قرار بده. ولی کسی که با خداونده همه رو از جانب خدا می بینه. هر چه هست از اوست. هم برکت ها، هم آمال ها، هم آزمایش ها همه چیز از اوست. چه اشکالی داره انسان خداوند و معنویت رو توی زندگیش داشته باشه و در کنار اون زیر چتر معنویت بیاد قوانین تجاری رو رعایت کنه، درس بخونه، پیشرفت کنه و دو دو تا چهار تایی که همه دارن، اون هم داشته باشه. کلاً اصلاً رنگ و بوی زندگی خیلی فرق می کنه.

یه جایی مثلاً طرف می خواد ایثار و گذشت داشته باشه، از خودش بگذره به خاطر یک فرد دیگری. از خود گذشتگی. اگر خداوند توی وجود انسان و زندگی انسان باشه، خیلی راحت این کار انجام میشه. به عشق خداوند این کارو انجام میده. ولی اگر خداوند نباشه توی زندگی انسان، برای کی می خواد این کارو انجام بده؟ قوانین تجاری هیچوقت نمیگه که بدون هیچ ریترنی بده بره. فقط قوانین معنوی و اسپریچووال اینو میگن: که شما بیا و ببخش، اون کسی که به شما بر می گردونه، خداونده. ولی توی تجارت هیچوقت نمیان بگن شما بیا ببخش، ولی خوب کی بر می گردونه؟ معادله ریاضی جور در نمیاد. این عددی که اینجا کم شده، کی می خواد پر کنه؟ بنابراین زندگی بدون خدا خیلی سخت تره. واقعاً سخت تره. خیلی چیزها رو نمیشه انسان توجیه کرد، و بار سنگین این زندگی رو خودش تنهایی باید به دوش بکشه.

ولی انسانی که با خداونده، خیلی راحت و خیلی با دل و جرأت این مسیر زندگی رو با شادمانی طی می کنه. موفقیت های مالی هم کسب می کنه، موفقیت های احساسی، عشقی، همه جورش هم کسب می کنه، و اگر باز هم شکست خورد، از اون شکست هم لذت می بره، عشقبازی می کنه با خداوند. می بینه که خداوند داره امتحانش می کنه. خداوند میگه: اونهایی که من دوستشون دارم، آزمایششون می کنم. حالا برای اون گروه اول یکی از سنت های الهی هم اینه که هیچ چیزی رو رعایت نمی کنن، مثل قاچاقچی و… خدا میگه: کسانی که خیلی از من دور شدن و حاضر نیستن به هیچ عنوان به سمت من برگردن، من به حال خودشون رهاشون می کنم. نه اینکه خدا لج کنه! خداوند احترام میذاره به نظر اون فرد. اون فرد میگه: خدایا توی زندگی من وارد نشو! من می خوام زندگیمو بدون تو پیش ببرم. خداوند هم میگه: باشه، من می کشم کنار، خودت می دونی. و برای اینه کسانی که توی کار خلاف هستن و خیلی از خدا دور هستن، همشون در نهایت به شکل بسیار بدی زندگیشون تموم میشه. یا می کشنشون، یا می گیرنشون، یا کلاه سرشون میذارن، بدبخت میشن.

کلاً مسیر زندگیشون چون که خدا رو خودشون دعوت نکردن. خداوند مهمانی بوده که بیرونش کردن. گفتن: خدایا نباش توی زندگی ما! خداوند هم گفته: باشه. من به تو احترام میذارم و میرم بیرون. بحث در این رابطه بسیار زیاده و خیلی میشه گسترده کرد که در یک فال صوتی کوتاه نمیشه توضیح داد، اگر کاربران عزیز دوست دارن که توی این زمینه بیشتر توضیح بدیم، بیشتر صحبت کنیم، می تونن درخواست بدن که ما بدونیم این موضوع براشون جالب هست یا نه؟ اگر جالب هست، بیشتر صحبت کنیم. چونکه مطالب خیلی زیادی رو ما باید برای کانال آماده کنیم در زمینه های مختلف. ولی این موضوعی هستش که بعضی از کاربرها خواسته بودن و من تا اینجا در این فایل صوتی اکتفا می کنم. و اگر باز هم درخواست دادن به همکارهای عزیز، حتماً این بحث رو بیشتر باز می کنیم و جنبه های مختلفش رو باز می کنیم. چونکه واقعاً بحثی هست که خود من هم با تموم وجود لذت می برم، وقتی در این رابطه صحبت میشه.

.

این فایل صوتی را از اینجا

دانلود کنید.

[تعداد: 0    میانگین: 0/5]
5 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا تمایل ورود به این بحث را دارید؟
اگر تمایل دارید، شرکت کنید!

دیدگاهتان را بنویسید