خدا و معنویتدانلودهای رایگان

چرا من محکوم به زندگی هستم؟

سؤالی که برای خیلی از ماها در مسائل زندگی ، وقتی که زندگی سخت میشه و مشکلات پیش میاد ، این سؤال ممکنه برای ما پسش بیاد ، اینه که: چرا من محکوم به زندگی هستم؟ خدا چرا منو به این دنیا آورد؟ چرا من باید زندگی که دوستش ندارم رو باید زندگی کنم؟ چرا منی که نمی تونم از پس مشکنلاتم بر بیام ، باید این مشکلاتو داشته باشم؟ اصلاً من دوست ندارم این زندگی رو؟ چرا منو آوردی خدایا؟ من محکوم شدم به اینکه بیام توی این دنیا زجر بکشم و …

این سؤالیه که دیدیم خیلی ها مطرح می کنن و از این شبهات مخصوصاً وقتی زندگی براشون سخت میشه ، پیش میاد. چرا؟ چون ما خودمونو به عنوان روح هنوز نشناختیم. خیلی از روح در خیلی از کلیپ ها صحبت کردیم. ما انسان ها ابعاد مختلفی داریم. جمادی ، نباتی ، حیوانی ، عقلی و فوق عقلی یا همون روحی و انسانی. ما بعد انسانی خودمونو به کل فراموش کردیم. یعنی خیلی دیگه کلاسمون بالا باشه و خیلی خودمونو عالم و کار درست ببینیم ، در بعد عقلی خودمونو می بینیم.

و خیلی ها خودشونو در بعد عقلی نمی بینن. عقلی میشه چی؟ درس و دانشگاه و مدرک و دکترا و… کسی که دکترا می گیره ، فکر می کنه که خیلی دیگه کارش درسته! ولی خودشو داره در بعد عقلی می بینه. هنوز به بعد فوق عقل و روح وارد نشده. خیلی ها دیگه به بعد عقلی کاری ندارن. توی بعد جمادی و نباتی و حیوانی مثل خورد و خوراک و خوابیدن و شهوت جنسی و شکم و… اینها انسان رو در این ابعاد پایین می بینن. وقتی ما انسان رو اینطوری ببینیم. ، بله! زندگی سخته. و ما فکر می کنیم که باید این زندگی جمادی و نباتی و حیوانی رو باید تحمل کنیم.

آسمان بار امانت نتوانست کشید  قرعه کار به نام من دیوانه زدند

در صورتی که اصلاً اینطور نیست. اولاً اینکه ما محکوم نشدیم که به این دنیا بیایم. در عالم ذر خداوند پیمانی از ما گرفت و گفت: می پذیری این پیمان عظیم الهی و این مسؤلیت عظیم الهی رو؟ که خداوند این مسؤلیت رو به سنگ به کو ها دادن و زیر بارش نرفتن ، ما انسان ها پذیرفتیم. یعنی تک تک ما انسان هایی که داریم توی کره زمین زندگی می کنیم ، در عالم ذر به خداوند بله رو گفتیم. گفتیم: بله من می پذیرم و من رو به اون دنیا یعنی زمین بفرست. داستان و فلسفه اش خیلی طولانیه و نمی خوام در این ویدیو بگم.

در این حد بدونیم که اینطوری نیست که خداوند ما رو محکوم به زندگی کرده باشه. خداوند از ما توافق گرفته و گفته: می خوای؟ می تونی؟ می پذیری؟ و ما گفتیم: بله. ولی یادمون نیست. و این خیلی مهمه که ما بدونیم خدا ما رو به زور توی این دنیا نیاورده. اگر ما این چیزها رو بدونیم و اگر اعتقاد ندارید ، که به نظر من اعتقاد داشته باشید. چون حقیقته محضه. باز ما باید خودمون در بعد روحی ببینیم.

قدرت روح انسان خیلی زیادتر از اونه که ما بخوایم تصورش رو بکینم. اینقدر قدرت روح زیاده که هیچ مشکلی در دنیا نم یتونه سد راه ما بشه و بخواد ما رو توی زندگی متوقف کنه و مشکلی باشه که نتونیم از پس اون بر بیایم. اگر مشکلی سر راهمون هست. مثلاً فرض کنید من اینجام و یک مشکل گنده سر راه من هست و نمی تونم کاری کنم در برابر اون ، به خاطر اینه که من کوچیکم ، روحم کوچیکه و روی پرورش دادن روحم کار نکردم.

هر مشکلی باعث بزرگ شدن روح ما می شود

که مثلاً اگر مشکل اینقدر بزرگه و روح من قدر کل این اتاق باشه ، دیگه اون مشکل در برابر روح ما کوچیک میشه. هر مشکل بزرگی هم که بیاد ، که به اندازه بزرگترین مشکل دنیا باشه ، اگر روح من بزرگ باشه ، می تونه اون مشکل رو در خودش حل کنه و مشکل براش کوچیک باشه. اتفاقاً خیلی جالبه. کسی اگر بحث روحی انسان رو خوب بدونه و بعد روحی انسان رو خوب بشناسه ، هر مشکلی که سر راهش میاد ، روحش رو بزرگتر می کنه. مشکل میاد ، روح بزرگتر میشه و اصلاً از مشکلات استفاده می کنه به عنوان ابزارهایی که روحش رو بزرگ کنه.

اینقدر روحش رو بزرگ کنه که اصلاً هیچ چیز نتونه توی این دنیا ناراحتش کنه. بزرگترین نمونه که می تونیم بهش نگاه کنیم ، کی هستن؟ امام حسین علیه السلام و حضرت زینب. دیگه حضرت زینب شاهکار کردن. خود امام حسین هم همینطور. که اینهمه توی صحرای کربلا ، دونه دونه یاران اام شهید می شدن. چه فرزندانشون ، چه یاران اون بزرگوار. هر کدوم از این عزیزان که شهید می شدن ، نشاط روحی امام حسین علیه السلام بیشتر می شد.

عشقبازی که ایشون با خدا می کردن ، بیشتر و بیشتر می شد. یعنی واقعاً یک شور و عشق الهی توی وجودشون بود که فقط اهل دل می تونستن اون رو بفهمن و ببینن. اگر ما باشیم ، میگیم: وای چه مشکل بزرگی! دیگه مشکل از این بزرگتر که پسر جوونت رو تکه تکه کنند ، حضرت علی اکبر رو. حضرت علی اصغر رو طفل شش ماه رو تیر توی گلوش بزنن ، از این واقعاً مشکل بزرگتر داریم؟ اینها مشکل و مصیبته و هر کدوم از اینها باعث بیشتر منبسط شدن روح امام حسین علیه السلام می شد.

جز زیبایی چیزی ندیدم

حالا جالبیش هم اینجاست: وقتی که واقعه کربلا تموم شد و خود امام حسین علیه السلام هم شهید شدن ، حضرت زینب که به عنوان یک زن تمام اینها رو نگاه می کردن ، جمله معروفشون رو گفتن: ما رأیت الا جمیلا. جز زیبایی چیزی ندیدم! چه زیبایی؟ آیا کشته شدن زیبایی داره؟ نه. به خاطر اینکه این بزرگواران روح رو می شناختن. حضرت زینب علیه السلام روح رو می شناختن و می دیدن که چطور روح ها دارن منبسط میشن.

چطور همه حجاب های دنیا داره برداشته میشه و دونه دونه این روح ها دارن وصل میشن به خدا. مثل این قطره هایی که می افتن توی دریا ، لذتبخش بود براشون. چطوری این قطره ها به دریا می افته؟ حجاب ها دنیا ، حجاب های بدن ، وابستگی ها و همه چیز از اونها گرفته می شد و روح ها می رفتن توی دل خدا. مثلاً اکام حسین علیه السلام هر گونه وابستگی که به فرزندان و عزیزان و هر چیزی که داشتن ، این وابستگی ها دونه دونه کات می شد و روحشون بیشتر بزرگ می شد.

حالا این تعبیر بسیار بسیار ساده ای هست که من دارم از این قضیه می کنم. ولی حضرت زینب اینطوری قضیه رو می دیدن. ما همیچن قدرتی داریم. اگر اونها همچین قدرتی داشتن ، ما هم می تونیم داشته باشیم. همون روحی که حضرت زینب داشتن ، ما هم داریم. پس اگر ما فکر می کنیم که زندگی برامون سخته و… ما روحمون کوچیکه. بی رو درواسی. تنبلی کردیم و نرفتیم روی قدرت روحمون کار کنیم. چون روح هامون شکننده و فسقلی شده ، هر مشکلی میاد ما رو خورد کنه.

هدف دوره سالیتود: کار کردن روی بعد روحی

مثلاً اجاره خونمون عقب می افته ، پول نداشته باشیم ، خورد میشیم! گوشی موبایلمون گم بشه ، خورد میشیم! یک جنس مخالف توی یک رابطه ترکمون کنه ، خورد و نابود و داغون میشیم! چرا؟ چون روحهامون کوچولوئه! روح هامون ضعیف و شکننده هست.  روحی که اون پتانسیل ور داره که اونهمه مصیبت رو تحمل کنه ، هیچ! بگه: همش زیبایی بود. پس بیاید روی روحمون کار کنیم. که در دوره سالیتود هم هدف همینه: روی روحمون کار کنیم. حداقل خودمون بشناسیم که کی هستیم. قدرتمون رو بشناسیم و بریم روی خودمون کار کنیم.

پس اینها همش بهانه هایی هستش که ما ضعیف هستیم و نمی خوایم روی روح خودمون کار کنیم و به جای اینکه همت کنیم و از این قدرتی که خدا به ما داده ، استفاده کنیم ، میگیم: ما مکوم هستیم به زندگی در این دنیا! نه. ما محکوم نیستیم. هیچ مشکلی بزرگ نیست و اونقدر بزرگ نیست که ما نتونیم تحملش کنیم. خدا اگر هم مشکلی سر راه شما می گذاره ، هدیه هایی هستش که به شما میده. شما لازمه که این چند تا درس رو با هم یاد بگیرید.

این ها با هم جمع میشن و میشن پکیج مشکل. خدمت شما. درس هاشو یاد بگیر و بزرگ شو. ولی ما اینطوری به زندگی نگاه نمی کنیم و به شکل یک روح بی نهایت خودمونو نمی بینیم. پس بریم روی قدرت روحی خودمون کار کنیم. چطوری؟ دوره سالیتود یکیش هست. در دوره سالیود ما منابع و مراجع مختلفی رو معرفی می کنیم که شما بعد از اینکه این دوره رو کار کردید و تازه اون عطش کار کردن روی روح توی وجودتون زنده شد ، تازه برید و خیلی باید زحمت بکشید که بهتون میگیم باید چیکار کنید.

[تعداد: 3    میانگین: 4/5]
برچسب ها

نوشته های مشابه

‫2 نظرها

  1. خدا اینو از انسان پرسیده که میخوای در دنیا زندگی کنی؟ پس چرا از ما نپرسیده؟ اگه پرسیده چرا هیچکس یادش نمیاد؟ فکر نکنم این حرف شما درست باشه چون تا حالا هیچ جایی این حرفارو (دنیای ذر و… ) نشنیدم از هر کسی هم که پرسیدم جواب منطقی نداده حتی از روحانی ها!

    1. اگر کمی مطالعه داشته باشید متوجه میشین که خداوند از همه انسانها عهد گرفته.
      این که شما جایی نشنیدید دلیل بر این نیست که چیزی وجود نداره.
      خداوند در قرآن سوره احزاب آیه ۷۲ میفرماید:
      “بی گمان، ما امانت (تکلیف) را بر آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه داشتیم، اما آن ها از برداشتن آن سر باز زدند و از آن ترسیدند و انسانْ آن را به دوش کشید، راستی که او بسیار بیداد پیشه و نادان است.»”

      فکر میکنید چه زمانی خداوند این کار را انجام داده؟ اگر امانت را به کوه هم عرضه کرد و کوه نپذیرفت و فقط ما پذیرفتیم، پس چرا ما یادمون نمیاد؟ به خاطر اینکه ما اسیر حجاب این دنیای مادی هستیم. اگر بتونیم از تعلقات دنیا جدا بشیم، و روی خودمون کار کنیم، خیلی چیزها رو متوجه میشیم.

      کدام روحانی هست که این موضوع رو بلد نبوده ؟ علامه طباطبایی شرح و تفسیر کاملی از این موضوع دارند که منظور از امانت الهی چیست و…

      به مورد دیگه هم اینکه ما هزاران عالَم داریم ولی ما انسانها در پایین ترین عالم یعنی “دنیا” به معنی پَست زندگی میکنیم. طبیعیه که از عوالم بالاتر خبر نداریم، نمیخواهیم هم خبر داشته باشیم چون معمولا حال و حوصله ارتقای خودمون رو نداریم. و فقط وقتی روح ما وارد عالم برزخ شد، باید تا زمان بی پایان و نهایت، حسرت بخوریم.

      موفق باشید

پاسخی بگذارید

همچنین ببینید

بستن
بستن
بستن